کد خبر: 37929
تاریخ انتشار: سه شنبه, 04 دی 1397 - 08:45
ایمیل
چاپ

داخلی

»

برگ سپید

نقد کتاب نبرد من

منبع : لیزنا
مژگان ابراهیمی
نقد کتاب نبرد من

مقدمه ای بر «معرفی کتاب نبرد من / آدولف هیتلر» یادداشتی از مژگان ابراهیمی

سیدابراهیم عمرانی: معرفی کتاب نبرد من را که در زیر می‌خوانید، پیش از شما و به عنوان وظیفه لیزنایی خواندم و دیدم که نویسنده محترم به یکی از تاثیر‌گذارترین و مخرب‌ترین کتاب‌های قرن بیستم و صرفا از زاویه خود کتاب پرداخته و عمق فاجعه کشتار 50 میلیون انسان بی‌گناه در جنگ جهانی دوم نشان داده نشده است. البته نویسنده از زاویه معرفی این کتاب وظیفه خود را انجام داده است ولی به عمق محتوای کتابی که به فجایع عظیمی انجامیده و علل به ظهور رسیدن رایش سوم و علت نوشتن این کتاب اشاره‌ای نکرده‌اند که شاید وظیفه معرفی تلقی نمی‌کرده‌اند که به ایشان حق می‌دهم. لیکن با توجه به اوج گرفتن دوباره گرایشهای فاشیستی در دنیای امروز، بر خود لازم دانستم که یک دیدگاه، دیدگاه خودم، را به این معرفی اضافه کنم و اگر دیدگاههای دیگری هم وجود دارد، در کنار این نگاه و در همین ستون منتشر کنیم.

همانطور که عرض کردم، احساس من این بود که معرفی کتاب که در زیر می‌خوانید، با پرداختن به خود کتاب، که انجیل برتری نژادی و پاکسازی نژادی و قومی است، و نظریه‌های نژادپرستانه و فاشیستی هیتلر و حزب نازی آلمان را در خود دارد کافی نیست و لازم است به ویژه جوانان عزیزمان به جنبه‌های اقتصادی سیاسی مساله نیز توجه کنند و بدانند که امثال ترامپ و هیتلرزاده چه فعل و انفعالاتی در جهان هستند،‌ و نیازهای چه طبقه و چه جریانهای اقتصادی و سیاسی را پاسخ می‌دهند و تحت تاثیر نا‌آگاهانه شعارهای پوپولیستی و خشونت طلبانه این جریان‌ها،  افراد و احزاب قرار نگیرند.

هیتلر خطیبی قدرتمند بود و با هر سخنرانی می توانست گروه بزرگی را به سوی هدفی که در پیش داشت حرکت دهد. کیش شخصیت کاریزماتیک و توان خطابی هیتلر، قدرت اقتصادی و تکنولوژیکی آلمان را از یک سوی و سوق دادن قدرتمند جوانان با شعارهای پوپولیستی به سمت نژاد‌پرستی آلمانی و حزب نازی را به خوبی هدایت می کرد و پشت سر هیتلر، سرمایه‌های بزرگ آلمانی سهم بیشتری در بازار جهان را طلب می کردند و ماشین جنگی  قدرتمند آلمان برای به دست آوردن این سهم وارد معرکه بزرگی شد که به کشتار بیش از 50 میلیون انسان به همه امیدها و آرزوهایشان انجامید. سهمی که سرمایه داری آلمان در نتیجه تسلیم در جنگ اول جهانی از دست داده بود. هیتلر به عنوان سردار این کشتار عظیم،‌ با نفرتی عمیق از غیر آریائیان، کشتارهای بی‌رحمانه و وسیعی را سازمان داد که به شخصیت فردی او نیز بی ارتباط نبود.

چنانکه دیده می‌شود، در جهان امروز نیز هر جا که مسایل نژادی طرح می‌شود،‌ عده‌ای به ستایش آدولف هیتلر می‌پردازند،‌ و صلیب شکسته بر دیوارها می کشند و اعتقاد دارند باید غیر اروپائیها (امریکائیهای اروپایی تبار هم در این تعریف اروپایی هستند) را احتمالا به دریا ریخت. نمونه بارز آن رفتار ترامپ در قبال مهاجرین به آمریکا و نیز رفتار بسیاری از اروپائیها در قبال مهاجرین به اروپا است. و اینک که تحقیقات علم ژنتیک نشان داده است که در ژن انسان‌های موجود در کره زمین،‌ تفاوتی بین سیاه و سفید و زرد، و آفریقایی و اروپایی و آسیایی نیست، مساله فرهنگ پذیری را طرح می‌کنند که اروپائیها و لاجرم آمریکائیان اروپایی تبار، از فرهنگ والایی که نتیجه تعقل اروپایی است برخوردارند که سایر جوامع قدرت جذب این فرهنگ را ندارند و فرهنگ پذیر نیستند و ادغامشان در این جوامع فرهنگی می‌تواند صدمات جبران ناپذیری به آنها بزند.

با آرزوی صلح جهانی و برچیده شدن تبعیض.

 

معرفی کتاب

درباره نویسنده:

 آدولف هیتلر زاده ۲۰ آوریل(31 فروردین) ۱۸۸۹ – درگذشته ۳۰ آوریل (10 اردیبهشت) ۱۹۴۵ به عنوان یک شخصیت بی‌رحم تاریخ که مرگ میلیون‌ها نفر را رقم زد شناخته می‌شود. وی با جاه‌طلبی‌های دیوانه‌وار خود دنیا را به جنگی خانمان‌سوز کشاند. همه او را مسئول شروع جنگ جهانی دوم و کشتار یهودیان می‌دانند. اما باید اعتراف کرد که هیتلر شخصیتی کاریزماتیک داشت که ارتش کشور، سیاستمداران و مردم عادی را با سخنان تهییج کننده‌اش با خود همراه ساخت تا در جهت باورها و سیاست‌های او گام بردارند و مي‌توان گفت آدلف هيتلر داراي شخصيت شيطاني، اراده پولادين، قساوت آميخته به خونسردي و نابغه بود، اگرچه نابغه‌اي شرير که جهان را لرزاند.

او بین سال‌های ۱۹۳۳ تا ۱۹۴۵ صدر اعظم آلمان و از ۱۹۳۴ به بعد، هم‌زمان در مقام پیشوای رایش آلمان بزرگ نیز حکومت کرد. هیتلر به عنوان یک کهنه‌سرباز نشان‌دار جنگ جهانی اول در سال ۱۹۲۰ به حزب نازی پیوست. او در سال ۱۹۲۱ به ریاست آن رسید. او در نوامبر ۱۹۲۳ به خاطر شرکت در کودتایی نافرجام معروف به "کودتای آب‌جوفروشی مونیخ" به تحمل ۵ سال زندان محکوم شد. او در همین دوران کتاب نبرد من را نوشت. پس از آزادی از زندان، با ترویج ایده‌های ملی‌گرایی، ضدکمونیستی، یهودستیزی و ایراد سخنرانی‌های پرشور بر ضد پیمان ورسای (معاهده تسلیم شدن آلمان در پایان جنگ جهانی اول)، حامیان بسیاری در کشور آلمان به‌دست آورد. هیتلر در سال ۱۹۳۳ از سوی پاول فن هیندنبورگ به مقام صدراعظمی آلمان منصوب شد. مجموعه ارتشی-صنعتی آلمان در زمان صدارت وی توانست قوای تحلیل‌رفته این کشور را بازسازی کرده و آن را تبدیل به یکی از قدرت‌های برتر اروپا در زمان خود کند. یکی از دلایل نخست و عمده وقوع جنگ جهانی دوم تهاجم به لهستان در ۱۹۳۹ بود که در نتیجه، بریتانیا و فرانسه به آلمان اعلام جنگ کردند؛ جنگی که بین دو قدرت نیروهای محور و نیروهای متفقین درگرفت و در طی این مدت اروپا و همچنین سایر نقاط دنیا شاهد ویرانی‌ها و تلفات بسیار بود. اگرچه در عرض سه سال، آلمان و نیروهای متحدش بیشتر مناطق اروپا، بخش‌های قابل‌توجهی از آفریقا، شرق آسیا، و اقیانوسیه را اشغال کردند، اما نیروهای متفقین از سال ۱۹۴۲ به بعد، از نیروهای آلمان نازی، پیشی گرفتند و در سال ۱۹۴۵، رایش آلمان بزرگ را از هر سو محاصره کردند.

هیتلر در ۲۹ آوریل ۱۹۴۵ در روزهای پایانیِ نبرد برلین، با اوا براون که برای سال‌های طولانی معشوقه او بود ازدواج کرد. در ۳۰ آوریل، یعنی یک روز پس از ازدواجش، به همراه همسرش خودکشی کرد.

درباره کتاب:

 ماین کامف (نبردِ من) از قوی‌ترین و تاثیرگزارترین آثار قرن بیستم است. به یک معنا باید گفت تنها اثری که در امپراتوری رایش سوم ارزش خواندن داشت همین اثر بود و به همین خاطر بود که به آن انجیل عرفی ناسیونال سوسیالزم می‌گفتند. اهمیت این اثر دردوره زمام‌داری هیتلر به حدی بود که در هر خانه‌ای یک نسخه از آن پیدا می­شد و بارها و بارها اتفاق افتاده بود که افراد آن را به صورت کادو در مناسبت های مختلف به هم هدیه می‌دادند. البته خوانش و بررسی این اثر امروز هم خالی از فایده نیست چرا که تنها اثر مدون و منسجمی است که از  طریق آن می‌توان به جهان بینی هیتلر در رابطه با مسائل مختلف پی برد. به عبارتی، این کتاب دربردارندۀ عناصر بنیادی ایدئولوژی هیتلر، برنامۀ زمامداری و نیز شخصیتش می باشد.

خلاصه داستان:

بعلت اینکه کتاب فوق رمان نیست و بیشتر بعنوان زندگی‌نامه و مرام‌نامه یک حزب یا باورهای یک فرد مهم، توصیف می‌شود برای آشنایی بیشتر خواننده با کتاب، عناوین فصل‌های آن به ترتیب در ادامه ذکر شده است:

جلد اول: یک تسویه حساب شامل دوازده فصل به نام های زیر:

دوران کودکی و کانون خانوادگی- سال‌های تحصیل و تحمل مشقت در وین- ملاحظات سیاسی عمومی بر اساس دوره حضور من در وین- در مونیخ- جنگ جهانی- تبلیغات جنگ- انقلاب- آغاز فعالیتهای سیاسی من- برای چه آلمان شکست خورد- حزب کارگر آلمان- ملل و نژاد- اولین طلیعه پیشرفت حزب کارگر ناسیونال سوسیالیست

جلد دوم: جنبش سوسیالیست ملی شامل پانزده فصل به نام های زیر:

عقاید فلسفی حزب- دولت- موضوع-دولت و ملت- مفهوم دولت از نظر راسیست- مفهوم فلسفی سازمان دولت- اولین مبارزه و اهمیت سخنرانی- مبارزه جدید با جبهه سرخ- نیرومند تا وقتی تنهاست نیرومند می‌ماند- حمله‌ها چگونه آغاز می‌شدند- فدرالیسم غیر از ظاهرسازی چیزی نیست- پروپاگاندا مسئله سازمان- مسئله سندیکاها- سیاست آلمان و مسئله اتحادهای بعد از جنگ- سیاست یا جهت گیری شرقی- حق دفاع اضطراری.

تم اصلی «نبرد من» که مکرر تکرار می‌شود عبارت است از نژاد پاکی نژاد و برتری نژاد اگرچه در هیچ کجا هیتلر نژاد را تعریف نمی‌کند. وی می‌گوید انسان‌ها سه دسته‌اند: آفرینندگان فرهنگ و تمدن که نمونه‌ی آن یکی بیش نیست و آن نژاد آریایی می‌باشد؛ کسب‌کنندگان فرهنگ، مانند ژاپونی‌ها و ویران‌کنندگان فرهنگ، مانند یهودیان و سیاهان. هیتلر ادعا می‌کرد در طبیعت هرگز نژادها مساوی خلق نشده‌اند، همچنان‌که افراد مساوی خلق نشده‌اند. برخی نژادها بر سایر نژادها برتری دارند و آلمانی‌ها به‌عنوان برترین نژاد جهان باید بر «نژادهای پست‌تر» فرمانروایی کنند.

یکی از این عناصر خیال ایدۀ نژادگرایانۀ اوست. چیزی که هیتلر از آن به عنوان «منطق آهنین طبیعت» یاد می‌کند. او به وجود نژادهایی معتقد است که در تنازع بقا جان سالم به در می‌برند و مابقی را منقرض می‌کنند. او آریایی‌ها را نژاد برتر می‌پنداشت و هراس داشت که نژادهای دیگر انسانی در نبرد بقا موفق از آب درآید و بخواهند به نژاد برتر آسیب برسانند. او به خصوص از آمیزش نژادی وحشت داشت. در این صورت آمیزش خونی سبب نابودی فرهنگ‌های اصیل و پرقدمت می‌شدند و دائماً می‌گفت رستگاری نژاد آریایی زمانی اتفاق خواهد افتاد که بتواند خلوص نژادی‌اش را حفظ کند. درون مایۀ اصلی کتاب و به عبارتی روح کلی حاکم بر کتاب خشم و انتقام است. هیتلر در این کتاب دائماً از موضوعی به موضوع دیگر می‌پرد.

نقاط ضعف و قوت کتاب:

مشهودترین نقطه ضعف کتاب نگارش نامناسب و جستن نویسنده از مطلبی به مطلب دیگر بدون حفظ انسجام اثر است که گاهی حوصله را سر میبرد اما مسلما این کتاب نوشته­ی نویسنده­ای با تجربه و یا حرفه ای نیست و این موارد با توجه به پیشینه شخص هیتلر قابل اغماض است. هر چند در برخی از فصول کتاب در برخی موارد دچار بی نظمی فاحشی است با وجود چنین نقایص برجسته،این کتاب از جنبه های دیگر بسیار دارای اهمیت بوده و از منظر ایدئولوژی و سیاسی ذهنیت یک حزب و البته شخص آدولف هیتلر را ترسیم می کند.

قسمتی از کتاب:

آری، این حرف درستی است که انسان خیلی زود به فقر و گرسنگی و بسیاری چیزها عادت می‌کند و نسبت به همه چیز بدبین می‌شود. بسیاری از کارگران را دیده بودم که در دوران روستاگری چون درآمد مرتبی داشتند، با ملت و دولت دوست و مهربان بودند و اگر هم از آنان نامهربانی میدید باز هم از آرامش و صلح لذت می‌بردند. اما وقتی به شهر میآمدند در اثر چند بار بیکاری‌های مکرر و تحمل بی‌نوایی، عاطفه و احساس انسانی را از دست داده و خوی یغماگری در آنها زنده میشد و برای ارتکا به هرعملی آمادگی پیدا می‌کردند. وای به وقتی که این کارگران صاحب زن و فرزند هم بودند

تا پولی در منزل بود با لقمه نانی می‌ساختند، اما وقتی کارد به استخوان می‌رسید، لطف و شفقت خانوادگی نیز از بین میرفت و کارگر بدبخت باید با دوجبهه یکی در خانه و یکی در خارج از خانه نبرد میکرد

کشمکش‌ها و منازعات خانوادگی از اینجا آغاز شد، دیگر نه پسر پدر را و نه پدر پسر را دوست داشت. پدر برای سرگرمی و تسکین به مشروب پناه میبرد، روزهای تعطیل روز بدمستی و مشروب خوری او بود و برای اینکه بتواند با زن و فرزند خود خوب نبرد کند، به مشروب توسل می‌جوید و زن بدبخت با هزار کشمکش و دعوا یک سکه پول از شوهرش می‌گیرد، با این حال او مست و مدهوش به منزل می‌آید و پس فردا چون میبیند که باید با جیب خالی از منزل خارج شود خدا میداند که چه صحنه‌ها و تراژدی‌ها بین زن و شوهر به وجود می‌آید

انگلیسی‌ها مثال خوبی برای مردم جهان به شمار می‌روند! آنها با محافظه‌کاری خود، هرگز خود را به جائی نمی‌کشانند که سرانجام دچار پشیمانی شوند؛ جنگ آنها برای آزادی خودشان است و اگر نان ندارند خوب می‌دانند که چگونه باید برای قاپیدن نان از دست دیگری دولت‌ها را به جان یکدیگر بیندازند. زمانی که ما برای به دست آوردن یک لقمه نان نقشه می‌کشیدیم که با کدام دولت متحد شویم و از چه کسی کناره بگیریم انگلستان برای آزادى خودش از پيمان‌هاى دُول اروپا بهره برداری میکرد .

سخن آخر:

«نبرد من» توسط یکی از بی‌رحم‌‌ترین نقادانش هندریک ویلم وان ‌لون چنین توصیف شده است «یکی از فوق‌‌العاده‌‌ترین اسناد تاریخی تمام ادوار تاریخ است.» نرمال کازینز نقاد دیگری می‌گوید: «یکی از مؤثرترین کتاب‌­های قرن بیستم است زیرا برای هر کلمه‌ «نبرد من» ۱۲۵ جان و برای هر صفحه ۴،۷۰۰ جان و برای هر فصل بیش از ۱،۲۰۰،۰۰۰ جان تلف شده‌اند».

منابع:

شایرر،ویلیام(۱٣۴۸). ظهور وسقوط رایش سوم. ترجمه ابوطالب صارمی. تهران: امیرکبیر.

مشخصات کتاب:

نبرد من(Mein Kampf) نویسنده: آدولف هیتلر ترجمه: عنایت الله شکیباپور. تهران: دنیای کتاب، 1390. 537 صفحه (در نسخه اصلی دو جلد است که در ترجمه حاضر، هر دو جلد در یک کتاب واحد، نشر یافته است)

درباره نویسنده:

مژگان ابراهیمی، متولد تهران، دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت اطلاعات ودانش‌شناسی دانشگاه شهید بهشتی وکتابدار کتابخانه عمومی هستم و به کارم بسیار علاقه‌مندم.

 

رسول نورپور
|
Germany
|
1397/11/02 - 14:46
0
1
بنظرم شخصیت ترامپ را نمی توان به سادگی در یک جمله نقد کرد و او را هیتلز زمانه دانست. این حرف چیزی جز حرکت در مسیر تندباد سیاست نیست....

آب در کوزه چرا گرد جهان می گردیم ....
کاظم حافظیان رضوی
|
iran
|
1397/10/19 - 11:36
0
0
با سلام. هرگز فراموش نکنیم هیتلر پدیده است علل ظهور و پیروی و موفقیت این آدمها در جذب هواداران عوامل بسیاری است که در کنار هم و با هم دست بدست می دهند و دنیا را به آتش می کشند . تصورم اینست شاید گواه تاریخ هم همین باشد یکی از کسانی که شکست دادن آلمان هیتلری را از افتخارات خود قلمداد کرد استالین است که دستش کمتر از هیتلر به خون آلوده نیست اتفاقن او منتخب هم می کشت یعنی هر که سد راهش بود خودی و غیر خودی. بگذریم شعار ها می گویند برای آنکه جهان بهتری داشته باشیم از شارلاتان های لیچار گوی پیروی نکنیم. حیف نیست وقتی فردوسی و حافظ و سعدی ومولانا .....هستند به خزعبلات هیتلری وقت بگذرانی کسی که امتحانش را در قدرت داده. خواندن خوب است اما منتخب خواندن چیز دیگری است. من خودم البته این کتاب را در سالهای اول دبیرستان خواندم یعنی پنجاه سال پیش و البته زیاد هم چیزی نفهمیدم. الحمد لله. شما اگر خواستید اثری هم روزگار این کتاب بخوانید شازده کوچولو را بسیار بخوانید تا به صلح پایدار بیاندیشم و حالش را ببریم. البته اگر قلدر ها و دیکتاتور های جهان معاصر که کم هم نیستند بگذارند. ترامپ یکی از آنهاست. بقیه پشت او حرکت می کنند.
لیلی وکیلی
|
Iran
|
1397/10/05 - 14:48
0
1
اندیشه های ویرانگر این ادم هنوز هم با نسخه جدید در دنیا اجرا میشه
مریم گلی
|
Iran
|
1397/10/04 - 09:27
0
3
این بخش از کتاب: "انگلیسی‌ها مثال خوبی برای مردم جهان به شمار می‌روند! آنها با محافظه‌کاری خود، هرگز خود را به جائی نمی‌کشانند که سرانجام دچار پشیمانی شوند؛ جنگ آنها برای آزادی خودشان است و اگر نان ندارند خوب می‌دانند که چگونه باید برای قاپیدن نان از دست دیگری دولت‌ها را به جان یکدیگر بیندازند. "

انگلیسی ها تا دنیا بوده و هست و خواهد بود همین جوری ان. هیتلر کاش نسل اینا رو میکشت
خواهشمند است جهت تسهیل ارتباط خود با لیزنا، در هنگام ارسال پیام نکات ذیل را در نظر داشته باشید:
۱. از توهین به افراد، قومیت‌ها و نژاد‌ها خودداری کرده و از تمسخر دیگران بپرهیزید و از اتهام‌زنی به دیگران خودداری نمائید.
۲.از آنجا که پیام‌ها با نام شما منتشر خواهد شد، بهتر است با ارسال نام واقعی و ایمیل خود لیزنا را در شکل دهی بهتر بحث یاری نمایید.
۳. از به کار بردن نام افراد (حقیقی یا حقوقی)، سازمان‌ها، نهادهای عمومی و خصوصی خودداری فرمائید.
۴. از ارسال پیام های تکراری که دیگر مخاطبان آن را ارسال کرده اند خودداری نمائید.
۵. حتی الامکان از ارسال مطالب با زبانی غیر از فارسی خودداری نمائید.
نام:
ایمیل:
* نظر: