کد خبر: 6559
تاریخ انتشار: دوشنبه, 21 شهریور 1390 - 09:00
ایمیل
چاپ

داخلی

»

مطالب کتابداری

»

سخن هفته

خاطرات کتابدارانه از ایفلای 2011

  دکتر شیما مرادی

 

لیزنا، شیما مرادی، دانش آموخته دوره دکتری علوم کتابداری و اطلاع رسانی دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم تحقیقات تهران: هفتاد و هفتمین کنفرانس جهانی کتابداری و اطلاع­رسانی فدراسيون بين‌المللي انجمن‌ها و مؤسسات كتابداري (ایفلا) از 13 تا 18 آگوست 2011 آگوست در جزیره پورتوریکو یکی از ایالات آمریکا برگزار شد. موضوع این همایش بزرگ «کتابخانه­ه فراتر از کتابخانه­ها: یکپارچگی، نوآوری و اطلاعات برای همه» بود. پس از هیاهوی برگزاری همایش، یک هفته دوندگیِِ دلچسبِ از نوع کتابدارانه­اش، بی­خوابی برای شرکت در همایش و در راه بازگشت در پروازی بیست و یک ساعته، خاطرات ایفلایی­ام را با لبخند مرور می­ کنم:

  • روز اول: موج مثبت همکاری بین کتابداران پورتوریکویی

امروز اولین روز همایش است اما قرار است فردا 14 آگوست همایش به صورت رسمی آغاز به کار ­کند. این خود از عجایب ایفلای امسال است که افتتاحیه رسمی دو روز بعد به دلایل فنی و ... برگزار می­شود. حتی برنامه نهایی ایفلا دقیقا تا سه روز مانده به افتتاحیه آماده نشده بود. مسئولین اجرایی ایفلا از بی­نظمی­های پیش از همایش خصوصا در ارتباط کشور میزبان می­نالیدند، اما با شروع همایش ناگهان نظمی حیرت­انگیز بر کل همایش حکمفرما شد. حقیقت این است که تا پیش از همایش تقریبا مطمئن بودم که با این وضع، انتظار همایش آنچنانی نباید داشته باشم ولی نمی­دانم چه شد که ایفلای امسال را از دو تجربه قبلی کاملا متفاوت دیدم! در میان هیاهوی تردد کتابداران با کوله­های آبی رنگ _ هدیه امسال ایفلا_ و صف­های طولانی ثبت­نام و ناهار، وجود راهنماهای ایفلا که داوطلبانه در این مدت با همایش همکاری می­کردند به خوبی حس می­شد. داوطلبانی که از کتابداران و مدیران کتابخانه­ها تشکیل شده بودند که فارغ از درجه علمی و پست اجرایی تنها به خاطر حفظ آبروی کتابداری آن جزیره با رویی گشاده دیگران را راهنمایی می­کردند. این داوطلبان تنها دانشجویان کتابداری آن دیار نبودند و آن نظمِ شگفت­آور، حاصل چیزی به جز همکاری صمیمانه نبود. فراموش کردم که بگویم پورتوریکو از ایالت­های کشور آمریکا است اما مردمش خود را مستقل می­دانند و پورتوریکو را نه کشور بلکه یک جزیره می­نامند.

  • روز دوم: ایفلا مکانی برای برقراری ارتباطات علمی

اِلِن تیس، پرزیدنت ایفلا در جلسه افتتاحیه جدا از اهمیت اطلاعات برای جوامع و کشورهای مختلف، بارها بر وجود همکاری و یکدلی بین کتابداران تاکید­­کرد و ایفلا را همایشی برای انتقال تجربه­ها دانست. این هدف که کلا ایفلا بر کاربرد، عملکرد و انتقال عملی تجربه­ها، بیشتر از ارائه پژوهش­های دسته­ اول صرفا نظری تاکید دارد را در تمامی جلسات خصوصی و عمومی ایفلای امسال مشاهده کردم. جالب­ترین نکته ایفلای امسال این بود که پریزیدنت همه را به ارتباطات علمی و خصوصا ارتباطات غیررسمی تشویق کرد و آن را برای بقاء حرفه مهم می­دانست. در روزهای بعد وقتی با شخص ایشان در مورد کتابداری ایران و حضور ایرانیان کتابدار، حرف می­زدم از من می­پرسید که «دوست پیدا کردی؟»، «توانستی با اساتیدی که می­خواستی صحبت کنی؟»، «ارتباط خود را با ایفلا قطع نکن» و ...

  • روز سوم: کتابداران از سرتیتر روزنامه­ها تا سریال­های تلوزیونی

کتابخانه­های پژوهشی و دانشگاهی در ایفلا همیشه بخشی را به عنوان «موضوعات داغ کتابداری» به خود اختصاص می­دهند که شامل ارائه ایده­های نو و جلسات مباحثه­ای است که در آن امکان گفتگو و ارائه نظر برای هر کسی وجود دارد. این نظرات دسته­بندی شده و بر این اساس موضوع سال بعد انتخاب می­شود. امسال کتابداری از استرالیا در مورد طرح وِجین کتابخانه دانشگاهی خود صحبت کرد و اینکه دقیقا فردای روزی که کتابهای مورد نظر به انبار فرستاده شده، این موضوع که «فلان کتابخانه، فرهنگ و اطلاعات باارزش این کشور را با بی­توجهی به انبار سرازیر می­کند» در یکی از روزنامه مهم کشور منتشر شده است. به قول این خانم استرالیایی آن سرمقاله چنان با سوز و گذاز نوشته شده بوده که احتمال برکناری فوری تمامی مسئولین کتابخانه می­رفت. مقاله این خانم، شامل شرح حوادثی بود که پس از آن سرمقاله جنجالی برکتابداران بی­نوا و مدیران کتابخانه گذشته است. در این میان یکی از شرکت­کنندگان استرالیایی بر این نکته تاکید کرد که سریال تلوزیونی در مورد کتابداران آن هم به طنز این روزها در استرالیا پخش می­شود و این کشور به این رشته توجه خاصی دارد. اما نکته اینجا بود که در ادامه جلسه و بخش مباحثه، بیشتر حضار در مورد نحوه برخورد با عملکرد روزنامه و کلا رسانه­ها در حال گفتگو بودند و اینکه در چنین مواقعی چه باید کرد؟ و من در فکر بودم که چطور رسانه­ها در آنجا اینقدر به کتاب، کتابخانه و کتابدار توجه می­کنند و البته این سئوالِ بی­جواب که ماجرای تغییر نام رشته ما در ایران به کجا کشید؟

  • روز چهارم: وقتی کتابداران قلب­ها را می­لرزانند

یکی از جلسات مورد علاقه من مربوط به بنیاد بیل و ملیندا گیتس است که طرح­های بین­المللی که به پیشبرد و توزیع دانش در گوشه­ای از دنیا کمک کرده باشند، انتخاب و به آنها مبلغ قابل توجهی اهدا می­شود. امسال این جایزه به «موسسه اَرید» تعلق گرفت و اگر فکر می­کنید طبق معمول این جایزه از رویِ حس نوع­دوستی و ترحم به یک کشور آفریقایی تعلق گرفته است، سخت در اشتباه هستید! اهدای این جایزه در ابتدا با لبخند و در زمان اعلامِ نام برنده با اشک نماینده بنیاد و همه سالن همراه شد. دلیل لرزیدن قلب همه ما، فیلمی بود که بنیاد گیتس از تلاش­های خستگی­ناپذیر «موسسه اَرید» برای آگاهی­سازی و توزیع اطلاعات مرتبط با زندگی افراد در آفریقای شرقی نمایش داد. این موسسه خصوصی تنها با انگیزه اجرای هدف اصلی کتابداران که آگاه­سازی جامعه است، به روستاهای دوردست در کشورهای آفریقای شرقی رفته بودند و آنها را با سواد کرده بودند. آشنایی مردم فقیرِ و بی­سواد آن دیار با الفبا و کتاب و سپس روزنامه، رایانه، آی­پاد، اینترنت، پایگاه­های اطلاعاتی و ... جهت بر طرف کردن نیازهای روزمره خود، از مهم­ترین دستاوردهای این موسسه بود. مردم روستاهایی که این موسسه در آنها پایگاه دارد، هنوز نمی­توانند برنامه­نویسی کنند یا مقاله در نشریات معتبر نمایه­شده در آی.اس.آی. منتشر کنند اما این مردم امروز اطلاعات خوبی در مورد مقابله با خشکسالی، نگهداری از دام، آبیاری زمین­های کشاورزی، بهداشت و واکسیناسیون دارند و یاد گرفته­اند که از چه راه­هایی این اطلاعات را روزآمد نگه دارند. نمایش فیلم با تشویق طولانی این گروه خوش­فکر و این کتابداران ایثارگر خاتمه یافت. جایزه میلیون دلاری نوش جانشان!

  • روز آخر: مگر فرقی هم می­کند؟

در روز آخر، دوست فلیپینی­ام مقاله­اش را در مورد کاربرد ابزارهای وب 2 ارائه کرد و به ناگاه در انتهای جلسه از ایشان پرسیدم که شما چند پرسشنامه را توزیع کردی و چه تعداد جواب دادند؟ او پاسخ داد که از میان سیصد پرسشنامه حدودا 289 نفر پاسخ دادند. در ادامه سئوال کردم که در چه مدت؟ او پاسخ داد که در یک هفته!!! اینجا بود که ادامه این مکالمه را آن هم به صورت علنی ـ وقتی مکالمه ما به هفت زبان زنده دنیا ترجمه می­شود ـ به صلاح ندیدم، انگشت به دهان مانده بودم تا از تریبون پایین آمد و کلی با من دعوا کرد. از اینجا به بعد مکالمات ما را همانند نمایشنامه­ها دنبال کنید.

دوستِ من: مگر نگفته بودم آن بالا از من سئوال نکنید، تو که دوستم هستی چرا از من سئوال پرسیدی؟

من: باور کن این حس همکاری در پاسخگویی به پرسشنامه برایم باورنکردنی بود! چه راه­کاری را به کار بردی که اینهمه پاسخگو داشتی؟

دوستِ من: به همه گفته بودم برای ایفلا مقاله می­نویسم و همه خیلی خوشحال شدند که یک نفر از کتابداری کشورشان در ایفلا شرکت می کند و این برای همه خوب است.

من: جدی می­گویی؟

دوستِ من: مگر فرقی هم می­کند که چه کسی یا سازمانی در ایفلا شرکت کند؟ مهم این است که از کشور ما کسی شرکت کند و این افتخاریست برای همه.

و من همچنان انگشت به دهان مانده­ام.

مرادی، شیما. «خاطرات کتابدارانه از ایفلای 2011». پایگاه تحلیلی خبری لیزنا. سخن هفته شماره 44. 21 شهریور 1390.

برچسب ها :
خواهشمند است جهت تسهیل ارتباط خود با لیزنا، در هنگام ارسال پیام نکات ذیل را در نظر داشته باشید:
۱. از توهین به افراد، قومیت‌ها و نژاد‌ها خودداری کرده و از تمسخر دیگران بپرهیزید و از اتهام‌زنی به دیگران خودداری نمائید.
۲.از آنجا که پیام‌ها با نام شما منتشر خواهد شد، بهتر است با ارسال نام واقعی و ایمیل خود لیزنا را در شکل دهی بهتر بحث یاری نمایید.
۳. از به کار بردن نام افراد (حقیقی یا حقوقی)، سازمان‌ها، نهادهای عمومی و خصوصی خودداری فرمائید.
۴. از ارسال پیام های تکراری که دیگر مخاطبان آن را ارسال کرده اند خودداری نمائید.
۵. حتی الامکان از ارسال مطالب با زبانی غیر از فارسی خودداری نمائید.
نام:
ایمیل:
* نظر: