داخلی
»کتابخانههای عمومی
آسیب جدی به بیش از ۵۰ کتابخانه در آشوبهای دیماه ۱۴۰۴


به گزارش لیزنا، آزاده نظربلند؛ دبیرکل نهاد کتابخانههای عمومی کشور، با اشاره به آسیب گسترده به کتابخانههای کشور در جریان حوادث و آشوبهای دیماه ۱۴۰۴، بیان کرد: کتابخانهها ستونهای آگاهی و تمدن بشری هستند، تخریب کتابخانه، تخریب ریشه دانایی و گفتوگو در جامعه است. این آسیبها نهتنها ساختمانها، بلکه پیوند فرهنگی مردم را هدف گرفتهاند و تاوان اصلی را کودکان، نوجوانان و مشتاقان دانشی خواهند داد که کتابخانه را پناه فرهنگی خود میدانستند.
کتابخانه محمدیه بروجن؛ میراث وقف فرهنگی در آتش
وی، جدیترین و دردناکترین مورد آسیب را مربوط به کتابخانه عمومی محمدیه شهرستان بروجن در استان چهارمحال و بختیاری دانست و افزود: این کتابخانه، میراثی ارزشمند با قدمت بیش از پنج دهه است که در سال ۱۳۴۹ شمسی به همت یکی از نوادگان مرجع عالیقدر آیتالله سید ابوالحسن اصفهانی، مرحوم حاج سید محمد حسینی متقی نجفی، وقف فرهنگ شد و از سال ۱۳۹۳ بهعنوان بخشی از شبکه نهاد کتابخانههای عمومی کشور فعالیت داشت.
به گفته دبیرکل نهاد کتابخانههای عمومی کشور، در این مرکز بیش از ۱۲ هزار نسخه کتاب نگهداری میشد که شامل نسخ خطی نادر، چاپهای سنگی، گراوری، دایرهالمعارفها و فرهنگهای معتبر عربی و فارسی و همچنین مجموعهای از چاپهای مهم ازجمله کتب معتبر اهل سنت مانند «صحاح سته» بود که از مراکز علمی جهان اسلام در لبنان (بیروت)، مصر (قاهره) و عراق (نجف و بغداد) چاپ و جمعآوری شده بودند.
نظربلند تأکید کرد: این کتابخانه بهمثابه گنجینهای ملی بود که در جریان آشوبها، متأسفانه بخش نسخ خطی، نشریات، منابع کودک و آموزشی کاملا در آتش از بین رفت.
وی همچنین از کتابخانه عمومی فردوسی شهر سورشجان در استان چهارمحال و بختیاری یاد کرد و افزود: این کتابخانه با دارا بودن ۳۰ هزار جلد کتاب و ۷۰۰ عضو فعال، از جمله مراکز پرمراجعه منطقه بود که در حادثه اخیر، بخش عمدهای از زیرساختهای خود را از دست داد.
آسیب در مناطق کمبرخوردار و مراکز فعال فرهنگی
دبیرکل نهاد کتابخانههای عمومی کشور در ادامه، از آسیب جدی به کتابخانه عمومی امام حسن مجتبی(ع) در بخش زرنه شهرستان ایوان استان ایلام خبر داد و گفت: این کتابخانه با بیش از ۱۷ هزار جلد کتاب و ۴۰۰ عضو فعال، تنها مرکز فرهنگی در منطقهای کمبرخوردار بود و نقشی اساسی در اشاعه فرهنگ مطالعه و آموزش داشت که اکنون بهطور کامل در آتش سوخته است.
سوختن منابع آموزشی در یزد
نظربلند همچنین با اشاره به وضعیت کتابخانه عمومی مصلی آیتالله اعرافی شهرستان میبد در استان یزد، بیان کرد: این مرکز فرهنگی با بیش از ۷ هزار جلد کتاب و ۵۰۰ عضو فعال نیز در جریان ناآرامیها دچار حریق شد. عمده کتابهای آسیبدیده شامل منابع آموزشی و کمکآموزشی بودند که برای استفاده دانشآموزان و آیندهسازان ایران گردآوری شده بود. سوختن این منابع در میبد که با همت خیران فرهنگدوست آماده شده بود، ضربهای جبرانناپذیر به قشر دانشآموز منطقه است که در آستانه امتحانات و نیاز مبرم به منابع درسی، دسترسی برابر به امکانات آموزشی را با مشکل مواجه کرده است.
وی با ابراز تأسف نسبت به خسارات وارده، گفت: تخریب و آسیبهای گسترده در این کتابخانهها، طیف وسیعی اعم از آتش زدن کامل، شکستن شیشهها، تخریب اموال، سرقت تجهیزات و آسیب جدی به زیرساختها و منابع کتابخانهای را شامل میشود.
دبیرکل نهاد کتابخانههای عمومی کشور در پایان تأکید کرد: مجموعه نهاد با تمام توان در حال ارزیابی وضعیت و برنامهریزی برای بازسازی سریع این مراکز فرهنگی است تا کتابخانهها بار دیگر بهعنوان مأمن اندیشه، تعامل و همدلی مردم، احیا شوند. امیدواریم کشورمان هیچگاه دچار این اتفاقات ناگوار نشود و با اتحاد و وفاق ملی، بتوانیم مسیر توسعه فرهنگی را با سرعت بیشتری طی کنیم.
فیلم خسارتهای وارد شده به کتابخانههای عمومی در حوادث دیماه 1404



خبری بسیار دردناک، قابل تامل و ناگوار است. خبر آتش زدن اندیشه و خرد. سوزاندن کتابخانههای عمومی، فقط آتش زدن چند دیوار و قفسه نیست؛ این یک سوگواری جمعی است. کتابخانه جاییست که حافظهی یک ملت نفس میکشد، جایی که صداهای خاموشِ گذشتگان، هنوز حرف میزنند و امیدِ آیندگان آرام شکل میگیرد. وقتی شعلهها به جان کتابخانه میافتند، در واقع کلمات میسوزند، اندیشهها خفه میشوند و فرصتِ دانستن و دانایی به خاکستر بدل میشود. تاریخ دیگر بار تکرار شد و حرکت زشت و غیرانسانی مغولان خونخوار دوباره تداعی شد. کسانی که کتابخانه را آتش میزنند، معمولاً با کتاب دشمنی ندارند؛ با فهم دشمناند. آنها از کلمه میترسند، چون کلمه میتواند سؤال بسازد، تردید ایجاد کند و دیوارهای دروغ را ترک بیاندازد. آتش زدن کتابخانه، تلاشی خاموش اما خشن و زشت است برای متوقف کردن اندیشیدن؛ اعترافی تلخ به ناتوانی در روبهرو شدن با آگاهی و حقیقت!
آنها نمیدانند یا نمیخواهند بدانند که با سوختن کتابها، حقیقت نمیمیرد؛ فقط زخمی میشود. اندیشه راه خود را پیدا میکند، حتی از میان خاکستر. اما آنچه برای همیشه میسوزد، اعتماد، امید و آیندهی نسلیست که میتوانست با دانستن، جهان را بهتر و انسانیتر کند.
دردناکتر آنجاست که این آتش، اغلب از ترس زاده میشود؛ ترس از پرسش، از آگاهی، از انسانی که میخواند و میاندیشد. هر صفحهای که میسوزد، رؤیای کودکیست که میتوانست آینده را بفهمد، راهی تازه پیدا کند، یا از تکرار فاجعه جلوگیری کند. بوی کاغذ سوخته، بوی از دست رفتن تعامل و گفتوگوست؛ بوی بریدن رشتهای که نسلها را به هم وصل میکرد. کتابخانهها، پناهگاههای بیسلاحاند؛ نه فریاد میزنند و نه حمله میکنند. تنها گناهشان این است که چراغاند. و چه غمانگیز است جهانی که برای زدودن تاریکی، به جای روشن کردن چراغ، خودِ چراغ را میسوزاند ....
بعدش چی
حواستونرا بندازید ت ایمنی بخشی کتابخانه ها
از حراست ها بخواهید ایمنی بخشی کنند
حفاظ و درب و جدار دو لایه و....
از شهرداری ها کمک بگیرید حصار کشی شوند .هر چه کتابخانه دیده ام اطراف پارک و ....بدون امنیت و بی در پیکر
نکته بعد
از خرج کردنبیت المال تحت عنوان کتابخانه های محروم و... برای ساخت کتابخانه هایی که دوباره آسیب می بینند دست بردارید.
کتابخانه سیار ببرید آنجا
مثلا همینبروجن نسازید دیگه
از بانک ها یاد بگیرید.
مثالش لردگان،جوی آباد یا یزدانشهر
یا ... یا مبارکه بانک ها فهمیدند تک و توک آنجا مانع فعالیت هست آنجا پولشون را هدر نمی دهند