امروز: ۱۴۰۵/۰۴/۱۴
فارسی
آرشیو قدیمی

یک سایز فیت همه نیست: تولید میکرومدلهای بافتی سواد اطلاعاتی؛ پاسخی به نیازهای «متنوع» افراد و سازمانها

کد خبر: ۰۱۳۹۴/۰۲/۰۵

 

(لیزنا، گاهی دور/گاهی نزدیک 118)،دکتر مریم نظری،عضوهیأت مدیره انجمن علمی مدیریت اطلاعات ایران:

 

اگرانجام پژوهش کاربردی و به درد‌بخور در حوزه سواد اطلاعاتی دغدغه شماست، حتما بخوانید.

 

منبع: www.propertycasualty360.com

 

علیرغم اتفاق نظر جهانی و ملی درباره ضرورت بهره‌گیری از سواد اطلاعاتی برای توسعه جامعه اطلاعاتی و اقتصاد دانشی، در کشور ما به سواد اطلاعاتی بیشتر به عنوان موضوعی لوکس – چه در سطح پژوهش و چه در سطح اجرایی – نگریسته می‌شود. از اینرو بیشتر آنچه تحت عنوان سواد اطلاعاتی گفته، نوشته یا آموزش داده می شود اغلب رویکرد «یک نسخه برای همه» را دنبال می کنند تا رویکرد «تشخیص و تجویز بر اساس نیاز خاص هر فرد یا سازمان». دومی نیازمند مطالعه سواد اطلاعاتی در بافت واقعی مسائل و فعالیتهای افراد و سازمانهاست؛ افراد و سازمانها – و به طور کلی جامعه و بافتی است – که می‌خواهیم سواد اطلاعاتی را در آن آموزش و ترویج دهیم. این نوشته با هدف معرفی گامهایی عملی برای متناسب‌سازی سواد اطلاعاتی با نیازهای واقعی افراد و سازمانها نگاشته شده است. پس از ارائه مقدمه‌ای درباره سواد اطلاعاتی، ضرورت فهم و مدلسازی سواد اطلاعاتی در بافت و چگونگی تولید میکرومدلهای بافتی سواد اطلاعاتی جهت توسعه عملی سواد اطلاعاتی در کشور تشریح می‌شوند.

 

 

سواد اطلاعاتی

 

سواد اطلاعاتی به مجموعه توانمندیهایی اطلاق می‌شود که با ایجاد قابلیتهای زیر در افراد، امکان «یادگیری چگونگی یادگیری» و «یادگیری تمام عمر» را فراهم می‌آورند. به کمک سواد اطلاعاتی افراد:

 

  • تشخیص  می‌دهند چه زمانی و چرا به اطلاعات نیاز دارند و می‌توانند نیاز اطلاعاتی خود را بیان کنند.
  • انواع منابع اطلاعات و ابزارهای جایابی و دسترسی به اطلاعات را می‌شناسند و  می‌توانند با استفاده از ابزارها و منابع مناسب به اطلاعات موردنیاز خود دست یابند.
  • می‌توانند از میان انبوه اطلاعات موجود، مرتبط‌ترین و معتبرترین منابع اطلاعات را برای نیاز اطلاعاتی خود انتخاب کنند.
  • می‌توانند به گونه‌ای موثر و اخلاقی از اطلاعات به دست آمده برای رفع نیاز اطلاعاتی استفاده کنند و مسئله موردنظر خود را با تکیه بر اطلاعات حل کنند.

 

افراد مجهز به چنین توانمندیهایی قادرند در هر موقعیت و در مواجهه با هر مسئله‌ای با تکیه بر اطلاعات مناسب و معتبر مسائل خود را حل نمایند و – در صورت تداوم این روند - یادگیری تمام عمر را تجربه کنند.

 

متناسب‌سازی سواد اطلاعاتی با مسائل واقعی افراد؛ شرط نخست تولید افراد باسواد اطلاعاتی

 

البته به شرط آنکه این افراد بسته(‌‌های) سواد اطلاعاتی‌ای در اختیار داشته باشند که با مسائل و نیازهای واقعی آنها متناسب و همخوان باشد؛‌ یعنی:

 

  • به فهم و تشخیص مسائلشان به آنها کمک کنند؛ و ذهنیت موردنیاز برای ورود به دنیای اطلاعات و سواد اطلاعاتی را در آنها ایجاد نماید. به عبارتی افراد را – متناسب با موقعیت و مسائلشان – با نقش و اهمیت اطلاعات در حل مسائل مربوطه توجیه کند؛ مثلا اینکه که چرا برای حل مسائلم - به عنوان یک هنرمند، یک معلم، یک خانم خانه‌دار ... – باید به اطلاعاتی فراتر از پیش‌دانسته‌های خود مراجعه کنم؟
  • چگونه اندیشیدن درباره نیاز اطلاعاتی و منابع اطلاعات را به آنها بیاموزند؛
  • چگونگی جایابی، ارزیابی و استفاده موثر و اخلاقی از اطلاعات موردنیازشان را به آنها بیاموزند.

 

به عبارتی زمانی افراد باسواد اطلاعاتی می‌شوند که به بسته‌های سواد اطلاعاتی متناسب‌سازی شده‌ (customized) با مسائل و شرایط خاص خود مجهز باشند تا در مواجه با مسائل مختلف، چگونه اندیشیدن از دریچه اطلاعات و سواد اطلاعاتی را در خود پرورش دهند. تولید چنین بسته‌هایی نیازمند برداشتن دو گام اساسی است:

 

  • گام اول - درک و شناسایی شرایط و مسائل واقعی افراد؛ مسائلی که افراد روزانه – در زندگی شخصی، شغلی یا تحصیلی - با آنها مواجه هستند.
  • گام دوم - کشف قطعات پازل سواد اطلاعاتی موردنیاز آنها (نیاز اطلاعاتی، اطلاعات موردنیاز،‌ رفتار و مسیر اطلاعاتی درست برای تامین منابع موردنیاز) در بافت (context) مسائل شناسایی شده.

 

نیاز به فهم سواد اطلاعاتی در بافت

 

برای انجام موفقیت‌آمیز این دو گام لازم است تا از انجام پژوهشهای سواد اطلاعاتی سطحی - که اغلب حول محور استانداردها و مدلهای غیربومی سواد اطلاعاتی طراحی و با روش پیمایشی انجام می‌شوند - فراتر رویم و سواد اطلاعاتی را در بافت مسائل و نیازهای واقعی افراد و سازمانها مطالعه کنیم. چرا که با توجه به ماهیت وابسته به بافت (context-dependent) سواد اطلاعاتی، سواد اطلاعاتی موردنیاز هر فرد، صنف و سازمانی متفاوت و منحصر به فرد است. بنابراین استانداردها و مدلهای سواد اطلاعاتی تنها زمانی قابلیت تولید افراد باسواد اطلاعاتی دارند که متناسب با مسائل و نیازهای جامعه موردنظر متناسب‌سازی شده باشند. تنها از طریق فهم و مدلسازی نیاز اطلاعاتی و رفتار اطلاعاتی افراد در بافت مسائل و فعالیتهای روزانه – فردی، تحصیلی، اجتماعی و شغلی – آنهاست که می‌توانیم مدلهای موجود (چیستی و چرایی سواد اطلاعاتی) را در بافت بومی مفهوم‌سازی کنیم و بر پایه چنین بنیانهای نظری قوی مستخرج از بافت بومی است که می‌توانیم درباره چگونگی آموزش، ترویج و پیاده‌سازی سواد اطلاعاتی نسخه‌های مناسب و متناسب با نیازهای افراد و سازمانها تجویز نماییم.

 

تولید میکرومدلهای بافتی به جای ماکرومدلهای انتزاعی؛ گامی اورژانسی برای توسعه سواد اطلاعاتی در کشور

 

به دلیل عمق و گستره دانش موردنیاز برای فهم سواد اطلاعاتی در هر بافت و همچنین تفاوت مسائل و نیازها افراد و سازمانها لازم است تا پژوهشهای سواد اطلاعاتی در مقیاسهای کوچک و با تمرکز بر گروه یا صنفی خاص انجام شوند تا نتایجی کاربردی و مشکل‌گشا – و نه انتزاعی - برای جامعه موردنظر تولید کنند. این نوشته با هدف معرفی گامهایی عملی درباره چگونگی تولید میکرومدلهای بافتی سواد اطلاعاتی حول محور نیازهای واقعی افراد و سازمانهای مختلف نگاشته شده است.

 

روش

 

روش معرفی شده در این نوشته برگرفته از دستاوردهای پژوهش دکتری نگارنده است که رویکردی بافتی - مشارکتی را برای متناسب‌سازی سواد اطلاعاتی با نیاز بافت موردنظر (مانند رشته تحصیلی، محیط آموزشی، مقطع تحصیلی، و ...) پیشنهاد می‌دهد. این روش در بافتهای مختلف – اعم از آموزشی، محیط کار، صنعت و ... – قابل استفاده است (Nazari, 2012).

 

در این روش به جای تکیه بر نظرات و تجربیات افراد درباره سواد اطلاعاتی – که معمولا متاثر از دانش کلاسیک و کتابی آنهاست - تمرکز بر تجربه زیسته افراد از اطلاعات و سواد اطلاعاتی در بافت واقعی فعالیتهای آنها دارد، البته بدون عرضه و معرفی مستقیم سواد اطلاعاتی به آنها. یعنی موضوع سواد اطلاعاتی به هیچ وجه مستقیما از جامعه پژوهش پرسیده نمی‌شود. به جای آن بر فعالیتهای روزانه فرد در نقشی مشخص تمرکز می‌شود. مثلا اگر هدف پژوهش مطالعه سواد اطلاعاتی در بافت مدارس است و جامعه موردنظر ما معلمان هستند، از معلم می‌خواهیم تا راجع به تجربه تدریس خود در یک درس مشخص،‌ تکالیف درسی دانش‌آموزان، چگونگی ارزیابی دانش‌آموزان و چگونگی حمایت آموزشی – اطلاعاتی آنها برای یادگیری درس و انجام تکالیف برای ما سخن بگوید و جزئیات تجربه خود در این زمینه را بیان کند. سپس در بافت هر فعالیت از او می‌خواهیم درباره موارد زیر تجربه‌های زیسته خود را با ما به اشتراک گذارد:

 

  • توانمندیهای مختلف سواد اطلاعاتی: با تمرکز بر هر توانمندی (مانند تشخیص نیاز اطلاعاتی، یافتن اطلاعات موردنیاز، ارزیابی اطلاعات و ..) و نه مفهوم سواد اطلاعاتی (نمونه در بخشهای بعدی).  
  • چگونگی توسعه این توانمندیها،
  • چالشهای پیش‌روی و رویکردهای پیشنهادی خود برای غلبه بر این چالشها

 

از میان این سه، مورد اول به فهم مفهوم و چیستی و چرایی سواد اطلاعاتی کمک می‌کند و دو مورد بعد، به فهم چگونگی آموزش و ترویج سواد اطلاعاتی – آنگونه که هست و آنگونه که می‌تواند باشد – کمک می‌کنند. بنابراین واقعیت سواد اطلاعاتی و چگونگی آموزش و ترویج آن بر اساس واقعیت مدلسازی می‌شود.

 

 نکته کلیدی در این روش این است که در هیچ مرحله‌ای از گردآوری داده مستقیما درباره سواد اطلاعاتی با پاسخگو صحبتی به میان نمی‌آید. چرا که در صورت عرضه مستقیم پدیده (سواد اطلاعاتی) به پاسخگو شانس تداخل دانش کتابی او با تجارب زیسته‌اش درباره پدیده موردنظر به وجود می‌آید و از آنجایی که در پژوهش بافتی به دنبال کشف واقعیت پدیده در بافت موردنظر هستیم و نه دانش کتابی افراد، در صورت عرضه مستقیم پدیده به پاسخگو زمینه برای مزاحمت دانش کتابی در داده‌های به دست آمده فراهم می‌شود و این از قوت و دقت یافته‌ها و مدل تولید شده می‌کاهد. این وجه تمایز رویکرد بافتی نگارنده با سایر رویکردهای بافتی ارائه شده توسط دیگر محققان در جهان است. در پژوهشهای کیفی سواد اطلاعاتی در سطح بین‌الملل - مانند پژوهشهای خانم کریستین بروس، آنا لوید، و شیلا وبر – که با روشهای پدیدارشناختی و گراندد تئوری انجام شده‌اند، ابزار پژوهش به گونه‌ای است که در مرحله گردآوری داده، سواد اطلاعاتی «مستقیما» به پاسخگو عرضه می‌شود و از او خواسته می‌شود تا درباره دیدگاه و تجربه خود درباره «سواد اطلاعاتی» در بافت فعالیتهای خود سخن بگوید. بنابراین عمق یافته‌ها درباره واقعیت سواد اطلاعاتی در بافت موردنظر – به دلیل تداخل دانش کتابی افراد و در درجه دوم قرار گرفتن مسائل واقعی و تجربه‌های زیسته افراد در پژوهش – نسبت به رویکرد بافتی کمتر است.

 

 در رویکرد معرفی شده در این نوشته – که با روش مطالعه موردی اکتشافی انجام شده است -  مفهوم سواد اطلاعاتی و سایر قطعات آن (مانند نیاز اطلاعاتی،‌ اطلاعات موردنیاز، شیوه‌های دسترسی به اطلاعات و ...)‌ توسط – و مبتنی بر - دانش تجربی و تجربه‌های زیسته جامعه موردمطالعه از دل بافت پژوهش استخراج و ساخته می‌شوند. به این ترتیب چون چیستی و چرایی سواد اطلاعاتی در و از دل واقعیت منتج می‌شود،‌ نیازهای واقعی سواد اطلاعاتی بافت موردنظر را منعکس می‌کنند و به همین دلیل یافته‌های چنین پژوهشی برای ترویج و پیاده‌سازی برنامه‌های سواد اطلاعاتی در بافت موردنظر کاملا کاربردی هستند.

 

به علاوه، به دلیل اینکه علاوه بر مفهوم و چرایی نیاز به سواد اطلاعاتی و چگونگی آموزش و ترویج آن، بر چالشهای پیش‌روی و رویکردهای پیشنهادی افراد و تجارب منحصر به فرد آنها در مواجهه با این چالشها داده‌هایی گردآوری می‌شود، آنچه به عنوان چگونگی پیاده‌سازی و ترویج سواد اطلاعاتی مدلسازی می‌شود، عملا در بافت موردنظر – و بافتهای مشابه – قابل استفاده است. چرا که مدلهایی سواد اطلاعاتی که با تکیه بر چنین رویکرد بافتی طراحی می‌شوند با درنظر گرفتن مناسبات، فرصتها و محدودیتهای بافت موردنظر ساخته می‌شوند. از اینرو واقعی هستند و برای واقعیت کاربرد دارند.

 

 

مخاطب

 

این نوشته مناسب آنانی است که می‌خواهند خود را از حلقه بسته پژوهشهای «رفع‌تکلیفی» در حوزه سواد اطلاعاتی نجات دهند اما به دلیل مجهیز نبودن به دانش روش شناختی موردنیاز – و علیرغم میل باطنی- به انجام پژوهشهای «رفع‌تکلیفی» قناعت می‌کنند. امید که بتوانیم با بکارگیری این شیوه از پیشروی بی‌رویه پژوهشهای «بی‌رمق» و «بی‌کاربرد» سواد اطلاعاتی جلوگیری کنیم، پژوهش و کار سواد اطلاعاتی را با هم پیوند دهیم و در آینده نزدیک درباره تاثیرگذاری پژوهشهایمان در حرفه‌ها، صنایع و بخشهای مختلف مستند و با افتخار بنویسیم.

 

در ادامه پس تشریح ماهیت بافتی سواد اطلاعاتی و چرایی نیاز به رویکرد بافتی برای فهم، آموزش و ترویج موثر سواد اطلاعاتی، چگونگی ساخت میکرومدلهای سواد اطلاعاتی و ملاحظات ویژه برای طراحی پرسشهای عملیاتی و کنکاش تجارب زیسته بومی در این حوزه ارائه می‌شوند. 

 

مطالعه سواد اطلاعاتی در بافت تجربه‌های زیسته فردی و سازمانی

 

با توجه اینکه ماهیت مسائل فردی و سازمانی هر فرد و هر سازمان متنوع است، نیاز اطلاعاتی و اطلاعات موردنیاز آنها هم گوناگون و – گاها – منحصر به فرد و سازمان موردنظر است. به عنوان مثال سواد اطلاعاتی موردنیاز برای مسائلی که یک خانم خانه‌دار با آنها سروکار دارد، با سواد اطلاعاتی موردنیاز یک جوان پشت کنکوری با هم متفاوت هستند. متشابها، سواد اطلاعاتی موردنیاز یک متخصص فیزیک یا یک مدیر بازاریابی با هم فرق می‌کند. و برنامه‌های سواد اطلاعاتی موردنیاز برای مدیران شرکت نفت با کارکنان جهاد کشاورزی با هم تفاوت دارند. دلیل آن هم تفاوت در نوع مسائل و بافتی است که فرد یا جامعه موردنظر در آن کار و زندگی می‌کند. به دلیل چنین تنوعی، کشف سواد اطلاعاتی موردنیاز آنها مستلزم مطالعه تجربه‌های زیسته یا  lived experiencesآنها از اطلاعات و سواد اطلاعاتی در بافت فعالیتهایی است که انجام می‌دهند. این – در وهله اول – نیازمند شناخت عمیق و جامع فعالیتها و مسائل مربوطه ‌آنهاست. چرا که اغلب میان آنچه  فکر می‌کنیم مسئله است با آنچه واقعا مسئله است،‌ ممکن است فاصله زیادی وجود داشته باشد.

 

مدلسازی سواد اطلاعاتی افراد و سازمانها با رویکرد بافتی

 

با استفاده از رویکرد بافتی، سواد اطلاعاتی در بافت مسائل و فعالیتهای واقعی افراد و سازمانها مطالعه و فهمیده می‌شود. در این رویکرد به جای بررسی نظر افراد درباره سواد اطلاعاتی، بر تجربه زیسته آنها از سواد اطلاعاتی  تمرکز می‌شود. از افراد خواسته می‌شود تا در بافت فعالیتی مشخص درباره تجارب زیسته سواد اطلاعاتی خود صحبت کنند. از آنها خواسته می‌شود تا ابتدا فعالیت موردنظر را با جزئیات تشریح کنند، سپس در بافت هر قسمت از فعالیت، درباره تجربه اطلاعاتی  خود سخن بگویند. مثلا اگر کارکنان شرکت نفت مدنظر هستند، از آنها خواسته می‌شود تا جزئیاتی درباره کار و فعالیت روزانه یا پروژه در دست انجام خود بیان کنند، سپس در بافت هر بخش از فعالیت از آنها خواسته می‌شود به پرسشهای زیر پاسخ دهند (عرضه غیرمستقیم سواد اطلاعاتی). اینکه:

 

  •  برای انجام فعالیت موردنظر به چه اطلاعاتی نیاز دارند؟
  • این اطلاعات را از چه منابعی به دست می‌آورند؟
  • مناسب و معتبر بودن این منابع برای فعالیت موردنظر را چگونه تشخیص می‌دهند؟
  • چگونه از این منابع برای انجام فعالیت موردنظر استفاده می‌کنند؟
  • پس از استفاده از منابع اطلاعات، آموخته‌های خود را چگونه با دیگران به اشتراک می‌گذارند؟
  • در هریک از موارد فوق با چه چالشهایی روبرو هستند و چگونه بر این چالشها غلبه می‌کنند (یا چه راهکارهایی را برای غلبه بر چالشها پیشنهاد می‌کنند؟)

 

این رویکرد کمک می‌کند تا سواد اطلاعاتی موردنیاز افراد و سازمانها در بافت واقعی فعالیتها و مسائل آنها شناسایی شود و چیستی و چرایی سواد اطلاعاتی «آنگونه که هست» و یا «آنگونه که می‌تواند باشد» شناسایی و تبیین شود. (البته کشف سواد اطلاعاتی «آنگونه که باید باشد» نیازمند دانش موضوعی و مدل مفهومی غنی‌تری است که از حوصله این نوشته خارج است). تنها با تکیه بر چنین شناختی است که می‌توان محصولات و خدمات اطلاعاتی و برنامه‌های آموزشی متناسب با نیاز واقعی جامعه پژوهش طراحی و ارائه نمود.

 

منبع: www.burnaby.ca

 

جمع‌بندی - متناسب‌سازی سایز سواد اطلاعاتی با نیازهای «متنوع» افراد و سازمانها

اصولا پژوهشی مولد و کاربردی است که به نوعی چیزی به آگاهی، دانایی و یا توانایی ذی‌نفعان پژوهش اضافه می‌کند. یعنی به آنها کمک می‌کند تا مسئله‌ای را حل کنند، جلوی زیانی را بگیرند یا از منفعتی محروم نمانند. مسئله‌ واقعی هم مسئله‌ای است که در بافتی واقعی واقعیت داشته باشد. این مستلزم بهره‌گیری از روشها و ابزارهای پژوهشی است که امکان طرح و پرداختن به مسائل واقعی را در دل بافت واقعی و تجربه‌های زیسته جامعه پژوهش  امکان‌یذیر می‌سازند.

 

بنابراین برای تولید پژوهشهای مولد و کاربردی در حوزه سواد اطلاعاتی هم لازم است تا مسیر پژوهشهای خود را به سمت پژوهشهای بافتی سوق دهیم و سواد اطلاعاتی را در بافتهای متنوع و در مقیاسهای کوچک - اما متمرکز بر بافتی مشخص- انجام دهیم. بر مسائل و نیازهای اطلاعاتی گروه، صنف یا سازمان مشخصی تمرکز کنیم و با استفاده از پرسشهای آشنا به زبان و ادبیات جامعه پژوهش، تجارب زیسته و دانش تجربی جامعه موردنظر را درباره سواد اطلاعاتی - به گونه‌ای که در بالا اشاره شد - عمیقا کنکاش کنیم و نتایج این پژوهشها را در قالب میکرومدلهای سواد اطلاعاتی ارائه دهیم. میکرومدلهایی که در واقع چیستی، چرایی و چگونگی سواد اطلاعاتی را در بافت موردنظر توضیح می‌دهند و امکان پاسخگویی به پرسشهای زیر را فراهم می‌آورند:

 

  • واقعیت سواد اطلاعاتی در بافت موردنظر (بافت زنان خانه‌دار، جوانان پشت‌کنکوری، متخصصان فیزیک ...) چیست و آنها چگونه در زندگی و کار روزمره خود توانمندیهای مختلف سواد اطلاعاتی را تجربه می‌کنند؟
  • چرا و برای حل چه مسائلی به اطلاعات نیاز دارند؟
  • چگونه و چه وقت نیاز به اطلاعات را تشخیص می‌دهند؟
  • به چه اطلاعاتی برای انجام فعالیت موردنظر خود نیاز دارند؟
  • این اطلاعات را از چه منابعی به دست می‌آورند؟
  • چگونه اعتبار و به‌دردبخور بودن اطلاعات را تشخیص می‌دهند؟
  • چگونه از این اطلاعات برای فعالیت موردنظر استفاده می‌کنند؟
  • چگونه تجربه استفاده خود از اطلاعات را با دیگران (همتایان، همکاران ...) به اشتراک می‌گذارند؟
  • در هریک از موارد فوق با چه چالشهایی روبرو هستند و چگونه بر این چالشها غلبه می‌کنند (یا چه راهکارهایی را برای غلبه بر چالشها پیشنهاد می‌کنند؟)

 

 

همانگونه که در تصویر بالا آمده،‌ مدلسازی یافته‌های پژوهشهای بافتی سواد اطلاعاتی، سنگ بنای اولیه بدنه دانش بومی درباره چیستی و چرایی سواد اطلاعاتی را فراهم می‌آورد. از طریق تولید چنین میکرومدلهایی است که می‌توانیم سواد اطلاعاتی را آنگونه که هست تشریح کنیم، براساس چنین درک عمیقی از «واقعیت» سواد اطلاعاتی است که می‌توانیم متناسب با نیازهای افراد و سازمانها و با درنظرگرفتن محدودیتها، فرصتها و مقتضیات بافت موردنظر، منابع و خدمات اطلاعاتی طراحی کنیم که مشتری-مدار و مشتری-پسند هستند.  

 

تا میکرومدلهایی از این دست تولید نکنیم و از ابزارهای متناسب‌سازی نشده با مقتضیات و نیازها بومی در پژوهشهایمان استفاده کنیم، پژوهشهای سواد اطلاعاتی ما – از جمله پژوهشهایی که قصد فهم و کشف «میزان» سواد اطلاعاتی افراد و سازمانها را دارند، طراحی برنامه‌های سواد اطلاعاتی تاثیرگذار دغدغه آنهاست، یا علاقه‌مند به اجرای پژوهشهای پیمایشی در حوزه سواد اطلاعاتی هستند - در حد پژوهشهای رفع‌تکلیفی بی‌کاربرد باقی خواهند ماند.

 

برای مطالعه بیشتر

 

Bruce, Christine. 2013. Information literacy research and practice: an experiential perspective. Communications in Computer and Information Science, 397: 11-30.

Bruce, Christine S. (2000) Information literacy research : dimensions of the emerging collective consciousness. Australian Academic and Research Libraries (AARL), 31(2), pp. 91-109.

Dorner, D.G. and Gorman, G.E. (2011). Developing Contextual Perceptions of Information Literacy and Information Literacy Education in the Asian Region. In Library and Information Science Trends and Research: Asia Region, edited by A. Spink. Bradford: Emerald Publishing.

Hoyer, J. (2011). Information is social: information literacy in context.  Reference Services Review, 39(1), 10 – 23.

Kim, Jeonghyun. 2008. Task as a context of information seeking: an investigation of daily life tasks on the Web. Libri, 58: 172-181.

Lloyd, AnneMaree. 2005. Information literacy: Different contexts, different concepts, different truths? Journal of Librarianship and Information Science, 37 (2): 82–88.

Lloyd, A. (2006). Information literacy landscapes: An emerging picture. Journal of Documentation 65(5), 570−583.

Lloyd, A. (2007). Recasting information literacy as socio-cultural practice: implications for library and information science researchers. Information Research, (12)4. available at: http://InformationR.net/ir/12-4/colis34.html (accessed 25 July 2014).

Lloyd, Anne and Williamson, Kristy. 2008. Towards an understanding of information literacy in context: Implications for research. Journal of Librarianship and Information Science, 40 (1): 3–12

Nazari, M. (2010). Design and process of a contextual study of information literacy.  Library and Information Science Research, 32(3), 179-191.

Nazari, M. & Webber, S. (2010). What do the conceptions of geospatial information tell us about information literacy? Journal of Documentation, 67(2), 334-354.

Nazari, M. & Webber, S. (2012). Loss of faith in the origins of information literacy in e-environments. Journal of Librarianship and Information Science, 44(2), 97-107.

Nazari, Maryam. 2011. A contextual model of information literacyJournal of Information Science. 37(4): 345-359.

Webber, Sheila, Boon, Stuart, and Johnston, Bill. 2005. A comparison of UK academics’ conceptions of information literacy in two disciplines: English and Marketing. Library and Information Research, 29(93).

نظری، مریم. 1393 (20 اسفند).  چیستی و چرایی پژوهش مولد:‌ از «حال بد» به «حال خوب».بازیابی شده از وب‌سایت http://maryamnazari.com.

نظری، مریم 1393 (19 آبان).  سه هنر و سه دانش موردنیاز برای خودتوانمندسازی پژوهشی. بازیابی شده از وب‌سایت http://maryamnazari.com.

 نظری، مریم. 1393 (20 اسفند).  گسست دانشی در پژوهش: مثال «پژوهش سواد اطلاعاتی. بازیابی شده از وب‌سایت http://maryamnazari.com.

دیدگاه کاربران

هنوز دیدگاهی برای این خبر منتشر نشده است.

ارسال دیدگاه

برای کاربران مهمان، قبل از ارسال برای بررسی، کد تایید پیامکی ارسال می‌شود.