امروز: ۱۴۰۵/۰۸/۱۶
فارسی
گاهی دور/ گاهی نزدیک

کسب‌وکار پلتفرم‌ها

کد خبر: ۶۰۴۷۲تاریخ انتشار: ۱۴۰۵/۰۸/۱۶منبع: لیزنا
کسب‌وکار پلتفرم‌ها

سمیه قویدل

لیزنا؛ گاهی دور/گاهی نزدیک 425): سمیه قویدل، دکتری علم اطلاعات و دانش‌شناسی دانشگاه خوارزمی؛ شرکت خدمات انفورماتیک و مسئول کمیته علم‌سنجی انجمن کتابداری و اطلاع‌رسانی ایران :

معرفی کتاب

در سال‌های اخیر، واژه «پلتفرم» آن‌قدر وارد ادبیات فناوری، اقتصاد و کسب‌وکار شده است که شاید دیگر کمتر کسی با نام‌هایی مانند گوگل، مایکروسافت، فیس‌بوک، آمازون، اوبر یا Airbnb بیگانه باشد. اما سؤال مهم این است که پلتفرم دقیقاً چیست و چرا برخی پلتفرم‌ها به چنان قدرتی می‌رسند که جریان اطلاعات، خدمات و حتی رفتار کاربران را تحت تأثیر قرار می‌دهند؟. کتاب «کسب‌وکار پلتفرم‌ها: استراتژی در عصر رقابت دیجیتال، نوآوری و قدرت»، تلاش می‌کند به همین پرسش‌ها پاسخ دهد؛ اما ارزش کتاب فقط در توضیح مدل‌های جدید کسب‌وکار نیست. برای متخصصان علم اطلاعات و دانش‌شناسی، این کتاب می‌تواند بهانه‌ای باشد برای اینکه برخی از مفاهیم آشنای حرفه خود را از زاویه‌ای تازه ببینند.

 

اطلاعات کتاب‌شناختی کتاب

عنوان کتاب: کسب‌وکار پلتفرم‌ها: استراتژی در عصر رقابت دیجیتال، نوآوری و قدرت
نویسندگان: مایکل ای. کوسومانو، آنابل گور و دیوید بی. یوفی
مترجمان: دکتر شهرام خلیل‌نژاد، میثم ورزی و نجمه ناظمی
ویراستار ترجمه: امیرحسین صادقی دولت‌آبادی
ناشر: آریانا قلم، تهران
سال انتشار: ۱۴۰۲
تعداد صفحات: ۳۴۴ صفحه
شابک: 978-600-7677-44-5
عنوان اصلی: The Business of Platforms: Strategy in the Age of Digital Competition, Innovation, and Power (2019)

 

پلتفرم؛ چیزی فراتر از یک فناوری

یکی از نکات مهم کتاب این است که پلتفرم را نباید صرفاً یک وب‌سایت، نرم‌افزار یا اپلیکیشن دانست. در کسب‌وکار پلتفرمی، مسئله اصلی ایجاد بستری است که بتواند چند گروه از بازیگران را به یکدیگر متصل کند و میان آنها تعامل و ارزش‌آفرینی شکل دهد.

به همین دلیل، نویسندگان از بازارهای چندطرفه سخن می‌گویند و میان پلتفرم‌های نوآوری، پلتفرم‌های مبادلاتی و پلتفرم‌های ترکیبی تمایز می‌گذارند. در چنین مدلی، پلتفرم الزاماً همه ارزش را خودش تولید نمی‌کند؛ بلکه شرایطی ایجاد می‌کند که کاربران، تولیدکنندگان محتوا، توسعه‌دهندگان، ارائه‌دهندگان خدمات و سایر بازیگران بتوانند بر بستر آن فعالیت کنند. اینجاست که مفهوم اکوسیستم اهمیت پیدا می‌کند.

 

تفکر پلتفرمی؛ تغییر یک زاویه دید

شاید مهم‌ترین مفهوم کتاب، تفکر پلتفرمی باشد. تفکر پلتفرمی یعنی مسئله را فقط از زاویه «سازمان» و «محصول» نبینیم. باید شبکه‌ای از بازیگران را ببینیم که هرکدام می‌توانند در ایجاد ارزش نقش داشته باشند. سؤال دیگر فقط این نیست که «چه خدمتی ارائه کنیم؟»، بلکه باید پرسید: چه کسانی باید در این اکوسیستم حضور داشته باشند؟ چگونه آنها را به مشارکت ترغیب کنیم؟ چه چیزی باعث ایجاد تعامل می‌شود؟ چگونه ارزش میان آنها شکل می‌گیرد؟ و چه قواعدی باید بر این اکوسیستم حاکم باشد؟

کتاب در همین مسیر از مفاهیمی مانند «اثر شبکه‌ای» و «حلقه‌های بازخورد مثبت» استفاده می‌کند. هرچه مشارکت و تعامل در یک پلتفرم بیشتر شود، می‌تواند ارزش بیشتری برای سایر بازیگران ایجاد کند و همین ارزش، مشارکت بیشتر را به دنبال داشته باشد. داستان مایکروسافت نمونه خوبی برای فهم این منطق است: موفقیت فقط به خود سیستم‌عامل وابسته نبود؛ بلکه شکل‌گیری اکوسیستمی از تولیدکنندگان سخت‌افزار و توسعه‌دهندگان نرم‌افزار، ارزش پلتفرم را افزایش داد.

 

از تفکر پلتفرمی تا رهبری پلتفرمی

اما ساختن یک پلتفرم پایان کار نیست. مسئله مهم‌تر، رهبری پلتفرمی است. رهبری پلتفرمی یعنی توانایی شکل دادن، هدایت و حفظ یک اکوسیستم متشکل از بازیگران مختلف؛ بازیگرانی که لزوماً تحت مدیریت مستقیم سازمان پلتفرمی نیستند. از این رو، مفاهیمی مانند اعتماد، باز بودن، قوانین اکوسیستم، بی‌طرفی، خودنظارتی و حکمرانی اهمیت پیدا می‌کنند. کتاب در بخش «شمشیرهای دولبه» نشان می‌دهد که باز بودن پلتفرم می‌تواند موتور نوآوری باشد، اما بدون اعتماد و قواعد مناسب، همین ویژگی می‌تواند به نقطه ضعف تبدیل شود. به بیان ساده، رهبر پلتفرم باید هم امکان مشارکت ایجاد کند و هم بتواند بر اکوسیستم حکمرانی کند.

 

اما چرا این کتاب برای متخصصان علم اطلاعات و دانش‌شناسی مهم است؟

شاید این مهم‌ترین پرسش برای خواننده لیزنا باشد. این کتاب درباره کتابخانه‌ها و مراکز اطلاع‌رسانی نوشته نشده است؛ اما دقیقاً به همین دلیل ارزش خواندن دارد. کتاب به ما کمک می‌کند از یک چارچوب متفاوت به آینده خدمات اطلاعاتی نگاه کنیم.

امروز یک کتابخانه دیجیتال، مخزن سازمانی، پایگاه اطلاعاتی، شبکه علمی، سامانه اشتراک داده یا پلتفرم پژوهشی دیگر صرفاً مجموعه‌ای از منابع نیست. در اطراف هرکدام از این خدمات، کاربران، تولیدکنندگان محتوا، داده‌ها، پژوهشگران، سازمان‌ها، فناوری‌ها و ارائه‌دهندگان خدمات قرار گرفته‌اند و میان آنها تعامل شکل می‌گیرد. در چنین شرایطی، شاید دیگر کافی نباشد بپرسیم: «چگونه اطلاعات بهتری ارائه کنیم؟»، بلکه باید بپرسیم: «چگونه یک اکوسیستم اطلاعاتی بهتر ایجاد کنیم؟». این همان جایی است که تفکر پلتفرمی می‌تواند برای علم اطلاعات اهمیت پیدا کند.

متخصص علم اطلاعات می‌تواند با خواندن این کتاب، مفاهیمی مانند کاربر، مشارکت، شبکه، داده، اشتراک دانش، دسترسی، اعتماد و حکمرانی اطلاعات را در چارچوبی تازه بازخوانی کند. برای مثال، در یک پلتفرم اطلاعاتی، کاربر دیگر صرفاً «مصرف‌کننده اطلاعات» نیست. می‌تواند تولیدکننده محتوا، مشارکت‌کننده، ارزیاب، برچسب‌زن، تولیدکننده داده یا حتی بخشی از فرایند ایجاد ارزش باشد. از سوی دیگر، ارزش یک خدمت اطلاعاتی نیز ممکن است بیش از آنکه به حجم منابع آن وابسته باشد، به تعداد و کیفیت تعاملات و شبکه‌ای که پیرامون آن شکل گرفته است وابسته شود.

 

سخن آخر

شاید بتوان پیام کتاب را برای متخصصان علم اطلاعات در یک جمله خلاصه کرد: در دنیایی که جریان اطلاعات بیش از گذشته از طریق پلتفرم‌ها شکل می‌گیرد، شناخت «تفکر پلتفرمی» و «رهبری پلتفرمی» دیگر فقط یک دانش مدیریتی نیست؛ بخشی از شناخت آینده حرفه اطلاعات است. «کسب‌وکار پلتفرم‌ها» به ما یادآوری می‌کند که از محصول به پلتفرم، از سازمان به اکوسیستم، از کاربر به مشارکت‌کننده، و از مدیریت منابع به حکمرانی شبکه‌ها فکر کنیم.

و شاید همین تغییر زاویه نگاه، مهم‌ترین دلیلی باشد که یک متخصص علم اطلاعات و دانش‌شناسی، یا به تعبیر قدیمی‌تر، کتابداران، این کتاب را بردارد و بخواند.

 

بخشی از کتاب را می‌توانید در انتشارات آریاناقلم مطالعه نمایید.

 

دیدگاه کاربران (0)

هنوز دیدگاهی برای این خبر منتشر نشده است.

ارسال دیدگاه

نظر پس از بررسی تحریریه منتشر می‌شود.