کد خبر: 36544
تاریخ انتشار: چهارشنبه, 31 مرداد 1397 - 16:04
ایمیل
چاپ

داخلی

»

برگ سپید

معرفی کتاب تهران در بعدازظهر

منبع : لیزنا
مینا حاجی ملاحسینی
معرفی کتاب تهران در بعدازظهر

درباره نویسنده:

مصطفی مستور متولد سال ۱۳۴۳ در اهواز است. او در رشته مهندسی عمران تحصیل کرده و کارشناسی ارشد خود را در رشته زبان و ادبیات فارسی ادامه داده است. در سال ۱۳۷۷ اولین کتاب وی با عنوان «عشق روی پیاده رو» که شامل ۱۲ داستان کوتاه است را منتشر کرد. وی ۱۲ رمان و مجموعه داستان نوشته است. برنده چند جایزه ادبی است و کتاب «روی ماه خدا را ببوس» پرفروش‌ترین کتاب این نویسنده است و همچنین در سال ۷۹ و ۸۰ این کتاب در جشنواره قلم زرین به عنوان بهترین رمان انتخاب شده است.

 درباره داستان‌ها:

کتاب شش داستان دارد:

داستان اول: هیاهو در شیب بعد از ظهر

داستان چند دوست است که باهم به مسافرت رفته‌اند. یک نفر از آن‌ها خوابی دیده است و در گیجی و شاید نوعی خلسه از خوابی که دیده و تعبیر آن به سر می­ برد.

داستان دوم: چند روایت معتبر درباره بهشت

داستان بغض آلودی با زبانی ساده و زیبا از زبان پسری عقب‌افتاده بیان می­ شود که کله بزرگ، گوش دراز و لکنت زبان دارد. او از اینکه عاشق خواهرش است می­ گوید، عشقی که نتوانسته آن را به زبان بیاورد. در جایی از داستان می‌گوید «تازه زبانم هم می­ گیرد وقتی می خواهم یک کلمه به منیژه بگویم آن­قدر طول می­ کشد که خودمم خسته می­ شوم چه برسد به منیژه»

داستان سوم: تهران در بعد از ظهر

داستان سوم طولانی­ ترین داستان کتاب است. داستانی که انگار از هفت داستان کوتاه تشکیل شده و هر کدام روایتگر رابطه یک زن و مرد است که عشق به زن و بغض تمام شخصیت­ های مرد در اخر ماجرا وجه اشتراک تمام داستان­ هایی است که روایت شده است. ماجراهای متفاوت این هفت داستان همگی در تهران و در یک بعدازظهر اتفاق می­ افتد.

داستان چهارم: چند روایت معتبر درباره دوزخ

خاطرات یک زن و رابطه­ای که با مردان داشته را واگویه می­ کند. زن داستان از مردی می ­گوید که قبل از مرگ با او از بهشت یا جهنم بودن دنیا می­ گوید. نویسنده در پس این داستان به شیوه­ ای بسیار ظریف نگاه ابزاری (یا بهتر است بگویم نگاهی مانند کالا) به زن و دیدی که در ناخودآگاه جامعه ایرانی وجود دارد که زن را مایه گمراهی مردان می­ داند را مطرح می­ کند. همچنین نگاه خاص نویسنده به جهان در این داستان نمایان می­شود که البته خواننده را به فکر درباره خوب بودن یا بد بودن (جهنم‌گونه یا بهشت‌گونه بودن) جهان وا می­ دارد. در این داستان نویسنده، فکر خواننده را درگیر میکند که مرد داستان با توجه به صحبتی که از مرگ و زندگی گفت ایا خودکشی کرده یا نه؟

داستان پنجم: چند روایت معتبر درباره دوزخ

داستان از زبان پسری است که دانشجوی ادبیات است و با یک نگاه عاشق دختری می­ شود و از عشق خود برای دختر می­ گوید اما قبل از اینکه جوابی از او بگیرد عاشق همکلاسی‌اش می­ شود. این داستان هم، به روابطه انسانی و اجتماعی بین زن و مرد می­ پردازد، عشق و زن مانند مابقی داستان­ های این کتاب درونمایه اصلی را تشکیل می­ دهد. آخر این داستان نیز باز است و خواننده به مفهوم عشق فکر میکند و تصمیمی که شخصیت اصلی داستان میگیرد.

داستان ششم: چند مساله ساده

می­ توان خلاقیت نویسنده در متفاوت نوشتن را در این داستان متوجه شد. در این داستان او از شیوه ­ای نو برای نوشتن بهره برده است. چند مسئله ساده وجه تمایز این کتاب با سایر نوشته­ های قبلی مستور است و اوج تمایز نویسندگی او با سایر نویسندگان داستان‌کوتاه است. نویسنده در این داستان چند اتفاق یا بهتر بگویم معضلات اساسی را با مسئله ریاضی مانند مطرح می‌کند و احتمال خوب یا بد بودن یک اتفاق را مورد سوال قرار می‌دهد و ذهن مخاطب خود را درگیر می­ کند. شاید بتوان گفت این داستان مخاطب را مجبور به تفکر می­ کند.

درباره کتاب:

عنوان، تهران در بعداز ظهر، انتخاب درست و هوشمندانه­ ای است برای داستان­ هایی که نویسنده پایان مشخصی برای آن در نظر نگرفته است و خواننده را در آخر هر داستان سردرگم می­ گذارد، یک سردرگمی جذاب. خواننده در فضای معلق و نامشخصی قرار می­ گیرد که برایش هم تازگی دارد و هم لذت‌بخش است.

بعدازظهر گویی با خودش سردرگمی دارد، بلاتکلیفی دارد، همه چیز در بعدازظهر ناواضح است. بعدازظهر معلق است. بعدازظهر میانه است. بعدازظهر نه سپیدی روز را دارد نه تیرگی شب را. برای انجام هرکاری نه دیر است نه زود. بعدازظهر شیب دارد یک شیب نامعلوم، می­ تواند به سمت تاریکی و سقوط باشد، می­ تواند به سمت آرامش باشد. با خواندن داستان می­ توان به راحتی این فضای معلق را درک کرد.

در مضمون تمام داستان‌ها، زن، عشق و روابط‌ انسانی نقش پررنگی را دارند. حتی می ­توان در لایه­ های نهانی­ تر داستان نگاه فلسفی نویسنده به وجود خدا و جهان را نیز درک کرد.

شاید بتوان گفت داستان ­های این کتاب مانند یک فیلم اپیزودی هستند که در هر اپیزود ردپایی از داستان قبلی دیده می­ شود و این خصوصیت را در تمام مجموعه داستان­ های کوتاه این نویسنده می­ توان دید. مستور این کتاب را با همان نثر همیشگی خودش، ساده و بیانی روان آن را نگاشته است. با درون مایه‌ای ساده اما پیچیده. مستور فلسفه منحصر به فردی در پس ذهن خود دارد که در تمام داستان­ هایش مشهود است.

جز داستان اول کتاب که خواننده را با خود خیلی همراه نمی­ کند و انگار خواننده هم در فضای معلق و گیجی الیاس داستان باقی می­ ماند، باید گفت بقیه داستان­ های کتاب توانسته است خواننده را با خود به خوبی همراه کند. خواننده را به فکر فرو برد.

مشخصات اثر:

مستور، مصطفی. «تهران در بعدازظهر». تهران: نشر چشمه، ۱۳۹۵. (چاپ دوازدهم)

درباره نویسنده متن:

مینا حاجی ملا حسینی، دانشجوی مجازی کارشناسی ارشد مدیریت اطلاعات دانشگاه شهید بهشتی

خواهشمند است جهت تسهیل ارتباط خود با لیزنا، در هنگام ارسال پیام نکات ذیل را در نظر داشته باشید:
۱. از توهین به افراد، قومیت‌ها و نژاد‌ها خودداری کرده و از تمسخر دیگران بپرهیزید و از اتهام‌زنی به دیگران خودداری نمائید.
۲.از آنجا که پیام‌ها با نام شما منتشر خواهد شد، بهتر است با ارسال نام واقعی و ایمیل خود لیزنا را در شکل دهی بهتر بحث یاری نمایید.
۳. از به کار بردن نام افراد (حقیقی یا حقوقی)، سازمان‌ها، نهادهای عمومی و خصوصی خودداری فرمائید.
۴. از ارسال پیام های تکراری که دیگر مخاطبان آن را ارسال کرده اند خودداری نمائید.
۵. حتی الامکان از ارسال مطالب با زبانی غیر از فارسی خودداری نمائید.
نام:
ایمیل:
* نظر: