نسل تکرارناپذیر کتابداری ایران
(لیزنا: گاهی دور/ گاهی نزدیک 407)؛ سعیده اکبری داریان، عضو هیئت علمی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران: با اندوهی عمیق، سرکار خانم شیرین تعاونی (خالقی) از میان ما رفت؛ اما نام، یاد و آثار ماندگار او همچنان در حافظه حرفهای جامعه کتابداری و اطلاعرسانی ایران زنده خواهد ماند.
او از چهرههایی بود که آرام، فروتن و بیادعا، سالهای پرباری از عمر خود را صرف اعتلا و ارتقای کتابخانهها و کتابداری این سرزمین کرد. کتابداران بسیاری، استاد تعاونی را با دانش عمیقش در حوزه استانداردهای کتابخانهای، دقتنظر کمنظیر، منش انسانی و عشق بیپایانش به این حرفه میشناسند.
خانم تعاونی متعلق به نسلی تکرارناپذیر بود؛ نسلی که کار را نه صرفاً وظیفهای اداری، بلکه مسئولیتی ملی و اخلاقی میدانست. شیوه کار کردن آنان، صبوریشان در مسیرهای دشوار، و فداکاریشان برای کتابخانه ملی و کشور، بخشی از سرمایه معنوی حرفه کتابداری ایران است؛ سرمایهای که باید قدر آن را دانست و روایت کرد.
بخش مهمی از تلاشهای علمی و حرفهای ایشان به ترجمه، تدوین، ترویج و استقرار استانداردهای کتابخانهای و معرفی منابع تخصصی اختصاص داشت؛ آثاری که هر یک در زمان خود پاسخی جدی به نیازهای کتابخانهها، کتابداران و جامعه استفادهکنندگان از خدمات کتابخانهای ایران بود. از جمله این آثار میتوان به استانداردهای ایفلا (IFLA) برای کتابخانههای عمومی، استانداردهای خدمات کتابخانههای زندان، استانداردهای کتابخانههای مدارس بر پایه رهنمودهای ایفلا و یونسکو، استانداردهای ملی خدمات کتابخانهای برای نابینایان و فهرستگان کتابهای بریل ایران اشاره کرد. همچنین استانداردها و اصول تشکیل مجموعه برای کتابخانههای دیجیتال، بهانضمام استاندارد کدگذاری و انتقال فرادادهها، متس، از دیگر آثار مهم ایشان بود.
این آثار تنها مجموعهای از متون تخصصی نبودند؛ بلکه بخشی از زیربنای حرفهای کتابداری نوین در ایران را شکل دادند. خانم تعاونی با نگاهی دقیق، مسئولانه و آیندهنگر، اهمیت استاندارد را نه بهعنوان قالبی خشک و اداری، بلکه بهمثابه زبان مشترک کیفیت، عدالت در دسترسی، توسعه خدمات و پیوند کتابخانههای ایران با نهادهای بینالمللی کتابداری معرفی کرد.
اما سهم من از آشنایی با خانم تعاونی، فراتر از شناخت یک چهره علمی و حرفهای بود. ایشان برای من معلمی صبور، سخاوتمند، دقیق و اثرگذار بودند. نخستین آشنایی جدی من با ایشان به سال ۱۳۹۱ بازمیگردد؛ زمانی که مسئولیتی در اداره کل دیجیتال بر عهده داشتم. همان روزها بود که عمق دانش، نگاه ژرف و تجربه ارزشمند ایشان را در حوزه کتابخانههای دیجیتال بیشتر شناختم.
تلاشهای پیگیرانه ایشان برای انتخاب و بارگذاری چند اثر ارزشمند از گنجینه کتابخانه ملی ایران در کتابخانه دیجیتال جهانی (WDL)، بخشی از خاطرات پرارزش و فراموشنشدنی من است. ثبت آن آثار با پیشنهاد، راهنمایی و همراهی ارزشمند ایشان انجام شد و برای من نمونهای روشن از نگاه بینالمللی، گشادهدستی علمی و تعهد حرفهای خانم تعاونی بود.
هیچگاه شیوه دلنشین و ساده ایشان در توضیح مفاهیمی مانند متس را در جلسات فراموش نمیکنم. با همان متانت همیشگی، دشوارترین مباحث را چنان روشن، دقیق و ملموس بیان میکردند که در دل و ذهن مینشست. از ایشان آموختم که دانش واقعی، هرچه عمیقتر باشد، بیانی آرامتر، انسانیتر و فروتنانهتر پیدا میکند.
بارها، ایمیلهایی را با راهنماییهای دلسوزانه ایشان نوشتم تا ارتباطات حرفهای کتابخانه ملی را با مراکز و نهادهای مهم بینالمللی، از جمله ایفلا (IFLA)، ورلدکت (WorldCat) و ویاف (VIAF)، پیگیری کنم. اگرچه تحریمها و دشواریهای ارتباطی موانع بزرگی بر سر راه بودند، اما آنچه برای من باقی ماند، درسهایی ارزشمند از احترام، پیگیری، صبر و اتکا به دانش حرفهای بود. هنوز هم هر بار که به مکاتبات اداری و حرفهای با نهادهای بینالمللی فکر میکنم، خود را مدیون آموزشها، دقتنظر و مهربانیهای بیدریغ ایشان میدانم.
در جریان تدوین دستنامه مارک ایران، که سرکار خانم تعاونی از همکاران ارزشمند آن بودند، از نگاه دقیق، ترجمه روان و حساسیت حرفهای ایشان بسیار آموختم. برای من، همکاری و همراهی با ایشان تنها یک تجربه کاری نبود؛ بخشی گرانبها از مسیر یادگیری و رشد حرفهایام بود.
حتی پس از بازنشستگی نیز پیوند ایشان با حرفه و همکارانش گسسته نشد. هرگاه نیاز به مشورت و راهنمایی بود، با تماس تلفنی، با همان حوصله، دقت و سخاوت همیشگی پاسخگو بودند و بیدریغ از تجربه، دانش و نگاه حرفهای خود میگفتند. برای او کتابداری صرفاً یک شغل نبود؛ عهدی بود ماندگار با دانایی، خدمت و پرورش نسلهای پس از خود.
استاد تعاونی از آن انسانهایی بود که حضورشان دلگرمی میآورد. در گفتارشان صبوری بود، در نگاهشان مهربانی، و در کارشان تعهدی عمیق به دانایی و خدمت. ویژگی کمیابی که در شخصیت ایشان برجسته بود، کار کردن در سکوت و بیادعا بود؛ بیآنکه چشمانتظار بزرگداشت، تقدیر یا تشکر باشد. در روزگاری که دیدهشدن آسانتر از ماندگار شدن است، منش آرام و بیتوقع ایشان جلوهای ارزشمند از اخلاق حرفهای بود. او خاموش و پیوسته کار کرد و اثر گذاشت؛ و امروز ردّ روشن تلاشهایش در حافظه کتابداری ایران باقی مانده است.
درگذشت ایشان فقدانی اندوهبار برای جامعه کتابداری و اطلاعرسانی ایران است؛ اما میراث علمی و اخلاقی ایشان همچنان زنده است: در استانداردهایی که به جا گذاشتند، در کتابدارانی که از دانش و راهنماییهای ایشان بهره بردند، در مسیرهایی که گشودند، و در خاطره شاگردان و همکارانی که از صبوری، دانایی و منش بزرگوارانه ایشان بهرهمند شدند.
یاد و نام خانم شیرین تعاونی گرامی باد.روحشان شاد و راهشان پررهرو باد.

دیدگاه کاربران