کد خبر: 37668
تاریخ انتشار: پنج شنبه, 17 آبان 1397 - 12:16
ایمیل
چاپ

داخلی

»

برگ سپید

گل صحرا

منبع : لیزنا
سمیرا نصیرزاده
گل صحرا

حدود یک سال پیش بود که در میان مطالب مختلف چشمم به مطلبی درباره ختنه کردن زنان افتاد، خیلی برایم جالب بود و کلی تعجب کردم که مگر همچین چیزی هم وجود دارد. تا بحال درباره ختنه زنان چیزی نشنیده بودم وقتی مطلب را خواندم به کتابی اشاره کرده بود، که آن کتاب همین کتاب "گل صحرا" بود. تا این که قرار شد برای درس سمینار تحقیق کتابی را نقد کنیم و من به دانشکده ادبیات رفتم تا کتابی که میخواستم نقد کنم را از کتابخانه امانت بگیرم، کتاب را گرفتم موقع برگشت دیدم که در دانشکده نمایشگاه کتاب برگزار شده و طبق معمول که هیچ نمایشگاه کتابی را بدون بازرسی بیخیال نمی­شوم، رفتم که یک نگاهی بیندازم که چشمم به این کتاب خورد و بلافاصله بدون فکر کردن کتاب را خریدم و همین که به خوابگاه رسیدم شروع کردم به مطالعه و گفتم این کتاب همان کتابیست که میخواهم نقدش کنم.

درباره نویسندگان

"واریس دیری" در سال 1965 در شهر گالکایو کشور سومالی در خانواده­ای پرجمعیت به دنیا آمده است. او یک مانکن زن بین­المللی، نویسنده و سخنگوی حقوق زنان در آفریقاست و به عنوان سفیر سازمان ملل در راه توقف بریدن آلت تناسلی زنان (ختنه زنان) جهان فعالیت می­کند.

"کاتلین میلر" (Cathleen Miller) یک مددکار اجتماعی، استاد دانشگاه و نویسنده آمریکایی در زمینه داستان­های رئال است که کتاب‌هایش از پرفروش­ترین­ها در سطح جهان است. یکی از کتاب­هایش در سال 2013 با عنوان "قهرمان انتخابات"، بیوگرافی «نفیس صدیق» مدیر اجرایی سابق صندوق ملل متحد (UNFPA) است. او با دیپلمات­ها و سران دولت در پنج قاره، با بیمارانِ بیمارستان آدیس آبابا، بازماندگان اردوگاه تجاوز در کوزوو و قابله­ها در ایست مونتین «اسم دریاچه و منطقه‌ایست در ایالت ماساچوست امریکا» مصاحبه کرده است. میلر مدرک کارشناسی ارشد خود را در رشته نویسندگی خلاقانه از دانشگاه ایالتی پنسیلوانیا کسب کرد و از سال 2004 در دانشگاه ایالتی سن خوزه تدریس کرده است (1).

درباره کتاب:

کتاب "گل صحرا" ماجرای زندگی پرفراز و نشیب واریس دیری است. واریس دختری است که در یک خانواده پرجمعیت که یک زندگی کوچ نشینی در صحراهای سومالی داشتند به دنیا آمده است. دوران کودکی او با نگهداری و پرورش گوسفندان و بزهایشان گذشته است. زنان در سومالی از همان دوران کودکی زندگی سختی را شروع می­کنند و مثل زن­های دیگر سومالی واریس نیز قربانی آداب و رسوم سومالیایی می­شود و اتفاقاتی که برای او می­افتد کل زندگی او را تغییر می­دهد. واریس وقتی به سن سیزده سالگی می­رسد پدرش می­خواهد در ازای پنج شتر او را به پیرمردی شصت ساله بدهد، اما واریس نمی­تواند با این شرایط کنار بیاید و قبل از اینکه کار از کار بگذرد از خانه فرار می­کند و پا به صحرا می­گذارد و به سمت سرنوشت مبهم خود پیش می­رود.

متن کتاب بسیار ساده، روان و سلیس است و از ادبیات سطح بالایی برخوردار نیست و خواندن کتاب طولی نمی­کشد. این کتاب تاثیرگذاری روانی فوق‌العاده بالایی دارد و از آن دسته داستان‌هایی است که بیشتر از صد جمله انرژی‌دهنده و کتاب‌های موفقیت، تاثیر خود را می­گذارد. این کتاب از آن دسته کتاب‌هایی است که اطلاعات بسیار مفیدی درباره یک کشور می­دهد و آداب و رسوم و عقاید و فرهنگ سومالی به عنوان یک کشور آفریقایی را به خوبی بیان می­کند:

«وقتی دختری می­خواهد ازدواج کند، زنان قبیله­اش به صحرا می­روند و گل صحرا که رنگ نارنجی مایل به زرد دارد را جمع می­کنند. آن­ها را خشک می­کنند و بعد آب به آن­ها اضافه می­کنند تا خمیر درست شود. خمیر را به صورت عروس می­مالند تا درخشش زردرنگی به آن بدهند. آن­ها دست و پای عروس را با کشیدن شکل­های زینتی با حنا می­آرایند. دور چشم­هایش را سرمه می­کشند تا پررنگ و شهوت­انگیز به نظر بیاید» ص50.

کتاب شامل هیجده بخش است و هر بخش از کتاب به برهه و ماجرایی از زندگی واریس اشاره می‌کند. یکی از مهم­ترین رسومی که در کشورهای آفریقایی شایع می­باشد که تمرکز اصلی کتاب هم بر روی آن است رسم ختنه زنان (بخش چهارم کتاب) است. در بیشتر کشورهای آفریقا تمام زنان باید ختنه شوند و دختری که ختنه نشده است را ناپاک می­دانند و بدون آن، دخترها به بازار ازدواج راه پیدا نمی­کنند. در واقع این عمل نشان­دهنده پاکدامنی زن است و زنی که ختنه نکرده باشد در حقیقت باعث شرمندگی خانواده و قبیله­اش است و بعنوان یک زن شهوتی و بدکاره به او نگاه می­شود. جالب آنجاست که اعتقاد آن قبایل بر آن است که در قرآن به این مسئله بسیار تاکید شده است! بسیاری از دختران به هنگام ختنه شدن می­میرند و اگر خیلی خوش شانس باشند خانواده­هایشان به دادشان می­رسند و جسد او را دفن می­کنند تا خوراک لاشخورها نشود. چگونگی این رسم در کتاب به تفصیل شرح داده شده که طی آن تمامی اندام جنسی زن بریده شده و جای آن بخیه می­شود و این عمل بدون هیچگونه ماده بیهوشی یا بی­حسی انجام می­شود.

«دختران با اندام­های جنسی دست­نخورده، برای ازدواج نامناسب تشخیص داده می­شوند. زن هرزه کثیفی به حساب می­آیند که هیچ مردی او را برای همسری انتخاب نمی­کند. بنابراین، زن کولی که برخی به این نام می­خوانندش، شخص مهم اجتماع ماست. اما من او را به خاطر همه دخترانی که زیر دست­هایش کشته شده­اند، "قاتله زن" می­نامم» (ص 55).

واریس زمانی که تنها پنج سال داشت ختنه می­شود. قسمتی از کتاب در مورد زمانی که نویسنده در پنج سالگی ختنه می­شود: «دیدم که زن کولی، زنی که دهاتی بود برای این کار آماده می­شود او با روسری رنگارنگی که دور سرش بسته بود و لباس روشن کتانی، شبیه دیگر زنان پیر سومالیایی بود به استثنای این که لبخندی بر لبش نبود و با خشکی و خشونت به من نگاه کرد، نگاهی مرده در چشمهایش بود. بعد کیفی قدیمی را که مثل فرش بافته شده بود، زیر و رو کرد. چشم‌هایم رویش دوخته شده بود، چون می­خواستم بدانم به چه وسیله­ای مرا خواهد برید. انتظار کاردی بزرگ را داشتم، اما به جای آن کیسه کتانی کوچکی از درون کیفش درآورد. با انگشتان درازش ته کیسه را جستجو کرد و تیغی شکسته از آن بیرون آورد. پشت و روی آن را آزمایش کرد. حالا خورشید اندکی بالا آمده بود. نور به قدر کافی وجود داشت، و می­شد رنگ­ها و نه جزئیات را تشخیص داد. با این حال خون خشک شده را روی لبه دندانه­دار تیغ می­دیدم . زن به آن تف کرد و بعد با لباسش پاکش کرد. وقتی او تیغ را تمیز می­کرد، دنیا در برابرم تاریک شد، زیرا مادرم شالی را به عنوان چشم­بند روی چشم­هایم بست. چیزی که بعدا حس کردم این بود که گوشتم، اندام­های جنسی­ام بریده می­شدند. در اینجا واریس می‌گوید: وقتی که گذشته را به یاد می­آورم واقعا نمی­توانم باور کنم چنین اتفاقی برایم افتاده باشد. مثل این است که درباره آدم دیگری حرف می­زنم به هیچ وجه نمی­توانم تشریح کنم که چه بر سر من گذشته است.»

او در این باره می­گوید" مانند این است که کسی گوشت ران­تان را ورقه ورقه کند یا بازویتان را ببرد. فقط فرقش آن است که این قسمت حساس­ترین بخش بدن شماست (ص58 و59).

سخن پایانی

بزرگترین مزیت این کتاب می­تواند این باشد که این یک زندگینامه است و وقتی خواننده این کتاب را می­خواند می­داند که تمام اتفاقات و ماجراهای این کتاب از قوه تخیل نویسنده برخاسته نشده است و برعکس تمامی آنها عین حقیقت است. واریس دیری زنی فوق‌العاده است. روح او مانند زیبایی­اش نفس را در سینه حبس می­کند. او شخصیت بسیار جسور و شجاع، قاطع و استواری دارد و در مواقع بحرانی می­داند که چه تصمیمی باید بگیرد و همین خصوصیات او باعث شد که او اکنون بر همه دنیا شناخته شده است و کارهای بزرگی برای کشورش و تمام این دنیا انجام می­دهد. کارهایی که واریس برای رسیدن به زندگی بهتر انجام می­دهد شاید خیلی از ماها با وجود تمام امکانات انجام نمی­دهیم و واقعا شرایط سخت از آدم­ها، انسان­های بزرگی می­سازد.

فیلم "گل صحرا" (Desert Flower) از روی همین کتاب ساخته شده است اما به اندازه کتابش موفق نبوده است.

 منابع

1.Wikipedia, Cathleen Miller

Link: https://en.wikipedia.org/wiki/Cathleen_Miller

مشخصات اثر

واریس دیری و کاتلین میلر. «گل صحرا: سفر شگفت­انگیز دختری کوچ­نشین». ترجمه شهلا فیلسوفی و خورشید نجفی. تهران: نشر چشمه، 1382. 290 صفحه.

درباره نویسنده این متن

سمیرا نصیرزاده هستم. 25 ساله از شهرستان پارس­آباد مغان. دانشجوی ترم سه کارشناسی ارشد رشته علم اطلاعات و دانش شناسی گرایش مدیریت اطلاعات در دانشگاه شهید بهشتی هستم. از زمانی که کتابخانه را شناختم به کتاب علاقه داشتم و شاید هم از زمانیکه کتاب را شناختم به کتابخانه علاقه­مند شدم و با وجود علاقه شدیدی که به کتاب دارم بسیار به رشته‌ام علاقه دارم و ازش لذت می­برم. خواندن کتاب درسی را در مدرسه و توسط معلم­های عزیزم یاد گرفتم ولی خواندن کتاب غیردرسی را از هیچ کسی یاد نگرفتم، خودم یاد گرفتم، خودم علاقه‌مند شدم ولی با افتخار می­گویم که به خیلی­ها یاد دادم، شما هم یاد بگیرید و یاد دهید.

برچسب ها :
علی رمضانپور
|
United Kingdom
|
1397/08/23 - 11:21
0
0
درباره کتاب گل صحرا – خاطره ای دارم برای سال 2011 که طی ماموریتی باید عازم خطرناک ترین کشور جهان براساس اعلام رنکینگ سازمان ملل در آن سال میلادی می شدم و آنجا هم جای نبود جز موگادیشو –

البته برحسب نوع سفر و جنگ داخلی و حمله کنیا به سومالی و همچنین قحطی در این کشور شاخ آفریقا - باید از مسیر سه کشور دیگر خودم به موگادیشو می رساندم که تشریح همه این اتفاقات بماند در کتابی که سعی میکنم تا پایان امسال چاپ کنم.

ولی نکته مهم درباره کتاب گل صحرا این بود که وقتی می خواستم به سومالی سفر کنم هیچ منبعی از این کشور نبود جز یک فیلم شاهین سیاه و یک کتاب گل صحرا که نویسنده آن سومالیایی بود که در آن سال (90) اجازه چاپ این کتاب نبود و مدیریت نشر چشمه فقط به بنده اجازه داد از روی این کتاب روخوانی کنم و حتی کپی هم حق نداشتم بگیرم
حسن نصیرزاده
|
Iran
|
1397/08/21 - 17:26
0
0
بسیار زیبا وشیوا بود
به امیددیدار نوشته های بعدشما
یاسین ویسی
|
Iran
|
1397/08/20 - 11:14
0
0
خیلی عالی ، به نظر من یکی از بهترین معرفی ها بود
موفق باشی ،یاشا
فرید اسماعیلیان
|
Iran
|
1397/08/19 - 08:56
0
0
سلام
یک معرفی خوب برای یک کتاب خوب...
تشکر
کاظمی
|
United Kingdom
|
1397/08/18 - 11:01
0
0
کتاب متفاوتی را به طرز عالی معرفی کردی. ممنون
طاها
|
United Kingdom
|
1397/08/17 - 21:27
0
0
خانوم نصیرزاده بسیار با استعداد و خلاق هستید مطمئنا شما میتونید فرد بسیار مفیدی برای کشور بشید....
از تلاس های شما در راستای ارزش های مطالعه نهایت تشکر را داریم
محسن زین العابدینی
|
iran
|
1397/08/17 - 20:00
0
0
نوشته خوبی است که هم آدم مشتاق می شود کتاب را بخواند و هم به حد تعادل از موضوعی خط قرمزی صحبت کرده است.
آیسو
|
Netherlands
|
1397/08/17 - 19:30
0
0
نقدتون عالی بود.من این کتاب رو با معرفی شما حتما خواهم خواند.موفق و پیروز باشین
Rana abdollahzade
|
Canada
|
1397/08/17 - 18:25
0
0
سلام، خسته نباشی خانم نصیرزاده
برخلاف اون چیزی که از اسم کتاب متوجه شده بودم و اولش فکر کردم یک داستان همانند دیگر داستانهاست، با خوندن مطالبتون بسیار علاقه مند شدم تا خود کتاب رو بگیرم و کامل بخونم،
ممنون از نقد و اطلاعاتی که دادین...عالی بود.
خواهشمند است جهت تسهیل ارتباط خود با لیزنا، در هنگام ارسال پیام نکات ذیل را در نظر داشته باشید:
۱. از توهین به افراد، قومیت‌ها و نژاد‌ها خودداری کرده و از تمسخر دیگران بپرهیزید و از اتهام‌زنی به دیگران خودداری نمائید.
۲.از آنجا که پیام‌ها با نام شما منتشر خواهد شد، بهتر است با ارسال نام واقعی و ایمیل خود لیزنا را در شکل دهی بهتر بحث یاری نمایید.
۳. از به کار بردن نام افراد (حقیقی یا حقوقی)، سازمان‌ها، نهادهای عمومی و خصوصی خودداری فرمائید.
۴. از ارسال پیام های تکراری که دیگر مخاطبان آن را ارسال کرده اند خودداری نمائید.
۵. حتی الامکان از ارسال مطالب با زبانی غیر از فارسی خودداری نمائید.
نام:
ایمیل:
* نظر: