کد خبر: 19830
تاریخ انتشار: چهارشنبه, 16 ارديبهشت 1394 - 17:42
ایمیل
چاپ

داخلی

»

برگ سپید

سمفونی مردگان

مهسا فردحسینی
سمفونی مردگان

 

 

چند سال پیش در خبرها خوانده بودم که سمفونی مردگان اثر عباس معروفی ممنوع الانتشار شده است. کنجکاو شدم تا در مورد این کتاب بیشتر بدانم و بفهمم در مورد چه موضوعی بوده که ممنوع شده است. بلافاصله در فهرست کتابخانه جستجو کردم. سه نسخه از آن را داشتیم؛ دو تا از آن‌ها امانت بود و دیگری هم جزء کتابهای مفقودی.

 

بعد از ظهر یک روز پائیزی برای خریدن هدیه به کتابفروشی زیر پل کریمخان رفتم و همین‌طور که مشغول خواندن عنوان‌ها بودم «سمفونی مردگان» را دیدم. بلافاصله کتاب را برداشتم و از فروشنده پرسیدم اصل است؟ (منظورم از اصل بودن بدون سانسور بود، چون شنیده بودم ممنوع شده و الان در کتابفروشی و در دستان من بود و فکر کردم که حتماً بخش‌هایی از آن را سانسور کردند تا مجوز انتشار گرفته!) و وقتی دیدم فروشنده عجیب نگاهم می‌کند حرفم را اصلاح کردم و گفتم منظورم بدون سانسور است. او نیز خیلی جدی و با آب و تاب زیاد از کتاب برایم تعریف کرد و گفت یکی از شاهکارهای عباس معروفی است و خیلی تعریف و تمجید از کتاب کرد و من هم خریدم و به دوستم هدیه‌اش کردم!

 

هر وقت تصمیم می‌گرفتم کتابی بخوانم یاد سمفونی مردگان می‌افتادم و سرانجام یک روز تصمیم گرفتم تا کتاب را رزرو کنم که وقتی به کتابخانه برگشت بتوانم امانت بگیرم و تقریباً هر روز امانت و بازگشت کتاب را کنترل می‌کردم تا سرانجام یکی از کتاب‌ها برگشت و سریع امانت گرفتم. کتابی که ورق‌های آن کهنه با چاپی قدیمی بود و از کتاب‌های صحافی شده کتابخانه بود که صفحه‌بندی درستی هم نداشت ولی اصلاً در کتابخانه نمی‌ماند.

 

همان روز اول 15 صفحه‌اش را خواندم و چیزی از داستان سر درنیاوردم. یک هفته بعد از اول خواندم و به صفحات 25 و 26 که رسیدم دیگر دوست نداشتم کتاب را زمین بگذارم. تقریباً همه شخصیت‌های داستان را شناخته بودم و لحظه به لحظه داستان برایم جذاب‌تر می‌شد. خیلی زود داستان را به آخر رساندم و وقتی کتاب را بستم علاوه بر حس خوبی که داشتم حس کردم دارم از سرما یخ می زنم. زمستان بود و هوا سرد و داستان...

 

«سمفونی مردگان» شاهکار عباس معروفی است و داستان خانواده‌ای است که در زمان جنگ جهانی دوم، در اردبیل زندگی می کنند. خانواده‌ای که نمادی از یک جامعه است. جامعه‌ای که خفقان در آن موج می‌زند و به ندرت روشنفکری در آن پیدا می‌شود.

 

رمان با پیشگفتار و آیه‌ای از قرآن در مورد قتل هابیل توسط قابیل آغاز می‌شود (سوره مائده. آیه 26). موضوعی که تم اصلی داستانی است که از 4 مومان تشکیل شده.

 

از شخصیت‌های داستان، جابر پدری متعصب است که تحت تأثیر ایاز پاسبان قرار دارد که دوست اوست و به او اعتماد دارد. پدر دارای یک حجره در کاروانسرای آجیل فروش‌هاست. مادر خانواده که فقط دل می‌سوزاند و هیچ‌کاری از دستش بر نمی‌آید. یوسف پسر بزرگ خانواده، آیدین و آیدا خواهر و برادر دوقلو و آخرین فرزند، اورهان است. پسری که شبیه به پدر است و داستان در مومان اول از افکار او آغاز می شود.

 

در طول داستان شخصیت‌های مختلفی وارد داستان می‌شوند و هر کدام نقش کوتاهی دارند، یکی از آنان سورمه است که یک ماجرای عشقی بین آیدین و او شکل می‌گیرد و به طور خلاصه و مختصر در داستان به آن پرداخته شده است. در این رمان مسأله‌ای که در سراسر داستان احساس می شود و خواننده نیز با تمام وجود حس می کند بارش برف و سرمای زمستان است، همراه با صدای کلاغی که مدام می گوید: «برف، برف».

 

در این داستان آیدین که به کتاب و ادبیات و شعر علاقه دارد، نماد روشنفکری است و در واقع شخصیت اصلی داستان است و اورهان به دلایل متعددی به او حسادت می‌کند. تک‌تک شخصیت‌ها را نمی‌خواهم معرفی کنم چرا که جذابیت کتاب در این است که شخصیت‌ها را قدم به قدم و با جلو رفتن در داستان شناخت و از دست برخی ناراحت شد و برای برخی دیگر دعا کرد! واقعاً داستان به گونه‌ای نوشته شده که شما نیز خود را در همان زمان و مکان می‌یابید.

 

نوع روایت در سمفونی مردگان بازگشت به گذشته در زمان حال است و عوض کردن راوی خیلی سریع و آنی است طوری که برخی اوقات برای این که داستان را از دست ندهی مجبور می‌شوی پاراگراف قبلی را مجدد بخوانی، و در حالی که در یک زمان و مکان خاص در حال خواندن داستان هستی رفتن به مکانی دیگر همراه با تغییر زمان از گذشته به حال و از حال به گذشته، مانند تماشا کردن فیلمی است که با کات‌هایی بسیار ظریف و دقیق هیجان‌زده‌ات می‌کند و تو از آن لذت می‌بری.

 

مهم‌ترین دلیلی که اثر را خاص کرده نوع روایت و زاویه دید است. در مومان‌های مختلف چهار راوی دیده می‌شوند سورمه، اورهان، آیدین و سوم شخص یا همان دانای کل.  قسمت‌های زیادی از داستان توسط اورهان و دانای کل روایت می‌شود و این بخش‌ها درهم‌آمیخته‌اند و گاهی جدا کردن آن‌ها از هم خیلی سخت است. این تغییر راوی یکی از نقاط مثبت داستان است که خواننده را هیجان زده می‌کند. در بخش‌هایی از داستان یک واقعه از زاویه دید دو نفر مختلف بیان شده است و خواننده احساس و افکار دو نفر را درک می‌کند. بیشتر داستان در ذهن شخصیت‌های داستان می گذرد و آنقدر زمان و مکان و محیط به خوبی توصیف شده‌اند که خواننده سرمای هوای داستان را با تمام وجود حس می‌کند.

 

سمفونی مردگان برای نخستین بار سال 68 در ایران منتشر شد اما دولت گذشته از سال ۸۹ اجازه انتشار هیچ کدام از آثار عباس معروفی را صادر نکرد. او که یکی از نویسندگان ممنوع‌القلم دولت گذشته بود رمان‌های ذوب شده، سال بلوا، پیکر فرهاد، فریدون سه پسر داشت، تماما مخصوص، مجموعه داستان‌های پیش روی آفتاب، آخرین نسل برتر، عطر یاس، دریاروندگان جزیره آبی‌تر و آن شصت‌هزار، آن شصت نفر و نمایشنامه‌های تا کجا با منی، ورگ، دلی بای و آهو و آونگ خاطره‌های ما را در کارنامه دارد اما هیچ‌کدام از این کتاب های در چند سال گذشته (89 تا 92) مجوز انتشار در ایران را دریافت نکرده اند.(1) عباس معروفی به سال ۱۳۳۶ خورشیدی متولد شد. فارغ‌التحصیل دانشکده هنرهای زیبای تهران در رشته هنرهای دراماتیک است و حدود یازده سال معلم ادبیات در دبیرستان‌های تهران بوده ‌است. نخستین مجموعه داستان او با نام «روبه روی آفتاب» در سال ۱۳۵۹ در تهران منتشر شد. پیش و پس از آن نیز داستان‌های او در برخی مطبوعات به چاپ می‌رسید اما با انتشار «سمفونی مردگان» بود که نامش به عنوان نویسنده تثبیت شد.(2)

 

در صفحه اول کتاب «سمفونی مردگان»، منتشر شده در سال 1368، این عبارت آمده است: «تهیه هر نوع فیلمنامه، فیلم، نمایشنامه و اجرا از این کتاب ممنوع است».

 

مشخصات کتاب:

معروفی، عباس. سمفونی مردگان (1368). تهران: گردون[1]



[1]. سمفونی مردگان توسط نشر ققنوس تجدید چاپ شده و عکس این مطلب، عکس روی جلد کتاب منتشر شده از انتشارات ققنوس است.

برچسب ها :
آذین عسکری عالم
|
Iran
|
1396/08/02 - 10:58
0
1
سلام
من دیشب تمومش کردم
عالی بود این کتاب و چندین بار اشک من دراورد
عاشق ایدین بدم و بعد ایادا و چقدر دلم واسه اوراهان می سوخت که اینقدر دربند حسادت ها و کینه هاش بود
اینکه راوی ها همش عوض می شدن خیلی خووب با روح و روانم بازی می کرد و نقطه اوج این کتاب بود
دوباره حتما می خونمش و به همه توصیه اش می کنم
سپیده
|
Iran
|
1396/07/29 - 17:55
0
1
به نظر من عالییییی بود ،من دو روزه خوندمش ،وقتی شروع به خوندنش می کنی زمین گذاشتنش کار سختی میشه،من تا ساعت ۶ صبح بیدار بودم تا تمومش کردم،شاهکار بود
بهنام حسینی
|
Iran
|
1396/07/25 - 19:50
0
0
تو دو روز تموم کردم این کتاب فوق العاده رو که فکر میکنم باز هم باید بخونم و چقدر زیبا نویسنده ذهن را درگیر میکنه چقدر دقیق ترسیم میکنه در ذهن همه چیزو و سوال هایی که میزاره چرا آیدا خودشو کشت ! و اینکه سورمه کی رفت چرا رفت و چی شد اصلا بین آیدین و سورمه ؟! باید بخونمش دوباره. عالی بود عالی...
سحر
|
Iran
|
1396/07/17 - 02:18
0
0
حس میکنم کتاب رو باید یکباره دیگه بخونم.داستانش خیلی تاثیر گذاره. و نوع نگارشش رو هم دوست داشتم.اینکه داستان از زبان چند نفر تعریف میشه و حس حال هر کدوم از شخصیت ها درک میشه.
آنیتا
|
Iran
|
1396/07/13 - 21:25
0
0
این کتاب خیلی تاثیر گذاره و بسیار غم انگیز
هنوز بعد از چن روز هر وقت یادم میوفته افسوس میخورم بخاطر همه چیز بخاطر شخصیتای کتاب
بخاطر تمام ادمای با استعدادی که بودن و هستن و بخاطر جو کشور خانواده و مسائل دیگه جای پیشرفت نداشتن و میدانی براشون نبوده و حالا دارن کاری رو میکنن که ازش راضی نیستند و اخرش زندگیشون رو بخاطر همین از دست میدن امیدوارم این کتاب کمکی کرده باشه و بکنه به همه اونایی که نیاز به کمک دارن
فاطمه ۶۶
|
Germany
|
1396/07/11 - 18:59
0
1
من هم این کتاب رو خریدم الان دوبار خوندم ولی حس می‌کنم هنوز باید چندبار دیگه بخونم کتاب خیلی بارزش و ماندگاری هست و با چند بار خواندن نه تنها سیر نمیشی بلکه دوست داری بازم بخونی
وانیا
|
Iran
|
1396/02/08 - 00:03
2
6
کتاب عالیه تقریبا تو تمام مونو خوندنش داشتم توش زندگی میکردم
A.P
|
Iran
|
1396/01/06 - 13:58
0
3
کتاب خیلی خوبیه من یک بار خوندمش و جوری مجذوبش شدم که تصمیم گرفتم در مقاله ی درس ادبیاتم این کتاب رو معرفی کنم
این کتاب یک #شاهکاره
علی نیکزاد
|
Iran
|
1396/01/01 - 10:39
2
5
متاسفانه بعضی از دوستان وقتی کتاب ایرانی رو دستشون میگیرن ازش انتظاری بیش از یک کتاب رو دارن.انگار که قراره یک غول هشت پا با سه تا چشم و هفت هشت تا دست ببینن.خیلی ها هم که فقط کتاب رو میخونن که فقط دنبال سوتی های کتاب باشن.جوری که اگر کتاب یک ثانیه دست پایین رو بگیره سریع رای صادر میکنن.
نمیدونم والا من خودم هیچ وقت نظر نمیذاشتم و مقصود ام هم فرهنگ سازی و این شعار معار ها نیست.آدم باید کتاب رو بخونه که فقط لذت ببره. اصلا از اول هم همین بود.کسی که بخواد برای روشن فکری یا صاحب نظر بودن یا اینکه کتاب بخونه که فقط کتاب خونده باشه امید وارم تعمل کنه و به کارهاش فکر کنه.
آیسا
|
Iran
|
1395/12/29 - 13:53
44
6
به نظر من حیفه ادم وقتشو واسه خوندن این کتاب تلف کنه!
محمد.ز
|
Iran
|
1395/11/13 - 14:14
3
7
شاهکار
یک شاهکااار.سه روز از خواندن این کتاب گذشته و توان شروع کتاب جدید ندارم.مدام به ایدا و ایدین برف و گرگ هایی که گویا اعمال اورهان هستند و عزراییلی که در اخر کتاب در کالبد یک پیرمرد ظاهر میشود فکر میکنم
فروهر
|
Iran
|
1395/10/18 - 22:44
0
11
من وقتى كتاب رو خوندم باورم نشد مربوط به دهه شصت باشه! انگار همين الان نوشته باشن! اين دردها تو هر برهه اى از تاريخ چه گذشته و چه آينده ميتونه وجود داشته باشه ، تنها فرقش اينه كه قابل تعميم به چيزهاى مختلفه!
ایدا
|
Iran
|
1395/10/16 - 18:04
2
9
من یک نوجوان هستم و قصد دارم این کتاب رو به یکی از دوستام هدیه بدم.میخواستم نظر شما رو بدونم
پاسخ ها
رها
| Iran |
1396/06/06 - 14:34
این کتاب فوق العاده زیباست اما سن نوجوانی شاید نپسنده!
اندوه عمیقی در سراسر کتاب هست! که مناسب سن نوجوانی و روحیه لطیفتان نیست....
بر
| Iran |
1395/10/19 - 11:44
این همه کتاب زیبا
مگه قحطی کتابه
هانیه
|
Iran
|
1395/08/03 - 13:57
0
12
سلام. من چند لحظه ی پیش کتاب رو تموم کردم، ولی هنوز نمی فهمم که چه بلایی سر آیدین اومد؟
واقعا
|
Iran
|
1395/07/22 - 15:03
4
13
رمان ایرانی خواندن آن هم باطعم سیاست زدگیش حال آدم رایک جوری می کند
ترفند
|
Iran
|
1395/07/22 - 14:54
12
8
تشکر ازلیزنا وتشکر ازکاغذسپید
ولی این نکته راهم فراموش نکنیم که بعضی کتب وبعضی نویسندگان به مدد تبلیغ باعنوان سانسور یاممیزی یاغیره مطرح می شوند که ازجهالت ناآگاهان است وموارد مشابه راهم اکران بعضی فیلم هامی بینیم.به قول فردی فیلم مقواست ولی باپروپاگاندایی که صورت می گیردمی شود پر فروش
بعضی نویسندگان هم مقوایی بیش نیستند وآخر همه کتابهایشان تقلیدی حرفه ای از رمان های آمریکایی وفرانسوی اند
ولی این نکته راهم قبول دارم که کتاب به درد زمان حال نمی خوردوجامعه دانش پژوه باید تعصب راکناری بگذارد
تاریخ مصرفش تمام شده است
بهناز
|
Iran
|
1395/07/21 - 01:19
0
1
الان که دارم مطالبتو میخونم کتابش دستمه
nurse betty
|
Iran
|
1395/06/16 - 19:50
2
3
منم حين خوندنش، هى خشم و هياهو تو ذهنم تكرار مى شد. مخصوصا جايى كه آيدين راوى هست. أفكار مشوشش، پرش افكارش منو ياد فصل اول خشم و هاهو كه توسط بن روايت ميشد مينداخت
سيامك فيروز
|
Iran
|
1395/05/18 - 03:10
2
1
سلام
بعد خوند كتاب سال بلوا ب پيشنهاد دوستم ك گفت سمفوني مردگان رو حتما بخون، الان سه ساله دلم ميخواست اين كتابو حتما بخونم البته يكم هم تنبلي از خودم بوده تا امشب تصميم گرفتم ك دانلود كنم. اميدوارم بشه
آرزو
|
iran
|
1395/05/10 - 16:37
2
5
کتاب عالی و فوق العده اییه...به معنی واقعی کلمه شاهکاره
arefe
|
United States
|
1395/04/20 - 00:10
1
3
عالیه حتما بخونید
سمفونی مردگان
|
Iran
|
1395/02/28 - 20:39
1
9
کتاب بی نظیری بود. من از نمایشگاه کتاب تهران موفق به تهیه اش شدم. به توصیه چندی از دوستانم مشتاق مطالعه ی این شاهکار شدم. جزو بهترین، متنوع ترین و پر درد ترین ادبیات های داستانی ایران بوده و هست.
یک کتابخوان
|
Iran
|
1394/12/12 - 02:55
2
9
نه.کاری به تاریخ مصرف ندارد.
"جهل نرم ترین بالشی است که انسان روی آن می آرامد."
به معنی واقعی کلمه در آن به نمایش درآمده .
واقعا که نویسندگان و هنرمندان با چه زبان لطیف و برنده ای حقایق را بیان می کنند. گاه شاد می شوی و گاه غمگین و هر آن حس می کنی هنوز هم دربربریتیم! تعجب نکنید
یکی دیگر از مظاهر این کتاب را می توان در ممنوعه بودن کتاب لمس کرد.
آیناز
|
Iran
|
1394/12/01 - 12:53
2
4
واقعا دوست دارم این کتاب رو بخونم هرکی خونده اونقدر تعریف کرده که مشتاقم حتما بخونمش خیلی هم دنبالش گشتم من اهل گرگان هستم ولی متاسفانه نتونستم این کتابو پیدا کنم
میتونم بدونم تو تهران کجا میتونم بخرمش؟؟؟
اتیه
|
Iran
|
1394/08/05 - 10:27
11
1
همشهری منه دیگه تو سنگسر به دنیا اومده کارش محشر بوده دمش گرم
h
|
Iran
|
1394/08/01 - 13:53
1
11
کتاب بسیار زیبایی است واقعا یک شاهکار به تمام معنا!
پرستو
|
Iran
|
1394/06/09 - 08:33
4
13
سمفونی مردگان یک شاهکار است.
کتابدار اصفهان
|
Iran
|
1394/03/06 - 15:36
11
23
از معرفیش ممنونم
حتما پیدا می کنم و میخونم
رمان "خانوم " اثر مسعود بهنود هم بی نهایت زیباست ...
داستان زندگی یک شاهزاده خانوم قجریه در اواخر دوره پادشاهی قاجار و جنگ جهانی داستان از ابتدای زندگی خانوم شروع میشه و تا پایانش یعنی زمان دکتر مصدق ادامه داره واقعا به معنای واقعی زندگی رو به نمایش می زاره ، " از عشق ، خیانت، غم ، شادی و ... "توصیش می کنم بخونید
من توصیف کننده خوبی از کتاب نیستم از خانم حسینی میخوام که اگر این کتاب رو مطالعه کردندحتما یک معرفی جامع از کتاب بنویسند
گندم
|
iran
|
1394/02/31 - 08:57
14
19
با خواندن نقد زیبای شما مشتاق شدم این کتاب را بخوانم در کتابخانه خودمان گشتم متاسفانه نبود . واقعا جای کتبی از این دست در کتابخانه خالی ست .
کتابدوست
|
Iran
|
1394/02/26 - 11:04
14
26
خیلی خوب بود
کتابداراصفهان
|
Iran
|
1394/02/19 - 10:01
7
21
کتاب خیلی زیبایی است متاسفانه ما که در کتابخانه نداریم اما من دانلود کردم و خواندمش بس که جذاب بود برا مطالعش چشمام خیلی درد گرفت اما ارزشش را داشت .
کتابدار
|
Iran
|
1394/02/18 - 02:14
67
18
شاید زمانی کتاب سمفونی مردگان شاهکار بود ولی امروزه تاریخ مصرف این کتاب گذشته است. به نظر من این کتاب دچار شهرت کاذب است و کتابهای خیلی بهتری هم وجود دارند که باید خوانده شوند .من کتاب سمفونی مردگان را برای مطالعه کردن پیشنهاد نمی کنم
پاسخ ها
کتابخوان
| Iran |
1394/08/08 - 12:12
سمفونی مردگان یک رمان است که درد جامعه ای را به تصویر کشیده، یک کتاب علمی نیست که تاریخ مصرف داشته باشد.
کتابدار
|
Iran
|
1394/02/17 - 13:45
5
8
گویا با تغییر رویکرد دولت این تغییرات وارد نهاد نشده است. هنوز هم برخی از کتابهای خاص که نویسندگان ! دارند را نمی توانیم در مجموعه اضافه کنیم. این یکی از ضعف های نهاد کتابخانه های عمومی است که علاوه بر مجوز ارشاد ، فیلترهای دیگری هم اعمال می کند. امیدوارم در انتخاب کتاب از نمایشگاه این پدیده تکرار نشود
كتابدار شمال فارس
|
Iran
|
1394/02/17 - 08:20
9
30
سمفوني مردگان را 3 مرتبه خوانده‌ام و اگر فرصتي پيش بيايد بازهم با نگاهي نو خواهم خواندش.
كتاب «از خشم و هياهو تا سمفوني مردگان» اثر «جواد اسحاقيان» مقايسه‌ي تطبيقي زيبايي بين اين دو رمان ارزنده است كه بد نيست خوانده شود.
پاسخ ها
کتابدار ایرانی
| Iran |
1394/05/16 - 13:57
من هم این کتاب را سه بار خواندم. خیلی قشنگه
خواهشمند است جهت تسهیل ارتباط خود با لیزنا، در هنگام ارسال پیام نکات ذیل را در نظر داشته باشید:
۱. از توهین به افراد، قومیت‌ها و نژاد‌ها خودداری کرده و از تمسخر دیگران بپرهیزید و از اتهام‌زنی به دیگران خودداری نمائید.
۲.از آنجا که پیام‌ها با نام شما منتشر خواهد شد، بهتر است با ارسال نام واقعی و ایمیل خود لیزنا را در شکل دهی بهتر بحث یاری نمایید.
۳. از به کار بردن نام افراد (حقیقی یا حقوقی)، سازمان‌ها، نهادهای عمومی و خصوصی خودداری فرمائید.
۴. از ارسال پیام های تکراری که دیگر مخاطبان آن را ارسال کرده اند خودداری نمائید.
۵. حتی الامکان از ارسال مطالب با زبانی غیر از فارسی خودداری نمائید.
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار
رویدادهای پیش رو