کد خبر: 32642
تاریخ انتشار: یکشنبه, 24 دی 1396 - 13:09
ایمیل
چاپ

داخلی

»

برگ سپید

معرفی کتاب زمستان 62

منبع : لیزنا
 نگار موری بختیاری
معرفی کتاب زمستان 62

با اینکه رشته تحصیلی ام در مقطع کارشناسی زبان و ادبیات فارسی است و 20 سال است که از نظر کاری در ارتباط با کتابخانه های عمومی هستم اما سالها بود که از کتاب خواندن فاصله گرفته بودم تا زمانی که به جلسات معرفی و نقد کتاب که با عنوان:"کتابدار مشاور کتابخوان" توسط اداره کتابخانه های عمومی شهرستان اهواز برگزار می شد دعوت شدم. در یکی از جلسات قرار بر این بود که آثار اسماعیل فصیح  این نویسنده توانا معرفی و نقد شود. نویسنده ای که خودش بسیار اهل خواندن بوده چرا که در مصاحبه ای گفته بود «در سی سال یا چهل سال اول زندگی ام نمی شد لااقل روزی یکی دو تا کتاب دستم نباشد». در ادامه با این نویسنده کتابخوان و یکی از بهترین آثارش یعنی زمستان 62 آشنا می شویم.

اسماعیل فصیح، ادیبی از درخونگاه

کتابخوان های دهه های شصت و هفتاد حتما اسماعیل فصیح را به یاد دارند چرا که آثار وی از پر فروش ترین آثار نویسندگان آن سال های ایران بوده است و حتما از آثار این نویسنده مثل رمان های شراب خام، داستان جاوید، باده کهن، اسیر زمان، ثریا در اغما، دل کور و غیره را خوانده اند. اسماعیل فصیح ـ رمان نویس و مترجم ـ در دوم اسفندماه سال 1313 در محله درخونگاه تهران (شهید اکبرنژاد فعلی نزدیک بازار تهران) متولد شد. خودش می گوید «وقتی من به دنیا آمدم، پدر و مادرم 10 تا فرزند زنده داشتند ولی می گفتند چند تا هم از بین رفته اند». و این شروع زندگی اسماعیل فصیح است؛ نویسنده ای که در یک روز گرم تابستانی سال 1388 از دنیا رفت. این نویسنده در سه حوزه رمان، مجموعه داستان و ترجمه دست به قلم زده بود. او خودش را «خواننده‌ای جبری» می دانست که بعدها به قول خودش «بدبختانه» تبدیل به "یک نویسنده جبری" شد. «فکر نمی کنم در کتاب های من شخصیت اصلی وجود داشته باشد که از بیرون سرنوشت و زندگانی اصلی من آمده باشد. از درخونگاه بگیرید تا پاریس و آمریکا و اهواز و آبادان و اکباتان. از اولین کار چاپ شده ام -شراب خام- تا الان حدود سی سال است که در جبر نوشتن هستم. اکثرا نوشتن من با اتفاقاتی که برای من افتاده و کسانی که من را تکان داده  اند به نحوی بستگی داشته اند. مرگ و جنگ و انقلاب ها به خصوص انگیزه های شدیدی بوده اند».

خلاصه رمان زمستان 62

جلال آریان استاد بازنشسته شرکت نفت در دی ماه 62 به اهواز می رود تا پسر بسیجی مستخدمش را که در خلال جنگ مفقود شده بیابد. وی به طور اتفاقی با جوانی به نام منصور فرجام که از آمریکا برای راه اندازی مرکز تکنولوژی کامپیوتر به اهواز آمده آشنا می شود. آریان در اهواز دوستانی دارد که منصور فرجام در جریان مراوده با آنها مهمترین تصمیم زندگی اش را می گیرد. فرجام پس ازمدت کوتاهی به خاطر مقررات دست و پا گیر اداری و عدم نظم در کارهای شرکت نفت، از کار دلسرد شده سرانجام برای نجات جان سربازی که چشمان نامزدش شبیه چشمان نامزد فوت شده اوست به جای او به جبهه می رود و شهید می شود؛ تا سرباز با کارت او به همراه نامزدش به خارج سفر کند. جلال آریان نیز برای نجات مریم جزایری همسر یکی از اعدامی ها که ممنوع الخروج و جانش در خطر است به طور مصلحتی ازدواج می کند و او و دختر کوچکش را به خارج می فرستد. در این میان ادریس پسر مستخدمش را که حالا معلول شده پیدا می کند و به تهران باز می گرداند.

 نویسنده در این رمان به توصیف جامعه‌ای پرداخته كه در آن فشارها و تنش‌ها حاصل از جنگ تحمیلی بر مردم وارد م‌شود. رمان از دیدگاه اول شخص و به شیوه خاطره نویسی از سوی جلال آریان که خود به نوعی همزاد نویسنده است روایت می‌شود. بیانی ساده، سر راست، طبیعی، بذله گو، همراه با توصیف دقیق محافل و مجالس، زبانی طنزآلود، تند و گاه شاعرانه، لحنی منتقدانه آمیخته با کنایه های سیاسی، رمان‌های فصیح از جمله زمستان 62 را برای خواننده جذاب نموده است.

داستان  زمستان 62 دارای یک طرح ساده بر اساس موضوع زندگی و مرگ منصور فرجام است که در کنار آن موضوع های دیگری نیز مطرح می شود. داستان دارای طرح منسجم و معقولی است که تمام عناصر داستان را به جا در خود دارد. جلال آریان راوی داستان شخصیت هایی را از بین افرادی که می شناسد انتخاب کرده با دادن نقش های شبیه به هم به آنها ، تیپی از روشنفکران آن زمان را نشان می دهد و چون با این تیپ افراد آشنایی دارد در نشان دادن رفتار و خلقیات آنها موفق عمل می کند. معرفی غیر مستقیم شخصیت ها از طریق توصیف ظاهر و طرز صحبت کردن آنها یکی از ویژگی های این رمان است.

چند شخصیت اصلی داستان عبارتند از جلال آرین (راوی داستان)، منصور فرجاد، ادریس، مریم جزایری و البته ابوغالب. چند نفر شخصیتهای جانبی و به صورت کلی داستان پیرامون شخصیت های اصلی است و شخصیت‌های فرعی کم و حضور کمرنگی در داستان دارند. جلال آریان راوی داستان، اطلاعات زیادی درباره خود نمی دهد از لابلای داستان می فهمیم که استاد بازنشسته دانشگاه نفت ابادان است. جلال آریان خود را دارای شخصیتی بی احساس و محکم نشان می دهد. او احساسات خود را معمولا بروز نمی دهد و جز در مواردی جزئی احساساتی نمی گردد. یکی از مواردی که او را تکان می دهد و قلبش را به تپش می اندازد زمانی است که نزدیک الیاس فرزند مستخدمش رسیده و دیدار مجدد او برایش هیجان انگیز است: « قلب لامصبم عملا شروع کرده به شلوغ کردن انگار به دیدار ژاژگابور هالیوود می روم».

منصور فرجام که کل داستان بر اساس زندگی او ساخته شده، شخصی ساده لوح و زود باور و فاقد ایدئولوژی خاصی معرفی می شود که به سادگی می توان او را فریب داد. جلال آریان در یکی از صحنه های داستان او را چنین وصف می کند: «به کنار قبر بچه شهید ننه بوشهری می رویم و می ایستیم، فاتحه ای می خوانیم. منصور فرجام کنار من ایستاده و قد بلندش با کت اسپرت امریکایی و شلوار ساده گاباردین و بلوز سفید برفی یقه گرد و عینک دودی و صورت جوان و تیپ شرقی ایتالیایی اشرافی، به صحنه مرگ و شیون نمی خورد».

 ادریس شخصیتی است که تنها برای این خلق شده که جلال آریان بهانه ای برای آمدن به جنوب داشته باشد و از طرفی خود را بر خلاف ادریس فردی مسئولیت پذیر و دلسوز نشان دهد و غیر از این هیچ نقشی در داستان ایفا نمی کند .مریم جزایری که زندگی سختی در کنار ابوغالب سپری می کند به جلال آریان دل می بندد و سعی می کند به طور نا محسوس با تلفن های خود و صحبت با او در دلش راهی پیدا کند. در این میان آریان به خاطر اصرارهای دکتر یار ناصر و همسرش راضی به ازدواج مصلحتی می شود. مریم در طی دوران کوتاه محرمیت با آریان سعی در برقراری ارتباطی عاطفی دارد اما آریان که گویا زمان او را به تکه ای سنگ بدل کرده به آسانی او را از خود می راند .

زمان داستان مربوط به حوادث سه ماهه زمستان سال 62 است. مکان کلی وقایع، جنوب به ویژه اهواز است. راوی فضای داستان را بیشتر شبیه یک صحنه تئاتر پردازش نموده، سعی کرده خارج از صحنه چیزی را بازگو نکند. توصیف صحنه های داستان در مواردی بسیار قوی و تأثیر گذار است. نویسنده عموما در نشان دادن مکان هایی که برای خواننده نا آشناست اصرار دارد و چنان فضا را تصویر می کند که خواننده بتواند تمام آنرا در ذهن خود ببیند :برای همین خوزستانی ها که این کتاب را می خوانند به خاطر توصیف دقیق موقعیت مکانی ارتباط خوبی با این اثر برقرار می کنند

روند کلی رمان به صورت گفتگو است و شخصیت های داستان را از دل همین گفتگو معرفی می کند که البته گاهی همین گفتگوهای طولانی رمان را کمی کسالت آور می کند. فضای داستان علی رغم زبان طنز آلود راوی سراسر سیاهی و تارکی، صدای گلوله و شیون و مرگ است. با توجه به اینکه نویسنده خود تاکید دارد که تمام داستان را پس از اتفاقاتی که افتاده نوشته و نوع زاویه دید و پنهان نگه داشتن توطئه، این سبک را تقویت می کند.

اسماعیل فصیح همچنین از نخستین نویسندگانی است که به مسئله جنگ پرداخت و کتاب زمستان 62 او به نوعی ادعانامهای است علیه متجاوزین به سرزمین ما. اما نقد جدی که به این اثر می توان  وارد دانست این است که اسماعل فصح، خصوصاً در زمنه ی پرداخت برخ از شخصت ها، دچار اشتباه شده است. تپ ها روشنفكر و تحصلكرده كه خود فصح نز از آن دسته است، شخصت ها جا افتاده و قابل قبولند. نوسنده بخوب آنها را م شناخته، با رفتارشان، طرز تكلم و نوع برخوردشان، باز ها، سرگرم ها و نقل صحبت هاشان آشنا بوده است. اما وقت از پرداخت شخصت ها طبقۀ پان جامعه، عن بسج ها و دگر رزمندگان است، اسماعل فصح دست به خلق شخصت ها كلشه ا م زند.

 

مشخصات اثر:

فصیح، اسماعیل ( 1389). زمستان 62. تهران: نشر دل آویز (کتاب حاضر در سال‌های مختلف توسط ناشران متفاوت منتشر شده است).

 

درباره نویسنده این متن:

 نگار موری بختیاری کارشناس زبان و ادبیات فارسی و مشغول به تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد علم اطلاعات و دانش شناسی دانشگاه شهید بهشتی، شاغل در اداره کل کتابخانه های عمومی استان خوزستان.

 

برای انتشار معرفی یا نقد کتاب در برگ سپید، می‌توانید نوشته‌های خود را در قالب یک فایل ورد همراه با عکسی از اثر معرفی‌شده به نشانی این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید بفرستید.

لیلی وکیلی
|
Iran
|
1396/10/24 - 18:33
0
0
.معرفی زمستان 62 را خواندم لذت بردم راسش من بادل کور اسماعیل فصیح با داستان نویسی این نویسنده اشنا شدم.درخونگاه ورنج مردمش.....ممنون نگار موری بختیاری
خواهشمند است جهت تسهیل ارتباط خود با لیزنا، در هنگام ارسال پیام نکات ذیل را در نظر داشته باشید:
۱. از توهین به افراد، قومیت‌ها و نژاد‌ها خودداری کرده و از تمسخر دیگران بپرهیزید و از اتهام‌زنی به دیگران خودداری نمائید.
۲.از آنجا که پیام‌ها با نام شما منتشر خواهد شد، بهتر است با ارسال نام واقعی و ایمیل خود لیزنا را در شکل دهی بهتر بحث یاری نمایید.
۳. از به کار بردن نام افراد (حقیقی یا حقوقی)، سازمان‌ها، نهادهای عمومی و خصوصی خودداری فرمائید.
۴. از ارسال پیام های تکراری که دیگر مخاطبان آن را ارسال کرده اند خودداری نمائید.
۵. حتی الامکان از ارسال مطالب با زبانی غیر از فارسی خودداری نمائید.
نام:
ایمیل:
* نظر: