داخلی
»گاهی دور، گاهی نزدیک


(لیزنا: گاهی دور/ گاهی نزدیک 411): مریم قنبری خشنود، دانشجوی دکتری تخصصی، گروه کتابداری و اطلاعرسانی پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی اصفهان:در یک بستر اطلاعاتی استاندارد و پایدار، «زمان استفاده از صفحه نمایش»[1] غالباً صرف «کار عمیق[2]» میشود؛ فعالیتی که کال نیوپورت[3] آن را به عنوان عملکردهای شناختی با تمرکز بالا تعریف کرده است (1). فعالیتی که مستلزم برخورداری از زیرساخت بهینه اطلاعاتی و همچنین تعامل روان با صفحه نمایش دیجیتال است. در چنین شرایطی، استفاده هدفمند از فناوری و «زمان نمایشگر یکپارچه[4]» منجر به جریان کار بدون وقفه و در نهایت دانش آفرینی می شود. حال آنکه، در شرایط محدودیتهای زیرساختی، بخش عمدهای از این زمان صرف غلبه بر موانع فنی (مانند تلاش برای برقراری اتصال پایدار، یافتن مسیرهای جایگزین[5] و به تعبیری دور زدن محدودیتها[6] و نیز خطاهای بارگذاری[7] و عبور از سدهای عدم دسترسی[8]) میشود. در چنین شرایطی، زمان صرفشده در مواجهه با صفحه نمایش، اگرچه در ابزارهای ردیابی دیجیتال به عنوان زمان کار ثبت میشود، اما لزوماً به معنای پیشرفت کار نیست. در واقع، زمان از دسترفتهای است که نه تنها ارزش افزوده علمی تولید نمیکند، بلکه مفهومی تحت عنوان «زمان اصطکاکی نمایشگر[9]» شکل میدهد. زمان اصطکاکی یا فرسایشی نمایشگر، به وضعیتی اطلاق میشود که در آن کاربر برای انجام یک وظیفه دیجیتال، ناگزیر از تحمل قطع و وصل شدنهای مکرر، کلیکهای اضافی، بارگذاریهای ناقص و نیاز به ورود مجدد اطلاعات است که کاهش بهرهوری، افزایش بار شناختی و خستگی دیجیتال[10] را به دنبال دارد؛ زمانی که صرف مقابله با موانع یا اصطکاکهای سیستمی میشود نه تولید دانش!. بر این اساس، زمان پژوهشگر را میتوان به دو دسته تقسیم کرد:
1-زمان مولد[11]
زمانی که به طور مستقیم به تولید دانش منجر میشود:
- خواندن و درک متون
- تفکر خلاقانه درباره مسأله پژوهش
- تحلیل دادهها
- نوشتن متن علمی
2-زمان اصطکاکی[12]
زمانی که صرف غلبه بر موانع سیستمی میشود:
- تلاش برای برقراری شبکه خصوصی مجازی: ویپیان[13]
- جابهجایی بین سرورها برای یافتن اتصال سریع
- مواجهه با پیامهای خطا و تلاش مجدد
- جستجو در کانالهای غیررسمی برای دسترسی به مقاله
- انتظار برای بارگذاری صفحات و ...
چارچوبهای نظری برای تحلیل زمان اصطکاکی نمایشگر
-هزینههای تراکنش اطلاعاتی
از دیدگاه نظری، زمان اصطکاکی نمایشگر با مفهوم «هزینههای تراکنش[14]» که توسط رونالد کوز[15] (1937) مطرح شد، قابل تحلیل است. هزینههای تراکنش شامل تمام هزینههای غیرمستقیم انجام یک معامله یا فعالیت اقتصادی است؛ هزینههایی که مازاد بر قیمت اصلی کالا یا خدمت هستند (2). در بستر پژوهشی نیز، دسترسی به یک منبع علمی نه تنها شامل هزینه اشتراک یا پرداخت مستقیم است، بلکه شامل «هزینههای تراکنش اطلاعاتی[16]» نیز میشود: یعنی، زمان صرفشده برای جستجوی اطلاعات، رفع محدودیتها، تلاش ذهنی صرفشده برای حل مشکلات فنی و اضطراب ناشی از عدم قطعیت دسترسی به اطلاعات.
-کار مرئی در برابر کار نامرئی
زمان اصطکاکی نمایشگر با مفهوم «کار آشکار در مقابل کار پنهان» [17]در مطالعات مدیریت سازمانی نیز ارتباط دارد. در ادبیات مدیریت، کار نامرئی یا پنهان به فعالیتهایی اطلاق میشود که برای انجام کار اصلی ضروری هستند اما در ارزیابیهای رسمی عملکرد دیده نمیشوند و به رسمیت شناخته نمیشوند (3). بر همین اساس، در محیط پژوهشی زمان صرفشده برای مقابله با موانع دسترسی، نوعی کار نامرئی است که در شاخصهای سنجش بهرهوری علمی (مانند تعداد مقالات منتشرشده، استنادها یا اچایندکسها[18] منعکس نمیشود، اما بخش قابلتوجهی از زمان کاری پژوهشگر را به خود اختصاص میدهد.
-هزینه تعویض وظیفه و بار شناختی
از منظر روانشناسی شناختی و تعامل انسان با رایانه[19]، زمان اصطکاکی نمایشگر نوعی «وقفه خودتحمیلی[20]» محسوب میشود که با مفهوم «هزینه تعویض وظیفه[21]» همراه است. مطالعات نشان دادهاند هر بار که فرد از یک وظیفه شناختی به وظیفه دیگری میرود، زمان و انرژی ذهنی قابلتوجهی برای بازیابی زمینه ذهنی [22]بازگشت به حالت تمرکز اولیه نیاز است (4). هنگامی که کاربر مجبور است بهطور مکرر بین «خواندن محتوای علمی» و «حل مشکلات فنی دسترسی» جابهجا شود، این هزینههای تعویض وظیفه بهطور تجمعی به کاهش شدید بهرهوری منجر میشوند. در این حالت، حتی پس از حل موفقیتآمیز یک مشکل دسترسی، پژوهشگر ممکن است قادر نباشد فوراً به «حالت جریان»[23]یا کار عمیق بازگردد و زمان قابلتوجهی برای بازیابی تمرکز نیاز دارد. بنابراین، در شرایطی که دسترسی به زیرساختهای اطلاعاتی بینالمللی با اختلال مواجه میشود، بزرگترین آسیب این اختلالات، فراتر از اتلاف وقت، در بُعد شناختی کاربر نمایان میشود. همچنین با استناد به نظریه بار شناختی[24]، ظرفیت حافظه کاری[25] انسان محدود است. در نتیجه، هنگامی که یک کاربر به جای تمرکز بر محتوای علمی یک اثر، توان ذهنی خود را صرف حل مشکلات دسترسی و قطعیهای مکرر میکند، دچار «اضافه بار شناختی غیرمرتبط[26]» میشود. به بیان دیگر، با تنزل جایگاه فناوری از «تسهیلگر کشف[27]» به «مانع دسترسی»[28]، پژوهشگران ملزم به پرداخت «مالیات شناختی پنهان»[29]میشوند؛ هزینهای نامرئی و غیرقابل اندازهگیری در آمارهای رسمی، اما کاملاً ملموس در تجربه روزمره پژوهشگران برای دسترسی به ابتداییترین حقوق علمی خود که همان اطلاعات است.
تناقض فناوری و هراس جاماندگی علمی
در نهایت میتوان گفت، فناوری که قرار بود تسهیلگر پژوهش باشد، با بیشینهسازی اصطکاک[30] به یک مانع تعاملی در تجربه کاربری و منبع اضطراب تبدیل میشود؛ نگرانی از اینکه دیگران در یک محیط همیشه متصل[31] و روان در حال کسب اطلاعات بیشتر و بهتری هستند، زمینهساز بروز پدیده روانشناختی ترس از جاماندن علمی (فومو آکادمیک)[32] میگردد. این اضطراب به نوبه خود میتواند پژوهشگر را در تلاش برای بقای آکادمیک به افزایش زمان صرفشده در مقابل صفحه نمایش سوق دهد.
نتیجه گیری
اختلال در دسترسی به بسترهای اطلاعاتی بینالمللی، فراتر از یک مسئله فنی، چالشی قابل تأمل در زیستبوم علمی پژوهشگران است؛ بحرانی شناختی-ساختاری که بنیانهای بهرهوری پژوهشی را تهدید میکند. منشأ اصلی این آسیب، نه در کمیت زمان ازدسترفته، بلکه در کیفیت فرسایشیافته فرایندهای شناختی نهفته است. در چنین فضایی، هراس جاماندن از جریان معمول اطلاعات جایگزین تفکر انتقادی و کار عمیق میشود. لذا، دسترسی پایدار و بدون اختلال به اطلاعات، نه یک امتیاز فنی، بلکه شرط لازم برای حفظ هویت پژوهشگر و تحقق حق بنیادین او بر اطلاعات است.
لذا، برونرفت از این بحران چندوجهی، مستلزم اقدامات متعددی است که بهطور همزمان ابعاد زیرساختی، سیاستی، ارزیابی شناختی و روانشناختی را پوشش دهد. از جمله:
1-توسعه زیرساختهای پایدار دسترسی
سرمایهگذاری هدفمند در زیرساختهای اینترنت بینالملل، توسعه پلتفرمهای دسترسی آزاد[33] و ایجاد مخازن نهادی[34] برای کاهش هزینههای جستجو و دسترسی [35] که شاپیرو و واریان[36] آن را رکن اصلی هزینههای تراکنش اطلاعاتی میدانند.
2-طراحی سیاستهای حمایتی
ایجاد سازوکارهای مالی و نهادی برای کاهش هزینههای پردازش و هماهنگی[37] از جمله تأمین اشتراکهای گروهی[38]، توسعه شبکههای همکاری بینالمللی و حمایت از پژوهشگران در کشورهای در حال توسعه.
3-بازنگری در شاخصهای سنجش بهرهوری علمی
طراحی شاخصهای جامعتر و واقعبینانهتری که علاوه بر بروندادهای رسمی، کار پنهان مرتبط با دسترسی به اطلاعات و زمان اصطکاکی نمایشگر را نیز در چارچوب ارزیابی مسئولانه پژوهش در نظر بگیرند.
--------------------------
منابع
-------------------------
[1]. Screen Time
[2]. Deep Work
[3]. Cal Newport
[4] . Seamless Screen Time
[5]. Alternative Routes
[6]. Circumventing Restrictions
[7]. Timeouts
[8]. Access Denied
[9]. Frictional Screen Time
[10]. Digital Fatigue
[11]. Productive Time
[12]. Frictional Time
[13]. Virtual Private Network: VPN
[14]. Transaction costs
[15]. Ronald Coase
[16]. Information Transaction costs
[17]. Visible Labor vs. Invisible Labor
[18]. H- Index
[19]. Cognitive Psychology & Human-Computer Interaction (HCI)
[20]. Self-Imposed Interruption
[21]. Task-Switching Cost
[22]. Mental Context
[23]. Flow State
[24]. Cognitive Load Theory
[25]. Working Memory
[26] . Extraneous Cognitive Load
[27]. Discovery Facilitator
[28]. Access Barrier
[29]. Hidden Cognitive Tax
[30] . Friction Maxing
[31]. Always-on
[32]. Academic Fear of Missing Out (Academic FOMO)
[33] . Open Access
[34] . Institutional Repositories
[35]. Search and Access Costs
[36] . Shapiro & Varian
[37] . Processing and Coordination Costs
[38] . Goup Subscription

۱. از توهین به افراد، قومیتها و نژادها خودداری کرده و از تمسخر دیگران بپرهیزید و از اتهامزنی به دیگران خودداری نمائید.
۲.از آنجا که پیامها با نام شما منتشر خواهد شد، بهتر است با ارسال نام واقعی و ایمیل خود لیزنا را در شکل دهی بهتر بحث یاری نمایید.
۳. از به کار بردن نام افراد (حقیقی یا حقوقی)، سازمانها، نهادهای عمومی و خصوصی خودداری فرمائید.
۴. از ارسال پیام های تکراری که دیگر مخاطبان آن را ارسال کرده اند خودداری نمائید.
۵. حتی الامکان از ارسال مطالب با زبانی غیر از فارسی خودداری نمائید.