اسناد تازهیافته، روایتی تازه از تاریخ طوایف سرلک بختیاری

سید ابراهیم عمرانی
استاد رضا سرلک، کتابدار برجسته دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران ، از کتابداران دلسوز، خلاق و دارای روابط قوی با اساتید برجسته دهههای 1330، 40 و 50 دانشکده ادبیات است که محضر بسیاری از برزگان فرهنگ و ادب ایران را درک کرده است. وی از سال 1338، همزمان با ریاست نوشآفرین انصاری در کتابخانه دانشکده ادبیات،کتابدار این کتابخانه بود و زمانی که در نیمه دهه 1350 هم دوره های ما کتابداری میخواندیم و به کتابخانه های دانشگاه تهران رفت و آمد داشتیم، نام وی را پس از ایرج افشار و بزرگان کتابخانه مرکزی، در کنار کتابداران برچستهای چون عنایتالله مجیدی، میشنیدیم. پس از بازنشستگی و از سال 1363 به بنیاد دایرهالمعارف اسلامی پیوست و تا سال 1384 در سمت مدیر آن کتابخانه خدمت کرد. پس از آن نیز به فرهنگستان زبان و ادب فارسی پیوست به مدت سه سال در این نهاد مشغول فعالیت بود. وی متولد 1313 در شهرستان الیگودرز و از طایفه بزرگ سرلک بختیاری است.
استاد سرلک در همه سالهای عمر پربار و ارزشمند خود در کتابخانهها، همواره نگاهی به زادبوم خود داشته و دارد و حاصل این عشق به میهنمان ایران و سرزمین بختیاریهای شجاع که در طول تاریخ سواره نظام لشکر پادشاهان ایرانی بودند،کتابها و مقاله هایی بوده که در حوزه تاریخ و فرهنگ بختیاری منتشر کرده است. از جمله:
۱ – واژه نامه گویش بختیاری چهارلنگ ( فرهنگستان زبان و ادب فارسی ، ۱۳۸۱ )
۲ – آداب و رسوم فرهنگ عامه ایل بختیاری چهار لنگ ( طهوری ، ۱۳۸۵ )
۳ – طایفه سرلک شاخهای کهن از ایل بختیاری ( باز نگاری و تحلیل دویست سند نویافته از صفوی تا
عصر حاضر ) طهوری ۱۳۸۹
۴ – انگار همین دیروز بود ( هفت دهه خاطرات فرهنگی ) طهوری ۱۳۹۳.
که ویرایش دوم این آخرین، "انگار همین دیروز بود" در لیزنا معرفی شد و بازتاب خوبی داشت. اینک به مناسبت رونمایی از کتاب جدید ایشان ("اسناد نویافته از تاریخ طوایف سرلک بختیاری". تهران: اساطیر پارسی، 1405) در ششم شهریورماه 1405، ضمن تبریک به ایشان و طایفه بزرگ سرلک و همه بختیاریهای دلیر، با همراهی شما خوانندگان، با نقل چند جمله از پیشگفتار نگاهی اجمالی به این کتاب میاندازیم.
"سرزمین ایران دارای اقوام و طوایف و تیرههای مختلف است. این اقوام همواره پاسدار این سرزمین بوده و در حفظ و حراست و امنیت آن کوشیدهاند. یکی از این طوایف ایل بختیاری است و همیشه در جنگهای مختلف، که علیه ایران بوده، شرکت داشتهاند و از سرزمین خود و کشور حمایت کردهاند." (از پیشگفتار کتاب).
بختیاریها و در مقیاسی بزرگتر زاگرس نشینان، یعنی لرها و کردها از اصیلترین اقوام فلات مرکزی ایران و زادگاه تمدنهای مختلفی هستند که در ایران ظهور کرده و تاریخ ایران بزرگ را ساختهاند، از قدیمیترین تمدنها مانند "کُنار صندل" در جیرفت بگیرید، که به تمدن پیشا ایلامی می رسند و از آنجا با تمدنهای ایلامی در جنوب زاگرس ادامه مییابند تا تمدن ماد (کردهای امروزی) در شمال غرب، هزاران سال تاریخ ایران را پیش چشم ما میگذارند، و در این میانه زاگرس نشینان بختیاری، بنا به اسنادحدود ده هزار سال در دو سوی زاگرس به ییلاق و قشلاق رقتهاند، و یکجا نشین نبودهاند. و به همین علت، همواره،آمادهی تجهیز و حرکت بوده و خدمات بسیاری نیز به دیگر ساکنین ایران زمین که در فلات ایران و اطراف آن یکجانشین شده و شهرهای بزرگ را ساختهاند، کردهاند.
اینک بر همه خانوادههای اقوام ساکن ایران واجب میدانم، که همچون استاد رضا سرلک، در جستجوی اسناد به جامانده در خانوادهها، طوایف و عشیرههای ساکن ایران باشند، و این اسناد را به هر شکل ممکن منتشر کنند و در اختیار جامعه ایرانی و جامعه جهانی قرار دهند. استاد سرلک در پیشگفتار این کتاب هدف از گردآوری این اسناد را اینطور شرح میدهد: " هدف از چاپ کتاب "اسنادی نویافته از تاریخ طوایف سرلک بختیاری"، این است که نسل جوان و میانسال و حتی کهنسالان این طایفه از گذشته پرفراز و نشیب چند صدساله خود اطلاع چندانی ندارند و فقط گفتهها و روایات میدانی باقیمانده است. اینک اسناد بسیار مهم و معتبری از دوره قاجاریه به دست آمده که به شرح زندگی اسیاسی، اجتماعی و اقتصادی گذشته طایفه سرلک بختیاری میپردازد که این اسناد دست مایه کتاب حاضرشد تا نسل امروزی از شرح حال و سرگذشت اجداد خود که طایفه بزرگی از ایل بختیاری هستند مطلع شوند و گوشههای تاریک بخشی از تاریخ میهن عزیزمان ایران هم شناخته و روشن شود". البته استاد سرلک علاوه بر اسناد دوره قاجار، اسنادی از دوره ةا قبل و اشاره های تاریخی بسیاری به دوره ةای صفویه،افشار،و زندیه نیز دارند.
در همینجا به همه کتابداران گرامی، به ویژه در شهرهای کوچک و حتی روستاها و مناطق عشایرنشین، توصیه میکنم، در گردآوری اسناد مناطق شهری و عشایری و روستایی همت گمارید و حتی اگر دسترسی به اسناد ندارید، از روشهای تاریخ شفاهی غافل نباشید، تا دست کم آنچه در حافظهی پیران قوم مانده گردآوری و نگاهداری و منتشر شوند.
کتاب با تاریخ ایل بختیاری و حاکمان ایل از دورة خلیل خان بختیاری در عهد صفوی شروع میکند و در فصل اول دوران خلیل خان سرلک بختیاری و کارهای او همراه با عکسهایی از منطقه و به ویژه خلیل آباد را اشاره مینماید و شجره نامه ای از خلیل خان تا فرزندان و نوادگانش ارائه میشود .
از فصل دوم که با فرزندان خلیل خان شروع میشود، اسناد تازه به دست آمده را یک به یک ارائه و متن سند را بازخوانی میکند و هر جا به اصطلاح یا محل خاصی اشاره میشود که برای خواننده ممکن است گنگ یا مبهم باشد، همانجا توضیح میدهد. در کنار اسناد نویافته، تاریخچهای از آبادیها و عمارات و قلعههای چندی که توسط خلیل خان و فرزندانش بنا شده به دست میدهد.
نویسنده، منابع گوناگونی را جستجو کرده، و هر جا اشارهای به بختیاریها و به ویژه طایفه سرلک و بزرگان آن، چه به عنوان صاحب منصب و چه به عنوان مغضوب، و کوچهای اجباری، همه اسناد را در کتاب آورده و به شرح و توضیح آن پرداخته است. انواع اسناد دیوانی، فرمانها، عریضهها و شجرهنامه ها را در این کتاب میتوانید بیابید.
استاد سرلک، وقتی به تاریخ الیگودرز، زادگاه خود که یکی از مهمترین مراکز تمرکز بختیاریهای چهارلنگ است میرسد، عصبانیت خود را از ذبیحالله منصوری پنهان نمیکند. سرلک تاریخچه دقیق شکلگیری الیگودرز را توضیح میدهد، و آبادیهایی که با پیوستن به یکدیگر از حدود 150 سال پیش به این سوی، الیگودرز امروزی را ساختهاند، یک به یک نام میبرد و توضیح میدهد که هر روستایی تبدیل به محلهای در الیگودرز شده بود، تا شهرسازی جدید و خیابانکشیهای هفتاد سال اخیر، آن نامها را هم کم کم محو کردهاست.
وی با جستجوی دقیق و مفصل هر جا و در هر منبعی کلمه الیگودرز آمده را یافته و توضیح داده است که از این شهر در همه اسناد قدیم با نام قریه و قصبه، یاد شده و شهر الیگودرز تاریخی در حدود 150 سال دارد،حال آنکه در برخی منابع و پایان نامهها، الیگودرز را شهری باستانی و 700 ساله یاد کردهاند که منبع آن هم 20 صفحه از کتاب "ایران و بابر" ذبیحالله منصوری است که استناد دهندگان پنداشتهاند که منصوری مورخ و تاریخ نگار است. و در عبارتی غیورانه می نویسد که منصوری "شهوت نوشتن" داشته است: "در این کتاب (ایران و بایر) راجع به ایران و زبان فارسی اطلاعات مختصری در چند صفحه داده شده است و منصوری همین مختصر را به کتابی چند صد صفحهای تبدیل کرده است. و وقتی از تاریخ سازیهای دیگر منصوری صحبت میکند به نوشته 30 صفحهای هانری کربن در مورد ملاصدرا میرسد که با ترجمه سید حسین نصر در مجله دانشکده ادبیات دانشگاه تهران منتشر شده و منصوری کتابی منتشرمیکند با عنوان صدرالدین شیرازی نوشته هانری کربن، ترجمه ذبیحالله منصوری در 385 صفحه که وقتی به کربن نشان میدهند، میگوید من چنین کتابی ننوشتهام و وقتی خبر به ذبیحالله منصوری میرسد، میپرسد مگر کربن زنده است؟"
و در ادامه استاد سرلک مینویسد: "جای بسی شگفتی است که چند تن از دانشجویان الیگودرزی موضوع پایان نامه تحصیلی خود را شهرستان الیگودرز انتخاب کردهاند و آنچه راجع به این شهر نوشتهاند بدون ماخذ و منبعِ معتبر هستند .... نوشتههای آقای منصوری را معتبرترین منبع خود دانسته و به استناد آن الیگودرز را شهری باستانی و هفتصد ساله معرفی کرده و .... ". به جناب آقای سرلک عرض کنم که خیلی از این دانشجویان تعجب نکنید، به دنبال استادان راهنمایی باشید که یا اصلا متن را نخوانده و اجازه دفاع داده اند و یا خودشان کمتر از دانشجویشان اطلاعات تاریخی و منابع معتبر داشتهاند.
سرلک ادعای خود در باره منصوری را با شرح حالی از وی شروع و به منابعی پس از مرگ وی مستند میکند که عدهای از ناقدان، خطای تاریخ نویسی وی را به کرات نوشته و به نقد آثار وی نشستهاند. که یکی از این نقدهای ذکر شده، نقد دکتر مهدی مهدوی در مجله نشردانش است. البته برخود لازم میدانم اشارهای به مقاله جامع کریم امامی در همین مجله نشر دانش داشته باشم، که تحلیلی بر آثار منصوری نوشت و از او با عنوان رمان نویس یاد کرد. چیزی که استاد سرلک نیز در آغاز شرح حال، بر آن صحه گذاشته است:"ذبیحالله منصوری که رمان نویس توانا و خوش ذوقی بود ..... (ص. 90) ".
در این کتاب از اشخاص بسیاری از طایفه سرلک یاد شده است. از فرماندهان نظامی، تیولداران، مالکان، خانها و .... و همه سرلک بختیاری، که برخی از این سرگذشتها بسیار جالب و هیچان انگیز هستند، لیکن این یادداشت کوتاه کفاف پرداختن به آنها را نمیدهد، و با این همه یکی از این شرحها را که شرح کوتاهی است، برایتان خلاصه تر میکنم، که بخوانید:
رجبعلی آسترکی. رجبعلی جوان روستایی در خدمت یکی از خانهای سرلک بود. و به خدمت ابوتراب خان نوة آقا خان سرلک بختیاری درآمد. بعد از کشته شدن ابوتراب خان، ناچار به خدمت حسن خان سرلک مردی صاحب قدرت در روستای اردودر الیگودرز بود و در کنار پسران او که اغلب تفنگدار بودند درآمد و نزد ایشان ماند تا قحطی بزرگ سالهای 1287-1288. روزی رجبعلی نزد حسین خان رفته و میگوید قحطی باعث شده، مردم گوشت مردگان را هم میخورند، انبارهای ذخیرة شما هم تمام شده است، با اجازه شما من میروم. حسین خان میگوید چکار خواهی کرد؟ می گوید هرچه پیش آید، شاید گردنه زنی کنم. حسین خان میگوید این کار درست نیست. تو در اینجا به غارتگران حمله میکنی و مال غارت شده را به صاحبانشان بر میگردانی چگونه این کار را میکنی؟ رجبعلی چیزی نمیگوید و میرود و از آن پس به غارتگری میپردازد. رجب علی به گفته استاد سرلک گردنهگیری معروف میشود و شرح حال و کارهایش در "تاریخ خوانسار"، "تاریخ نراق" و "تاریخ اراک" ابراهیم دهگان آمده است.
در بخش دیگر کتاب از "فراز و فرود طوایف سرلک بختیاری" سندهای چندی باز خوانی شده که از اوج قدرت تا فرود و مورد تعرض قرار گرفتن این طوایف داستانها دارد. و در اینجا فقط اشاره به یکی از این اسناد میشود. عریضه ای که حسین خان بختیاری ولد علی اکبر خان در سنه محرم 1314 به نخست وزیر مظفرالدین شاه، امین السلطان اتابک اعظم نوشته (ص.200) و از ظلم حکام و به ویژه ظل السلطان حاکم اصفهان نام برده که روستاهای بسیاری از طایفه سرلک را مصادره کرده و افراد زیادی را به کوچ اجباری فرستاده و 48 تیره از طایفه آنها را سربریده اند و .... . وی از اتابک اعظ مدادخواهی میکند، لیکن در ادامه تهدید میکند که اگر قرار است روز به روز بیشتر فشار بیاورید و قرار است ما را هم یکی یکی بکشید: ".... حال که قرار است پرپر شویم چرا سکوت؟ به روح جدم و عمویم و برادرم که همه توسط شاهزادههای ننگ سلسه جلیله قاجار کشته شدند اگر به داد ما نرسید دیگر اجازه نمیدهیم، هیچ حاکمی در گلفایگان و کمره وارد شود و ولایات را خودمان امنیت میدهیم، اجازة ظلم و ورود ظالم به کمره، و بُربُرود گلفایگان را قدغن و موقوف کرده و به اولیاء و ائمه و خدا و پیغمبر قسم یاد کردهایم کل طایفه دینارانی اورک و دورک تا سر حد جان بر علیه حکام ظالم تا سرحد جان بمانیم.... "
و در پایان سخن از بخش اسناد خرید و فروش املاک ، که یکی از جذابترین بخشهای کتاب است چند جله بنویسم، که با بازخوانی و توضیحات نویسنده، آن را تبدیل به منبع بسیار خوبی برای مطالعات حقوقی، اجتماعی، اقتصادی و مردم شناسی کرده است. و در کل نثر این این اسنادِ بازخوانی شده، نثری است بسیار زیبا و از نمونههای خوب نثر دورا ن صفوی، افشار، زندیه و قاجار است و در کنار فرامین که نثری درباری است، اسناد دیگر، به ویژه اسناد خرید و فروش، و عریضهها، نثر کاتبان چهارصد سال اخیر ایران است و ارزش تاریخی و ادبی آنها قابل ملاحظه است.
برای استاد سرلک آرزوی سلامتی وطول عمر سرفراز دارم.
مشخصات اثر
اسنادی نویافته از تاریخ طوایف سرلک بختیاری/ رضا سرلک. تهران: اساطیر پارسی، 1405

دیدگاه کاربران