کد خبر: 37737
تاریخ انتشار: دوشنبه, 28 آبان 1397 - 11:43
ایمیل
چاپ

داخلی

»

برگ سپید

معرفی کتاب فرمین موش کتابخوان: ماجراهای یک شهرنشین غربتی

منبع : لیزنا
مینا حاجی‌ملاحسینی
معرفی کتاب فرمین موش کتابخوان: ماجراهای یک شهرنشین غربتی

 

درباره نویسنده:

سم سوج، رمان نویس و شاعر امریکایی در نوامبر سال 1940 متولد شده است. او پنج رمان نوشته، اولین رمان خود را در سال 2005 با عنوان "زندگی جنایی Effie O" منتشر کرد. او فرمین موش کتابخوان را سال 2006 نوشت که با استقبال زیادی مواجه شد و پس از آن به چند زبان دیگر هم ترجمه شد و معروف‌ترین کتاب این نویسنده است.

خلاصه داستان:

راوی این رمان، “فِرمین” است که داستان زندگی خود را از ابتدا تا انتها در ۱۵ فصل روایت میکند. داستان، زندگی روزمره موشی است که در یک خانواده 13 نفره با مادر الکلی در کتابفروشی در محله‌ای قدیمی که در حال خرابی بود، به دنیا آمده است. بعد از اینکه مادرش آن­ها را رها می­کند، تمام اعضا خانواده­اش از کتابفروشی می­روند ولی او تصمیم می­گیرد همان­جا تنها زندگی کند. او از همان ابتدا برای سیرکردن شکم خود کتاب­ها را می­جود ولی بعدها به خواندن کتاب­ها علاقمند می­شود و فقط کناره­های کتاب را می­جود "اولش کتاب­ها را فقط براساس طعمشان می‌خوردم، اما خیلی زود شروع کردم به پراکنده خواندن، با گذشت زمان بیشتر خواندم و کمتر جویدم، تا اینکه در نهایت کمابیش تمام ساعت­های بیداری­ام را صرف خواندن می­کردم و فقط حاشیه­ها را می­جویدم".

موش این داستان از عشق به صاحب کتابفروشی، تلاشش برای نجات از مرگ­، از افکارش، امیدها، نامیدی­ها، رنج­ها، خوشی­های و روزمرگی­های خود می­گوید.

درباره کتاب:

از همان ابتدا فرمین مقابل شما می­نشیند، چشم در چشم، تا داستان زندگی­اش را برایتان تعریف کند، او یک موش معمولی نیست، متفکر و کتابخوان است، عاشق سینما و علاقمند به موسیقی. مسائل بزرگ و پیچیده را با زبانی ساده برایتان نقل می­کند. از عشقش به صاحب کتاب­فروشی و سرخوردگیش، از دوستی با یک نویسنده و هم­خانه شدن با او، تلاش برای نجاتش از مرگ، افسردگی، رنج، ناامیدی، امید، خوشی­ها، علائقش برایتان می­گوید.

فرمین داستان روزمرگی­ها، تجارب و احساسات انسانی است که از زبان موش بیان می­شود. موشی که از دنیای بیرون فرار کرده است دنیای پر از هیاهو، دنیای که همه به فکر خودشان هستند، و به دنیای سینما و کتاب و هنر پناه آورده است. به جهت کتاب خواندن صاحب فهم و ادراک شده است، فهم و ادراکی که او را از بقیه موش­ها جدا کرده است یا بهتر بگویم او از دنیای موش­ها طرد شده است و در دنیای خیالی خود چیزهای جدیدی را تجربه و احساس می­کند. گویی نویسنده قصد داشته زندگی انسان­های متفکری را بگوید که جامعه و خانواده آن­ها را طرد کرده­اند، افرادی که به دنبال کسب آگاهی و شناخت بهتر از دنیا­ هستند و این شناخت بهایی به قیمت تنهایی دارد، افرادی که لایه­های رویی زندگی را کنار زده­اند و به دنبال شناخت واقعی معنای زندگی هستند، زندگی با چشمانی باز، نه زندگی کورکورانه. داستان کنایه از دانایی دارد که با خود تنهایی به همراه دارد. ابتدای کتاب فکر می­کنید با یک داستان ساده سروکار دارید که کمی هم جنبه طنز دارد ولی هرچه پیش می­روید، متوجه می­شوید نویسنده فلسفه خاصی برای زندگی دارد و وقتی با درد و رنج و تنهایی انسان متفکر آشنا می­شوید، می­بینید که پشت این طنز چه دردی نهفته است.

نقد کتاب:

"همیشه فکر می‌کردم اگر زمانی داستان زندگی‌ام را بنویسم شروعی فوق‌العاده خواهد داشت، چیزی شاعرانه مثل خط اول ناباکوف....." همین خط اول کافی است تا خواننده بداند با داستانی متفاوت مواجه است. نویسنده به خوبی از عهده مقدمه‌چینی و دادن پیش‌آگاهی به خواننده برآمده است. به گونه‌ای که از همان ابتدا تفاوت برای خواننده قابل درک است و می‌تواند همان فصل اول کتاب تصمیم بگیرد خواندن را ادامه بدهد یا نه. هرچند که به خوبی هم توانسته است انگیزه ادامه را القا کند. پیرنگ یا خط داستانی کتاب دارای صعود و نزول‌های زیادی نیست که خواننده را همیشه راغب نگه دارد. گاهی داستان دچار افول می‌شود به طوری که خواننده را دلسرد از خواندن می‌کند ولی باید گفت در همان میانه کتاب نویسنده به خوبی توانسته است یک اوج یا یک صعود خوب به داستان بدهد، دقیقا همان جایی که فرمین در عشقش سرخورده می‌شود و برای زنده ماندن تلاش می­کند و باز با یک فضا سازی خوب و ورود یک شخصیت دیگر به داستان خواننده مشتاق به خواندن می‌شود.

در خصوص شخصیت‌سازی در این کتاب، دور از انصاف نیست اگر بگوییم نویسنده از عهده این کار خیلی خوب برآمده است. کنار شخصیت اصلی داستان که مانند تمام داستان­های غربی قهرمان داستان هم هست، دو شخصیت کتابفروش و نویسنده به خوبی ساخته و پرداخته شده است. دو شخصیتی که در خط داستان فرازهای خوبی برای خواننده ایجاد می­کنند. هرآنچه قهرمان داستان در مواجه با این دو نفر احساس می­کند را خواننده به راحتی دریافت و ادراک می­کند.

لحن داستان از ابتدا تا انتهای کتاب طنز است، طنزی که خواننده با خواندن چند صفحه از آن متوجه تلخی این طنز می‌شود باید گفت انتخاب این لحن برای راوی داستان به جا بوده است و بعد تلخی که به این طنز داده توانسته به خوبی درد و رنج و تنهایی شخصیت داستان را نمایش بدهد.

نکته قابل توجه و بارزی که نویسنده به آن توجه ویژه داشته و از نقاط قوت داستان­پردازی اوست، پرداخت صحنه می­باشد. توصیف صحنه‌هایی که داستان در آن خلق شده و قهرمان داستان در آن زندگی می­کند، به قدری خلاق و خوب بیان شده است، که گویی جزئی از شخصیت­های داستان است و خواننده می­تواند با آن ارتباط برقرار کند. نویسنده در فضاسازی داستان، تمام آنچه در صحنه توانسته احساس برانگیز باشد را بیان می­کند و به جزئیات صحنه هم دقت داشته است به طوری که خواننده می­تواند صحنه را متصور شود. انتخاب صحنه‌ای که داستان در آن جریان دارد، مانند کتابفروشی و سینما به عنوان نماد روشنفکری و دانایی مناسب با خط روایی داستان است. توصیف حالات، تجربیات، احساسات و کشف‌های این موش کنش‌های خوبی در داستان ایجاد کرده است و در مجموع لحن و صحنه‌سازی و روایت زندگی انقد قوی می‌شود که خواننده با شخصیت داستان همراه می‌شود. به طوری که می‌تواند با موش غصه­دار شود، بخندد، گریه کند و حتی بخواهد در بعضی از صحنه­ها  موش را نجات بدهد. به طور کل می‌توان گفت این داستان علیرغم نداشتن فراز و فرودهایی که بتواند مخاطب را تا اخر مشتاق نگه دارد و حتی در قسمت­هایی خواندن کتاب کسالت‌آور می­شود، این صحنه‌سازی خوب به کمک می­آید تا مخاطب به خواندن ادامه دهد.

  این نکته حائز اهمیت است یکی دیگر از دلایلی که کتاب را برای شما خواندنی می­کند، ترجمه خوب آن می­باشد. اگر فقط از چند پاراگراف بگذریم باید گفت بقیه کتاب ترجمه‌ای میانه ترجمه معنایی و آزاد را دارد. که در عین وفاداری به متن اصلی توانسته به گونه‌ای ترجمه را پیش ببرد که به خواننده کمک کند تا خود را بهتر در فضای داستان بیابد.

در کل نمی­توان گفت شما با داستانی بسیار جذاب مواجه هستید اما خلاقیت نویسنده با توصیفات جالبی که از دنیای انسان­ها از زبان یک موش می­کند، می­تواند تفاوتی را ایجاد کند که شما را خواننده داستان خود کند.

بخش­هایی از کتاب:

در جهان، دو نوع حیوان هست، آن‌ها که از موهبت زبان برخوردارند و آن‌ها که نیستند. حیواناتی که از موهبت زبان برخوردارند، به نوبه‌ی خود به دو دسته تقسیم می‌شوند: گوینده‌ها و شنونده‌ها. بخش اعظم گروه دوم را سگ‌ها تشکیل می‌دهند. اما سگ‌ها چون بی‌نهایت ابله اند، زبان پریشی‌شان، با یکجور لذت نوکرمآبانه همراه است، که آن را با دم تکان دادن نشان می‌دهند.

هرچه قدر هم کوچک باشى، دیوانگیت مى‌تواند به بزرگى دیوانگى هر‌کس دیگرى باشد.

موقعیت­های عجیب و غریب امیدهای عجیب و غریب می­آفرینند.

زندگی کوتاه است، اما می­شود قبل از اینکه آدم ریق رحمت را سر بکشد، یک چیزهایی هم یاد بگیرد. یکی از چیزهایی که من متوجه شده­ام این است که چه جور منتها الیه­ها به­هم می­رسند. عشق عظیم به نفرت عظیم بدل می‌شود، صلح بی سروصدا به جنگ پرسروصدا تبدیل می­شود، ملال بسیار سبب هیجان عظیم می­شود.

عشق یک طرفه بد است اما عشقى که اصلا قابلیت دو طرفه شدن نداشته باشد، واقعا می‌تواند آدم را داغون کند.

 

مشخصات کتاب:

سوج، سم. فرمین موش کتابخوان: ماجراهای یک شهرنشین غربتی. ترجمه پویه میثاقی. نشرمرکز، چاپ چهارم، 1396.

درباره نویسنده متن:

مینا حاجی‌ملاحسینی، دانشجوی مجازی کارشناسی ارشد رشته مدیریت اطلاعات دانشگاه شهید بهشتی. زندگی می­کنم که سفر کنم، کتاب می­خوانم که لذت ببرم، موسیقی گوش می­دهم که روحم نوازش شود.

 

برچسب ها :
خواهشمند است جهت تسهیل ارتباط خود با لیزنا، در هنگام ارسال پیام نکات ذیل را در نظر داشته باشید:
۱. از توهین به افراد، قومیت‌ها و نژاد‌ها خودداری کرده و از تمسخر دیگران بپرهیزید و از اتهام‌زنی به دیگران خودداری نمائید.
۲.از آنجا که پیام‌ها با نام شما منتشر خواهد شد، بهتر است با ارسال نام واقعی و ایمیل خود لیزنا را در شکل دهی بهتر بحث یاری نمایید.
۳. از به کار بردن نام افراد (حقیقی یا حقوقی)، سازمان‌ها، نهادهای عمومی و خصوصی خودداری فرمائید.
۴. از ارسال پیام های تکراری که دیگر مخاطبان آن را ارسال کرده اند خودداری نمائید.
۵. حتی الامکان از ارسال مطالب با زبانی غیر از فارسی خودداری نمائید.
نام:
ایمیل:
* نظر: