کد خبر: 37804
تاریخ انتشار: دوشنبه, 12 آذر 1397 - 14:03
ایمیل
چاپ

داخلی

»

مطالب کتابداری

»

سخن هفته

به بهانه نشست کتابخانه های روستایی غرب کشور در مهاباد

کتابخانه ها را به خانه‌های روستا می‌بریم

منبع : لیزنا
ابراهیم عمرانی
کتابخانه ها را به خانه‌های روستا می‌بریم

 لیزنا، سید ابراهیم عمرانی، سردبیر: وقتی صحبت از کتابخانه می کنیم، به سه ستون محکم می رسیم که فارغ از این که یک کتابخانه تحقیقاتی است یا کتابخانه کوچک شهری یا روستایی بدون یکی از این سه ستون معنا و عملکرد خود را از دست خواهد داد. و به قول اهل فن کلام منعقد نمی‌‌شود. این سه رکن اصلی را همه شما که کتابدار هستید خوب می شناسید: مجموعه، کتابدار، مخاطب. و از کنار هم قرار دادن این سه ضلع تعریف کتابدار هم بیرون می‌آید یعنی کتابدار رابط بین دانش مضبوط و ذهن مخاطب است.

مجموعه: حاال وقتی از مجموعه حرف می زنیم، خوب لابد انواع و اقسام داریم. در بخش اول که مجموعه های فیزیکی ماست از بعد مالکیتی انواعی داریم مانند ملکی (مجموعه ای که کتابخانه خاصی مالک آن است)، ‌مجموعه مشارکتی، مجموعه گردشی و ...... و از بعد نوع ماده هم می توانید انواع و اقسام مجموعه های فیزیکی مانند کتاب و اسباب بازی و بریل و مواد دیداری شنیداری و حتی لوحهای الکترونیکی را نام ببریم و وقتی از شبکه و مجموعه مجازی حرف می زنیم مجموعه ما چیز دیگری می شود و امکانات خوبی است که نیاز به تجهیزات و زیر ساختهایی هم دارد، و امروزه ترکیب این دو مجموعه فیزیکی و مجازی در اغلب کتابخانه ها مورد استفاده کاربران است.

کتابدار: من، وقتی از کتابدار صحبت می‌کنم اول از همه از بعد مهارتی نگاه می‌کنم یعنی کتابدار ما مهارت کافی دارد؟ می تواند با روشهایی که آموزش دیده است یا می بیند مجموعه خود را بشناسد؟ می تواند مخاطبان را بشناسد؟ و با آنها ارتباط برقرار کند؟ تا در مرحله سوم، برود سراغ هر مخاطبی نیازش و کتابش و ... و هر کتابی و هر ماده ای مخاطبش و متقاضیش و اینها را به هم پیوند بدهد.

مخاطب: و ستون سوم مخاطب است که همه کار برای او پیش بینی وانجام می شود. مخاطبان‌مان را هم دو دسته می کنیم ،‌آنان که همین الآن دارند استفاده می‌کنند (بالفعل) و آنانکه در شعاع فیزیکی یا مجازی کتابخانه ما هستند ولی یا استفاده نمی کنند و یا اصلا خبر ندارند که مجموعه ای در دسترسشان هست که می تواند نیازهایشان رابرطرف کند (بالقوه)، و ‌ چه بخواهد و چه نخواهد، فرض ما این خواهد بود که حتی آن که نمی خواهد هم در واقع نیاز دارد ولی هنوز نیازش را نشناخته است. یا چیزهایی وجود دارد که چنان توجهش را جلب کرده (و اینجا تاکید بر جذابیتهای کاذب دارم)، که از اصل ماجرا دور مانده است.

عرض کردم که  اگر هر یک از این سه چرخ نچرخد، سیستم از حرکت باز می‌ایستد و کارایی خودش را از دست می دهد و در این میان کسی که از همه بیشتر به فکر چرخیدن این چرخ است،‌ بر حسب وظیفه شغلی و نیز وظیفه اجتماعی کتابدار است. 

روزهای پنجشنبه و جمعه هفته گذشته 8 و 9 آذر ماه 1397 میهمان ششمین همایش کتابداران غرب کشور که با هدف ترویج فرهنگ کتاب و کتابخوانی در روستاها تشکیل شده بود، بودم، که به همت "انجمن حامی: حمایت از توسعه فضاهای فرهنگی آموزشی"  و چند انجمن فرهنگی بومی که برای ترویج کتابخوانی در استانهای آذربایجان غربی، ‌کردستان، کرمانشاه فعالیت می‌کنند مانند انجمن ترویج کتابخوانی مهاباد،‌ انجمن دوستداران یادگارهای تاریخی ایزیرتو، و انجمن زانست که هر سه در منطقه کردستان فعالیت دارند بودم. در روز اول همایشی علمی برگزار شد و روز دوم اختصاص به افتتاح کتابخانه جدیدی در روستای سید آباد مهاباد داشت که یکی از خیران گرامی سومین کتابخانه خود و چندمین کتابخانه انجمن حامی را در سید آباد تجهیز و راه اندازی کرده و افتتاح می‌کرد. دراین همایش کتابداران روستایی از پاوه در استان کرمانشاه گرفته، تا بوکان و سقز از استان کردستان و کتابدارانی از مهاباد و دیگر شهرهای استان آذربایجان غربی شرکت کرده بودند.

در این همایش مدیر محترم ارشاد شهرستان مهاباد و مدیر کتابخانه کانون پرورش کودکان و نوجوانان نیز حضور داشتند که یکی در افتتاحیه حضور داشت و سخنان دلگرم کننده‌ای گفتند و خانم افسانه بازیار مدیر کتابخانه کارنون پرورش فکری کودکان و نوجوانان مهاباد در نشست دوم گزارشی از طرح "بخوانیم و بیندیشیم" خود ارائه کردند.

در همایش بود که متوجه شدم که روز چهارشنبه کارگاههای بسیار فعالی برگزار شده که خیلی دلم سوخت که چرا نتوانسته ام از چهارشنبه در این همایش حضور داشته باشم. جدای از  کارگاههای هنرهای تجسمی برای کتابداران و نیز نمایش خلاق و ... متوجه شدم که کتابداران در کارگاهی گرد هم آمده اند تا در نشست کارشناسی روز پنجشنبه از متخصصان سوالاتی بپرسند. و برای اینکه بحث پراکنده نشود،‌ یک روز قبل دور هم جمع شده اند و سوالات اصلی را دسته بندی و آماده کرده بودند (چه کار زیبایی). بنابراین در آن کارگاه بحثهای بسیار خوبی طرح شده بود که منجر به شش سوال شد که از کارشناسان پرسیدند که هر یک به نظرم نیاز به جلسات متعددی برای بحث و تبادل نظر داشت. این سوالها نه در آن دو ده دقیقه ای که به دو کارشناس کتابداری موجود در دو پنل جداگانه داده شده بود، قابل پاسخگویی بود و نه در این یادداشت که محدودیتهای خودش را دارد ولی سوالها نشان می داد که آستینها بالا زده شده، کمر همت بسته شده و دارند کار جدی می‌کنند و مشکلاتشان کاملا واقعی بود، چرا که با صحبتی که با دوستان کتابدار در آن دو روز کردم متوجه شدم که این سوالها اول: هیچیک از روی کتابها و پایان نامه ها بیرون کشیده نشده و دوم: واقعی است، چون همه نیروها داوطلب هستند.

وقتی صحبت از نیروی داوطلب می‌کنم، شما را به دو عبارت که در بالا از آنها استفاده کرده ام جلب می‌کنم: وظیفه شغلی و وظیفه اجتماعی. دواطلب به دنبال وظیفه اجتماعی کمر همت بسته و به میدان آمده، نه به عنوان یک وظیف شغلی خسته کننده و تکراری که از بد حادثه به کتابخانه افتاده و باید منتظر سر برج باشد تا معاش خانواده ای تامین شود. دغدغه ای اجتماعی باعث شده که برای بردن سواد و آگاهی عنصر کتاب را به سبد نیازهای روستا بیفزاید. خیلی از این داوطلبان،‌ قبل از اینکه روستایشان کتابخانه دار شود، کتاب برای بیشترکودکان به روستا می‌برده اند و حال که کتابخانه‌ای هم امکان پذیر شده، خیلی خوشحال هستند و خیلی جدی گرفته‌اند،‌ جدی تر از من که پشت میز یک کتابخانه دانشگاهی در تهران نشسته ام.  واقعا و از صمیم قلب و دل و جان  خوشحالم که در سالهای گذشته انجمن حامی و‌ شورای کتاب کودک  و چند سمن خوب فرهنگی دیگر، در مناطق محروم کشور فعال هستند و این فعالیت تبدیل به جریان شده به گونه ای که همایشی داریم که داوطلبان در آن گرد می آیند و مسایلشان را طرح می کنند و برای این داوطلبان باید تالاری از یکی از موسسات فرهنگی آموزشی تقاضا کرد که برنامه را آنجا برگزار کنند و تالار هم در همه ساعات پر ازجمعیت باشد. جمعیتی با اکثریت کتابداران روستایی یک منطقه از  ایران.

با این مقدمات اصل موضوع را که در شش سوال خلاصه می شود حضورتان عرض می کنم تا همه شما که اساتید و خبرگان کتابداری ایران هستید برای حل آنها پیشنهاد بدهید. همانطور که گفتم این سوالها در روز قبل از همایش و در کارگاهی که کتابداران درباره مشکلاتشان بحث و تبادل نظر می‌کرده اند بیرون آمده است و سوالها پایان نامه ای نیست و خیلی جدی است و هم اکنون کتابداران داوطلب روستایی ما با آن درگیر هستند.

1- مخاطبین استقبال خوبی نمی کنند، چه کار کنیم؟ در مورد کودکان و نوجوانان وضع اندکی بهتر است ولی در مورد بزرگسالان خیر، چکار کنیم که بزرگسالان را به کتابخانه بیاوریم. و در ادامه برخی دوستان اشاره کردند که در مورد کودکان هم خیلی موفق نیستیم و کتاب در برابر ابزارهای مجازی سرگرمی و بازی جذابیت کمتری دارد.

2- مشکلات شخصی کتابداران داوطلب را چگونه می توانیم حل کنیم؟ ایشان از خود و وقت و عمرشان مایه می گذارند ولی مشلاتی هم دارند که مانع می شود که بتوانند همیشه کار را ادامه دهد و همین مسایل شخصی گاهی کتابدار را از نیمه راه از کتابخانه ای که دوستش دارد جدا می کند، و با رفتنش بخشی از تجربه های ما هم می رود، چکار کنیم؟

3- چگونه کتابدارانی موفقتر باشیم، و بتوانیم دانش خود را به روز کنیم و در جهت نیازهای مخاطبان حرکت کنیم؟

4- چگونه ارتباط بین کتابخانه های روستا برقرار کنیم و برنامه هایی که خوب است را همه اجرا کنیم؟

5- همکاری نکردن مسئولان و معتمدان محلی را چگونه حل کنیم؟ در برخی موارد معتمدان محل ما را رقیب خودشان می بینند که به جای اینکه مردم دور آنها جمع شوند دورکتابخانه جمع می شوند،‌ همینطور مسئول مسجد محل و حتی سازمانهای دولتی فعال،‌مثل کتابخانه مسجد یا کتابخانه های سیاری که نهاد یا کانون به روستاها می فرستند. در صورتیکه کار ما منافاتی با هیچیک از قوانین و این افراد و این سازمانها ندارد ولی این یک مساله است که نمی دانیم چطور با این سازمانها مشارکت کنیم و نه رقابت، حال آنکه ما را رقیب خود می‌پندارند.

6- امکانات هم سوال ششم است. چه امکاناتی برای روستا می توانید در اختیار بگذارید که بتوانیم کارمان را راحت‌تر و با کیفیت بهتر انجام دهیم؟ چه مجموعه ای می خواهید در اختیار ما بگذارید؟ و من اضافه می کنم و چه شبکه متمرکزی به عنوان مرجع در اختیار کتابداران روستایی ما باید باشد که بتوانند برای پاسخ به نیازها از آن استفاده کنند.

البته که کارشناسان نشست در همان محدوده کوتاه زمانی، پاسخهایی دادند که پاسخهایی نیمه رسمی بود ولی علاوه بر آن پاسخها در شب همان روز در میهمانسرای دانشگاه آزاد مهاباد که محل اسکان میهمانان و کتابداران بود بحث ادامه داشت، ولی این سوالها نیاز به تامل بیشتری دارد.

یک نکته که در پاسخ به سوالات به کتابداران در نشست دادم و در بحث غروب هم خیلی بر آن تاکید شد، خود کتابدار بود که خلاقیت کتابدار در اغلب سوالهای بالا کارایی اصلی را دارد و همانطور که در پنل عرض کردم همه پاسخها نزد خود شما کتابداران است و باید با نشستهایی دور هم اینها را از سینه‌ها بیرون بیاوریم و مستندکنیم و تبدیل به فعالیتهای جاری و عمومی‌شان کنیم. برخی کتابخانه ها کارهای خودشان را دست کم در قالب یک عکس مستند کرده اند ولی مستند سازی به شکل وسیع انجام نشده است.

کتاب به عنوان نماد عنصر آگاهی و نیز نماد مجموعه نزد کتابداران مطرح است،‌ بنابراین کتاب فقط مجموعه نیست و وقتی می‌گوئیم کتاب منظورمان همه منابع و موادی است که به عنوان مجموعه به آن دسترسی داریم، و همین دست کتابدار را باز می‌کند. از سویی دیگر کتابخانه به عنوان مکان مطرح است و من مثالهایی از کتابخانه های گروه کتابداران آزاد در سال 1357 برای شرکت کنندگان زدم که کتابخانه کوچک محله یک پایگاه فعالیتهای فرهنگی و آگاهی بخش بود و تکیه ای بر کتاب دادن و کتاب گرفتن نداشت. محل اجتماع بچه های محل بود که در روزهای منجر به انقلاب و یکی دو سال بعد از آن ، و محل برگزاری کارگاههایی که بچه های محل تقاضا می کردند، بود و آن قدر روزهای پیش و پس از انقلاب زیبا بودند و مشارکت مردم و همکاری با هم جدی بود که ما مشکلی از جهت مشارکت مردم در فعالیتها نداشتیم و اینجا هم مسلم بدانید که شما به کتابخانه ها  نمی روید که کتاب امانت بدهید و بعد که پس آوردند خط بزنید. این تفکر خیلی قدیمی است و نمونه‌های موجود خود ما از سال های پیش از انقلاب گویای این است که کتابخانه یک پایگاه است و نه فقط محل قرار دادن از 100 تا  1000000000 کتاب در قفسه ها به امید خوانده شدن. و نکته دیگر هم که در صحبتهای آن غروب زیبا و بارانی مهاباد داشتیم باز هم بر خلاقیت کتابداران تاکید شد. در نشست هم گفتیم که ارتباط شما با مسئولین روستا را خلاقیت شما تضمین می کند،‌ بنابر این شفاف باشید،‌ کاملا شفاف. بگذارید که بیایند و ببینند. از خودشان دعوت کنید تا در فعالیت شما مشارکت کنند، تا از نزدیک ببینند که چکار دارید می‌کنید. باید ببینند که چه مسئولیت بزرگ و چه ماموریت سنگینی به عهده گرفته اید و بدون جیره و مواجب و با حد اقل امکانات تلاش می‌کنید تا فرزندانی روشن و آکاه برای فردای ایران بسازید و تاکید دیگری که خیلی بر آن پای می فشرم،‌ آوردن مادران به این پایگاههای مردمی و مردم سالاری. مادران نقش بزرگی در باسوادی و علاقه‌مند کردن به خواندن کودکانشان دارند،‌ پس باید به این پایگاه بیایند و باید برحسب علاقه آنان خدماتی تعریف کنید،‌ که بتوانند ساعتهایی را در این پایگاه دور هم بنشینند و فضا را روشنی بخشند. مادران آگاه، فرزندان آگاهتری به جامعه ایران تحویل خواهند داد. مادران سرزمین ما شاید خودشان ندانند و شاید جایی نبوده‌اند که بشنوند از مهمترین ارکان توسعه انسانی و اجتماعی درکشور هستند و فرزندانی که منشاء توسعه اجتماعی و تغییر درکشور خواهند شد از دامان همین مادران سر بر خواهند آورد.   

و نکته ای که باز تاکید بسیار بر آن داشتم و دارم این بود که ما کتابداران به سمت مخاطب حرکت می کنیم و نمی نشینیم تا مخاطب به سوی ما بیاید. یکی از گروههایی که ما می توانیم به سمت آنها برویم،‌ جز مادران و زنان خانه دار روستا،‌ سالمندان روستا هستند. با جلب مشارکت سالمندانی که جز توجه و احترام انتظاری ندارند، با توجه به تاثیر آنها در خانواده های روستایی می توانید کتابخانه خود را رو به جلو حرکت دهید. برنامه هایی طراحی کنید که مشارکت کودکان و سالمندان با هم را داشته باشد (و البته سالمندان را در این برنامه ها باید مدیریت کنید تا بهره بیشتری از حضورشان ببرید).

در این کندوی عظیم یا همان روستا  (و به لغت آذری کَند یا عامیانه آن کَتَّه) گروهی که هم اینک می‌خواهم درباره آنها حرفی بزنم، زنبورهای کارگر هستند. مردان روستا هم باید به کار گرفته شوند ولی بار معاش روستا بر شانه آنان است و معمولا روزها در مزرعه و کارگاهند و غروبها هم می خواهند استراحت کنند. شما بگوئید که چه چیزی برای آنان می توانیم آماده کنیم که خستگیشان را با آن در کنند؟ خلاقیت شما است که برای این گروه هم برنامه داشته باشید. نمی توانید از دل بازیهای محلی که این آدم بزرگهای فعلی در کودکی انجام می‌داده اند مسابقه ای طراحی کنید که جایزه اش یک کتاب یا یک موسیقی محلی زیبا باشد که او دوست دارد؟

پایان:

ناتوانی در انجام هر کاری بیسوادی و نابلدی محسوب می شود. سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی سازمان ملل متحد (یونسکو) سواد را به عنوان "توانایی شناسایی، درک، تفسیر، ایجاد، برقراری ارتباط و محاسبه، استفاده از مطالب چاپ شده و نوشته شده مرتبط با شرایط مختلف" تعریف می کند. و در تعریفهای جدیدتر (2015) شما سواد را در به عنوان ابزاری برای برقراری ارتباط و نیز عامل تغییر و توسعه انسانی و اجتماعی می بینید. بیائیم و با همین تعاریف قدمی به سوی کتابخانه های روستایی برداریم و ما هم داوطلبانه به این داوطلبان که در محرومترین روستاهای کشورمان بدون هیچ چشمداشتی فعالیت می کنند کمک کنیم. و یادمان باشد هرکمکی می‌تواند موثر باشد،‌ اگر به کتابخانه به عنوان محلی برای تمرکز فعالیتها نگاه کنیم. محلی که در آن فقط خورجینی از اطلاعات را پر می‌کنید تا به میدان روستا و به خانه‌ها بروید.  

عمرانی، سید ابراهیم. «کتابخانه ها را به خانه‌های روستا می‌بریم به بهانه نشست کتابخانه های روستایی غرب کشور در مهاباد ». سخن هفته لیزنا، شماره ۴۱7، 12 آذر ۱۳۹۷. 

محسن زین العابدینی
|
Iran
|
1397/09/18 - 10:35
0
0
حضور پر شور و مبتنی بر عشق مردمی که دغدغه فرهنگ دارند در کتابخانه های روستایی یادآور این نکته مهم است که کتابداران فقط غم نان ندارند و هر جا پای فرهنگ و آگاهی در میان باشد با جان و دل حضور می یابند.
کاظم حافظیان رضوی
|
Iran
|
1397/09/14 - 17:14
0
0
حضرت ابراهیم خان ببخشید جان. خدا قوت . دست مریزاد که فقط تهران سرای تو نیست بلکه ایران سرای توست. از اینکه بعنوان کتابداری پیشکسوت وفعال در نشست کتابخانه های روستایی حضور داشته اید بسیار خوشحالم و از اینکه ما را در جریان این فعالیتها که خیلی ها باور ندارند میگذاری سپاسگزارم. بدون شک برای کشور پر روستایی مثل کشور ما دایر کردن کتابخانه روستایی بعنوان پایگاهی فرهنگی یک ضرورت است. و شک ندارم که این مهم توسط فرهنگدوستان و کتابدوستان هر گوشه این سر زمین بانجام خواهد رسید . ایدون باد. پایدار باشی.
مهدی لطفی پناه
|
Iran
|
1397/09/13 - 09:03
0
1
با عرض سلام و ادب و تشکر خدمت استاد بزرگوارم جناب آقای دکتر عمرانی گرامی. واقعا دست مریزاد که بدون چشم داشت و بی منت به پویایی من و امثال من کمک می کنید و اذهان ما را درگیر تار و پودهای کتاب و کتابداری می کنید.
1. در خصوص پرسش اول: اخیراً مطلبی در خبرگزاری کتاب ایران ( ایبنا) با عنوان: 15 راهکار خلاقانه برای علاقه‌مند کردن کودکان به مطالعه نوشته ام که امیدوارم ارزشمند باشد. در همین باره پیشنهاد دیگری در مقاله ای دیگر در همین خبرگزاری با عنوان: ایده داستان‌های یک صفحه‌ای برای جذب کتاب‌نخوان ها ارائه کرده ام که برای بزرگسالان روستاها بسیار مناسب است؛ انتهای همین مطلب ایده ای را طرح کرده ام که در روستاها و اماکن عمومی روستاها از جمله در چایخانه ها می توان به کار برد.
2. تدوین راهکارها و تجربه ها در کتابخانه ها بهترین مسیر برای رفع این دغدغه است. از سویی کتابداران باید راهی را بیابند تا در همان مسیر کتاب و کتابخانه و کتابداری بتوانند به رفع مشکلات مالی یا معیشتی اقدام کنند. ادامه روند همین جلسات آنها می تواند راهکار خوبی باشد تا هم کتابداران آنها و هم مردم آن سرزمین از کتاب عواید زیادی کسب کنند.
3. به نظر این پرسش راحت ترین پرسش در این باره است. جامعه روستایی باید بداند که توجه به سنت ها و مراسم های محلی می تواند همه افراد را جذب کند.
4. رعایت قوانین و مقررات کتابخانه ای و اصول کتابخانه ای و مطالعه در مسیر همان کتابخانه مورد نظر می تواند راهکار مناسبی برای این پرسش باشد. از سویی کتابداران بایستی گوشه عزلت را کنار گذاشته و ارتباطات خوب خود را با جامعه گسترش و بهبود بخشند.
5. مشارکت دادن و تشریح اهداف درباره اینکه کتابخانه های عمومی چه نقشی در سطح بین الملل برای دولت ها و ملت ها دارد، بهترین سفارش است. آشنایی این افراد با قوانین ایفلا و به ویژه یونسکو و یونیسف و وزارت محترم ارشاد اسلامی می تواند بهترین راهکار باشد. حتی از طریق همین افراد و با مشارکت ایشان می توان به گسترش کتابخانه های عمومی در جوامع و محلات پرداخت و کمک های بسیاری دریافت کرد. درج مانیفست سال 1994 ایفلا- یونسکو و مطالعه آن در اینگونه جوامع و یا ارائه پنج اصل رانگاناتان و معرفی وی در تابلوی اعلانات یکی دیگر از این راهکارهاست. در ضمن مسیر کتابخانه های عمومی و کتابخانه های مساجد یکی است. ولی کتابخانه های عمومی دارای اصول، قوانین و مقررات بین المللی در خصوص چگونگی مطالعه هستند. لذا منافاتی با یکدیگر ندارند. امتیازات داشتن تعداد زیادی کتابخانه عمومی در کشور برای افراد تشریح شود تا ارزش بین المللی آن را درک کنند. توصیه می شود کتابداران با کتابخانه های مساجد همکاری چشمگیر و تنگاتنگی داشته باشند.
6. کتابداران بایستی قدرت شبکه جهانی اینترنت را به مخاطبان خود نشان دهند و از همین طریق آنان را ترغیب به حمایت های مالی هر چند اندک کنند تا کتابخانه های عمومی محله به رایانه و اینترنت متصل شوند و همگان از آن بهره گیری کنند. امروزه داشتن اطلاعات به هنگام بهترین ایده برای بقا می باشد. مردم محلی بایستی بدانند با داشتن اطلاعات بیشتر از چگونه زندگی کردن، می توانند به بهبود شرایط خود کمک کنند.
ارادتمند/ مهدی لطفی پناه
کامران جوهری
|
United States
|
1397/09/12 - 18:19
0
0
با سلام. بودنِ پیشکسوتان عزیز و دلسوزی همچون شما، جناب آقای دکتر عمرانی، بعنوان پشتوانه ی فکری و مرجع راهنمایی های عملیِ راهبردی برای فعّالین فرهنگی و داوطلبین عرصه ی کتابخانه و کتابداری، بی گمان سرمایه ای عظیم است. هموار ساختنِ رنج سفرِ این راه دراز و حضور در این همایش، خود نشانی از دغدغه ی قلبی آن بزرگوار و نیز صحّه گذاشتن بر اهمیّت این حرکتِ داوطلبانه دارد؛ که بی تردید پیامدش مبارک و دلگرمیِ هرچه بیشترِ مجموعه ی درگیر در این حرکتِ خودخواسته را به دنبال خواهد داشت. درود بر شما
خواهشمند است جهت تسهیل ارتباط خود با لیزنا، در هنگام ارسال پیام نکات ذیل را در نظر داشته باشید:
۱. از توهین به افراد، قومیت‌ها و نژاد‌ها خودداری کرده و از تمسخر دیگران بپرهیزید و از اتهام‌زنی به دیگران خودداری نمائید.
۲.از آنجا که پیام‌ها با نام شما منتشر خواهد شد، بهتر است با ارسال نام واقعی و ایمیل خود لیزنا را در شکل دهی بهتر بحث یاری نمایید.
۳. از به کار بردن نام افراد (حقیقی یا حقوقی)، سازمان‌ها، نهادهای عمومی و خصوصی خودداری فرمائید.
۴. از ارسال پیام های تکراری که دیگر مخاطبان آن را ارسال کرده اند خودداری نمائید.
۵. حتی الامکان از ارسال مطالب با زبانی غیر از فارسی خودداری نمائید.
نام:
ایمیل:
* نظر: