رتبهبندی دانشگاهها؛ سنجش کیفیت یا سادهسازی پیچیدهترین نهاد علمی؟

جعفر مهراد
مقدمه مترجم: رتبهبندی دانشگاهها و مسئله سنجش کیفیت آموزش عالی
دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی از پیچیدهترین سازمانهای اجتماعی و علمی هستند. آنها همزمان وظیفه آموزش، تولید دانش، پژوهش، تربیت نیروی انسانی متخصص، نوآوری، خدمت به جامعه و انتقال میراث علمی و فرهنگی را بر عهده دارند. از این رو، پاسخ دادن به پرسشی ساده مانند «بهترین دانشگاه جهان کدام است؟» یا حتی «یک دانشگاه تا چه اندازه خوب است؟» بهسادگی امکانپذیر نیست. کیفیت یک دانشگاه را نمیتوان با یک شاخص منفرد یا حتی مجموعه محدودی از شاخصها بهطور کامل توصیف کرد.
با این حال، در چند دهه اخیر، نظامهای بینالمللی رتبهبندی دانشگاهها تلاش کردهاند این پیچیدگی را به یک عدد، امتیاز یا جایگاه در یک جدول تبدیل کنند. سازمانهایی مانند Times Higher Education (THE)، Quacquarelli Symonds (QS)، U.S. News & World Report و Shanghai Ranking Consultancy هر سال دانشگاههای جهان را بر اساس مجموعهای از شاخصهای کمی و کیفی ارزیابی و آنها را در قالب رتبههای جهانی عرضه میکنند.
این رتبهها بهتدریج از یک ابزار اطلاعرسانی ساده فراتر رفتهاند. امروزه رتبهبندی دانشگاهها میتواند بر شهرت مؤسسه، جذب دانشجویان بینالمللی، استخدام اعضای هیئتعلمی، همکاریهای علمی، سیاستگذاری دانشگاهی، تخصیص منابع، جذب سرمایه و حتی جهتگیری راهبردی دانشگاهها تأثیر بگذارد. بنابراین، رتبهبندی دیگر صرفاً نتیجه یک اندازهگیری نیست؛ بلکه خود به عاملی تبدیل شده است که میتواند رفتار دانشگاهها را تغییر دهد.
در عین حال، باید توجه داشت که هر رتبهبندی در واقع یک تعریف خاص از برتری دانشگاهی ارائه میکند. شاخصهایی که یک نظام رتبهبندی انتخاب میکند، وزنهایی که به آنها اختصاص میدهد و روش ترکیب آنها، همگی تعیین میکنند که چه نوع دانشگاهی در نهایت رتبه بالاتری به دست آورد. دانشگاهی که در تولید مقالههای پراستناد، دریافت جوایز علمی معتبر و جذب پژوهشگران برجسته موفق است، ممکن است در یک رتبهبندی پژوهشمحور جایگاه بسیار بالایی داشته باشد؛ اما این امر لزوماً به معنای آن نیست که همان دانشگاه برای هر دانشجو بهترین تجربه آموزشی، بهترین ارتباط استاد و دانشجو یا بهترین خدمات دانشگاهی را فراهم میکند.
به همین دلیل، رتبه دانشگاه را باید نه بهعنوان «حقیقت نهایی درباره کیفیت دانشگاه»، بلکه بهعنوان نتیجه عملکرد دانشگاه در برابر یک نظام مشخص از معیارها و وزنها در نظر گرفت. به بیان دیگر، رتبهبندیها بیشتر به این پرسش پاسخ میدهند که «این دانشگاه بر اساس این روش خاص اندازهگیری، چه جایگاهی دارد؟» تا اینکه پاسخ قطعی به پرسش «این دانشگاه بهطور مطلق چقدر خوب است؟» بدهند.
از سوی دیگر، رابطه میان دانشگاهها و رتبهبندیها یک رابطه یکطرفه نیست. رتبهبندیها دانشگاهها را اندازهگیری میکنند، اما دانشگاهها نیز بهتدریج رفتار خود را با آنچه از نظامهای رتبهبندی تحصیل میکنند، هماهنگ میکنند. اگر انتشار مقالههای پراستناد، جذب پژوهشگران برجسته یا افزایش همکاریهای بینالمللی موجب ارتقای رتبه شود، دانشگاهها ممکن است منابع و راهبردهای خود را به سمت این فعالیتها هدایت کنند. در نتیجه، رتبهبندیها نهتنها عملکرد دانشگاهها را ارزیابی میکنند، بلکه میتوانند در شکل دادن به عملکرد آینده آنها نیز نقش داشته باشند.
این مسئله، اهمیت اقتصادی و مدیریتی رتبهبندیها را نیز افزایش داده است. رتبههای جهانی به بخشی از زبان بازاریابی آموزش عالی تبدیل شدهاند و میتوانند در رقابت برای جذب دانشجویان، استادان و منابع مالی مورد استفاده قرار گیرند. از این نظر، رتبهبندی دانشگاهها را باید هم یک ابزار سنجش عملکرد و هم بخشی از یک صنعت جهانی اطلاعات، داده، ارزیابی و خدمات دانشگاهی دانست.
مقاله حاضر با تمرکز بر نمونه دانشگاه تورنتو، به همین مسئله میپردازد: رتبهبندیهای جهانی چه چیزی را اندازه میگیرند، چه چیزهایی را اندازه نمیگیرند، چرا دانشگاهها به آنها اهمیت میدهند و چه عواملی ممکن است هنگام تبدیل یک دانشگاه پیچیده به یک عدد و یک رتبه، از نظر پنهان بماند.
رقابت جهانی دانشگاهها برای کسب رتبه
هر سال، دانشگاهها و کالجهای سراسر جهان برای قرار گرفتن در فهرستهایی که سازمانهایی مانند Times Higher Education (THE)، Quacquarelli Symonds (QS)، U.S. News & World Report (U.S. News) و Shanghai Ranking Consultancy منتشر میکنند، با یکدیگر رقابت میکنند.
هنگامی که نتایج این رتبهبندیها اعلام میشود، دانشگاههایی که جایگاه بالایی به دست آوردهاند، معمولاً این موفقیت را بهطور گسترده اطلاعرسانی و تبلیغ میکنند. دانشگاه تورنتو نیز از این قاعده مستثنا نیست.
در ماه اوت، دانشگاه تورنتو اعلام کرد که در رتبهبندی علمی دانشگاههای جهان ۲۰۲۶ (ARWU) که توسط Shanghai Ranking Consultancy منتشر میشود، به رتبه ۲۴ جهان صعود کرده است. این موفقیت، نهمین سال پیاپی حضور این دانشگاه در میان ۲۵ دانشگاه برتر جهان بود.
پیش از آن نیز، دانشگاه تورنتو در ابتدای سال، جایگاه ۲۰ جهان خود را در رتبهبندی Best Global Universities متعلق به U.S. News & World Report برجسته کرده بود.
چنین نتایجی ظاهراً پاسخی ساده به پرسشی بسیار پیچیده ارائه میکنند: یک دانشگاه تا چه اندازه خوب است؟
اما یک عدد نسبی که به یک دانشگاه نسبت داده میشود، میتواند این واقعیت را پنهان کند که رتبهبندیها دقیقاً چه چیزهایی را اندازه میگیرند و چه چیزهایی را اندازه نمیگیرند.
چه عواملی وارد یک رتبهبندی میشوند؟
هیچ تعریف جهانی و مورد توافقی از «بهترین دانشگاه» وجود ندارد.
نظامهای مختلف رتبهبندی، مجموعهای متفاوت از شاخصهای کیفیت را با وزنهای متفاوت ترکیب میکنند تا در نهایت به یک معیار نسبی برای سنجش کیفیت دانشگاه دست یابند.
در رتبهبندی جهانی دانشگاههای THE در سال ۲۰۲۶، که دانشگاه تورنتو در آن رتبه ۲۱ جهان را کسب کرده است، دانشگاههای پژوهشمحور بر اساس پنج محور کلی ارزیابی میشوند:
آموزش
محیط پژوهشی
کیفیت پژوهش
چشمانداز بینالمللی
صنعت
در این نظام، آموزش ۲۹٫۵ درصد از امتیاز دانشگاه را تشکیل میدهد، در حالی که کیفیت پژوهش ۳۰ درصد از امتیاز نهایی را به خود اختصاص میدهد.
کیواس (QS) از فرمول متفاوتی استفاده میکند.
نیمی از امتیاز رتبهبندی جهانی QS به پژوهش و کشف علمی اختصاص دارد که شامل شهرت دانشگاهی و میزان استناد به ازای هر عضو هیئتعلمی است.
۲۰ درصد دیگر مربوط به قابلیت استخدام و نتایج حاصل از آموزش است، در حالی که تجربه یادگیری، که با نسبت اعضای هیئتعلمی به دانشجویان نمایندگی میشود، ۱۰ درصد از امتیاز را تشکیل میدهد.
رتبهبندی Shanghai Ranking نیز، همانند بسیاری از این نظامها، تمرکز قابلتوجهی بر پژوهش دارد.
روششناسی ARWU شاخصهایی از جمله تعداد پژوهشگران پراستناد، مقالات منتشرشده در مجلات Nature و Science و همچنین جوایز نوبل و مدالهای فیلدز کسبشده توسط فارغالتحصیلان یا اعضای هیئتعلمی دانشگاه را در نظر میگیرد.
در نتیجه، دو نظام رتبهبندی که هر دو عنوان «رتبهبندی جهانی دانشگاهها» را بر خود دارند، ممکن است در عمل برداشتهای کاملاً متفاوتی از مفهوم برتری دانشگاهی را اندازهگیری کنند.
هنگامی که رتبهبندی به بخشی از راهبرد دانشگاه تبدیل میشود
اهمیت رتبهبندیها تنها به دانشجویانی محدود نمیشود که قصد دارند یک دانشگاه را برای تحصیل انتخاب کنند.
پژوهشها نشان میدهند که رتبهبندیها میتوانند بر نحوه رفتار خود دانشگاهها نیز تأثیر بگذارند.
مطالعهای که در سال ۲۰۲۰ در Journal of Higher Education Policy and Management منتشر شد، چهار دانشگاه استرالیایی را در یک دوره ۱۵ساله بررسی کرد.
این پژوهش نشان داد که رتبهبندیهای بینالمللی به بخشی از راهبردهای سازمانی دانشگاهها، بهویژه راهبردهای پژوهشی، تبدیل شدهاند.
دانشگاهها میتوانند بهصورت راهبردی در برابر نظامهای رتبهبندی واکنش نشان دهند؛ واکنشهایی که موقعیت آنها را در بازار آموزش عالی تقویت کرده و موجب بهبود رتبه آنها شود.
این وضعیت یک حلقه بازخورد مهم ایجاد میکند:
رتبهبندیها دانشگاهها را اندازهگیری میکنند، اما دانشگاهها نیز میتوانند خود را با آنچه رتبهبندیها عرضه میدارند، تطبیق دهند.
بنابراین، رتبهبندی دیگر صرفاً یک آینه برای نشان دادن وضعیت دانشگاه نیست؛ بلکه میتواند به یکی از عواملی تبدیل شود که دانشگاه را به سوی تغییر رفتار و سیاستهای خود سوق میدهد.
پیامدهای رتبهبندی برای شهرت، جذب دانشجو و تأمین مالی
پیامدهای رتبهبندی به حوزههای مختلفی از فعالیت دانشگاهی گسترش مییابد؛ از جمله شهرت، جذب دانشجو و تأمین مالی.
عملکرد قوی در رتبهبندیهای جهانی به دانشگاهها امکان میدهد تا جایگاه خود را در سطح بینالمللی به شکلی بسیار قابلمشاهده معرفی و تبلیغ کنند.
این مسئله برای دانشجویان بینالمللی اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا آنها برای مقایسه دانشگاههایی که در کشورهای مختلف و در نظامهای آموزشی متفاوت فعالیت میکنند، با دشواری بیشتری مواجهاند.
گزارشی از سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD) درباره دانشجویان بینالمللی نشان میدهد که شهرت دانشگاه و کیفیت آموزش، که اغلب از طریق رتبهبندیها سنجیده میشود، بر انتخاب دانشگاه تأثیر میگذارد.
با این حال، این عوامل در کنار مجموعه بزرگی از عوامل دیگر قرار دارند؛ از جمله:
رشتهها و برنامههای آموزشی ارائهشده
شهریه
بورسها و کمکهای مالی
موقعیت جغرافیایی
زبان آموزش
فرصتهای اشتغال پس از فارغالتحصیلی
بنابراین، رتبهبندیها دقیقاً به این دلیل نفوذ پیدا کردهاند که میتوانند حجم بسیار بزرگی از اطلاعات درباره یک دانشگاه را در قالب یک عدد قابلفهم و قابلمقایسه فشرده کنند.
چه چیزهایی در این عدد از دست میرود؟
سادگی رتبهبندی در عین حال مهمترین محدودیت آن نیز محسوب میشود.
یک دانشگاه ممکن است پژوهشهایی بسیار تأثیرگذار تولید کند، اما این امر تضمین نمیکند که هر دانشجوی دوره کارشناسی در آن دانشگاه از کلاسهای کمجمعیت، دسترسی مناسب به استادان یا پشتیبانی آموزشی قوی برخوردار باشد.
برعکس، ممکن است دانشگاهی تجربهای بسیار مطلوب برای دانشجویان دوره کارشناسی فراهم کند، اما در رتبهبندیای که وزن زیادی به تولید پژوهش و استنادهای علمی میدهد، جایگاه چندان بالایی به دست نیاورد.
سازمانهای رتبهبندی تلاش کردهاند با استفاده از روششناسیهای متفاوت، با این محدودیت مقابله کنند.
برای مثال، THE در محور آموزش خود مجموعه متنوعی از مؤلفهها را، فراتر از نسبت اعضای هیئتعلمی به دانشجویان، در نظر میگیرد.
در مقابل، شاخصهای Shanghai Ranking عمدتاً بر پژوهش و دستاوردهای برجسته علمی متمرکز هستند.
بنابراین، شاید پرسش مهمتر این نباشد که آیا رتبهبندیها اهمیت دارند یا خیر؟
پاسخ به این پرسش تقریباً روشن است: بله، اهمیت دارند.
رتبهبندیها میتوانند بر شهرت دانشگاه، جذب دانشجو و راهبردهای دانشگاهی تأثیر بگذارند و در عین حال، نقطه شروعی مناسب و آسان برای مقایسه دانشگاهها در اختیار دانشجویان قرار دهند.
اما پرسش دشوارتر این است که:
چرا رتبهبندیها اهمیت پیدا کردهاند؟
برای دانشجویی که باید تصمیم بگیرد چند سال از زندگی خود و احتمالاً مقدار قابلتوجهی از منابع مالی خود را صرف تحصیل در یک دانشگاه کند، این معیارها مهم هستند؛ اما کامل نیستند.
یک رتبهبندی میتواند به دانشجو نشان دهد که یک دانشگاه بر اساس یک فرمول و مجموعهای مشخص از معیارها چگونه عمل میکند.
اما رتبهبندی بهتنهایی نمیتواند به او بگوید که آیا آن دانشگاه واقعاً مکان مناسبی برای او خواهد بود یا نه.

دیدگاه کاربران