سومین جلسه از سلسله نشستهای سهشنبهها با پژوهش برگزار شد
به گزارش لیزنا، سومین جلسه از سلسله نشستهای سهشنبهها با پژوهش با عنوان «از انتخاب موضوع تا انتشار یافتهها» توسط معاونت پژوهشی و فرهنگی دانشکده ادبیات و علومانسانی دانشگاهقم با تدریس دکتر مهدی محمدی عضو هیأت علمی رشته علماطلاعات و دانششناسی دانشگاهقم در تاریخ 16 دی ماه 1399 به صورت مجازی برگزارشد. در این جلسه در ابتدا اشارهای به مباحث مطرح شده در دو جلسه گذشته شد و در ابتدا و انتهای جلسه نیز پرسش و پاسخ بین حاضران در نشست با استاد برگزار شد؛ رئوس مطالب عنوان شده در این جلسه به شرح ذیل میباشد:
جستجوی نشریات ISI:
دکتر مهدی محمدی عضو هیأت علمی رشته علماطلاعات و دانششناسی دانشگاهقم گفت: باید توجه داشت که وب آو ساینس بستری است که اطلاعات مجلات را در حوزههای مختلف برای پژوهشگر فراهم میآورد اما ساینس دایرکت، امرالد، اشپرینگر و ... مقالات را در حوزه مورد نظر پژوهشگر در ختیار او قرار میدهند. یکی از راههای انتخاب موضوع مراجعه به مجلات منتشر شده در نشریات به خصوص نشریات تخصصی رشته مورد نظر محقق است.
دستاورد مراجعه به متون
وی گفت: مراجعه به متون از این جهت ضروری است که آگاهی گستردهتر و عمیقتری نسبت به موضوع به پژوهشگر میدهد و در ضمن، مشخص میکند که درباره موضوع مورد نظر نویسنده، دیگران در گذشته چه کارهایی انجام دادهاند، چه مسیرهایی هموار گردیده و چه مسیرهایی هنوز به درستی پیموده نشدهاند.
وی گفت: اگر مراجعه به متون جدی گرفته نشود؟ ناآگاهی نسبت به گستره موضوع ممکن است سبب شود که در پیشبینی مدت زمان انجام کار دچار خطا شویم و تنها در میانه راه نسبت به نادرستی پیشبینی خویش آگاه گردیم و خود را ناگریز از محدود کردن موضوع بیابیم.
وی افزود: بیاطلاعی از سابقه کار سبب میشود که آنچه در گذشته دیگران انجام دادهاند مورد غفلت قرار گیرد و به دلیل نا آگاهی، بطور ناخواسته آزموده را دوباره بیازمائیم. مرور آنچه در گذشته صورت گرفته است مشخص میکند که در مسیر مشخص چه منازلی طی شده و کار را از چه نقطهای باید پیگرفت.
دکتر محمدی گفت: تجربههای مکتوب پیشین روشن میکند که برای حل مسائل مشابه چه روشها و مجراهایی آزموده شده، کدام کامیابتر بودهاست و تا چه حد میتوان نسبت به کسب اطلاعات اطمینان داشت. آگاهی نسبت به محدود بودن اطلاعات و امکانات سبب میشود که بتوان گستره موضوع را به گونهای قابل پیگری مشخص نمود.
نیم نگاهی به اصالتها در انتخاب موضوع:
عضو هیأت علمی رشته علماطلاعات و دانششناسی دانشگاهقم گفت: منصوریان ده نوع اصالت را برای پژوهش مطرح میکند:
اصالت موضوع: بدین معنا که موضوع پژوهش کاملا جدید و نوآورانه است و برای نخستین بار بررسی میشود.
اصالت روششناختی: زمانی است که محقق مطالعهای تازه با رویکرد یا روش جدید انجام دهد؛ حتی اگر محقق بتواند بر مبنای استدلال منطقی، ابزار تازهای برای تحقیق معرفی کند، همچنان کارش اصیل تلقی میشود. بنابراین این تصور درست نیست که روش پژوهش فقط جنبه توصیهای دارد و همواره باید مطالعات ما در چارچوب روشهای موجود انجام شود.
اصالت جامعه مورد مطالعه: این اصالت به خصوص در تحقیقهای حوزه علوم انسانی اهمیت دارد. بدین معنا که موضوع مشابه و حتی در شرایطی یکسان در دو جامعه مختلف نتایج متفاوتی داشته است؛ زیرا پدیدههای فرهنگی و اجتماعی به شدت از بافت جامعه متاثر هستند.
اصالت جغرافیایی یا مکانی: این اصالت از آن روی حائز اهمیت است که در آن موضوعی مشابه در دو مکان مختلف بررسی میشود؛ البته اصالت جغرافیایی یا مکانی هنگامی معنادار است که با تغییر مکان تغییری در وجوه موضوع ایجاد شود و این تغییر به اندازهای باشد که آن دو تحقیق را از هم متمایز سازد.
اصالت زمانی: بر اهمیت عنصر زمان در پژوهش متکی است؛ زیرا معمولا زمان عنصر تاثیرگذاری در تحقیقات علوم انسانی است. اهمیت زمان در این عنصر ناشی از این واقعیت است که پدیده مورد مطالعه در هر پژوهش ، ناگزیر در ظرف زمانی مشخصی رخ میدهد. به این ترتیب با تغییر ظرف، تغییراتی در آن پدیده رخ خواهد داد که میتواند دلیلی بر اصالت تحقیق باشد.
اصالت در دستاورد/ برونداد: این اصالت بدین معناست که محققی بتواند از نتایج تحقیقی قدیمی یا مشابه استفاده تازهای به عمل آورد، آنگاه مطالعه او دارای اصالت برونداد است.
اصالت در دادهها: این اصالت خود متاثر از کمیت و کیفیت دادههای هر تحقیق است. اگر محققی بتواند درباره موضوعی که قبلا مطالعه شده، دادههای بیشتر و با کیفیتی افزون بر گذشته گردآورد میتوان عنوان کرد که تحقیق دارای اصالت است زیرا نتیجه این مطالعه بر مجموعهای عمیق و گسترده استوار است.
اصالت در محصولات جانبی: معمولا محقق در هر تحقیق با دو دسته از نتایج همراه است:
یافتههای اصلی است که پاسخ به پرسشهای اوست.
نتایج ثانویهای که بدست میآید. چنانچه تحقیقی بتواند علاوه بر یافتههای اصلی به نتایج جانبی نیز منجر شود میتوان گفت که تحقیق دارای اعتبار محصولات جانبی است.
اصالت در ترکیب دادهها و ایدهها: اگر هر پژوهش را ترکیبی از دادههای مبتنی بر واقعیتها و اندیشههای محقق بدانیم و هر یک از آنها را به دو گروه قدیمی و جدید تقسیم کنیم؛ آنگاه با چهار نوع داده روبرو خواهیم شد:
دادههای جدید و ایدههای جدید
دادههای قدیمی و ایدههای جدید
دادههای جدید و ایدههای قدیمی
دادههای قدیمی و ایدههای قدیمی
اصالت ترویجی: هرگاه محقق دانش تخصصی موجود را به زبانی ساده در اختیار همگان قرار دهد که غیر متخصصان نیز امکان بهرهمندی از آن را داشتهباشند، گامی در اشاعه دانش برداشته که ارزش افزوده تلقی میشود و میتواند برای او اصالت ترویجی به ارمغان آورد.
وی درباره انگیزههای دانشجویان در انتخاب موضوع گفت:انتخاب به دلیل سهولت کار یا علاقهمندی: که ممکن است موضوعی که قبلا بررسی شده را به عنوان موضوع انتخاب کنند، انتخاب به دلیل مفید بودن و کاربرد آن در جامعه یا سهم آن در حل پارهای از مشکلات موجود، انتخاب به دلیل اینکه بعدها بتوان در سطح پایاننامه کارشناسی ارشد یا دکتری آن را گسترش داد از عوامل انگیزههای دانشجویان در انتخاب موضوع است.
عوامل موثر در انتخاب موضوع دانشجویان:
وی گفت: عوامل تاثیرگذار بر محیطهای علمی و تحقیقاتی دانشگاهها که میتواند عوامل برونسازمانی یا عوامل درونسازمانی باشد که با تحقیقات علمی انجام گرفته رابطه مستقیم دارند.عوامل درون سازمانی را همچون اساتید و تخصص اساتید و گرایشی که اساتید در یک دانشگاه به موضوعی خاص دارند و یا خوابگاه، کتابخانه و امکانات و نیز مدت زمانی که دانشگاه در اختیار دانشجو قرار میدهد و .... میتوان در نظر گرفت.
دکتر محمدی افزود: بست(1373) معتقد است که انتخاب موضوع برای تحقیق یکی از دشوارترین مراحل کار پژوهش است. به نظر او، تازهکاران مسالهای را انتخاب میکنند که دامنه وسیعی دارد. این امر ممکن است به دلیل درک کمتر آنها از طبیعت تحقیق و مراحل سیستماتیک حل مساله یا به علت اشتیاق زیاد اما ناپخته آنها به حل سریع یک مساله مهم باشد. در صورتی که کسانی که در امر پژوهش پختهتر هستند آگاهاند که، تحقیق بیشتر خستهکننده و ملال آور و به ندرت چشمگیر است لذا یافتن حقیقت یا حل مسالهای مهم نیازمند صرف انرژی و وقت بیشتر و به کارگیری تفکر منطقی گستردهتری است.
وی گفت: تعیین دامنه موضوعی انتخاب شده بسیار مهم است. بنابراین محقق نباید فراموش کند که فرصت او در اجرای پژوهش محدود است و باید تناسبی منطقی بین آنچه که او در نظر دارد انجام دهد و آنچه شرایط موجود اجازه میدهد وجود داشته باشد. از این رو هر چه موضوع خاصتر باشد عمق پژوهش بیشتر خواهد بود و امکان بیشتری برای رسیدن به شناخت عمیق وجود دارد. نخستین نکته در انتخاب موضوع، دامنه موضوع است. باید بدانیم که انتخاب یک موضوع مناسب تحقیق در یک رشته از علوم، نیاز به آشنایی با اصول، قوانین و نظرهای علمی آن رشته و شناسایی آخرین پیشرفتها دارد که پیشنیاز این امر، اختصاص دادن روزانه یک ساعت (تحت هر شرایطی) به مطالعهی مقالههای منتشر شده در مجلات تخصصی رشته است.
وی درباره بهترین موقع برای ارائه پروپوزال گفت:در ابتدای ترم سوم زیرا در طول دو ترم گذشته محقق مقالههای تخصصی رشته مورد نظر خود را مطالعه کرده و شناخت کافی بدست آوردهاست. با متخصصان مطرح در هر حوزه آشنا شده و با استاتید مختلف آشنا گردیده و از روحیات آنها آگاه شده است.
وی افزود: در نتیجهی یکی از تحقیقات در مورد میزان تاثیر عوامل مختلف در انتخاب موضوع پژوهش مشخص شده است که: 61.2% موضوعات انتخابی به پیشنهاد اساتید، 21.2% دغدغههای ذهنی دانشجو، 14.7% اولویتهای پژوهشی سازمانها و نهادها، 3.5% موضوعات پیشنهادی مقالههای مجلات، 2.4% موضوعات پیشنهادی پایاننامهها، 2.4% دوستان و همکاران و همکلاسیها، 2.4% کنفرانسها و همایشها و 0.6% رسانهها و شبکههای اجتماعی در انتخاب موضوعات دخیل بودهاند.
وی گفت: بعد از انتخاب موضوع نوبت به انتخاب عنوان تحقیق میرسد که دریچهای است که بر روی جلد اثر آورده میشود. در واقع خواننده از طریق عنوان با افقها و محتوای یک تحقیق آشنایی کلی پیدا کرده و با تامل در آن، میتواند قلمرو جستجو و تحقیق پژوهشگر را درک کند. عنوان اثر زمینهساز ایجاد انتظار و ذهنیتهایی است که موجبات چگونگی قضاوت در رابطه با کلیات رساله پژوهشی را دامن میزند.
وی افزود:
- معمولا نخستین قضاوت خواننده درباره محتوای مقاله از مطالعه عنوان حاصل میآید. از این رو لازم است عنوان مقاله روشن، گویا و تا حد امکان مختصر باشد.
- از آنجا که اغلب افراد بر اساس عنوان مقاله به جستجو در پایگاههای اطلاعاتی میپردازند، دقت در انتخاب کلمات به بازیابی موثر مقاله توسط سایر پژوهشگران کمک میکند.
- از به کار بردن کلماتی که به عنوان کلید واژه انتخاب نمیشوند، پرهیز شود.
- کلماتی مانند "مقدمهای بر"، "بررسی و تحلیلی از" و موارد مشابه، فقط منجر به طولانی شدن عنوان میشوند و نقشی در بازیابی بهتر ندارند.
وی توصیههایی برای نوشتن عنوان تحقیق کرد و گفت:
- عنوان باید جذاب باشد به گونهای که خواننده را به خود جلب کند.
- کوتاه و گویا باشد.
- از واژهها و تعابیر دقیق استفاده شود.
- عبارت به صورت غیر سوالی نوشته شود.
- از بکار گرفتن واژههایی چون "بررسی"، "مطالعه"، "تبیین"، "طراحی" و ...خودداری شود.
- از نوشتن عبارتهایی نظیر "پژوهشی درباره..."، "بررسی..."، "مطالعه پیرامون..." خودداری شود.
- انجمن روانشناسان آمریکا تعداد کلمات به کار رفته در عنوان را بین 10 تا 12 کلمه پیشنهاد کردهاند.
بطور کلی میتوان گفت: عنوان باید فشرده و مختصر باشد و اهداف تحقیق را به روشنی مشخص نماید. عنوان نباید بیش از آن چیزی که از تحقیق به دست میآید را ادعا کند و غیر دقیق و کلی و نامشخص بیان شود و انتظاری ایجاد نکند که محتوای اثر نتواند آن را برآورده کند.
وی گفت: در هنگام انتخاب عنوان به پرسشهای زیر توجه شود:
- آیا عنوان دقیق، گویا، روشن، موجز و عاری از ابهام است؟
- آیا موضوع اصلی که محور اساسی بحث است، در عنوان منعکس شده است؟
- آیا خاصترین کلیدواژهای که امکان بازیابی اثر را فراهم آورده در عنوان آن آمده است؟
- آیا استفاده از واژههای مترادف و غیر ضروری موجب طولانی شدن عنوان شده است؟
- آیا عنوان به اندازه کافی جذاب و به یاد ماندنی است که بتواند خواننده را نسبت به مطالعه اثر ترغیب کند؟
وی درباره بیان مسئله گفت: هر پژوهش در واقع قصد پاسخگویی و راهحلیابی برای یک مساله اصلی است که در قالب یک پرسش ظهور کرده است. مساله علمی عبارت است از دغدغه ذهنی یا واقعی که نیازمند پاسخ از طریق فرایند علمی است. هدف محقق از طرح این سوال ریشهیابی علت یا علل بوجود آورنده مشکل است. در واقع محقق با طرح این سوال به دنبال راهحل و چارهجویی است.
وی درباره شرایط بیان مساله در تحقیق گفت: اگر مساله تحقیق در ذهن محقق از وضوح و روشنی لازم برخوردار نباشد به اجبار محقق به کلی گویی میپردازد و خود را از روش علمی دور میکند. برای جلوگیری از کلی گویی باید:
- محقق بداند چه کاری را میخواهد یا باید انجام دهد؟
- مساله خوب چیست و چه ویژگیهایی دارد؟
وی درباره تبیین بهتر مساله گفت:برای تبیین بهتر مساله، مطالعات تحقیقات پیشین ضروری است. این مطالعات کمک میکند تا از مسائل کاملا آگاه شوید و آنهایی را که مورد توجه خاص شماست تدوین کنید. پس مطالعه پیشینهها موجب میشود تا محقق شناخت کافی از ماهیت، ابعاد و قلمرو مساله را بدست آورده و متغیرهای دخیل در مساله را شناسایی کند. اگر محقق این بخش را جدی نگیرد و یا با بیحوصلگی و بیدقتی از کنار آن بگذرد، نمیتواند شالوده مناسبی را برای فعالیتهای بعدی پایهریزی کند.
وی درباره نکاتی که بایستی در نحوه نوشتن "بیان مساله" مد نظر باشد گفت:
- مساله باید روشن، واضح، محدود و شفاف باشد تا قابل پیگیری باشد.
- هرچه سوال کلیتر باشد در نتیجه جوابهای آن مبهمتر و غیر کاربردیتر خواهد بود
- مساله بهتر است که به شکل جمله سوالی نوشته شود. زیرا بیان سوالی آن باعث جلب توجه محقق خواهد شد.
- مساله باید به طور واضح تعریف گردد و از کاربرد واژگان و اصطلاحات مبهم و دو پهلو خودداری شود.
- از کاربرد واژگان و اصطلاحات ارزشی باید خودداری گردد. محقق در بیان مساله نباید به داوری بپردازد یا اقدام به کاربرد واژههایی کند که واقعیت را منعکس ننموده یا باعث غلو میشود؛ همچنین از بکار بردن القاب و عبارات تکریمی بیمورد یا توهین آمیز خودداری شود.
- از پیشبینیهای کلی خودداری شود.
در بیان مساله لازم است که 5 تا 6 مورد ارجاع وجود داشته باشد، همچنین مشکلات و نارساییهایی که بر سر راه موضوع مورد مطالعه وجود دارد بیان شود و در نهایت مشخص شود که این پژوهش درصدد است تا چه کاری را انجام دهد. بیان مساله حداقل در 8 تا 10 سطر و حداکثر در 2 تا 3 صفحه عنوان شود.
گزارش: زهرا نحوی، دانشجوی کارشناسی ارشد علماطلاعات و دانششناسی گرایش مدیریتاطلاعات دانشگاهقم

دیدگاه کاربران