آشنایی زیبا و وداعی اندوهبار

سید ابراهیم عمرانی
لیزنا، سید ابراهیم عمرانی، سردبیر: نمیدانم این اندوه بزرگ خود را چگونه بیان کنم؟ ازکجا باید شروع کنم؟ شیرین تعاونی در میان بهت و ناباوری من و دوستان نزدیکش از دنیا رفت؟ از پیش از سال نو به این سوی خدمتشان تماس نگرفته بودم و نمیدانستم در چه وضعی هستند. آخرین بار حال و احوال جنگ بود و صحبت ما یاد کامران فانی بود که از دوستان نزدیک و خوب خانم تعاونی بودند و هر گاه از آقای فانی بیخبر میشدیم، و تلفنهایمان را پاسخ نمیدادند، از طریق خانم تعاونی از احوالات ایشان میپرسیدیم. حال هر دو استاد بزرگمان دیگر بین ما نیستند. آخرین بار خوب بودند، یا دست کم اینطور وانمود کردند که خوب هستند و حال ناگاه خبر میشوم که خانم تعاونی عزیز دیگر بین ما نیستند. باور آن خیلی سخت است. مانند رفتن ناگهانی کامران فانی به خانه سالمندان و در ادامه رفتن ایشان به سرای باقی، مانند رفتن ناگهانی دکتر طاهری عراقی بزرگ و بزرگوار که همین روزها سی و پنجمین سالروز درگذشتشان است و حتما مطلبی برای خوانندگان در مورد ایشان منتشر خواهیم کرد، و همه بزرگانی که ناگهانی با خبر رفتنشان مواجه میشوید.
با خانم تعاونی در پائیز ۱۳۵۴ آشنا شدم. زمانی که دانشجوی سال دوم کتابداری بودم و دوربین به دست رفته بودم به ساختمان کنونی ایرانداک که در آن زمان ۵ یا ۶ موسسه زیر مجموعه معاونت پژوهشی وزارت علوم را در خود جا داده بود، از جمله ایرانداک و تبراک. قرار بود برای یک برنامه درسی گزارشی از ایرانداک تهیه کنم و سر از تبراک درآوردم و در آخرین اتاق ضلع جنوب شرقی راهرو طبقه سوم، اتاق ۳۰۴ با موردی روبرو شدم که پیش از آن ندیدهبودم. میزی که یک "دیکشنریگردان" چوبی روی آن بود و روی آن تعدادی اوراق و مداد و قلمی برای نوشتن. کسی در اتاق نبود و فضولی راحتم نمیگذاشت، قدم به داخل گذاشتم تا ببینم این چیست؟ و دیکشنری گردان را تماشا میکردم که خانمی با عینکی بزرگ بر چشمان و گردن بند طبی بر گردن و لیوانی در دست وارد شدند و پرسیدند شما اینجا چکار میکنی؟ این دوربین چیه؟ و من صادقانه گفتم که دارم کار درسیام را آماده میکنم و از همه اتاقها سوال میکنم که اگر چیزی باشد که به درد گزارش من بخورد، یادداشت بردارم و عکس بگیرم. اینجا کسی در اتاق نبود ولی این تخته گردان بلند روی میز نظرم را جلب کرد، و در ادامه پرسیدم این برای چیست؟ خانم تعاونی عصبانی نبودند و احتمالا از برخورد دستپاچه من خندهشان گرفت. ولی پاسخم را با دقت و با لبخندی آرام دادند. این جای دیکشنری گردان است ولی من به علت آرتروز گردن از این استفاده میکنم که سرم را زیاد خم نکنم و پرسیدند برای کدام استاد داری گزارش می نویسی و تعارف کردند و من هم با کمال پررویی نشستم. آن قدر از برخورد ایشان مجذوب شده بودم که اصلا فکر نکردم وقت ایشان را میگیرم و نشستم و صحبت از علایق در مورد عکس و فیلم و کمی بعد تئاتر شد. همانطور که مودب نشسته بودم، چشمم در قفسههای پشت سر و کنار دیوار میگشت و اینکه در قفسههای اتاق ایشان کتابهایی غیر کتابداری هم میدیدم و این شروع آشنایی بسیار زیبایی با استاد بود که هر بار به ساختمان رستم گیو، (بنیاد فجر بعدی و ایرانداک کنونی) می رفتم حتما خدمت خانم تعاونی میرفتم و چند دقیقهای مزاحمشان بودم.
زمانی که کتابخانه ملی به ساختمان سی تیر رفت، هنوز طبقه سوم ساختمان فجر در اختیار کتابخانه ملی بود و برخی کارکنان به سی تیر نرفته بودند و در طبقه سوم حضور داشتند، و خانم تعاونی در همان اتاق ۳۰۴ ماندند و من همانجا به دیدار ایشان میشتافتم. و عکسهایی تازه را برایشان میبردم تا ببینند ودربارهاش صحبت کنند. و این دیدارها در ساختمان کنونی کتابخانه ملی ایران همواره ادامه داشت.
بانویی فاخر، اهل علم (علوم اطلاعات)، اهل هنر و اهل ادب. نقاشی میکردند ومیخواندند و ترجمه میکردند. بارها ایشان را در گالریهای نقاشی و نمایشگاههای هنرهای تجسمی دیده بودم و در باره آثار به نمایش درآمده صحبت کرده بودیم. در میان جمع دوستان مرکز خدمات کتابداری محبوب بودند و هر گز سعایتی از کارکنان درباره ایشان نشنیدم. بسیار صریح بودند و خیلی راحت سر اصل مطلب میرفتند و تعارفی در کارشان نبود. و همواره دقیق و درعین حال با لبخندی مهربان.
***
نسل اول کتابداران ایرانی، کتابشناسان بودند و در میان آنها شاخصترینشان فرزانه فروتن ایرانزمین، استاد ایرج افشار بودند که نقش پلی را میان کتابداری سنتی و کتابداری مدرن بازی کردند، و از پشتیبانان کتابداری مدرن بودند و در تاسیس گروه کتابداری، و کتابداری مدرن همه امکانات و روابط خود را در اختیار گذاشتند تا در نیمه دهه چهل شمسی و با همکاری جمعی علاقهمند از تحصیلکردههای کتابداری دانشگاهی، گروه کتابداری، انجمن کتابداران ایران و مرکز خدمات کتابداری شکل گرفت.
اولین اثر کتابداری شیرین تعاونی وسایل و تجهیزات کتابخانهاز انتشارات مرکز خدمات کتابداری (بخشی از موسسه تحقیقات و برنامهریزی علمی و آموزشی)، سال ۱۳۵۲ بود. با اینکه کتاب را در درس کتابخانههای عمومی در دست گرفته بودم و ورق زده بودم، به نویسنده آن دقت نکرده بودم و یک روز که در قفسه اتاق کارشان آن را دیدم، و به نام مولف دقت کردم، تازه متوجه شدم که این کتاب تالیف ایشان بوده، (و البته بعد از پایان نامه خوبشان) در واقع اولین تلاش برای معرفی ابزارهای نوین مورد استفاده کتابخانهةا و در واقع مقدمه ای بر استانداردهای نوین کتابداری ایران است.
شیرین تعاونی از نسل اول کتابداری مدرن ایران بود. تحصیلات خود را در رشته ادبیات انگلیسی آغاز و کارشناسی ارشد ادبیات انگلیسی را در دانشگاه امریکایی بیروت AUB به پایان رساند و به ایران بازگشت. وی ادبیات و هنر و کتابداری را همواره با هم و در کنار هم کار کرد و در هر سه حوزه کتابداری ، ادبیات و هنر از بهترینها ماند. علاقه وافر خانم تعاونی به ادبیات و هنر ، در آغاز کارش در ایران، با تالیف تکنیک برشت در سال ۱۳۵۵ (انتشارات امیرکبیر) خود را نشان داد. این اثر بعد از دو اثر دیگر ایشان با گرایش به حوزه هنر (پایان نامه فوقلیسانس ایشان فهرست کتابهای خوب فارسی ۱۳۴۸ و کتابشناسی تئاتر و سینما ۱۳۵۵) منتشر شد.
در کتابداری از همان ابتدا گرایش خود را به استاندارد سازی ابزارها و روشها نشان دادند. همانطور که در بالا اشاره شد، اولین اثر کتابدارانه ایشان وسایل و تجهیزات کتابخانه در سال ۱۳۵۲ است که به معرفی تجهیزات استاندارد کتابخانهها پرداخت که برای آن روزهای کتابخانههای ایران این کتاب نقطه عطفی بود در ابزارهای نوین مورد استفاده. ابزارهایی که جذابیت بیشتری به کتابخانهها میداد و مراجعان کتابخانه از فضایی به مراتب بهتر و راحتتر استفاده میکردند.
در این یادداشت قصد معرفی همه آثار و کارهای ایشان را ندارم. به ویژه که خانم دکتر اکبری دارین در یادداشتی که برای لیزنا نوشتند، کارهای این استاد گرانقدر را در حوزه استانداردهای کتابداری و سازماندهی مدرن اشاره کردند، و عضویت ایشان در کمیته ملی مارک ایران از ابتدای تشکیل کمیته و انتشار دستنامه مارک ایران تا به ثمر رسیدن نرم افزار رسا را باید یادآوری کنم که در این دوره از ایشان بسیار آموختم و از روش و منش و برخورد دقیقشان با مسایل و تسلط ایشان بر حوزه موضوعی و دانش زبان ایشان بهره فراوان بردم.
اینجا به تنها اثر ایشان که خود افتخار داشتم یکی از همکاران کوچک آن باشم اشاره میننم. در سال ۱۳۶۸ طرح مقدماتی استاندارد کتابخانههای دانشگاهی ایران را شروع کردند و کتابخانه دانشکده علوم هم یکی از کتابخانههایی بود که مورد سنجش قرار گرفت و آشنایی اولیه من با شیوههای تدوین استاندارد، در خدمت ایشان بود. ایشان پیش از این کار و پس از آن استانداردهای مختلفی را تدوین یا ترجمه کرده بودند که در کتابشناسی آثار ایشان (زیر) میتوانید آنها را ببینید.
اما در حوزه ادبیات و هنر باید بگویم که خیلی خاص عمل کردند و کتابهایی را که برای ترجمه انتخاب کردند، از بهترینهای ادبیات انگلیسی بود،کتابهایی مانند زرد کرمی آلدوس هاکسلی که به قول استاد کامران فانی ترجمه آن بسیار دشوار و کار هر کسی نبود. زرد کرمی یکی از بهترین آثار هاکسلی است که با بهترین ترجمه در اختیار علاقهمندان قرار گرفت. به فهرست سایر آثار ادبی که ترجمه کرده اند، هم اگر نظری بیفکنید (کتابشناسی زیر)، میتوانید ببینید که هر یک کاری بوده کارستان. تسلط ایشان به ادبیات انگلیسی را از قول آقای فانی نقل میکنم که باور داشتند یکی از بهترین مترجمان کشورمان هستند، و این تسلط را با انتخاب کتابهایی که ترجمه آنها آسان نبود نشان دادند.
هر گاه که در فهمیدن متنی به زبان اصلی (در حوزه سازماندهی) دچار مشکل میشدم، حتما اولین شخصی که سراغشان میرفتم خانم تعاونی بودند و همواره بهترین ترجمه و بهترین انتخاب واژهها را نزد ایشان سراغ میگرفتم.
در نیمه دهه ۱۳۸۰ کتاب Standards for Digital Collections به دستم رسید و فوری شروع به ترجمه آن کردم و در موارد بسیاری به مشکل ساخت واژه برخورد و یادداشت میکردم. یک روز همه واژهها را برداشتم و رفتم نزد ایشان که کمک بگیرم و سامانی به واژههایی که برای برابرنهاده آنها مشکل داشتم بدهم. مانند همیشه قبل از اینکه کار خودم را بگویم از زمین و زمان و هنر و ادبیات صحبت شد و پرسیدم الآن چی دست کار دارید و متوجه شدم که همین کتاب را دارند کار میکنند، که البته با افزایش و اصلاحاتی برای مجموعههای دیجیتال در ایران بصورت ترجمه و تدوین، یک سال بعد و توسط نشر کتابدار منتشر شد. خوب، تکلیف من روشن بود. وقتی ایشان قرار بود این کتاب را کار کنند، من باید بی سر و صدا کار را کنار میگذاشتم که همین کار را هم کردم و آن روز فقط اخبار هنر و ادبیات را با هم مرور کردیم و من اصلا اشارهای به ترجمه خودم نکردم، تا یک سال بعد که آقای محسنی عزیز یک نسخه آن را به من هدیه دادند.
شما را به خواندن نوشته خانم دکتر اکبری داریان همکار جوان ایشان در کتابخانه ملی فرا میخوانم تا گوشه دیگری از زندگی و آثار ایشان را بخوانید تا یادداشت من تکمیل گردد.
***
شیرین تعاونی را همواره با لبخندی آرام و با نگاهی مهربان از پشت عینک بزرگش، در خاطر دارم. و درگذشت ایشان را به همه کتابداران، عاشقان ادبیات و همه نزدیکانش، به ویژه یگانه دختر هنرمندش تسلیت میگویم. یادش همیشگی و خاطرش همواره برایمان عزیز خواهد ماند.
کتابشناسی آثار شیرین تعاونی (خالقی)
فهرست کتابهای خوب فارسی[پایاننامه]/تهیه شیرین تعاونی ؛ استاد راهنما نوشین آفرین انصاری (محقق). پایان نامه کارشناسی ارشد. تهران، دانشگاه تهران، دانشکده علوم تربیتی، گروه کتابداری، ۱۳۴۸.
وسایل و تجهیزات کتابخانه/ تهیه و تنظیم از شیرین تعاونی (خالقی). تهران: موسسه تحقیقات و برنامهریزی علمی و آموزشی، مرکز خدمات کتابداری، ۱۳۵۲.
استانداردهای ایفلا برای کتابخانههای عمومی/ ترجمه شیرین تعاونی (خالقی). تهران : موسسه تحقیقات و برنامهریزی علمی و آموزشی، مرکز خدمات کتابداری، ۱۳۵۴.
کتابشناسی تئاتر و سینما/ تهیه و تنظیم شیرین تعاونی (خالقی)؛ با نظر عبدالحسین آذرنگ ... [ ودیگران]. تهران: مرکز اسناد فرهنگی آسیا، ۱۳۵۵.
تکنیک برشت/ شیرین تعاونی (خالقی). تهران: امیرکبیر، ۱۳۵۵.
راهنمای دانشآموختگان کتابداری ایران/ گردآورنده هامو بجان واسیلیان؛ ویرایشگر شیرین تعاونی(خالقی). تهران: موسسه تحقیقات و برنامهریزی علمی و آموزشی، مرکز خدمات کتابداری، ۱۳۵۷.
کتابنامه کتابداری/ تهیه و تنظیم از شیرین تعاونی (خالقی). (موسسه تحقیقات و برنامهریزی علمی و آموزشی، مرکز خدمات کتابداری؛ نشریه شماره ۱۲۶). بدون تاریخ.
راهنمای کتابخانههای عمومی ایران: کودکان و بزرگسالان/ [شیرین تعاونی] . تهران: موسسه تحقیقات و برنامهریزی علمی و آموزشی مرکز خدمات کتابداری، ۱۳۶۰.
طرح تشکیل مرکز اسناد و مدارک مجلس شورای اسلامی [طرح]/ سرپرست طرح مهرانگیز حریری؛همکاران طرح شیرین تعاونی، منیژه علامه. تهران: موسسه تحقیقات و برنامهریزی علمی و آموزشی،مرکز خدمات کتابداری و مرکز مدارک علمی، ۱۳۶۰.
راهنمای مراکز اسناد و کتابخانههای تخصصی، اختصاصی و دانشگاهی/ شیرین تعاونی؛ با همکاری بیژن بیجاری. تهران: مرکز اسناد و مدارک علمی، ۱۳۶۱.
آنسوی حریم فرشتگان/ ادوارد مورگان فورستر؛ ترجمه شیرین تعاونی (خالقی) . [تهران]: نیلوفر، ۱۳۶۸.
سرانجام شری/ سیدونیگابریل کولت؛ ترجمه شیرین تعاونی (خالقی). تهران: نیلوفر، ۱۳۶۹.
نمایش چیست/ نوشته مارتین اسلین؛ ترجمه شیرین تعاونی ( خالقی). تهران: مرکز هنرهای نمایشی، انتشارات نمایش، ۱۳۷۰.
گاردن پارتی/ نویسنده کاترین منسفیلد؛ مترجم شیرین تعاونی(خالقی). تهران: خانه آفتاب، ۱۳۷۱.
راهنمایی پایان نامه: بررسی مشکلات دانشجویان معلول رشته پزشکی در زمینه استفاده از کتابخانه[پایاننامه]/ گیتی هاشمی ؛ استاد راهنما شیرین تعاونی ؛ استاد مشاور محمدرضا علیبیگ ؛ استاد مشاور آمار رهگذر. (کارشناسی ارشد): کتابداری و اطلاعرسانی پزشکی. تهران: دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی ایران. دانشکده مدیریت و اطلاعرسانی پزشکی، ۱۳۷۳
پیشنویس استانداردهای کتابخانههای دانشگاهی ایران/ تدوین شیرین تعاونی. تهران: کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران، ۱۳۷۴.
نمایش چیست/ اسلین، مارتین؛ تعاونی، شیرین(خالقی). اطلاعات هفتگی، ش ۲۷۵۰، (۱۱ ـ ۱۸ بهمن ۱۳۷۴): ص ۴۲ ـ ۴۳.
آقای کبوتر و بانو (مجموعه داستان)/ کاترین منسفیلد؛ ترجمه شیرین تعاونی(خالقی). تهران: نشر چشمه، ۱۳۷۴.
فهرستگان کتابهای گویای ایران/ تهیه و تنظیم شیرین تعاونی (خالقی)؛ با همکاری مهوش بهنام، ایراندخت عزیزی. تهران: کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران، ۱۳۷۴.
استانداردهای وسایل و تجهیزات کتابخانهها و مراکز اطلاعرسانی/ تهیه و تدوین شیرین تعاونی (خالقی)، باهمکاری ناصر آصفی. تهران: شیرین تعاونی: ناصر آصفی، ۱۳۷۷.
فهرستگان کتابهای بریل ایران/ تهیه و تنظیم شیرین تعاونی (خالقی)، با همکاری ایراندخت عزیزی. تهران: کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران، ۱۳۷۷.
استانداردهای ملی خدمات کتابخانهای برای نابینایان/ شیرین تعاونی. تهران: نهاد کتابخانههای عمومی کشور، ۱۳۷۹.
بالا بلندتر از هر بلند بالایی/ جی.دی.سلینجر؛ ترجمه شیرین تعاونی (خالقی). تهران: نیلوفر، ۱۳۸۰.
استانداردهای خدمات کتابخانههای زندان/ برگرفته از رهنمودهای ایفلا برای ارائه خدمات کتابخانهای به زندانیان؛ تهیه و تدوین شیرین تعاونی(خالقی). تهران: کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران، ۱۳۸۱.
استانداردهای کتابخانههای تخصصی ایران/ تدوین شیرین تعاونی (خالقی)، همکاران اصلی پوری سلطانی، مهرانگیز حریری، جعفر مهراد. تهران: سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران، ۱۳۸۱.
استانداردهای کتابخانههای دانشگاهی ایران/ تدوین شیرین تعاونی (خالقی)، همکاران اصلی پوری سلطانی، مهرانگیز حریری، جعفر مهراد. تهران: سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران، ۱۳۸۱.
راهنمای کتابخانههای تخصصی و دانشگاهی ایران بهانضمام: راهنمای کتابخانههای زندان/ شیرین تعاونی (خالقی)، ایراندخت عزیزی، زهرا عالمی. [ویراست۳]. تهران: کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران، ۱۳۸۲.
کتابشناسی منابع گویا و بریل ایران ۱۳۷۹ - ۱۳۷۳/ شیرین تعاونی، مهوش بهنام، ایراندخت عزیزی. تهران: کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران، ۱۳۸۱.
اصول نمایهسازی براساس استاندارد ایزو ۹۹۹ - ۱۹۹۶/ تهیه و تدوین ماندانا صدیق بهزادی؛ با همکاری شیرین تعاونی (خالقی)... [و دیگران]. تهران: کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران، ۱۳۸۱.
تابستان خاموش (زرد کرومی)/ هاکسلی آلدوس؛ مترجم شیرین تعاونی. تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۸۲.
استانداردهای کتابخانههای مدارس: برگرفته از رهنمودهای ایفلا و یونسکو درباره کتابخانههای مدارس/ [تدوین] شیرین تعاونی. تهران: سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران، ۱۳۸۴.
استانداردها و اصول تشکیل مجموعه برای کتابخانههای دیجیتال: به انضمام استاندارد کدگذاری و انتقال فرادادهها (متس)/ مولف شیرین تعاونی. تهران : کتابدار، ۱۳۹۱.
آخرین غول/ اسکات فیتزجرالد ؛ ترجمه شیرین تعاونی( خالقی). تهران : انتشارات نیلوفر، ۱۴۰۳.
بخشی از راهنمای کتابخانههای عمومی ایران: (مشخصات کتابخانههای عمومی تهران)/ شیرین تعاونی (خالقی)؛ باهمکاری نسرین فرین، مهین حافظ قرآنی. بدون تاریخ
استانداردهاي آموزشگاههاي كتابداري [جزوه]/ترجمه شيرين تعاوني. بدون تاریخ
عمرانی، سیدابراهیم (۱۴۰۵). «آشنایی زیبا و وداعی اندوهبار: به یاد بانوی ادبیات و هنر و همچنین استانداردهای کتابداری ایران». سخن هفته لیزنا، شماره ۷۹۰، ۱۴ اردیبهشت ماه ۱۴۰۵

دیدگاه کاربران