News Code: 24473
Publication Date: Monday, 06 June 2016 - 10:40
Email
Print

main

»

مطالب کتابداری

»

سخن هفته

پیش به سوی انجمن صنفی کتابداران: بخش دوم: دانشجویان و فارغ التحصیلان

Source : لیزنا
سید ابراهیم عمرانی
پیش به سوی انجمن صنفی کتابداران: بخش دوم: دانشجویان و فارغ التحصیلان

 

لیزنا، سید ابراهیم عمرانی، سردبیر:

هفته پیش بخش اول یعنی حرفه و مسایل صنفیش را تقدیم کردم و در این بخش به حوزه دانشگاه و مسایل صنفی می پردازیم تا ببینیم در پایان می توانیم به جمع بندی برسیم و هیات موسسی برای انجمن صنفی پیدا کنیم که مورد قبول مسئولان وزارت کشور یا ..... باشد؟

قبل از ادامه: به کامنتها معمولا پاسخ نمی دهم،‌ چون من حرفم را زده ام و گوی و میدان را به شما واگذاشته ام؛ ولی در مورد یک کامنت هفته پیش فقط توضیح بدهم. منظورم از اینکه گفتم ما می گوئیم نر است و باز می گویند بدوش، کشیدن کار صنفی است از انجمن علمی است و در ادامه که گفته ام البته ما موفقیتهایی هم داشته ایم، ‌بله برخی از مسایل صنف را از طریق انجمن توانستیم دنبال کنیم. و این نکته که از سر کلافگی گفته شده پس کار صنفی اگر نمی خواهی بکنی که متناقض حرف زده ای. باید جواب بدهم خیر، واقعا و برای بار سوم هم در کنار شما این مساله را دنبال می کنم،‌ ولی به شرطی که شما هم آستین بالا بزنید و به میدان بیائید.

 و اما بعد: محل دعویهای دو گروه (حرفه و دانشگاه)  کمی تا قسمتی متفاوت است. محل دعوی دانشجویان محافل و جراید نیست، ‌و مشکلشان پست و ارتقاء و حقوق و مزایای شغلی و  اضافه کار  و حق اولاد و سختی کار  نیست. اگر بخواهم گمانه خودم را همین ابتدا بازگویم،  مهمترین مساله این گروه بازار کار است. البته نمی دانم استادانی که در همه نشستهای علمی و حرفه ای فریاد می زنند که چرا انجمن کتابداری ایران کار صنفی نمی کند، ‌برای خودشان تعریف کار صنفی دقیق شده یا خیر؟ آیا بخش اول را خواندند که وارد بخش دوم بشویم؟

در شیراز هم همین اتفاق افتاد. یک انجمن علمی (این بار انجمن فارس) با همان تعاریف اساسنامه های تیپ وزارت علوم نشستهایی علمی پژوهشی برگزار می کند تا دیگران بیایند و انجمن را نقد کنند و بگویند کجاها ضعیف عمل کردی یا بالعکس، ‌مسلما در همه این بررسیها اساسنامه انجمن ملاک خواهد بود و مقاله های زیادی هم ارائه می شود (که شد) که اغلب از نوع علمی پژوهشی هستند (که بود)،‌ همان نوع رایج که دانشجویان آموزش می بینند و انجام می دهند، آن هم در ارشد و دکتری. (داخل پرانتز: در کارشناسی از این نظر کاملا تعطیلات است و انجمنهای دانشجویی هم اصلا حال این بچه ها را نمی پرسند و فقط مقاله علمی پژوهشی از ارشد و دکتری جمع می کنند، حال آنکه بارها گفته ام، اگر دانشجوی ارشد و دکتری حرفی برای گفتن دارد باید در همایشهای علمی تخصصی بزند ، نه در همایش دانشجویی. همایشهای دانشجویی را به تمرین بچه های کارشناسی تبدیل کنید. همه می گویند تربیت باید از خانواده و بعد مدرسه شروع شود.)

در این فضاهای علمی پژوهشی (همایشها و نشستها)، ناگاه یکی از اساتید سراغ مسایل صنفی می رود و استاد دیگری از میان جمعیت با فریادی رساتر و بلندتر از این مساله دفاع می کند . دو روز قبل از آن در مجمع عمومی انجمن کرمان هم به این مساله اشاره می شود و اساتید در جمع دانشجویان همین موضوع را باز می کنند و از آنجا که خودشان هم دقیقا مسایل تاسیس انجمن صنفی را تعقیب نکرده اند، قولی به دانشجو نمی دهند،‌ همه خطاب به انجمن می گویند که چرا مدافع مسایل صنفی کتابداران نیستید؟  قبل از آن هم عزیزانی که همایشهای تخصصی را شرکت کرده اند شاهد بوده اند که همیشه یکی دو نفر از اساتید هستند که دستشان را بالا می گیرند و در حالیکه شما منتظرید که سوالی در رابطه با موضوع پژوهش ارائه شده بشنوید،‌ ناگاه می بینید که  بدون زدن چراغ  راهنما به شانه خاکی می روند و می پرسند انجمن چرا وارد مسایل صنفی نمی شود، ‌و دانشجویان عزیز هم که احساس همدلی می کنند، شروع می کنند به کف زدن و استاد که مساله را حل کرده،‌ با لبخندی رضایتمندانه که ناشی  از دور شدن از عذاب وجدان است می نشیند و اگر من آن نزدیکیها باشم نگاهی هم به من می کند. چرا که لابد شنیده است که من چند باری دنبال مسایل صنفی رفته ام و هر بار هم فقط مشکل شخصی پیدا کرده ام و بس.

 اینجا هم همانطور که در قسمت اول نوشتم، من فقط باب بحث را باز می کنم ولاغیر.  بحث را باز می کنم که انشاءالله منجر به تصمیم شود و انجمن صنفی راه بیفتد ببینیم چه می کند. باز تکرار می کنم، من در اینجا فقط بحث را باز می کنم ولی برای نتیجه گیری منتظر شما می مانم، پس بنابراین اگر چیزی خلاف سلیقه شما گفتم  لطفا سنگسارم نکنید، گرچه هیچ وقت سعی نکرده ام به خاطر حفظ محبوبیت به فرزندانم دروغ بگویم یا واقعیت را به آنها نگویم. ممکن است اشتباه کنم که تصحیحم کنید ولی دروغ نخواهم گفت و برای به نتیجه رساندن این سلسله بحثها و انشائالله تاسیس انجمن صنفی، آماده ادامه بحث حضوری با عزیزانم هستم.

خُب اجازه می دهید سوالم را مطرح کنم؟ چرا این وظیفه در دامان استادان گذاشته شده است؟ یا لا اقل خودشان اینطور فکر می کنند؟ چرا آنها این مساله را به این شکل مطرح می کنند؟ سوالم را بهتر مطرح کنم، چرا استادان فکر کرده اند که این مساله وظیفه آنان است؟ اوایل با نگاهی منفی فکر می کردم که این شعار دادنها فقط برای کسب محبوبیت بین دانشجویان خودشان است که در برابر پاسخهای پیگیر بچه ها در مورد آینده شان، می خواهند اینطور نشان دهند که ببینید ما به دنبال خواسته های شما هستیم، ولی در ادامه و اضافه شدن استادان بییشتری به این روند، به دنبال دلیل آن جستجو کرده و می کنم.  الآن که دارم این کلمات را روی مانیتور می آورم به یاد عنوان نشست زمستان 94 انجمن افتادم: "برای فارغ التحصیلان چه پاسخی دارید"  و به یاد آوردم که دقیقا به همین دلیل آن عنوان را انتخاب کردیم که استادان هستند که مورد سوال دانشجویان و فارغ التحصیلان قرار می گیرند. سوالی که از روز اول ذهن همه دانشجویان را درگیر می‌کند: "‌با اتمام تحصیل و حتی در طول تحصیل من قرار است چکار کنم؟" آیا می توانم با این میزان تخصص و تبحر  کاری پیدا کنم و نانی به خانه ببرم و خانواده ای تشکیل دهم؟ حالا اگر سالی چند روزی هم توانستم به سواحل مارسی یا کارائیب بروم (اینها شهرها و مناطق شیک دوره جوانی من بود الآن باید احتمالا بنویسم آنتالیا و تایلند) که خُب خیلی خوب است و اگر نشد می رویم امامزده حسن یا در نهایت به یک پارکی در گوشه ای از شهر، و آبی و نانی و قاتوقی با بچه ها می خوریم و خدا را به داشته ها و نداشته هایمان شکر می گوئیم. و به هر حال از همین رشته ای که در دانشگاه خوانده ایم، زندگانی را می گذرانیم.

داشتم می پرسیدم چرا فقط استادان (البته برخی استادان) فریادهای چرا انجمن کار صنفی نمی کند را می زنند؟ به نظر من اولین پاسخش این است که تعریف دقیق و جامع و مانعی از کار صنفی ندارند، شاید هم سوال خود را درست مطرح نمی کنند. شاید اگر در جلسات مکرر انجمن در این موضوع شرکت می‌داشتند و یادداشتهایی که در این باره نوشته شده را با دقت می‌خواندند،‌ کمی دقیقتر مساله را مطرح می کردند. چون به نظر می‌رسد از فعالیتهای قبلی هیچ اطلاعی ندارند و لابد به این فکر افتاده اند که اینها اولین فضانوردانی هستند که پا به مریخ می گذارند. شاید به همین دلیل است که بیشتر شبیه شعار شده تا پیشنهاد مشخص. در همین همایش انجمن فارس وقتی به استاد گرامی و دوست عزیزم گفتم تعریفت از مسایل صنفی چیست؟ و گفتم بیا با کمک خودت این تعریف را دقیق کنیم، به من فرمود که چرا هر وقت یکی سوال می کند، فوری می گوئید خودت بیا انجام بده؟ و من مانده بودم که مگر حرف بی ادبانه‌ای زده ام؟ پیشنهاد من که بد نیست!!!!!! و نهایتا تصمیم گرفتم خودم شروع کنم که این دو یادداشت در واقع همان است. پرداختن به تعریفی دقیق از مسایل صنفی و مطابقت دادن آن با کارهایی که انجمن کرده و می کند تا ببینیم خلاء کار کجاست.

داشتم می پرسیدم: چرا استادان فریادهای صنفی می زنند؟ آیا دانشجویان بخشی ازصنف کتابدار یا  کارکنان مراکز اطلاعات هستند؟ آیا با تعاریفی که در بخش اول (هفته گذشته) از صنف و امور صنفی و غیره داشته ایم می توانیم دانشجویان را بخشی از صنف اطلاعات علمی بشناسیم؟ مسایل صنفی دانشجویی چرا سر از انجمن در آورده است؟ مسایل صنفی دانشجویی در تعریف و حتی در عمل چیز دیگری است . پس این موضوع چیست؟  مشکل در این است که دانشجویان دغدغه و حتی استرس آینده زندگی و شغلشان را دارند و استادانی که بیشتر با دانشجویان نزدیک هستند، مورد سوال قرار می گیرند. که آینده ما چیست و چه می شود؟ آیا شانسی برای پیدا کردن کار داریم؟ شما را به خدا به ما راست بگوئید اگر با این درسها بیکار می مانیم زودتر ول کنیم بریم دنبال یک کار نون و آبدار. و استاد که خودش نمی تواند هیچ قولی به دانشجو بدهد، این مساله را بر شانه انجمن می گذارد و سعی نمی کند که پاسخ مساله را روشن و دقیق کند. و جالب است که همین قبیل اساتید آنجا که دانشجو باید از ابتدا خود را با انجمن مربوط به خود (در اینجا انجمن کتابداری) درگیر کند و مسایل حرفه ای خود را بشناسد، او را از رفتن به انجمن منع می کنند و حتی تهدید ولی آنجا که قرار است کسی پاسخگوی دانشجو باشد که چرا از منافع صنفی کتابدار دفاع نمی کند،‌گناه به گردن انجمن است. البته باید عرض کنم گاهی برای عده ای از استادان، پاسخ در ذهنشان دقیق هم نشده است.

برخی استادان یا خود این مسایل را نمی دانند، یا  آن قدر درگیر مشکلات خودشان با آئین نامه ارتقاء، و با رقابتهای نا بجا هستند که حوصله درگیر شدن با مسایل دانشجویان را ندارند، یا دوست دارند دانشجویان را کمک کنند ولی واقعا نمی دانند چگونه؟ یا بخش مسئولیت خودشان را می دانند ولی ترجیح می دهند درگیری جدید و مسئولیت تازه ای برای خودشان نیافرینند.   

از نگاه من چندین نکته قابل توجه برای رسیدن به پاسخ وجود دارد که هر یک خود قابلیت گسترش دارد و می توان در باره آن بحث کرد. بهتر است دانشجویان نیز با این بحثها آشنا شوند و درگیر شوند و بر اساس پاسخها و نتیجه ای که می گیرند برای آینده خودشان هر چه زودتر تعیین تکلیف کنند. البته منظور من این نیست که با اولین جمله منفی که در آن برای موفقیت شرطی برابرشان گذاشته می شود،‌ همه چیز را رها کنند و به سمتی دیگر بروند،‌ آن هم بدون در نظر گرفتن شرایط کشور و دوره ای که الآن در آن هستیم. چون ممکن است لطمه بزرگتری از تصمیمات عجولانه بخورند. دانشجویان گرامی، فرزندان عزیز من، من چهل سال کار حرفه ای بی وقفه کرده ام و در همین مملکت نان خودم را درآورده ام، شما از من هم بهتر می توانید. پس به دنبال راه حل باشید نه پاک کردن صورت مساله، که اولی شدنی تر است.

نکاتی درباره ضعفها و قوتها:

مساله بیکاری و هرم جمعیت فارغ التحصیلان خاص رشته ما نیست و فرصت شغلی به اندازه همه فارغ التحصیلان وجود ندارد. درهیچ رشته‌ای

در میان فارغ التحصیلان رشته های دیگر حوزه علوم اجتماعی و علوم انسانی  وضعیت شما مانند فارغ التحصیلان حسابداری است و باز به نسبت سایر رشته ها موقعیت خیلی بهتری دارید، چرا که می توانید برای خودتان در آینده جایگاه نسبتا مشخصی ترسیم کنید. کار در کتابخانه و مراکز اطلاعات. بر خلاف رشته های نظری و گاهی دهان پرکن چون جامعه شناسی، فلسفه، الهیات و غیره که به ندرت می بینید در رشته خودشان کار کنند. و یادتان باشد که اینها که می گویم نسبی است و در رشته ما هم فارغ التحصیل بیکار کم نیست.

(داخل پرانتز: از دوران دانشجویی خوب به یاد دارم که بچه های همه رشته ها از جمله علوم تربیتی فخر بر کتابداری می فروختند و بچه های اقتصاد و مدیریت فخر بر حسابداری و بعد از فارغ التحصیلی گروه دوم دنبال کاری بودند در حد حسابداری. و هم دانشکده‌ایهایِ علوم تربیتی ما از من می خواستند که کمی به آنها کتابداری عملی یاد بدهم که بتوانند بروند و کاری در کتابخانه ای گیر بیاورند. پرانتز بسته).

تهدید زیادی برای فرصتهای شغلی رشته ما وجود دارد مانند همه رشته های دیگر. در واقع دانشجویان از استادان و استادان از انجمن می خواهند که به نوعی تضمین کنند که فرصتهای شغلی برای فارغ التحصیلان علم اطلاعات و دانش شناسی نگهداری خواهد شد. تضمینهایی که امکان پذیر نیستند و مانند هر رشته ای ما هم تهدیدهایی در فرصتهای شغلی داریم. راه چاره شما تبحر و تسلط بر کارهای بازار است. تبحر و تسلط دقیق بر امور و آموزشهای به درد بخور  را باید استاد تامین کند. موارد دیگر را شما بیفزائید.

و سوالی که باید دوستان آگاه به من پاسخ بدهند. در یک انجمن صنفی که متشکل از افراد حرفه است، آیا دانشجویان که شاغل نیستند می توانند عضو باشند؟ و در کل انتظار دانشجویان از یک انجمن صنفی چیست؟ بیائیم فکر کنیم که فردا صبح مجوزدادند و دکان را بازکردیم و تابلو را زدیم ، یا انجمن علمی فعلی اقامه بست و  نیت کرد کار صنفی کند و تکبیر را گفت، می‌خواهید انجمن چکار کند؟ پاسخ دهید. برای بخش حرفه ای وضع مشخص است ولی برای دانشجویان و فارغ التحصیلان در اینطرف باید شفاف شود. باید انتظارات گفته شود و با شعور و بی شعار درباره آنها فکر کرده شود.

جلوی استخدام فارغ التحصیلان سایر رشته ها گرفته شود؟ کیفیت فارغ التحصیلان چه می شود؟

گیرم که جلوی استخدام فارغ التحصیلان رشته های دیگر گرفته شود. در سال چه تعداد کتابدار استخدام می شوند؟ این تعداد را استخدام کردیم، بقیه چه می شوند؟ در برابر اینهمه کتابداری که فعلا بیکار هستند میزان فرصتهای تولید شده خیلی کم است. هر ساله هم دارد چند برابرِ تقاضای بازار فارغ التحصیل تولید می شود، آیا این چاره کار است؟ با همه این به روی چشم. به شرط کیفیت داشتن محصول، چشم.

کیفیت فارغ التحصیلان برای ورود به بازار کار چگونه است؟ جلو ورود فارغ التحصیلانی که در رشته ما درس نخوانده اند ولی در کتابخانه ها و مراکز اطلاع رسانی به آنها به شدت نیاز داریم را بگیریم؟ قبول. چه کسی کارها را با کیفیت لازم انجام دهد؟ می دانید که اگر کار با کیفیت تحویل جامعه داده نشود ، منزلت اجتمای آن حرفه / صنف به شدت پائین می آید؟  بچه های ما در دانشگاهها برای کارهایی که الآن لازمه اطلاع رسانی نوین هستند آموزش می بینند؟ از 70 گروه علم اطلاعات و دانش شناسی ایران در چند واحدش آموزشی که به درد کار بخورد داده می شود؟ هنوز بچه ها می خواهند بیایند در کتابخانه ها فهرستنویسی کنند و کتاب امانت دهند؟ پس بیجا نیست که اغلب از شما می پرسند کار شما چیست؟ کتاب امانت می دهید؟ کتابها را به قفسه برمی‌گردانید؟  پس چرا به شما بر می خورد؟ بسیاری از گروههای کتابداری را معلمینی می گردانند که حتی یک روز در کتابخانه ها یا مراکز اطلاعات کار نکرده اند. همانها که من در "تعاریف ملادوپیازه"[i] خودم از آنها به جزوه دان یاد کرده ام. کسانی که جزوه 30 صفحه ای خوانده اند برای درس سه واحدی و شده اند کارشناس، بعد دیده اند که خیلی خوش گذشته و چون عاشق نمره 20 هم بوده اند آمده اند از استاد خواسته اند که از همان جزوه 20 سوال به آنها بگوید که حفظ کنند و استاد ده تا از همانها را سوال بدهد و استاد به علت نیاز به محبوبیت قبول کرده و تیشه به ریشه سواد آن طفل کمدان زده است. و باز جزوه 40 صفحه ای خوانده اند برای مدرک کارشناسی ارشد، به علاوه پایان نامه ای که این روزها خیلی جای تعریف ندارد، جز در مواردی که استادی با وجدان بالای سر اوست. و بعد هم جزوه ای دیگر برای دکتری  و حالا شده اند جزوه دان. و در این فواصل به هیچ وجه کار حرفه ای نکرده اند و حالا می خواهند به جویای کاری، کار یاد بدهند. اگر این عجایب هفتگانه نیست پس چندگانه است؟ والله اعلم.   

عزیزانم، جلوی استخدام فارغ التحصیلان غیر را گرفتن نیاز به انجمن صنفی ندارد. انجمن فعلی همواره با مسئولان امر در حال چانه زنی و توصیه بوده که فارغ التحصیلان کتابداری را استخدام کنند و فرصتها را برای این گروه محفوظ نگه دارند،‌کما اینکه نهاد و شهرداری کاملا در این دو ساله همین کار را کرده اند. انجمن صنفی هم باشد همین کار را می تواند بکند ولی یادتان باشد، انجمن چه علمی و چه صنفی می‌تواند فقط توصیه کند و به هیچوجه نمی تواند تعیین تکلیف برای یک مدیر اجرایی کند. مگر اینکه در قوانین استخدامی آمده باشد که معمولا این کار در هیچ جای دنیا نمی شود.

کتابداران در آموزش و پرورش !!!!

انجمن علمی موجود از بدو شنیدن خبر حذف پست کتابدار آموزشگاهی وارد بحث و اعلامیه دادن و جلسه گذاشتن و توصیه کردن به آموزش پرورش بوده و هست و همه مدارک هم در انجمن موجود است. حالا سوال من این است: عزیزان، آن روزِ روز که این پست حذف نشده بود چند کتابدار در مدرسه ها استخدام شده بودند. از قدیمتر هم داشتیم فارغ التحصیلان کتابداری را که در آموزش و پرورش کار می  کردند، ولی با شغل معلمی. چند نفر از شما کتابخانه مدرسه شان را در دوره دبیرستان و دبستان به یاد دارد؟ کتابداران یا دانش آموزان بودند زیر نظر یک معلم و یا یک معلم که دیگر توان کار آموزشی فعال را نداشت. الآن هم مسئولان این وزارتخانه در پاسخ انجمن چنین می گویند: ما اگر بتوانیم کسی را استخدام کنیم، ‌اولویتمان معلم است که بسیار کم داریم. نگرش دوستان آموزش و پرورش با ما متفاوت است. آنها همه آموزش و پرورش را در برگزاری کلاس و نمره می بینند و نظام آموزشی کشور ما هم چنین چیزی از آنها می خواهد. نظام آموزشی ما نظام تک متنی است. انجمن هم چه صنفی و چه علمی می تواند به آنها توصیه کند و بس. البته این تجربه من است، ‌شاید در بین شما کسانی باشند که بتوانند این رویه را تغییر دهند که اگر قدم جلو نگذارند مسئول هستند و باید جلو بیایند و کار را دست بگیرند و به نتیجه برسانند.

یک مساله صنفی دانشجویی: کیفیت آموزش:    

خیلی طولانی شد و هنوز هم به نتیجه نرسیده ام. این قسمت را هم بگویم و باقی را به فرصتی دیگر موکول کنم. استادان عزیز اجازه می دهید توپ را چند دقیقه ای هم به زمین شما بغلطانم؟ فقط یک غلط، قول می دهم.  بخش مهمی از مسایل صنفی دانشجویان باید این باشد که آموزش با کیفیت بخواهند و این مانند انرژی هسته‌ای حق مسلم آنها است. دانشجویان گرامی، در دنیای حرفه‌ای و در همه دنیا آنچه شما یادگرفته اید و قدرت انجام آن را دارید حرف اول را می زند. جزوه دادن خلاف مصالح شما و کارایی شما در آینده است. با نمره های 20 از جزوه های بی مصرف چیزی عایدتان نمی شود و یکی از مهمترین و مهمترین مسایل صنفی شما باید این باشد: آیا درسی که دارید به ما می دهید در کار آینده ما کار برد دارد؟ باور بفرمائید این یک مساله صنفی است. من هم می دانم که دانشگاه علاوه بر کاربرد باید شما را در نظریه پردازی هم قوی کند که الحمدلله این کار هم خیلی به ندرت می شود، ولی دست کم دروسی که در کار به آن نیاز دارید و استادانی که کاری را که بلد هستند به شما درس بدهند حق شما است. استادی که برای درسی کاملا کاربردی شب باید برود جزوه حاضر کند و اگر اندکی بیرون از جزوه از او می پرسند یا عاجز می شود و فریاد بر سر دانشجو می کشد و یا پاسخ غلط تحویل می دهد،‌ مساله صنفی شما است. این را هم باید گروههای علم اطلاعات و دانش شناسی مسئولیتش را برعهده بگیرند. و این را هم همینجا بگویم،  فردا دوستان من به من زنگ نزنند که داری دانشجوها را پررو و پرتوقع می کنی.

خیلی طولانی شد و هنوز به نتیجه نرسیده ایم. من برای این بخش کماکان منتظر برگزاری بخش دوم نشست "برای فارغ التحصیلان چه پاسخی داریم" هستم که امیدوارم بعد از ماه مبارک بتوانیم برنامه ریزی کنیم. برای تشکیل انجمن صنفی هم آماده ام یک بار دیگر همه مراحل وزارت کشور را طی کنم ولی همانطور که گفتم، این بار نباید بی تجربگی نشان دهیم و حتما از معتمدین حوزه باید خواهش کنیم که در هیات موسس حضور داشته باشند که گزینش وزارت کشور در صلاحیت آنها کوچکترین شکی به خود راه ندهد. 

 

 عمرانی، ابراهیم. «پیش به سوی انجمن صنفی کتابداران: بخش دوم: دانشجویان و فارغ التحصیلان».  سخن هفته لیزنا، شماره ۲۸9.  ۱7 خرداد ۱۳۹۵.

   [i] 1. اشاره به عنوان بخشی از کلیات عبید است که در آن واژه هایی را به شیوه خودش معنی کرده است.

Please in order to facilitate your connection with Lisna pay attention to the following points while sending messages:
1- Avoid any insult to people, ethnics and races; avoid making fun and accusing others.
2- Since the messages will be published by your name, it is suggested to send them using your real name and your authentic E-mail address to help Lisna form a better discussion.
3- Please avoid using the name of persons (natural and legal), organizations, public and private institutions.
4- Pleas avoid sending repeated messages which were previously sent by other users.
5- Please avoid sending messages in other languages than English.
name:
Email:
* Comment: