آیا فهرست استنفورد–الزویر واقعاً بهترین دانشمندان جهان را معرفی میکند؟

جعفر مهراد
لیزنا؛ دکتر جعفر مهراد، استاد پیشکسوت دانشگاه شیراز و موسس ISC:
مقدمه ای بر ترجمه: از شاخصهای استنادی تا ادعای برتری علمی: فهرست اسامی پژوهشگران پراستناد استنفورد–الزویر (۲ درصد) در ۷ اکتبر ۲۰۲۶ منتشر شد. از آن پس، دانشگاههای کشورهای مختلف، از جمله ایران، اسامی پژوهشگران حاضر در این فهرست را در رسانهها و خبرگزاریهای ملی و بینالمللی منتشر کردند؛ کاری که دانشگاهها هر سال برای معرفی دستاوردهای علمی و تقویت اعتبار نهادی خود انجام میدهند. در بسیاری از این خبرها، پژوهشگران معرفیشده نه صرفاً بهعنوان افرادی با تأثیر استنادی بالا، بلکه با عنوان «دانشمندان برتر جهان» معرفی میشوند.
سؤالی که در اینجا مطرح است آن است که آیا قرار گرفتن اسامی این پژوهشگران در یک فهرست مبتنی بر استناد، با انتخاب شدن بهعنوان یکی از بهترین دانشمندان جهان یکسان است؟
بیتردید، برخورداری از تأثیر استنادی قابل توجه، بهویژه هنگامی که با ارزیابی دقیق و متناسب با حوزه علمی همراه باشد، میتواند نشانهای مهم از میزان رؤیتپذیری و استفاده از آثار یک پژوهشگر در جامعه علمی باشد. بااینحال، پرسش اساسی این است که آیا شاخصهای استنادی بهتنهایی میتوانند مبنایی کافی برای داوری درباره برتری علمی، اصالت دستاوردها، کیفیت روششناختی پژوهشها و اعتبار علمی افراد باشند؟
این پرسش از آن جهت اهمیت دارد که شاخصهای علمسنجی، هرچند برای توصیف و مقایسه برخی ابعاد فعالیت علمی ضروریاند، محدودیتهای روششناختی و دادهای خاص خود را دارند. تعداد استنادها ممکن است تحت تأثیر اندازه حوزه علمی، الگوهای تألیف، همکاریهای پژوهشی، نوع مدارک منتشرشده، پوشش پایگاه اطلاعاتی و حتی استنادهای نامتعارف قرار گیرد. همچنین، ترکیب چند شاخص در یک امتیاز واحد، لزوماً به معنای دستیابی به سنجهای جامع و مستقل از انتخابهای روششناختی نیست.
از سوی دیگر، باید میان «پژوهشگر پراستناد»، «پژوهشگر برخوردار از تأثیر استنادی بالا» و «دانشمند برتر» تمایز گذاشت. این مفاهیم با یکدیگر ارتباط دارند، اما مترادف نیستند. ارزیابی جامع برتری علمی مستلزم بررسی ابعاد دیگری همچون اصالت و اهمیت دستاوردها، اعتبار روشهای پژوهش، قابلیت بازتولید نتایج، سلامت پژوهش، سهم واقعی فرد در تولید دانش و تأثیر علمی یا اجتماعی آثار اوست.
البته این موضوع صرفاً به دانشگاههای ایران محدود نمیشود؛ دانشگاههای بسیاری در کشورهای دیگر نیز از حضور اعضای هیئت علمی خود در این فهرست برای معرفی دستاوردهای علمی و تقویت اعتبار نهادیشان استفاده میکنند. مسئله، اصل اطلاعرسانی درباره این موفقیت نیست، بلکه چگونگی تفسیر شاخصهای علمسنجی و تبدیل یک نتیجه کمّی به حکمی کلی درباره برتری علمی افراد است.
بنابراین، هدف از طرح این انتقادها نفی ارزش فهرست استنفورد–الزویر یا کماهمیت جلوه دادن دستاوردهای پژوهشگران حاضر در آن نیست. مسئله، پرهیز از تعمیم نتایج یک نظام رتبهبندی مبتنی بر استناد به داوریهایی است که دامنهای بسیار گستردهتر از آنچه دادهها واقعاً اندازهگیری میکنند دارند.
در این مقدمه، تلاش کردهام این تمایز را به دور از نادیده گرفتن ارزش شاخصهای استنادی برجسته کنم. مقاله حاضر (۱) نیز با بررسی نمونههایی از نقدهای منتشرشده درباره این فهرست، به محدودیتهای دادهای، شاخصهای ترکیبی و تفسیر نتایج میپردازد. پیام اصلی آن را میتوان چنین خلاصه کرد: فهرستهای استنادی ابزارهایی برای ارزیابی برخی ابعاد عملکرد علمیاند، نه مدالهایی برای تعیین قطعی بهترین دانشمندان جهان. در ادامه، ترجمه مقاله با حفظ ساختار، اعداد و نام پژوهشگران ارائه میشود:
آیا فهرست استنفورد - الزویر بهترین دانشمندان را شناسایی می کند؟
فهرست ۲ درصد برتر استنفورد – الزویر که دانشگاه ها
اغلب در اطلاعیه های خود درباره دستاوردهای دانشگاهی به آن استناد می کنند، در
مرکز بحثی مهم درباره حدود سنجش کمّی برتری علمی قرار دارد.
تحلیلهایی که به غیبت برخی برندگان
جایزه نوبل در نسخه های پیشین این فهرست، حضور روزنامه نگاران و ویراستاران در
میان رکوردهای پژوهشگران و انتقاد از روش امتیازدهی آن اشاره کرده اند، محدودیت
های این فهرست را برجسته می کنند.
دو پرسش اساسی زیربنای این بحث است:
آیا داده های استنادی به درستی و به صورت جامع گردآوری می شوند؟ و آیا این
داده ها برای توصیف افراد بهعنوان بهترین دانشمندان جهان کفایت می کنند؟
جان پی. ای. ایوانیدیس (John P. A. Ioannidis)،
پژوهشگر دانشگاه استنفورد و یکی از توسعه دهندگان این پایگاه اطلاعاتی، در پاسخ
به پرسش دوم تمایزی مهم قائل می شود. او در مصاحبه ای که در Indian Journal of Medical Research منتشر شده است، توضیح می دهد که هدف از
تهیه این داده ها، اعطای جایزه یا صدور گواهی شناسایی و برتری نبوده است. حضور در
این فهرست لزوماً ثابت نمی کند که فرد دانشمندی برجسته است؛ همانطور که غیبت از
آن نیز به معنای انجام پژوهشهای ضعیف نیست.
غیبت برخی برندگان جایزه نوبل از
فهرست گزارش شده است:
یکی از منابع مشخص این بحث، تحلیلی
است که جان فیلیپ (John Philip) در ۱۷ نوامبر ۲۰۲۳ در
پایگاه Mendeley Data منتشر کرد. فیلیپ با بررسی فهرست تأثیر استنادی
در طول دوران فعالیت علمی که داده های آن تا پایان سال ۲۰۲۲ را دربر می گرفت، گزارش کرد که از
میان برندگان جایزه نوبل فیزیک در فاصله سال های ۱۹۹۸ تا ۲۰۲۲، تعداد ۱۲ نفر از ۷۱ برنده و از میان برندگان شیمی، دو نفر از ۶۶ برنده در فهرست بلند مدت حضور نداشتند. در
مقابل، هر ۶۲ برنده
جایزه نوبل پزشکی که بررسی شده بودند، اسامی آن ها در فهرست قرار داشتند.
از جمله فیزیکدانانی که بنا بر این
تحلیل در فهرست بلند مدت حضور نداشتند، میتوان به آندریا گز (Andrea Ghez)،
راینر وایس (Rainer Weiss)، آرتور بی. مکدونالد (Arthur B. McDonald)
و آلبر فرت (Albert Fert) اشاره کرد.
البته در اینجا باید به تمایزی
مهم توجه کرد: این اثر، یادداشتی تحلیلی بود که به صورت آزاد در دسترس قرار گرفت،
نه مقاله ای منتشرشده در یک مجله علمی با داوری همتا. یافته های آن به نسخه
تاریخی بررسی شده مربوط است و ثابت نمی کند که همین افراد در فهرست سال ۲۰۲۶ نیز غایب هستند. این تحلیل به
تنهایی همچنین نمی تواند علت قطعی حذف نام های یادشده را مشخص کند.
پژوهش های داوری شده نیز نشان می
دهند که برندگان نوبل و رتبه بندی های استنادی الزاما همپوشانی ندارند:
مطالعه ای از مارک کوسمولسکی (Marek Kosmulski) که در سال ۲۰۲۰ در مجله
Scientometrics منتشر شد، تعداد ۹۷ برنده
جایزه نوبل در رشته های فیزیک، شیمی، پزشکی و اقتصاد را که طی سال های ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۹ انتخاب شده بودند، با استفاده از
چند شاخص کتابسنجی ارزیابی کرد.
بر اساس داده های بلند مدتی که در
آن مطالعه بررسی شد، ۹۰ نفر از
این برندگان در میان ۱۰۰ هزار
پژوهشگر نخست بر اساس امتیاز ترکیبی استنادی قرار داشتند. هفت نفر پایین تر از
این آستانه بودند و ۴۵ نفر نیز
در میان ۶ هزار نفر نخست قرار گرفتند.
نمی توان از این یافته نتیجه گرفت
که هفت برنده نوبل از پایگاه گسترش یافته امروزی ۲ درصد برتر حذف شده اند. مطالعه یاد شده از
آستانه و دوره زمانی متفاوتی استفاده می کرد. با این حال، نتایج آن نشان می دهد
که دستاوردهایی که در سطح جایزه نوبل مورد تقدیر قرار می گیرند و جایگاه افراد در
رتبه بندی های استنادی، الزاماً یک چیز را اندازه گیری نمی کنند.
جایزه نوبل نیز سنجه ای بی نقص
برای ارزش علمی نیست. با این وجود، مقایسه این دو نشان می دهد که چرا نباید
جایگاه یک فرد در رتبه بندی را مستقیماً معادل برتری علمی او دانست.
فهرست ۲ درصد برتر چگونه تعیین می شود؟
منبعی که عموماً با عنوان فهرست
استنفورد – الزویر شناخته شده است، پایگاه اطلاعاتی شاخص های استنادی استاندارد
شده ای است که بر اساس رکوردهای اسکوپوس
(Scopus) تهیه شده
اند.
انتخاب پژوهشگران بر مبنای قرار
گرفتن در میان ۱۰۰ هزار
نفر نخست بر اساس یک شاخص ترکیبی موسوم به «امتیاز c» یا قرار گرفتن در میان ۲ درصد برتر حوزه فرعی اصلی پژوهشگر
انجام می شود. تأثیر استنادی در طول دوران فعالیت علمی و استنادهای دریافت شده
طی یک سال مشخص، در دو جدول جداگانه ارائه می شوند.
بنابراین، پژوهشگری که در ۲ درصد برتر حوزه فرعی خود قرار می
گیرد، ممکن است در رتبه بندی کلی جایگاه بسیار پایین تری داشته باشد؛ بدون آن که
این تفاوت لزوماً نشان دهنده خطای محاسباتی باشد. دلیل آن است که این دو رتبه
بندی از گروه های مقایسه متفاوتی استفاده می کنند.
نهمین نسخه این پایگاه که در ۷ اکتبر ۲۰۲۶ منتشر شد، داده های بلند مدت تا
پایان سال ۲۰۲۵ و
استنادهای دریافت شده طی سال ۲۰۲۵ را دربر
می گیرد. بنابراین، عنوان «فهرست ۲۰۲۶» به این
معنا نیست که همه آثار علمی منتشرشده در سال ۲۰۲۶ ارزیابی شده اند.
شش شاخص لزوما شش اندازه گیری مستقل
نیستند:
امتیاز c از مجموع شاخص هایی شامل تعداد کل
استنادها، شاخص h، شاخص hm تعدیل شده بر اساس هم نویسندگی و
استنادهای مربوط به انتشارات در موقعیت های مختلف نویسندگی تشکیل می شود.
مطالعه ای در سال ۲۰۲۵ از مارتا کوک ـ چارنتسکا (Marta Kuc-Czarnecka)
و آندرهآ سالتلی (Andrea Saltelli) در مجله Scientometrics، روابط میان این شاخص ها را بررسی کرد.
هنگامی که متغیرهایی با اطلاعات مشابه در یک شاخص ترکیبی ادغام می شوند، ممکن است
برخی ویژگی ها بیش از اندازه بر امتیاز نهایی تأثیر بگذارند.
انتقاد اصلی این مطالعه آن است که
وزن های اختصاص یافته به شاخص ها در یک فرمول، ممکن است با میزان تأثیر واقعی
آن ها بر نتیجه نهایی مطابقت نداشته باشد. بنابراین، وجود یک فرمول ریاضی به این
معنا نیست که حاصل آن، سنجه ای از ارزش علمی است که مستقل از انتخاب های روش
شناختی بدست آمده باشد.
گانگان پراتاپ (Gangan Prathap)
نیز در نامه ای به سردبیر که در سال ۲۰۲۶ در همین مجله منتشر شد، نگرانی هایی را درباره توانایی چنین شاخص
های ترکیبی در تفکیک اثرهای مرتبط با اندازه از ویژگی های مرتبط با شدت عملکرد یا
کیفیت مطرح کرد.
رکوردهای ۱۰۵ روزنامه نگار و ویراستار در داده
های پژوهشگران شناسایی شدند:
نگرانیها درباره کیفیت داده ها
صرفاً نظری نیستند. توماس پرنگر (Thomas
Perneger) در
مطالعه ای که در سال ۲۰۲۳ در مجله
Research Integrity and Peer Review منتشر شد، هنگام بررسی الگوهای
استنادی و نویسندگی در علوم سلامت، رکوردهای مربوط به ۱۰۵ روزنامه نگار یا ویراستار را
شناسایی کرد. گزارش شد که نوشته های این افراد به اشتباه به عنوان پژوهش اصیل
طبقه بندی شده بودند. این رکوردها از تحلیل مطالعه حذف شدند.
این یافته به معنای کم اهمیت بودن
روزنامه نگاری علمی نیست. مسئله آن است که گزارشگری علمی و انجام پژوهش علمی
نباید به گونه ای طبقه بندی شوند که گویی هر دو یک فعالیت هستند.
تحلیل پرنگر از ۱۸/۲۳۱ پژوهشگر همچنین نشان داد که شاخص h و
شاخص hm
الگوهای متفاوتی از نویسندگی را ترجیح می دهند. شاخص h ارتباط قوی تری با قرار گرفتن در جایگاه
نویسنده میانی داشت، درحالیکه شاخص hm الگوی متعادل تری نشان می داد. بنابراین،
انتخاب شاخص می تواند بر این موضوع تأثیر بگذارد که کدام شکل از مشارکت علمی
بیشتر مورد تشویق قرار گیرد.
تاثیر استنادی بالا می تواند با وجود
مقالات پس گرفته شده همراه باشد:
پژوهشی که ایوانیدیس و همکارانش در
سال ۲۰۲۵ در مجله PLOS
Biology منتشر
کردند، شواهدی ارائه داد که نشان می دهد تأثیر استنادی بالا را نمی توان تضمینی
برای سلامت و تمامیت پژوهش دانست.
در میان پژوهشگران حاضر در فهرست
بلند مدتی که بررسی شد، ۷/۰۸۳ نفر،
معادل ۳/۳ درصد، دست کم یک مقاله پس گرفت
شده داشتند. این رقم در فهرست یک ساله ۴ درصد بود. در میان هزار پژوهشگر نخست رتبه بندی بلند مدت نیز ۱۳/۸ درصد دست کم یک مقاله پس گرفته
شده داشتند.
این ارقام به مجموعه داده های پیشین
مورد استفاده در آن مطالعه مربوط اند نه به فهرست سال ۲۰۲۶. افزون بر این، پس گرفتن یک مقاله به
خودی خود اثبات کننده تخلف هر یک از هم نویسندگان آن نیست. علت پس گرفتن
مقاله، میزان مسئولیت هر فرد و سابقه انتشاراتی او باید در کنار یکدیگر بررسی
شوند. محدودیتی که داده ها به روشنی نشان می دهند، این است که امتیاز استنادی
بالا تضمین نمی کند که انتشارات یک پژوهشگر عاری از مشکل باشند.
حذف خوداستنادی ها می تواند ترکیب
فهرست را تغییر دهد:
خوداستنادی هنگامی رخ می دهد که
پژوهشگران به آثار پیشین خود ارجاع می دهند. این کار می تواند بخشی طبیعی از
فعالیت علمی باشد؛ با این حال، هنگام تفسیر امتیازهای استنادی کل، نرخ های بالای
خوداستنادی نیازمند بررسی جداگانه اند.
توسعه دهندگان این پایگاه در مقاله
ای که در سال ۲۰۲۰ در PLOS Biology
منتشر کردند، گزارش دادند که ۴/۹ درصد از
پژوهشگرانی که با احتساب خوداستنادی ها در ۲ درصد برتر حوزه فرعی خود از نظر تأثیر استنادی
بلند مدت قرار داشتند، پس از حذف خوداستنادی ها از این گروه خارج شدند.
ازاینرو، ارائه شاخص های پایگاه با
احتساب و بدون احتساب خوداستنادی اهمیت دارد. اطلاعیه هایی که صرفاً رقم مطلوب
تر را برجسته می کنند، ممکن است تصویری ناقص به مخاطبان ارائه دهند. بااینحال،
نرخ خوداستنادی به تنهایی نمی تواند قصد ناموجه یا رفتار غیراخلاقی فرد را اثبات
کند.
اتکا به یک پایگاه اطلاعاتی واحد
کدام پژوهشگران را کمتر نمایان می کند؟
مطالعه ای از کارل پی. لیپو (Carl P. Lipo)،
بو دیناپولی (Beau DiNapoli) و بنجامین اندروس (Benjamin
Andrus) که
در اوت ۲۰۲۶ در مجله Scientometrics منتشر شد، با استفاده از سوابق ۶۰۰ پژوهشگر انتخاب شده از فهرست سال ۲۰۲۴، پوشش اسکوپوس و اوپن الکس (OpenAlex)
را مقایسه کرد.
تحلیل ۵۶۴ پژوهشگری که امکان محاسبه پوشش
اطلاعاتی برای آنان وجود داشت، تفاوت هایی مرتبط با ناشر و نوع انتشارات را گزارش
کرد. این مطالعه پرسش هایی درباره میزان بازنمایی رشته هایی مطرح کرد که کتاب در
آن ها نقش مهم تری دارد و نیز درباره پوشش بیشتر پژوهشگرانی که آثارشان در مجلات
الزویر منتشر شده بود.
این یافته نشان می دهد که یک مجموعه
آثار علمی یکسان ممکن است بسته به پایگاه اطلاعاتی مورد استفاده، به شکل های
متفاوتی اندازهگیری شود. جایگاه الزویر بهعنوان مالک اسکوپوس و درعین حال یکی
از ناشران بزرگ علمی، ضرورت بررسی مستقل پوشش اطلاعاتی این پایگاه را افزایش می
دهد.
با این حال، این مطالعه جانبداری
عمدی را اثبات نمی کند. اوپن الکس، یعنی پایگاه مورد استفاده برای مقایسه، نیز
با مشکلاتی در تطبیق رکوردها، طبقه بندی و رکوردهای تکراری مواجه است. نتایج
صرفاً ضرورت احتیاط در تلقی نتایج یک منبع اطلاعاتی بهعنوان معیاری قطعی و جهان
شمول را تقویت می کنند.
آیا این انتقادها کل فهرست را بی
اعتبار می کنند؟
تحلیلی که ماسیمو دل فابرو (Massimo Del Fabbro)
و همکارانش در ژوئن ۲۰۲۶ منتشر
کردند، مشکلاتی را در ارتباط با انواع مدارک، سوابق تاریخی و انتشارات پس گرفته
شده در نسخه سال ۲۰۲۵ شناسایی
کرد.
با این حال، هنگامی که فیلترهای
پیشنهادی بهطور همزمان اعمال شدند، ۹۹/۳۰ درصد از هزار پژوهشگر نخست و ۹۷/۴۷ درصد از ۱۰۰ هزار
پژوهشگر نخست همچنان در فهرست باقی ماندند.
این یافته ها نشان می دهند که برخی
مشکلات نیازمند اصلاح اند، اما از این ادعا حمایت نمی کنند که کل فهرست بیمعنا
یا فاقد ارزش است.
توسعه دهنده پایگاه به دانشگاه ها
هشدار روشنی می دهد:
پیام ایوانیدیس در مصاحبه خود با Indian Journal of Medical Research روشن و کوتاه است: «اینها مدال نیستند!»
او خاطرنشان می کند که برخی وب
سایت ها این داده ها را با عناوین اغراق آمیز بازنشر می کنند و حتی گواهی های
تقدیر و شناسایی می فروشند. به گفته او، این وب سایت ها وابسته به گروه پژوهشی
وی نیستند و پایگاه نیز با چنین هدفی ایجاد نشده است.
مجموع این پژوهش ها و هشدارها نشان
می دهند که فهرست می تواند برای ارزیابی تأثیر استنادی مفید باشد، اما به
تنهایی قادر نیست کیفیت علمی، سلامت پژوهش یا صلاحیت حرفه ای افراد را تعیین کند.
به جای آن که دانشگاه ها اعلام
کنند پژوهشگری بهعنوان یکی از «بهترین دانشمندان جهان» انتخاب شده است، بهتر است
مشخص کنند که نام وی در کدام جدول استنادی و مربوط به کدام سال قرار دارد. ارزیابی
علمی باید از جایگاه افراد در رتبه بندی فراتر رود و روشهای پژوهش، دستاوردهای
اصیل، قابلیت بازتولید نتایج و تأثیر واقعی آثار علمی را نیز بررسی کند. مقاله روش
شناختی بنیادین پایگاه نیز بر ضرورت تکمیل شاخص های استنادی با ارزیابی کیفی و
تفصیلی تأکید دارد.
منبع
1. Does the Stanford- Elsevier List Identify the Best Scientists? Tibbiye Bulteni, 10/10/2026

دیدگاه کاربران