کد خبر: 28116
تاریخ انتشار: شنبه, 26 فروردين 1396 - 09:09
ایمیل
چاپ

داخلی

»

مطالب کتابداری

»

گاهی دور گاهی نزدیک

وضعیت بحرانیست؟ کتاب بخوانید!!!

منبع : لیزنا
ایمان نریمانی
وضعیت بحرانیست؟ کتاب بخوانید!!!

(لیزنا، گاهی دور/ گاهی نزدیک 185): ایمان نریمانی، دانشجوی کارشناسی دانشگاه قم، چند روز پیش خبری را مطالعه کردم مبنی بر اینکه از زمانی که دونالد ترامپ ریاست جمهوری جدید آمریکا روی کارآمده و با اقدامات عجیبش همه را شگفت زده کرده، تصمیمات و سخنان او باعث پر فروش شدن چندین کتاب که بعضی از آنها تا چند وقت پیش فروش چندان زیادی نداشته اند شده است.

 کتاب هایی مانند «اینجا نمی تواند رخ دهد» اثر سینکلر لوئیس، 1984 اثر جورج اورول، دنیای قشنگ نو اثر آلدوس هاکسلی، فارنهایت ۴۵۱- ری بردبری و در نهایت کتاب هنر معامله، از کتابهای خود دونالد ترامپ که به اعتقاد  بسیاری از جمله خود نویسنده منعکس کننده دیدگاه ها، و روش کار ریاست جمهوری جدید ایالات متحده آمریکا است. هر یک از این کتاب ها نیز بنابر تحلیل منتقدان به دلایلی که مرتبط با انتخاب و تصمیمات جنجالی دونالد ترامپ است.

اما این فروش بی نظیر کتاب های ترامپ و کتاب هایی که به نوعی مربوط به وی می شوند اقدام تازه و عجیبی از سوی مردم آمریکا و اروپا نیست، چرا که از قضا مدتی پیش، و با شروع جنگ بین گروه موسوم به دولت اسلامی عراق و شام یا همان داعش با دولت سوریه و عراق، و به وجود آمدن موجی از اتهامات علیه اسلام و مسلمانان که سعی داشتند این گروه را نماینده اسلام معرفی نمایند، به یک باره کتاب قرآن کریم در اروپا و آمریکا به یکی از پر فروش ترین کتاب ها تبدیل شده بود و این به آن دلیل بود که مردم اروپا می خواستند بدانند آیا واقعا حقیقت آن است که مسلمانان تروریست هستند یا آنکه عده ای که گروه داعش اساسا هیچ ربطی به اسلام واقعی دارد یا خیر. و می توان نتیجه گرفت که مردم کشور های توسعه یافته در مواقع مواجهه با بحران و تنش های این چنینی ابتدا به دنبال شناخت، علل و عوامل به وجود آمدن آن در کتابها می روند.

اما با دانستن این مطالب این سوال به وجود می آید که چرا زمانی که شرایط بحرانی و رویداد های نگران کننده ای در کشور های پیشرفته به وجود می آید اولین و مهم ترین پناهگاه مردم کتاب ها می شوند؟ مگر آنها هم مانند ما نمی توانند تنها به تحلیل های ایدئولوژیک زده احزاب گوش دهند؟ یا آنکه خیلی ساده و بی آنکه تلاشی برای یافتن حقیقت انجام دهند هر چه را که تلویزیون و رسانه ها می گویند را باور کنند.

اما به راستی ما در چنین مواقعی چه کار می کنیم؟ آیا در این غریب به چهل سالی که پرچم  غرب‌ ستیزی را علم کرده ایم هیچ شناختی از غرب داشتیم؟ کدام یک از ما کتابی درباره ی اساس و پایه های ایجاد غرب، رنسانس، تاریخ غرب و... خوانده باشد و بعد در مورد آن صحبت کند؟ در مورد انرژی هسته ای چطور؟ آیا در زندگی شخصیمان زمانی که با یک بحران مواجه می شویم در مورد آن مطالعه می کنیم؟ و هزاران سوال شبیه یه آن که با نگاهی ساده به گذشته می توان مطرح نمود.

آری ما نخوانده دانا هستیم و اصولا برای اظهار نظر در مورد یک بحث نیازی به مطالعه نداریم. اگر خیلی به خودمان زحمت دهیم به تحلیل های افراد سیاسی در روزنامه ها و تلویزیون بسنده می کنیم و دلیلمان هم آن است که این افراد کتاب ها را می خوانند و برای ما توضیح می دهند، حال آنکه کمتر مفسر سیاسی پیدا می شود که بدون توجه به ایدئولوژی و تفکر مذهبی و سیاسی خویش دست به تحلیل مسائل بزند.

البته این که ما اصولا بعد از هر واقعه ای به دنبال دلایل و علل واقعی آن نمی رویم به آن دلیل است که ما با این نوع رفتار عجین گشته ایم. برای مثال، همین چند وقت پیش که بحث فروش پایان نامه ها و مقالات در مقابل دانشگاه ها،به موضوع روز کشور و جامعه علمی تبدیل شده بود، دبیر و سخنگوی شورای عالی انقلاب فرهنگی که از صدر تا ذیل مسائل فرهنگی، آموزشی و تحقیقاتی کشور را برنامه ریزی، سیاست گذاری و تصمیم گیری می نماید، علت به وجود آمدن این بحران یا پدیده را اینگونه توصیف فرمودند:

« برداشت این است که این جریان سازمان یافته و طراحی شده با پشتیبانی خارجی ها و عناصر مساله دار و برخی اوقات هم به وسیله عناصر غافل، نادان و نا آگاه به راه افتاده است»

که این اظهار نظر خود مثال بارزی از آن است که نه تنها مردم ما، بلکه مسئولین بلند پایه ما نیز اساسا به دنبال علل وقایع نمی روند و دم دست ترین عامل را برای یک حل مساله انتخاب می کنند که معمولا هم غرب و آمریکا است.

کتاب ها، چراغ راه یک ملت برای فرار از گمراهی هستند و اساسا  تاریخ نشان داده است که ملت هایی که خود افسار سرنوشت خود را به دست نگرفته و به دیگران سپرده اند، عاقبتی جز پشیمانی نصیبشان نگشته است پس بیاییم و با کتاب خواندن، به جای آنکه منتظر مشعل به دستی باشیم که راه را به ما نشان دهد، خود راه و مسیر سرنوشت خویش را تعیین کنیم.

مهدی زارعی
|
Iran
|
1396/01/29 - 12:36
0
0
با سلام و احترام
جناب نریمانی عزیز از مطالب حضرتعالی بسیار لذت بردیم ولی عادت به مطالعه دائما نیاز به فرهنگ سازی دارد و این فرهنگ سازی همت همگانی می طلبد و در این میان نقش بی بدیل کتابداران را نباید نادیده گرفت بلکه چه بهتر این عادت به مطالعه به دانشجویان تازه وارد کتابداری آموزش داده شود تا پس از فارع التحصیل شدن یک کتابدار حداقل به مثال یک پزشک برای هر مشکلی که برای مراجعه کننده پیش می آید یک کتاب که قبلا خود خوانده تجویز نماید. به نظر من هیچ کس بهتر از کتابدار در دعوت به مطالعه عموم موفق نخواهد بود. چون بارها تجربه کرده ام کتابی در رسانه ملی معرفی شده مراجعه کننده برای دریافت کتاب به کتابخانه آمده و اولین سوال پس از دریافت کتاب از کتابدار این بود که کتابش چطوره آیا شما خودتان خوانده اید.
امید
|
Iran
|
1396/01/28 - 13:17
0
1
جناب نریمانی مطلب جالب و کاملا درستی بود
تبریک به شما بابت داشتن قلم روان
به امید اینکه در آینده از مطالب شما بیشتر استفاده کنیم
موفق باشید
م.م
|
Iran
|
1396/01/27 - 12:10
0
2
مشکل این است که ما نمی دانیم.ما نمی دانیم که نمیدانیم.تا مشکل و مسئله را ندانیم چگونه می خواهیم آن را حل کنیم.ما همیشه در جواب مسئله کل صورت مسئله را پاک کنیم و یافرافکنی می کنیم.لابد کتاب نخوانی و جعل پایان نامه در دانشگاههای ما هم زیر سر دشمن فرضی است.من هم با نظر شما موافقم.
آن کس که نداند و نداند که نداند ...در جهل مرکب ابدالدهر بماند
روح‌الله سلیمانی‌پور
|
Iran
|
1396/01/27 - 11:17
0
6
درود بر ایمان عزیز
ایدهٔ عالی و نوشتهٔ بسیار خوبی بود.
برای هشیار شدن، گریزی از خواندن، نوشتن، و اندیشیدن نداریم.
پاسخ ها
ایمان نریمانی
| Iran |
1396/01/27 - 22:59
ممنونم از شما آقای دکتر سلیمانی پور عزیز
بهار
|
Iran
|
1396/01/27 - 08:47
0
4
«دسترسی آزاد به اطلاعات» یه اصل مهمه.
دسترسی آزاد به اطلاعاتی که منِ خواننده می خواهم نه اطلاعاتی که نویسنده با جهت گیری های خاص می نویسد.
مهدی محمدی
|
Iran
|
1396/01/26 - 19:36
3
5
بسیار لذت بردم از نوشته زیبا و دلنشین دانشجوی عزیزمان جنآب آقای نریمانی
ایشان یکی از دانشجویان جوان کشور هستند که در آینده از ایشان بسیار خواهیم خواند و خواهیم شنید
عبدالحسین طالعی
|
Iran
|
1396/01/26 - 19:01
0
4
از متن شما لذت بردم. مهمتر از آن اینکه طلسم دانشجویان دانشگاه قم (در مقطع کارشناسی) را شکستید و دست به قلم بردید و منتشر کردید. این کار باید به دیگر دوستان دانشجو روحیه بدهد، قدر فضای صمیمانه ای را که در این رشته است (و امیدوارم در رشته های دیگر همین گونه یافت شود) بدانند و نظر بدهند. یقینا این رشته با این گونه ورود های نسل بعدی گسترش می یابد. دیگران کاشتند و ما خوردیم / ما بکاریم و دیگران بخورند. تشکر از دوستان لیزنا که به مطلب می نگرند نه عنوان نویسنده اش. کاش در تمام مراکز علمی ما چنین روحیه ای دایر بود.
حسابی
|
Iran
|
1396/01/26 - 17:59
0
1
به سرکار خانم یا آقای محمدی درود می فرستم. اگر با رهنمودهای انسانهایی پری وار چون توران میرهادی توجه کنید و خواندن در خانواده را با کودک و با کتابهای مناسب کودک و شان کودکی شروع کنید،‌ این بچه ها روزی که کتابهای احزاب و دار و دسته ها را می بینند،‌ می خندند و می گذرند. چیزی برای یادگیری در کتابهای ایشان نیست. همه حرفهایشان تاریخ مصرف دارد. ربطی به انسان بودن انسانها ندارد.
پاسخ ها
محمدی
| Iran |
1396/01/29 - 01:03
سلام. سپاس از توجه شما.صدها حیف که افتخار شاگردی چنین بزرگی را نداشتم ... من نیز به نوبه خود کتاب خواندن را می ستایم... اما چرا رد صریح صدا و سیما و برنامه های آن؟ صدا و سیما نیز ویژگی های مثبتی دارد که کتاب از آن بی نصیب است.
محمدی
|
United Kingdom
|
1396/01/26 - 13:17
0
2
در مورد اینکه "تنها به تحلیل های ایدئولوژیک زده احزاب گوش دهند؟ یا آنکه خیلی ساده و بی آنکه تلاشی برای یافتن حقیقت انجام دهند هر چه را که تلوزیون و رسانه ها می گویند را باور کنند"من یک سوال دارم اینکه کتاب ها را چه کسی می نویسد؟ همان تحلیلگران صدا و سیما و احزاب تحلیل های خود را بصورت چاپی در کتابها و مجلات نیز چاپ می کنند.
پاسخ ها
ایمان نریمانی
| Iran |
1396/02/02 - 11:58
یکی از اکسیوم هایی که در عصر روشنگری پایه و اساس غرب را شکل می دهند آن است که "خود فرد می تواند بهترین خیر و مصلحت را در خصوص آنچه به خیر و صلاحش است تشخیص دهد و هیچ نهاد، مرجع و مقامی بهتر از خود فرد نمی تواند آنچه را که به خیر و صلاحش است تشخیص دهد، البته انسان می تواند در صورتی که خودش تشخیص دهد از دیگران راهنمایی بگیرد" و دلیل این اکسیوم جالب است که بیان می کند: " زیرا همه آن نهاد ها و مراجع در ابتدا منافع و مصالح خود را در نظر می گیرند و سپس مصالح فرد را در نظر می گیرند". دوست عزیز هیچ رسانه ای را نمیتوان پیدا کرد که بدون در نظر گرفتن مصالح و منافع خودش خبری را منتشر کند حتی رسانه هایی که خبر را درست منتشر می کنند یا به قول شما هر دو طرف را به مناظره دعوت می کنند با تکنیک های رسانه ای و جانب داری های پشت پرده می توانند به آسانی کاری کنند که شما به روز را ببنید و بگویید شب است.
منبع مطلب بالا هم کتاب غرب چگونه غرب شد دکتر زیبا کلام است که میتوانید برای اطلاعات بیشتر به این کتاب مراجعه بفرمایید.
محمدی
| Iran |
1396/02/02 - 11:44
سلام. بله با پاسخ شما"شما نمی توانید در هیچ رسانه ای نظرات موافق و مخالف را بشنوید اما در مورد کتاب اینگونه نیست و شما می توانید کتاب هایی از همه نظرات و عقیده ها را مطالعه کنید و معمولا در مورد کتاب ها سانسور کمتری ملاحظه می شود" پاسخ من آن کامنت بود. این را نیز می پذیرم که اگر بخواهیم با خواندن کتاب، به دانایی برسیم و اگر کتاب های بدور از ایدئولوژیک زدگی را بخوانیم، خود به سطحی از تحلیل می رسیم. ولی شناخت اینکه کدام کتاب، کدام قلم این ویژگی را دارد برای منِ مراجعه کننده در این عصر انفجار اطلاعات، سخت است. از طرفی، برای منِ کتابدار نیز معرفی چنین آثاری، بعلاوه کارهای دیگری که در کتابخانه دارم هم مشکل است. از طرف دیگر، نیز، کتاب ها جزء منابع دست دوم اند و اگر بخواهم"بعد از هر واقعه ای به دنبال دلایل و علل واقعی آن" (با توجه به بازه زمانی انتشار) در کتابها بگردم؛ این نیز مشکل دیگری است. برای برون رفت از اینها چه کار می توانم انجام دهم؟ منِ کتابدار معرفی و نقد های کتابها را بخوانم و به مراجعه کنندگانم معرفی کنم؟/ خودم کتابها را مطالعه کنم و آنهایی که به نظرم ایدئولوژیک زده نیستند به مراجعه کنندگانم معرفی کنم؟/ ... به دنبال اینکه، صاحب نوشته فوق، خوانندگان را برای صاحب تحلیل شدن و داشتن جامعه ای بهتر از این، به خواندن کتابهایی که ایدئولوژیک زده نیستند، تشویق می کند؛ باب سوالهای زیادی در ذهنِ من خواننده باز می شود. این نوشته به گونه ی دیگر، با زاویه ای دیگر به مسئله ترویج مطالعه توجه کرده است و این برای من جالب بود.
ایمان نریمانی
| Iran |
1396/02/02 - 00:06
سلام. شاید من نتوانستم درست منظورم را بیان کنم. ببینید آنچه که من می خواستم بیان کنم این بود که ما با کتاب خواندن و درست تر بگویم دانایی می توانیم خود صاحب تحلیل شویم به جای آنکه به تحلیل های دیگران گوش دهیم. بله درست است که کتاب ها هم گاهی اسیر ایدئولوژی زدگی می شوند به خصوص در مورد کتاب های سیاسی اما کتاب هایی که از اساس و ریشه به موضوعات می پردازند و به دور از ارائه تحلیل ما را در شناخت وقایع یاری می کنند. اتفاقا مثال من هم در همین زمینه خیلی واضح است اینکه آمریکایی ها برای شناخت بهتر از وضعیت جدیدی که در آن هستند به کتاب هایی روی می آورند که چنین وضعیتی در آنها توصیف شده است کتاب هایی مثل 1984 یا کتابی از خود دونالد ترامپ. یا در مورد مسلمانان آنها به جای شنیدن تحلیل ها خودشان کتاب مسلمانان را می خوانند تا بدانند که ایا واقعا مسلمانان واقعی همان داعشی ها هستند یا خیر.
محمدی
| Iran |
1396/01/29 - 01:29
خواهش می کنم
ولی به نظر من همچنان که ساسنسور در رسانه هاست در کتاب نیز هست. ضمن اینکه برنامه های بسیاری در رسانه ها نظرات موافق و مخالف را؛ چه به صورت پرسش و پاسخ و چه به صورت مباحثه و مناظره در موضوعات مختلف پخش می کنند. نمونه بارز آن هم گفتگوی ویژه خبری است. یا مثلا مناظره های کاندید های انتخاباتی. یعنی منظور شما این است (در این مثال) باید برویم تک تک نوشته هایشان را بخوانیم تا ببینیم صلاحیت دارند یا نه؟ کاری که تنها با گوش کردن مناظره ها و برنامه های پرسش و پاسخ مثل دکتر سلام می توان انجام داد... درست است تصمیم، تصمیم بزرگ و مهمی است، ولی خواندن کتاب زمان بسیار زیادی نسبت به کلیپ می طلبد... من که خودم کلیپ را به کتاب ترجیح می دهم. کتاب نیز نظر فرد را می گوید رسانه هم همینطور. چرا باید بروم و کتاب بخوانم؟
ایمان نریمانی
| Iran |
1396/01/27 - 23:05
سپاس از نظر شما دوست عزیز
نکته ی بسیار درستی را فرمودید اما توجه داشته باشید که رسانه ها معمولا در اختیار طیف خاصی از افراد برای مثال یک حزب هستند و شما نمی توانید در هیچ رسانه ای نظرات موافق و مخالف را بشنوید اما در مورد کتاب اینگونه نیست و شما می توانید کتاب هایی از همه نظرات و عقیده ها را مطالعه کنید و معمولا در مورد کتاب ها سانسور کمتری ملاحظه می شود.
خداداد
|
Iran
|
1396/01/26 - 09:40
1
7
خیلی جالب بود، واقعا همین طور است.
خواهشمند است جهت تسهیل ارتباط خود با لیزنا، در هنگام ارسال پیام نکات ذیل را در نظر داشته باشید:
۱. از توهین به افراد، قومیت‌ها و نژاد‌ها خودداری کرده و از تمسخر دیگران بپرهیزید و از اتهام‌زنی به دیگران خودداری نمائید.
۲.از آنجا که پیام‌ها با نام شما منتشر خواهد شد، بهتر است با ارسال نام واقعی و ایمیل خود لیزنا را در شکل دهی بهتر بحث یاری نمایید.
۳. از به کار بردن نام افراد (حقیقی یا حقوقی)، سازمان‌ها، نهادهای عمومی و خصوصی خودداری فرمائید.
۴. از ارسال پیام های تکراری که دیگر مخاطبان آن را ارسال کرده اند خودداری نمائید.
۵. حتی الامکان از ارسال مطالب با زبانی غیر از فارسی خودداری نمائید.
نام:
ایمیل:
* نظر: