سفرنامه آل احمد به بلوک زهرا چاپ ششمی شد

کتاب «تاتنشینهای بلوک زهرا» نوشته جلال آل احمد توسط انتشارات امیرکبیر به چاپ ششم رسید.
به گزارش خبرنگار لیزنا، کتاب «تاتنشینهای بلوک زهرا» نوشته جلال آل احمد بهتازگی توسط انتشارات امیرکبیر به چاپ ششم رسیده است.
این کتاب یکی از عناوین مجموعه آثار جلال آل احمد است که امیرکبیر منتشر میکند و عبارتاند از: «دید و بازدید»، «گزارش ها»، «از رنجی که می بریم»، «حزب توده سر دو راه»، «سه تار»، «زن زیادی»، «هفت مقاله»، «اورازان»، «تات نشین های بلوک زهرا»، «مدیر مدرسه»، «سرگذشت کندوها»، «جزیره خارک در یتیم خلیج فارس»، «غرب زدگی»، «کارنامه سه ساله»، «سنگی بر گوری»، «ارزیابی شتاب زده»، «یک چاه و دو چاله»، «در خدمت و خیانت روشنفکران»، «سفر روس»،« سفر آمریکا»، «خسی در میقات»، «نفرین زمین»، «سفر فرنگ»، «مکالمات (1348-1341)»، «پنج داستان»، «سرائیل، عامل امپریالیسم» و «سفر به ولایت عزرائیل».
«تاتنشینهای بلوک زهرا» یکی از سفرنامههای آل احمد است و برای اولینبار سال 1337 چاپ شد. اینسفرنامه با هدف معرفی تاتهای شهرستان تاکستان شهرستان بوئینزهرا نوشته شده و مولفش، شرح وقایع سفری را داده که در روزگار کودکی همراه با پدرش از تهران تا ابراهیمآباد قزوین رفته است. آل احمد هم متن را اینگونه آغاز میکند: «وقتی هنوز خیلی کوچک بودم یکی از خواهرانم را (بزرگترین آنها را) به شوهری دادند که یکی از طلاب علوم دینی قم بود و قرار بود به زودی به جای پدرش آخوند دهات بلوک زهرا بشود.»
انتشارات امیرکبیر اینکتاب را از سال 1370 تا امروز منتشر کرده که به تازگی نسخههای چاپ ششماش راهی بازار نشر شدهاند.
«تاتنشینهای بلوک زهرا» 8 فصل اصلی دارد که به ترتیب عبارتاند از:
«آشنایی با محل»، «کلیات»، «آب و ملک»، «کار و بار»، «خانه و زندگی»، «سوگ و سرور»، «افسانه و متل» و «لهجه».
در قسمتی از این کتاب می خوانیم:
تا شب اول محرم علم آماده است و مراسم عزاداری را شایسته. از همان شب در میدان ده علم را وسط معرکه نگه میدارند و سینهزنها که همه مردند دور آن حلقه میزنند. در دایرهای بزرگ. هرکدام یکپا را پیش میگذارند و دیگری را عقب و با دست چپ کمر یکدیگر را گرفتهاند و با دست راست سینه میزنند. همراه آواز نوحهخوانی که اغلب اوقات یکی از همان عاشقهای غریبه است و به ندرت متشرعی جاافتاده و از اهل ده. نوحهها یا ترکی است یا فارسی. کمتر به لهجه محلی نوحهای از آنها شنیدهام. گرچه بسیار اتفاق افتاده است که شنیدهام کسی پس از نماز دعاها و اوراد نافله را به مخلوطی از عربی و فارسی و تاتی و ترکی میخوانده. یا ورد معنی را به هر چهار زبان که: «آلاه ایشته توکول! آلاه سنه توکول!...»
اینمراسم تا شب عاشورا دوام داد و بعد از آنچه را از ثروت خانوادهها به علم آویختهاند میگشایند و به صاحبش رد میکنند. و باز علم را به امامزاده میبرند. برای یکسال دیگر انتظار. مجالس روضه و ختم قرآن هم البته در همین شبها در مساجد برقرار است. اما در «ابراهیمآباد» سینهزنیها فقط در مساجد است و تکیهها؛ و چنان علمی هم در کار نیست و همهجا افتادگی و رسمیت و تشرع است.
اینکتاب با 211 صفحه و شمارگان 500 نسخه عرضه شده است.

دیدگاه کاربران