کد خبر: 39095
تاریخ انتشار: دوشنبه, 20 اسفند 1397 - 12:46
ایمیل
چاپ

داخلی

»

مطالب کتابداری

»

گاهی دور گاهی نزدیک

روزنوشت‌های CDNLAO (قسمت چهارم)

منبع : لیزنا
 صالح زمانی
روزنوشت‌های CDNLAO (قسمت چهارم)

(لیزنا: گاهی دور گاهی نزدیک ۲۳7): صالح زمانی، دکترای جامعه‌شناسی سیاسی از دانشگاه بروکسل و سردبیر نشریه آی‌بولتن: در نشست عصر کنفرانس دو دستور اصلی وجود دارد. اولین دستور مربوط به پلان کاری دفتر منطقه ای در سال 2019 می باشد که توسط کتابخانه ملی سنگاپور به عنوان دبیرخانه نشست ارائه خواهد شد. دستور دوم   مربوط به طرحی با عنوان اتحاد کتابخانه های جاده راه ابریشم است. در دستور اول گزارش خلاصه ای از وضعیت دفتر منطقه ای ارائه شد. این دبیرخانه 62 کشور را تحت پوشش خود دارد که تنها در این میان کمتر از 15 کشور فعال هستند. از این جهت شاخه آسیا اقیانوسیه یکی از ضعیف ترین بخش های ایفلاست. از طرفی به دلیل مشارکت فوق العاده کیفی اعضای فعال، این شاخه از تاثیرگذارترین بخش های ایفلا به شمار می آید. حضور کشورهایی چون استرالیا، چین، ژاپن، سنگاپور، کرده جنوبی و نیوزلند سبب شده است تا اقدامات مشارکت گونه اساسی در این بخش صورت بگیرد. مهم ترین اهداف این دبیرخانه ایجاد حلقه اتصال میان همه اعضا و همین طور دفاع از این بخش در ایفلاست. در هدف اول دبیرخانه تلاش می کند تا از طریق حمایت های مشاوره ای در حوزه های فناوری اطلاعات و آموزش های کتابداری، نیازمندان را به توانمندان متصل کند. همین طور تلاش می کند تا کشورهای عضو را به یک فهم مشترک از فعالیت ها و راهبردهای کتابخانه ای رهنمون سازند. نکته اساسی این است که دبیرخانه قرار نیست صد مدل کار انجام دهد. تنها دو نوع ماموریت برای خودش مشخص کرده و فقط آنها را به نحو احس انجام می دهد. در همین زمینه تلاش کرده است که نسبت به راه اندازی و مشاوره نسیت به کشورهای در حاشیه مانند بوتان، میانمار و توالو در سال گذشته اقداماتی را انجام دهند.

این دبیرخانه همچنین به منظور اطلاع رسانی یک نشریه یک صفحه ای رنگی هم منتشر می کنند که البته بخش های تحلیلی ندارد و صرفا اطلاع رسانی است. این نشریه در قطع آ4 منتشر می شود و به نظر می رسد کیفیتش می تواند ارتقا پیدا کند. در بخش دفاع از جایگاه منطقه چندین اقدام را در دستور دارند. اول اینکه نمونه های موفق طرح های انجام شده در منطقه را به اشتراک بگذارند تا در بخش های دیگر ایفلا به آن توجه شود. همین طور مشارکت منطقه در طرح های ایفلا مانند گلوبال ویژن، توسعه پایدار و کتابخانه های سبز و گزارش های روندی را به دفتر مرکزی ایفلا انعکاس دهند. با توجه به حجم مشارکت سرد کشورهای منطقه، انصافا فعالیت های مهم و قابل توجهی را انجام می دهند.

دستور دوم که همان کتابخانه های راه ابرایشم است بلافاصله مطرح شد. مبتکر ایجاد اتحاد کتابخانه ای کشورهای راه ابریشم چینی ها بودند که سه سال پیش آن را در نشست آسیا و اقیانوسیه مطرح کردند.  ریشه این بحث مربوط به طرح رییس جمهور این کشور آقای شی جی پینگ است که اعلام کرد دولت چین به دنبال احیای جاده راه ابریشم است. دولت چین برای این برنامه طرحی به ارزش 40 میلیارد دلار تنظیم کرده است و همه دستگاههای مختلف در چین را مکلف کرده تا پروژه هایشان را مبتنی بر همین داستان به پیش ببرند. کتابخانه ملی در این کشور هم مستثنی نبوده و آنها هم دارند روی همین اتحاد جاده ابریشم کار می کنند. هر سال هم خودشان موضوع را دنبال می کنند و امسال هم دومین سالی است که در حاشیه نشست عمومی سالانه به موضوع راه ابریشم پرداخته می شود. جاده ابریشم یک حلقه اتصال استراتژک به حساب می آید که هم شان سیاسی دارد و هم شان فرهنگی و اقتصادی. هدف چینی ها البته تمرکز در کشورهای جاده ابریشم نیست و به دنبال آن هستند تا کشورهایی خارج از این محدوده را به این جمع اضافه کنند. امسال این موضوع را مطرح کردند و مخالفینی درباره این طرح حرف زدند و عملا طرح جدید به نتیجه نرسید. جالب است که در این بخش کشورهایی مثل نیوزلند و استرالیا بسیار خنثی و ممتنع عمل می کردند درحالیکه چینی ها برای مشارکت و همراهی آنها تلاش بسیار می کردند. در این زمینه اولین گزارش را هم خود چینی ها ارائه دادند.

این گزارش[1] توسط آقای کوان رائو به عنوان مدیر این کتابخانه ارائه شد. تاکیدشان بر روی مساله کاملا شبه سیاسی است. جالب است به جز ارائه چند نمونه نسخه خطی از پیشینه جاده ابریشم به عنوان اهمیت این راه، مابقی بحث هایشان ارتباط به کتابخانه ملی نداشت. کاملا در پی سیطره فرهنگی بر جاده ابریشم هستند و می خواهند ارزش های چینی را بر آن متمرکز کنند. این اقدامات منطقه گرایی اگر واقعا به صلح و شناسایی مشترکات فرهنگی کمک کند بسیار خوب است اما در عمل تاکنون نتیجه ای در بر نداشته است. شبیه به این پروژه را هم ما در سال های گذشته در حوزه اکو دنبال کردیم. متاسفانه علی رغم تلاش برای برگزاری نشست چهارم در تاجیکستان، به دلیل عدم همکاری برخی کشورها نتوانستیم به نقطه های مطلوب برسیم. دلیلش هم این است که همه کشورها به جای همدلی سریعا به فکر رقابت می افتند و تلاش می کنند هژمونی فرهنگی شان را غالب کنند.

گزارش[2] بعدی را کتابخانه ملی سنگاپور ارائه کرد. جالب اینجاست که در ارائه سنگاپور، در کنار نوشته های انگلیسی اسلایدها، ترجمه ای هم از زبان چینی برای این ارائه طراحی شده بود گویی که زبان اصلی برای مطالعات و پژوهش های راه ابریشم، زبان چینی است. گزارش سنگاپوری ها چندان قوی نبود دلیلش هم فقدان پیشینه های تاریخی است. بیشتر به استراتژی های اطلاع رسانی درباره جاده ابریشم بسنده کرده بودند. رویکردشان مبتنی بر همدلی با سایر کتابخانه هاست و نه صرفا توجه به آنچه چینی ها می خواهند بهره برداری کنند.

گزارش[3] آخر در این بخش را استوارت همیلتون از کتابخانه ملی قطر داد. ربط تاریخی قطر به چنین جاده ای بسیار دشوار است اما در طرح جدید چینی ها بسیاری از کشورها مشارکت داده شده اند از جمله قطر و به همین دلیل در این نشست هم قطری ها ترجیح دادند در پنل جاده ابریشم حضور داشته باشند. گزارش همیلتون البته بسیار بی ربط به موضوع جاده ابریشم بود. بیشتر گزارشی بود از وضعیت کتابخانه ملی و برخی نسخه های قدیمی که اقدمشان مربوط به قرن 19 بود. چند نقشه دیجیتال شده نشان داد و چند پروژه را پیشنهاد داد که چگونه طرح جاده ابریشم را بتوانیم ترویج کنیم.

بعد از ارائه قطر به مدت یک ساعت فضای پرسش و پاسخ و گفت و گو حاکم بود. بحث های متعددی در زمینه آینده کتابخانه ها و چالش های موجود در گرفت. ما هم در چند زمینه از جمله تجریه تلفیق آرشیو های ملی و کتابخانه های ملی مشارکت داشتیم. جلسه عصر حدودا ساعت 4 به پایان رسید. بعد از این جلسه، با خانم نیکلسون صحبت کردم. کمی درباره فضا و آینده کتابخانه ها و همین طور زمینه های بین رشته ای در علم اطلاعات. با اینکه هیچ شناخت قبلی از وی نداشتم اما به شدت متواضعانه برخورد کرد و نکته های خوبی را برشمرد. می گفت خودش هم بین رشته ای کار کرده است. هم در علم اطلاعات و هم در سیاست گذاری عمومی و سرشار از تجربه هایی که شنیدنش هم برایم شگفت آور بود.

فردا قرار است از کتابخانه ملی سنگاپور بازدید کنیم و چند ملاقات با رییس بخش کتابخانه های عمومی و همین طور رییس اجرایی کتابخانه ملی و همین طور بازدید از یک کتابخانه عمومی منطقه ای[4]. برنامه با بازدید از کتابخانه عمومی تمپین شروع شد. در سنگاپور از 26 کتابخانه عمومی، 3 مورد به کتابخانه های عمومی منطقه ای معروف هستند. فرقشان در اندازه و نوع و گستردگی خدمات رسانی است. کتابخانه های منطقه ای  در متراژ وسیع تری قرار دارند و منابع در دسترس شان بیشتر است و همین طور زمان بندی خدمات فیزیکی شان هم طولانی تر و حتی روزهای تعطیل را هم پوشش می دهند. در همان ابتدا هم مسئول کتابخانه خودش برای معرفی به استقبال آمد. می گفت تلاش ما این است که کتابخانه ها را به مکانی فراتر از خواندن اختصاص دهیم و یادگیری را هم در کنار آن داشته باشیم. همه پنج طبقه را که در 11 هزار متر قرار داشت به ما معرفی کرد و خیلی دقیق و عملی نشان داد که یک کتابخانه متصل به رسانه اجتماعی چگونه کار می کند. امکانات فنی خوبی برای فعالیت های کارگروهی در این کتابخانه وجود داشت. نمی دانم دلیل وجود پرینتر های سه بعدی در کتابخانه ها چیست اما هم در سنگاپور و هم در قطر پرینتر های سه بعدی جهت ارائه به دانش پژوهان فراهم آمده بود. در سنگاپور هم به عنوان یکی از استانداردهای لازم در راه اندازی یک کتابخانه شناخته می شود. این کتابخانه از دو ربات جمع آوری کننده کتاب ها برخوردار بود به این صورت که در یکی از طبقات تردد داشتند و بنابر دستور کتابدار هر بخش به جمع آوری کتاب ها می پرداختند.

مدیر کتابخانه در جریان بازدید به موضوع طراحی داخلی کتابخانه ها هم اشاره داشت. جالب است که هر قسمت دارای نوع خاصی از طراحی بود. بخش کودکان، بخش سالمندان، بخش بزرگ سالان، بخش جوانان و بخش ناتوانان جسمی هر کدام به صورت خاصی طراحی شده اند. باز هم در این کتابخانه به اهمیت کار داوطلبانه اشاره کردند. بخش مهمی از نیروهای این کتابخانه هم از نیروهای داوطلب هستند. مساله مدیریت اینچنینی کتابخانه ها قطعا به مسائل مالی ارتباط ندارد. این نیست که برای صرفه جویی های مالی از نیروهای دواطلب استفاده کنند. مساله افزایش سقف مشارکت اجتماعی است. به عبارتی کتابخانه ها خودشان را موظف کردند که جامعه را به سمت خودشان جذب کنند و این بیشتر شبیه به یک مسئولیت اجتماعی است.

موضوع مهم دیگر در کتابخانه های عمومی مربوط به کمپین سازی های اجتماعی است. به عبارتی کتابخانه ها باید در تولید ارزش های اجتماعی و اخلاقی بکوشند. در همین کتابخانه تمپین نیز جنبش مهربانی[5] راه انداخته اند.  جملات زیبایی[6] را در مکان های مختلف در اطراف کتابخانه جمع آوری کرده اند و هر هفته در موردشان به گفت و گو می نشینند. این کارها در تنظیم سلامت اجتماعی و کنترل نبض فرهنگی یک جامعه بسیار موثر است. واقعا تلاش برای افزایش معدل مهربانی و لبخند آن هم در بستر کتابخانه ها کار کمی نیست آن هم در جامعه ایرانی که سابقه طولانی در بیگانگی با این ارزش ها دارد. چند ماه پیش زمانی که می خواستم نقدی بر پژوهش درخشان مقصود فراستخواه درباره خلقیات ایرانیان بنویسم برایم جالب بود که دشمن پنداری و خشونت طلبی را از ویژگی های منفی شخصیت ایرانی برشمرده بود. گاهی اوقات آدمی از شدت برخی ویژگی های منفی در عجب می ماند که چطور این خلقیات بیش از صد سال است که با ما عجین شده است. اگر امروز کتابخانه ها را به عنوان کانون تراکم ارزش های اجتماعی و فردی در نظر بگیریم می توانیم به نسل های بعد بیاموزیم که بی جهت به استمرار خشونت، تهمت، دروغ گویی، دورویی، دشمن پنداری و حذف دیگری دامن نزنند و در مقابل بیاموزند که مهر، راستی، دوستی و نیکو خردی ازاولیت های انسانیت به شمار می آید. اگرچه در این مسیر مرارت هایی را باید به جان خرید اما برای تغییر و توسعه چاره ای جز درد و مرارت نداریم. این همان مسیری است که سنگاپور از چهار دهه پیش آغاز کرده است و امروز کتابخانه هایشان محرک و پیشران چنین فضائلی به شمار می آیند. از این روست که باید به کتابخانه ها فراتز از یک مکان و به کتابداری فراتر از یک حرفه نگریست.

نکته دیگر در این کتابخانه و البته در کتابخانه های عمومی دیگر در این کشور مربوط به سنجش مستمر رضایت مندی و پاسخگویی است. این اتفاق سالانه و در بخش های منطقه ای به صورت شش ماهه اتفاق می افتد. بسیار دقیق و بدون نقص، زمینه های عدم رضایت را شناسایی می کنند و آن را ترمیم می کنند. این موضوع را در زمره استانداردهای خدمات کتابخانه ای به حساب می آورند. آسیب و آفت را از لایه های پر پیچ و خم شناسایی می کنند و متوجه می شوند دلیل نارضایتی از کجاست و مجددا تست می کنند. یادم می آید در سال های دانشجویی بیشتر اوقات در کتابخانه تخصصی وزارت خارجه اوقاتم را به سر می کردم. در این کتابخانه همیشه به دلیل حضور خانم محمدی به عنوان یک کتابدار حرفه ای و جدی مشکلی را حس نمی کردم. بسیار کمک می کرد و در تسهیل مشکلات یافتن برخی کتاب ها و امانت و یا کپی از برخی بخش ها کمک های فراوان و دلسوزانه ای داشتند. همیشه پاسخگو بود و تلاش می کرد تا مشکل دسترسی ما به سرعت مرتفع شود. همیشه دوست داشتم ایشان از کتابخانه نروند و خدا رو شکر تا به امروز هم در همانجا هستند. این رضایتمندی فقط مختص من نبود و حتی بسیاری از دوستانم هم همین اعتقاد را داشتم. نکته اش در این است که این حس و خاطره خوب می تواند مرا تا همین امروز برای مطالعاتم به آنجا بکشاند. این اتفاق کمی نیست که هیچ گاه برای اعتراضی و یا سوالی مورد تهدید لغو عضویت قرار نگیرم. به نظر می رسد اگر این پایش های رضایتمندی و پاسخگویی در کشور ما هم انجام شود به تحولات خوبی دامن بزند.

پس از این بازدید به ملاقات رییس بخش کتابخانه های عمومی رفتیم. فرصت ملاقات کوتاه بود و بحث های متعددی صورت گرفت. من در دو زمینه از او سوال کردم. اولا نسبت به استاندارد های مورد استفاده در کتابخانه های عمومی پرسیدم و ثانیا در زمینه به کار گیری نیروهای داوطلب و اصرار بر مدیریت های خودگردان. توضیحات مفصلی ارائه کرد و از چالش های مدیریت های داوطلبانه هم گفت. با این حل پیشنهاد کردم که اگر ما هم بتوانیم از چنین مدیریت ها و البته نیروهای داوطلب بهره مند شویم اتفاق مبارکی است. خاصیتش این است که اولا علاقه فردی جایگزین الزامات کارمندی می شود. ثانیا کارآمدی و پاسخگویی به طور قابل توجهی افزایش پیدا می کند و ثالثا اهمیت نیاز مراجعین بر سلیقه مدیران تفوق می یافت. نیروی داوطلب چون خودش مصرف کننده است تلاش می کند خدمات با کیفیت تولید کند. به همین دلیل خودش را با معیار های مراجعه کننده تطبیق می دهد و نه سلیقه های فردی از بالا. در ملاقات عصر با رییس کتابخانه ملی، باز هم بحث این فعالیت های داوطلبانه به میان آمد. آنها در کتابخانه ملی حتی گامی بلند تر و انسانی تر برداشته اند آنجایی که در میان این نیروهای داوطلب، از مبتلایان به اوتیسم هم کمک گرفته می شود. این را در زمره کارهای درخشانشان گفتند و نه یک امر روزمره. زیاد که دقت می کنیم می فهمیم که کرامت انسانی تبدیل شده است به هدف غایی در چنین جوامعی. اگرچه در ابتدای این ایده یک هراس و ترس وجود داشته است اما این هراس را به فرصت تبدیل کرده اند. این کارها را که می بینم به یاد ایده های خانم میرهادی می افتم. از مدیریت مدرسه فرهاد و ده ها ایده برای بهتر زیستن اجتماعی کودکان. او شاید تنها کسی بود که می توانست حلقه اتصال کتابخانه و جامعه باشد. این سفر در پایان روز جمعه 3 اسفند به پایان رسید و فردا صبح به سمت تهران باز خواهیم گشت. امیدوارم توانسته باشم در این یادداشت های پراکنده از آنچه دیدم، تجربه ای را با همکارانم و کتابداران شریف و دوست داشتنی که بارها به حرفه شان غبطه خورده ام، به اشتراک بگذارم.

 ----------------------------------------------------------

[1] NLC’s presentation on Silk Road

[2] NLB’s contributions to Silk Road

[3] QNL’s contribution to Silk Road

[4] Tampines Regional Library

[5] Tampines Kindness Movement 

[6] Kindness is the sunshine in which virtue grows/ Engage with our community to expand your thinking, broaden    your horizons and create meaningful relationship/Kindness are more healing to a drooping heart than balm or honey/ I’ve been searching for ways to heal, and found that kindness is the way…

 

مریم شکرایی
|
Iran
|
1397/12/21 - 07:55
0
7
به عنوان یک دانش آموخته علم اطلاعات از دکتر زمانی متشکرم که ما را با محتوا و جریان دیدارهای بین المللی روزآمد می کنند. کاملا تحلیلی و آموزنده و در عین حال جذاب می نویسید. ما هم بارها و بارها به اساتیدی مثل شما غبطه خورده ایم.
خواهشمند است جهت تسهیل ارتباط خود با لیزنا، در هنگام ارسال پیام نکات ذیل را در نظر داشته باشید:
۱. از توهین به افراد، قومیت‌ها و نژاد‌ها خودداری کرده و از تمسخر دیگران بپرهیزید و از اتهام‌زنی به دیگران خودداری نمائید.
۲.از آنجا که پیام‌ها با نام شما منتشر خواهد شد، بهتر است با ارسال نام واقعی و ایمیل خود لیزنا را در شکل دهی بهتر بحث یاری نمایید.
۳. از به کار بردن نام افراد (حقیقی یا حقوقی)، سازمان‌ها، نهادهای عمومی و خصوصی خودداری فرمائید.
۴. از ارسال پیام های تکراری که دیگر مخاطبان آن را ارسال کرده اند خودداری نمائید.
۵. حتی الامکان از ارسال مطالب با زبانی غیر از فارسی خودداری نمائید.
نام:
ایمیل:
* نظر: