از مجلات پیک تا فرهنگنامه کودکان؛ مرور هفت دهه فعالیت ایران گرگین

در آیین رونمایی از کتاب «۱۵ مقاله از ایران گرگین» در شورای کتاب کودک، هفت دهه فعالیت این نویسنده و پژوهشگر پیشکسوت در حوزه آموزش و ادبیات کودک و نوجوان مرور شد.
به گزارش خبرنگار لیزنا، کتابخانه تحقیقاتی شورای کتاب کودک روز دوشنبه 27/7/1405 میزبان رونمایی از کتاب تازه ایران گرگین،سرویراستار فرهنگنامه کودکان و نوجوانان بود. این کتاب با عنوان 15 مقاله از ایران گرگین و به کوشش محمد علی منصوری منتشر دشه است. «گرگین، ایران. 15 مقاله از ایران گرگین. به کوشش محمد علی منصوری. تهران: شرکت نشر فرهنگنامه کودک و نوجوان، 1405».
ایران گرگین؛ عمری معلمی، عمری آموزش، عمری پژوهش، 70 سال کار پیوسته، در مدرسه، در مجلات پیک، و فرهنگنامه کودک و نوجوان، از ایران گرگین چهره ای تابناک و تاثیرگذار در فرهنگ ایران زمین ساخته است. ایران گرگین در سال 1311 در خانواده ای فرهنگی در اصفهان زاده شد و در سال 1334 به استخدام وزارت آموزش و پرورش (وزارت فرهنگ آن روزگار) درآمد و کارش را در لباس معلمی آغاز کرد. در سال 1335 وارد داشکده ادبیات دانشگاه تهران شد و در رشته فلسفه تحصیل کرد و پس از آن با سمت دبیری، تدریس در دبیرستانهای تهران را ادامه داد. در سال 1340 با دکتر حسن مرندی، پزشک و مترجم و نویسنده پرکار ازدواج کرد. ایران گرگین، پس از آن به پیک دانشآموز که زیر نظر ایرج جهانشاهی و به عنوان منبع کمک آموزشی برای دانشآموزان منتشر میشد پیوست و تا زمانی که انتشار این مجلهها متوقف شد با پیک همکاری میکرد و یکی از نویسندگان اصلی پیک دانشآموز، و دیگر مجلات پیک و عضو شورای سردبیان مجلات پیک بود.
با شروع کار فرهنگنامه کودک و نوجوان که توسط توران میرهادی و ایرج جهانشاهی پایه گذاری شد، به فرهنگنامه پیوست و تا امروز که در سن 94 سالگی به سر میبرد، به عنوان سر ویراستار فرهنگنامه، یکی از نفیسترین فرهنگنامه های کودک و نوجوان جهان را در کنار دهها نویسنده و استاد متخصص همراهی میکند و نشان داده و میدهد که معلمی پایان ندارد، خستگی ندارد، و هر بار که ایشان را میبینیم، خدای را هزاران بار شکر، شادابتر و پر انرژیتر در جمع حضور پیدا می کنند . عمرشان دراز و سرفراز باد که مایه افتخار شورای کتاب کودک و فرهنگنامه و مایه سربلندی ایران هستند.
نشست با حضور ایران گرگین،نوشآفرین انصاری و پژوهنده برجسته ادبیات کودک و نوجوان یاشار هدایی در ساعت 14 آغاز شد. رونمایی از کتاب ایران گرکین، مانند بسیاری فعالیتهای شورای کتاب کودک، صرفا تعارف و تکریم نبود، دو استاد بزرگ شورایی نوشآفرین انصاری و یاشار هدایی در کنار ایران گرگین نشستند و با تحلیلها و پس از آن با سوالهایی که از وی کردند، باز هم نوری تازه بر مجلات پیک دانش آموز و به قول نوشآفرین انصاری منشأ قدرتمند مقالههای فرهنگنامه کودکان و نوجوانان تاباندند. استاد هدایی با تاریخچه و تحلیلی از آثار ایران گرگین و مجلات پیک جلسه را آغاز و پس از آن پرسشهای خود از ایرانگرگین را طرح کرد.
یاشار هدایی: مجلات پیک در سطحهای مختلف منتشر میشد، معیار این سطح بندیها چه بود، و با چه معیارهایی این سطح بندیها انجام میشد؟
ایران گرگین: در آن زمان خواندنیهایی برای نوسواردان منتشر میشد و میدیدیم که به درد سایر کودکان (گروههای سنی) نمیخورد، برای همین به وزارت آموزش و پرورش پیشنهاد پیک دانش آموز داده شد و بعد به ترتیب برای نوآموز برای نوجوان و جوان مجلات دیگری شروع به انتشار کرد. نیاز جامعه کودک و نوجوان مهم بود. پیک نوآموز را معلم برای بچهها میخواند و اولین مجله از مجموعه مجلات پیک بود و بعد به ترتریب مجلات دیگر آمدند. ایرج جهانشاهی با نگاهی عمیق و دقیق نتایج کارها را بررسی میکرد و به فرض در مییافت که این مجله به درد دانش آموزان پایه های چهارم و پنجم نمیخورد و پیک دانش آموز را شروع میکرد که برای دانش آموزان یک سطح بالاتر کارایی داشته باشد. باید داستان همراه با بررسی منتشر شود باید برای خواننده تفکر ایجاد کند تا بیاندیشد. بعد پیک جوانان منتشر شدکه باز سطحش بالاتر بود. در همین کتاب که الآن روی میز دارید (کتاب رونمایی شده)، مقالاتی که من نوشته ام را ببینید، زبان گفتار اینها متفاوت است یکی برای دانشآموزان است و یکی برای جوانان.
نوشآفرین انصاری: آیا در مجلات پیک باید رد پای غرب را هم ببینیم؟ اشاره میکنم به کتاب خانم راعی که اخیرا منتشر شده است (راعی، منصوره. «راه روشن: مصاحبه تاریخ شفاهی با منصوره راعی. مصاحبه،تدوین و پژوهش،پیمانه صالحی. تهران: کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران، 1405) . ایشان به طرح جامع و امریکایی Iran Education Land اشاره میکنند و انتشارات فرانکلین و به نوعی رد پای غرب در آموزش و پروش ایران دیده میشود.
ایران گرگین: من توجهی به این موضوع نداشتم. من در جریان سیاست موسسه فرانکلین نبودم. برای ما که در پیک بودیم نقش غرب در مجلات پیک مطرح نبود. موسسه فرانکلین هیچگونه دخالتی در نوع مقاله و نوع سیاستگزاری مجلات نمیتوانست داشته باشد. آقای جهانشاهی کاملا مستقل بود. جهانشاهی با جدیت در مقابل وزارت آموزش و پرورش میایستاد . با اینکه مجلات متعلق به دولت یعنی انتشارات کمک آموزشی وزارت آموزش و پرورش بود، هیچ نگاه دولتی نداشتیم، جز اینکه سالروزی چیزی بود و اشاره کوتاهی منتشر میشد. اصلا چنین مسایلی نداشتیم، اگر هم چیزی بوده و تاثیری داشتند، شکلش چیزی نبود که ما احساس کنیم که تاثیر غربی دارد، ما ایران برایمان مهم بود و میتوانستیم چیزهایی بنویسیم که بچه ها بخوانند و بفهمند. تلاش میشد نصیحت مستقیمی نباشد و مسایل انسانی، از مهر و محبت و مطالب ضد جنگ در آن وجود داشته باشد. نمونهها را در همین کتاب 15 مقاله ببینید برای دانش آموز مینوشتم که ملانصرالدین چیست؟ سعدی را فکر میکردم چگونه بگویم که سعدی را بشناسند و جذاب هم باشد. از سفرهای سعدی مینوشتم. کوشش هنوز هم همین است. چیزی که میخواهیم بخوانند باید جذاب باشد، قابل فهم باشد، مفید باشد، و باید به واژه واژهای که بکار میبریم فکر کنیم، واژهها هستند که پیامی را منتقل میکنند و همیشه به دنبال همین بودم و جز عشق به بچهها، نظر دیگری نداشتهام.
نوش آفرین انصاری: ما یک همدلی تاریخی نیاز داریم که بدانیم آن زمان چه گفتمانی در جریان بود.
یاشار هدایی: ما درگیر یک مدرنیزم آمرانه بودیم، و گفتمانی رسمی که در موسسه فرانکلین میتوانیم رد پای آن را ببینیم. خانم میرهادی در نوشته ها و گفتارهایشان هست که از بدو تاسیس شورا بحث داشتن یک کتاب مرجع برای کودکان مطرح بود. دایره المعارفی بود که موسسه فرانکلین منتشر کرده بود به نام نویسندگانش برتا موریس پارکر مشهور بود. خانم میرهادی در انتقادی روشن از این مجموعه 17 جلدی، این سوال را مطرح می کنند که " به کودک ایرانی چه ربطی دارد که در ایالت آلاباما در آمریکا چند راس گاو وجود دارد". که در مصاحبه ایشان د رکتاب گفتگو با زمان هست. (میرهادی، توران. گفتگو با زمان: مجموعه گفت و گوهای توران میرهادی. تدوین مسعود میرعلایی. چاپ سوم. تهران: کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران،، 1405. چاپ اول، 1392)
در گفتمان آن روزگار سه گفتمان وجود دارد. طیف گفتمان رسمی و حکومتی؛ طیفی که مخالف است؛ و طیفی بینابینی و میانه که میدانند چه میخواهند و چه میکنند و از ابزار در دسترس به خوبی استفاده میکنند. طرح مجلات پیک بصورت آزمایشی در ابتدا در کرج و قزوین اجرا میشود. و زمانی که موفق سنجیده میشود به تمام ایران تعمیم داده میشود.
و حالا سوال دیگری دارم از خانم گرگین: من اختلافی میبینم در نگاه دو استاد. سرکار خانم گرگین و آقای جهانشاهی. که شما اعتقاد داشتید که کمی بیش از دانشی که از طریق کتابهای درسی میگیرند و واژههایی که در آنجا دارند به بچهها داده شود و معلم میتواند واژههایی را که بچه ها بلد نیستند برایشان توضیح دهد و آقای جهانشاهی اعتقاد داشتند که باید پانویس داده شود.
ایران گرگین: اختلاف نظر نبود، اختلافی نداشتیم. صحبت که میشد، جهانشاهی هم بر ساده نویسی تاکید داشتند که مطلب باید به زبانی واضح و روشن نوشته شود و اگر مطلبی بود که در کتاب درسی نبود و ممکن بود کوودک معنی واژه را نفهمد، علامتی میگذاشتیم و معنای واژه را مینوشتیم.
با جهانشاهی اختلافی نداشتیم. جهانشاهی حق بزرگی بر گردن همه داشتند. ما در موسسه انتشارات آموزشی به جریانی وارد شدیم که جهانشاهی مدیر آن بود. در این مجموعه افق روشنی به ما نشان داد که به مرور این افق باز و بازتر شد. جهانشاهی مدیری جدی، مدیری با دانش در حوزه کار خودش و علاقهمند که حالا بخشی میگویند کار عاشقانه. کسانی را به کمک گرفت که سرآمد بودند. نجف دریابندری، کریم امامی و خیلیهای دیگر برای ما می نوشتند. نوشتن در پیک همینطور (عاشقانه) بود. تا کسی به موضوعی علاقه نداشته باشد، طرح نریزد، نمی تواند درست بنویسد.
نوشآفرین انصاری: خانم گرگین شما راه را رفتهاید و پیمودهاید و این افتخار نصیب فرهنگنامه شد ه در فرهنگنامه کار را دنبال کردید و نویسندگان بسیاری در این راه تربیت شدند.
و حالا یک سوال خاص. شما همسر یک روانپزشک بودید، دکتر حسن مرندی که علاوه بر طبابت مینوشت و ترجمه هم میکرد. در کارهایتان چقدر با دکتر مرندی مشورت میکردید؟ چگونه با ایشان زندگی میکردید و چگونه آشنا شدید؟
ایران گرگین: یکدیگر را در جریانهای سیاسی اجتماعی شناختیم و علایقمان شبیه به هم بود. هر دو ساعت فراغتمان کتاب میخواندیم و صحبت میکردیم و البته دانشش بیشتر از من بود. خیلی راحت روزگار میگذراندیم و اخبار سیاسی و اجتماعی را که می خواندیم و میشنیدیم، با هم گفتگو میکردیم. دوستان که میپرسیدند شما دو نفر وقتی با هم هستید چکار میکنید، میگفت ما مسایل بینالملل را حل میکنیم. البته در خانواده ای فرنگی بزرگ شده بودم که همه عادت به خواندن داشتیم. و علایق مشترک ما هم خواندن بود.
در بخش پایانی یاشار هدایی دو نکته فرامتنی در مورد چاپ دو مقاله از مقالههای فرهنگنامه مطرح کرد که محمدعلی منصوری از مدیران شرکت نشر فرهنگنامه بدان پاسخ داد.
پروین فخارنیا، شهناز خانلو، و خانم آقایی و پندار خمارلو (فرزند زنده یاد توران میرهادی) هر یک نکات وخاطراتی را مطرح کردند و جناب آقای افاضل نقل قولی از مقاله خوارزمی از کتاب رونمایی شده خواندکه در اینجا نکته بسیار مهم پندار خمارلو را نقل می کنم.
پندار خمارلو: نگاه آقای جهانشاهی و خانم میرهادی از ابتدا به فرهنگنامهای با همین شمایل و محتوا بود. کریم امامی پیشنهاد داد که چرا میخواهید اینقدر وسیع و طولانی این فرهنگنامه را بنویسید، بیائید کوچکترش کنید تا سریعتر به دست همه برسد . آقای جهانشاهی میگفتند ما فرهنگنامه را یک دایرهالمعارف کودک در ابعاد بزرگ برنامهریزی می کنیم و اجرا میکنیم و بعد اگر خواستیم خلاصهاش را هم منتشر می کنیم. مادرم (توران میرهادی) هم همین را میگفتند که مهم نیست چقدر طولانی شود، مهم این است که درست و صحیح و با کیفیت باشد.
نوشآفرین انصاری: آقای فانی هم میخواستند مدخلها کوتاه باشد و خانم میرهادی میگفتند، هرچه طول بکشد مهم نیست.
در پایان این نشست نصرالله افاضل دبیر شورای مدیریت فرهنگنامه گودک و نوجوان، با ارزش نهادن بر کار ویراستاران و به ویژه ایران گرگین، متنی را از مقاله خوارزمی کتاب 15 مقاله قرائت کرد که خواندن این متن که هزار سال پیش توسط ابوجعفر محمد بن موسی خوارزمی (تولد حدود ۱۵۹ – وفات حدود ۲۲۹ خورشیدی) ریاضیدان، ستارهشناس و جغرافیدان ایرانی در مورد ویراستاران نوشته شده، ارزشمند است. این متن در ادامه آمده است:
نصرالله افاضل:
دانشی مرد کیست
خوارزمی دانشمند را سه گونه میشناسد: نخست کسی که برای اولیین بار دانشی را ابداع یا کشف می:ند، دوم اندیشمندی که آثار پیشینیان را شرح و تفسیر می:کد و راه ساده تری برای بیان مطلب نشان میدهد، سوم خردمندی است که در برخی از کتابها به نادرستی و آشفتگی برمیخورد، پس نادرستیها را اصلاح میکند و آشفتگیها را سامان میبخشد، با خوشبینی به کار مولف مینگرد، بر او خرده نمیگیرد و از اینکه متوجه خطا و اشتباه دیگران شده به خود نمیبالد. این نوع دانشمند برای انطباق با زندگی امروزی ما بسیار جالب توجه است. بدینگونه منتقدان و تصحیح کنندگان کتابها و آنهایی که در چاپ کتابها وظیفه اصلاح نادرستیها و سامان بخشیدن به آشفتگیهای کار نویسنده را دارند و در اصطلاح امروز ویراتسار نامیده میشوند، به نظر خوارزمی در شمار دانشمندانند.

دیدگاه کاربران