چشم بستن بر وجدان آسانتر از چشم بستن بر فقر عیان است
لیزنا، سید ابراهیم عمرانی، سردبیر: جهان روزهای خاصی را پشت سر میگذارد و چشم همه جهانیان به ایران است و تصمیمهای ایران. مردم ایران یک بار دیگر از خود گذشتگی کردند و در کنار هم و در برابر تهاجمی وحشیانه پایداری کردند. تهاجمی که مفهومی به نام ایران را هدف قرارداده است، و هنوز از شر افراطیها در هر سوی در امان نیستیم و تنها فشرده کنار هم بودن همه مردم میتواند ایران را به عنوان قدیمیترین جایگاه تمدنهای اولیه انسان هوشمندِ هوشمند از شر خشکسالی و دروغ و جنگ دور بدارد. و خوب است که حکومت قدر این کنار هم آمدن مردم را بداند و به یکایک مردم ایران به یکسان بها دهد و برای همیشه خودی و غیر خودی و تبعیض از ایران رخت بر بندد و مردم بتوانند در شرایطی برابر فعالیتهای سازنده خود را شروع کنند. پاینده و سرافراز ایران و ایرانی .
پرانتز باز:
اصطلاح انسان هوشمندِ هوشمند ، برگرفته از دکتر حامد وحدتی نسب، انسان شناس و باستانشناس میهندوست ایران و استاد دانشگاه تربیت مدرس است. برای اثبات این نکته که موقعیت ایران به عنوان دیرینترین تمدن جهان با حرکت انسان هوشمندِ هوشمند از افریقا و ماندگاری آن و تشکیل اولین تمدنها در فلات ایران نوشته شده، شما را ارجاع میدهم به مقالهای بسیار مهم و درجه اول از 11 محقق (10 ایتالیایی و یک ایرانی) که در موسسه ماکس پلانک آلمان تحقیق شده است. عنوان مقاله "فلات ایران پس از پراکندگی اصلی در خارج از آفریقا به عنوان مرکز انسانهای خردمند عمل کرد[1]" تالیف والینی و ده همکار دیگر ایشان است. خواندن این مقاله را به همه ایرانیان توصیه میکنم. پر انتز بسته.
بارها در همین ستون نوشتهام که مهمترین مشکل همه این سالهای پس از انقلاب برای من تبعیض و خودی و غیر خودی کردن مردم است. در شرایط برابر، سفارشی از بالا یک نفر را برنده میدان کار و اقتصاد میکند. ما در رشته خودمان هم شاهد این مدعا بوده و هستیم و عدهای که نه سابقه کار جدی داشته و دارند و نه اهل کاری که به درد مردم ایران بخورند هستند، با ظهورشان در حوزه ما فقط به دنبال تشکیل باند و گروه بوده و هستند و با حمایتی منفعتگرایانه از بالا و از یکدیگر، درها را به روی دیگران میبندند و سودها را با هم تقسیم میکنند.
موارد بسیاری دارم در حوزه کاری خودم بارها شاهد بودم که مدیرانی از راه رسیدهاند، و باند مخوف وی را دوره کردهاند و بسته به نوع کار شرکت و نوع و میزان توصیهنامه ها ، همان رانت، به فرض نرمافزاری نوشته اند و فروختهاند و رفتهاند ، تا مدیر بعدی.
اولینش نرمافزار کوربیس بود در دهه 1360 که متاسفانه به کتابخانه ملی فروخته شد و فکر نمیکنم حتی سه ماه هم دوام آورده باشد و تا همین امروز که یکی دیگر و جلوی چشم همه ما دارد با حمایتی به ظاهر پنهان به پیش میخزد تا خود را به جامعه سازماندهی ایران و از آن سوی به مردم ایران تحمیل کند.
وزارت علوم ده سال پیش برای برنامه ریزی و استفاد از دادههای کتابخانهای، عدهای را دور هم آورد و جلساتی تشکیل شد و در این جلسات یکی از اعضا هر بار گفت نرمافزار باید بنویسیم و هر بار گفتیم که مشکل نرمافزار نیست، نرم افزارها زیادند و همه از پس این کاری که میگوئید بر میآیند، مشکل سیاستگذاری است. بیائید سیاستگذاری کنید و با دادن مسِئولیت و نظارت بر مسئولیتِ واگذار شده (نگاشت نهادی)، کار را به انجام برسانیم. ولی همان دوستان اصرار داشتند که نرم افزار جدیدی نوشته شود که پیشتر نوشته شده بود و حرف تازهای نداشت. تا پس از ده سال یک نسخه به فروش رفت و امیدوارم که مانند سایر نرمافزارها اجازه نقد و بررسی آن داده شود تا معلوم شود، چه چیز تازهای دارد.
به یاد دارم زمانیکه در سال 1380 کتابخانه ملی نرم افزارش را به مناقصه گذاشت، MARC را به عنوان مدل داده ای خود مطرح و در اسناد مناقصه گنجانده بود و شرکتی آمد و بعد از چند ماه گفت برنامه آماده استفاده است، لطفا بیائید و تحویل بگیرید. خیلی با نمک بود. نرم افزار سابق خود را حتی باز طراحی نکرده بودند، احتمالا فقط شماره تگها را به شمارههای تگهای مارک تغییر داده بودند و فکر کرده بودند آن را به عنوان نرم افزار مارکی خواهند فروخت، حال آنکه هیچیک از روابط مارک در آن اجرایی و عملیاتی نبود. آن هم روابط مارک که کاملا Relational و شاید خیلی ساده تر از اکنون بود و هنوز تا وب معنایی فاصله زیاد بود. بحثهایی شروع شده بود و حتی به یاد دارم این صحبت بود که مارک کهنه شده، لیکن با وجود شرایط آن روز کتابخانههای ایران و کتابخانه ملی ایران، گفتند همین مارک هم غنیمت است و در اسناد مناقصه مدل دادهای مارک را برای کار خود تقاضا کرد. درد سرتان ندهم که گروه ناظر از سوی کتابخانه ملی ، کار شرکت برنده را راتحویل نگرفت و مقرر گردید که زیر نظر ناظران، کل برنامه از ابتدا و بر پایه مدل داده ای مارک ایران (یونیمارک) نوشته شود. که دو سال و نیم بطول انجامید و اولین ویرایش آمد و داده ها تبدیل شد و کار آغاز شد تا اکنون مه رسا از وضعیت بسیار با ثباتی برخوردار است و از بهترینهای کنونی نرمافزارهای کتابداری ایران است.
حالا هم نرمافزارهای جدیدی داریم :
یکی بر پایه مدل دادهای شورای آرشیو جهانی CIDOC-CRM کار شده که کاملا با این مدل استاندارد کار میکند و با همه کمبودهایی که دارد (هنوز تجاری نشده به علل مختلف متوقف است)، تجربه من با این نرم افزار این است که شما میتوانید با همه نابالغ بودن و کاستیهای احتمالی، روابط معنایی را در آن تجربه کنید. این نرم افزار در ویرایش اول خود به عنوان پایلوت برای چند رساله دکتری سازماندهی مدرن بکار گرفته شده و جای کار فراوان دارد ولی همانطور که گفته شد مدل دادهای آن سیداک یا نرم افزار شورای آرشیو جهانی است و روابط معنایی آن اجرایی شده است. و صد البته تا زیر بار سنگین نرود، نمی توان به آن نمره مثبت داد. نرم افزارهای دیگر هم مدل های دادهای جدیدی ادعا میکنند که نمی دانم به سیاق 1380 (شرکت نام برده نشده بالا) است و فقط شماره - تگهای LRM یا Bibframe یا اسکیما دات اورگ را تکرار کردهاند، و روابط معنایی در آنها قابل اجرا نیست، یا به شیوه دومی به صورت واقعی وارگانیک روابط معنایی را هم پشتیبانی میکند.
اگر غیر از این باشد و در این دوران هوش مصنوعی نرمافزاری نوشته شود که روابط معنایی را پشتیبانی نکند، و باز هم یک نرمافزار Relational معمولی دیگر به بازار اضافه شده باشد که باید بگویم "خُب که چی؟" . چنین مدلهایی کهنه شده اند. همه فناوریهای بین 50 تا 70 سال پیش و متعلق به دوره زمانی افتتاح OCLC هستند. اگر نخوردهایم نان گندم ، داریم میبینیم دست مردم، بالاخره ما هم چند تا پیراهن تا حالا پاره کرده ایم، همه کدخدا ها را هم میشناسیم. بوی گندم را میشناسیم، نمیتوان گندم نشان داد و جو فروخت و بعد اصرار کرد که شما لطفا نفهمید.
امیدوارم دست کم در رشته ما این رانتها وجود خارجی نداشته باشد و کدخداهای رشته ما حواسشان به گندم نمایان جوفروش باشد و دقت بیشتری بکنند این تبعیضها رشته ما را و در کل کشور را به باد فنا ندهند. صرفا برای اینکه یک خانه و یک ویلا را تبدیل کنند به چند خانه و چند ویلا ! ! ! ! آن هم بعد از اینهمه فداکاری که مردم کردند و دولتی که در شرایط فعلی امکان کمک جدی به آسیب دیدگان را هم ندارد و شنیدم که مبلغی به عنوان پول پیش برای اجاره و مبلغی هم وام برای خرید لوازم خانه مانند یخچال و اجاق گاز و ملزومات بمباران شدگان داده میشود.
در همه سالهای گذشته و در همین ستون به عنوان درد یک شهروند ایرانی، از تبعیض، رانت، اختلاس و فساد نوشتهام. از اینکه خانوادههایی واقعا یک وعده غذای مناسب در روز نمیتوانند بخورند و شما رستورانهایی در شهر دارید که با رقم فروردین سال گذشته، برای یک خانواده چهار نفری به اندازه حقوق یک ماه خانواده برای یک وعده میپرداختند. آن هم حقوق یک ماه یک خانواده که یک نفر از اعضای آن کار دارد و و هنوز بیکار نشده بود و حداقل حقوق دولت یعنی ماهی حدود 15 میلیون تومان میگرفته است. این تبعیض و قطبی شدن از کجا آمده؟
شب گذشته از شهرستان هامون واقع در شمال استان سیستان و بلوچستان به من زنگ زدند که میتوانی یک فراخوان گردآوری پول از دوستان بدهی؟ کاری که خودمان بین دوستان در سیل و زلزله و بلایای طبیعی و اجتماعی انجام میدهیم. پرسیدم برای چه منظوری و متوجه شدم که کلاسهای سواد آموزی دیرآموزان و بچههای مبتلا به انواع و درجات مختلف اوتیسم از شنبه 22 فروردین در مرکز شهررستان هامون و برای حدود 300 نفر شروع شده که در 5 گروه 60 تا 70 نفری هر دوره 15 روز برگزار میشود و برای صبحانه این بچه ها به پول نیاز داریم، چرا که گرسنه به کلاس می آیند و خوب میدانید (و من به شخصه خود تجربه فراوان دارم) که به بچه سالم نمیتوانی چیز به درد بخوری آموزش بدهی، چه رسد به این بچهها که به نوعی بیمار هم هستند. گفتم در شرایط فعلی و با تورم فعلی خانوادهها کمتر امکان کمک دارند، و حالا برآوردی به من بده و حساب کردیم که به هر بچهای بخواهیم نصف نان لواش با قطعه ای پنیر و یک شیرکاکائوی کوچک به عنوان صبحانه بدهیم، هر نفر نزدیک 70 تا 100 هزارتومان (بسته به نرخ روزهای آینده) میشود و فقط برای دوره اول که 70 نفر هستند هر روز میشود 5 تا 7 میلیون تومان و برای 15 روز میشود 75 تا 100 میلیون تومان . فکر میکنم یک میهمانی نهار دوستان اهل رانت در رستورانهای بالای شهر یا حتی در پنتهاوسهای شخصیشان دست کم 100 میلیون تومان خواهد بود. حالاحالا ها دوره در پیش داریم ولی برای بچههای هامون این رقم خیلی زیاد است. و من ماندهبودم که چه باید کرد؟ و چگونه باید بر فقر عیان چشم بست. فکر میکنم چشم بستن بر وجدان آسانتر باشد. البته در این لحظه که دارم این مطلب را قلمی میکنم، خوشبختانه عاشقان ایران با عشق خودشان بچههای هامون را پشتیبانی کردند و خوشبختانه نیاز به کمک بیشتر هم نیست.
با دعای آغاز سال 1405 مطلبم را به پایان میبرم:
خداوند جنگ، خشکسالی و دروغ را از ایران و ایرانیان دور نگه دارد. خداوند تبعیض، رانت، اختلاس و فساد را از کشور من دور نگهدارد، آمین.
عمرانی، سید ابراهیم (1405). « چشم بستن بر وجدان آسانتر از چشم بستن بر فقر عیان است: خداوندا ایران ما را از دروغ، خشکسالی، جنگ ، رانت و اختلاس و فساد دور نگهدار» سخن هفته لیزنا، شماره 787 ، 24 فروردین ماه 1405
----------------------------------------------------------------
[1] . Vallini, L., Zampieri, C., Shoaee, M.J. et al. The Persian plateau served as hub for Homo sapiens after the main out of Africa dispersal. Nature Communication 15, 1882 (2024). https://doi.org/10.1038/s41467-024-46161-7
.

دیدگاه کاربران