آیا مارک قالب مدل مفهومی است؟ (مناظره)
لیزنا، سید ابراهیم عمرانی، سردبیر: زمانی که بیانیه کنگره با عنوان "چارچوب کتابشناختی در دوران دیجیتال" [1] و در 31 اکتبر 2011 منتشر شد، در اولین شماره پیش روی خبرنامه انجمن آن را ترجمه و با مقدمه ای از خودم منتشر کردم. این بیانیه به وضوح به دنبال جایگزینی برای مارک است و در این مورد توضیح کامل می دهد. اساسی ترین مشکلی هم که در آنجا اشاره می کند وجود نزدیک به یک میلیارد رکورد مارکی در شبکه ها است و اینکه باید کار به گونه ای طراحی شود که به هر محیطی که قرار است بروند، داده ها را مجددا توصیف نکنند. بیانیه در 8 بند از «ملزوماتی برای محیط چارچوب کتابشناختی نوین» نام می برد و نکاتی را در این مورد تصریح می نماید که دو بند آخر آن ملزومات را در اینجا می آورم:
7- "انطباق پذیری با پیشینه های مارک – مبنا. در صورتیکه در فرانمای جدید تن به تغییرات بنیادی داده شود، هر تغییری که باشد باید بتوانیم از داده هایی استفاده کنیم که هنوز در قالبهای مارک-مبنا پیدا می شوند، چرا که توصیف مجدد منابع امکانپذیر نخواهد بود. در بهترین حالت اختیار این که همه داده های یک پیشینه مارکی را نگهداری کنید وجود خواهد داشت.
8- تدارک انتقال از مارک 21 به یک محیط تازه کتابشناختی. نیاز کلیدی برای این کار نرم افزاری خواهد بود، که با آزمایشها و آزمونها و فعالیتهای دیگر در رابطه با ارزیابی محیط، انتقال داده ها از مارک به چارچوب کتابشناختی تازه و در صورت امکان برعکس را عملی کند.
و در ادامه تاکید می کنند: کتابخانه کنگره و همکارانش در بخش مارک مایلند تغییرات آنچنان سنجیده انجام گیرد که به جامعه کتابداری اجازه انتقال با محملی قوی تر، بازتر و قابل گسترش تر برای داده های کتابشناختی غنی شده را بدهد و چیزی که قواعد فهرستنویسی جامعه کتابخانه ها را بهتر سازگار خواهد کرد، RDA است. تلاشها بصورت موازی، و همزمان با نگهداری از مارک 21 انجام می شوند، در حالیکه الگوهای تازه در حال آزمایش هستند. انتظار می رود سامانه و خدمات تازه به کتابخانه ها همان میزان صرفه جویی در هزینه ها را که اکنون به آنها اجازه می دهد داشته باشند، باز هم در اختیار آنها بگذارد. حساسیت و ترس از تغییرات سریع، اجرای تدریجی با استفاده از سامانه ها و زیرساختها را در دستور کار قرار می دهد، تا انطباق پذیری داده های موجود حفظ گردد. پروژه چارچوب کتابشناختی تازه، بر محیط وب، اصول و مکانیسمهای داده های پیوندی و چارچوب توصیف منبع[2] (RDF) به عنوان الگوی داده ای پایه تمرکز خواهد داشت...
شاید کمتر دوستانی باشند که اصل یا ترجمه این اثر را به دقت خوانده باشند. نکات مهمی از این سند را در زیر یادآوری می نماید:
توسعه مارک: سرمایه گذاری روی مارک تمام شده و فقط نگهداری می شود. به دلیل آنکه نرم مارک پاسخگوی محیط جدید و الزمات آن نیست ولی داده های مارکی باید بتوانند بدون اشکال به محیط جدید بروند.
داده های سالم: منظور از داده های مارکی همه جا داده های مارکی سالم موجود در شبکه است. نه داده های ناقص در محیطی مارکی یا شبه مارکی.
مدل مفهومی: مارک نرم افزار مدل مفهومی نیست. (برخی ازکارکردهایی که درمدل مفهومی به آن اشاره شده را می توان با افزودن جدولهایی در برنامه های موجود ایجاد کرد ولی این به مفهوم این نیست که مارک قالب مورد نیاز مدل مفهومی است).
محیط و نه قالب: چارچوب کتابشناختی برای دوران دیجیتال تاکید دارد نشان دهد که یک محیط است نه یک قالب، حال آنکه مارک یک قالب است.
پس باید :
1- به فکر نرم افزارهای نوین برای کارکردهای ویژه مدل مفهومی باشیم.
2- از نرم افزار هایی که مارک مبنا هستند (یا استانداردی قابل تبادل دارند)، به عنوان محیطی برای حفظ داده های سالم استفاده کنیم.
3- داده های موجود را در این فرصت با یک فرمت استاندارد (مارک یا قابل تبدیل کامل) سالم سازی و تا حد مارکی کامل کنیم.
4- داده های سالم خود را با RDA تطبیق دهیم تا برای گذر به مدل مفهومی آماده باشیم.
و برای نوشتن رکورد RDA دو روش پیش روی خواهیم داشت:
1- نوشتن در محیطی مفهومی که چنین چیزی در حال حاضر در دسترس نداریم. و «چارچوب» هم خود تصریح می کند که هنوز تا رسیدن به آن فاصله داریم.
2- نوشتن در قالب مارک و ایجاد جدولهایی برای پوشش دادن برخی از روابط در نرم افزارهای موجود و اضافه کردن چند فیلد برای راه انداختن حد اقلهای مورد نیاز، مانند سه فیلدی که در مارک 21 ایجاد کرده اند.
پر واضح است که اگر بخواهیم بیکار ننشینیم و فرصت بیش از این نسوزانیم؛ باید اول داده های خود را کامل و سالم کنیم که می توان در حین کار راه حل دوم بالا را هم در برنامه کاری پیش بینی کرد و ایستگاه موقت مارکی را ایجاد کنیم. فقط یادمان باشد در حالت دوم نمی توانید نام کار خودتان را نوشتن در محیط مفهومی بنامید. ولی اگر داده سالمی دارید، حتما قابلیت انتقال آن به محیط مفهومی پیش بینی خواهد شد.
چارچوب کتابشناختی برای دوران دیجیتال از سه سال پیش و همزمان با بیانیه اکتبر 2011 تبدیل به نهاد/پروژه ای[3] پیشرو برای پیشبرد مدلی مفهومی - اجرایی شده که می توانید تمام اخبار آنرا در سایت کتابخانه گنگره با آدرس BibFrame (http://www.loc.gov/bibframe/) دنبال کنید. در آنجا نیز صراحتا در باره مقایسه مارک و چارچوب کتابشناختی (پیشنهاد بنده سرنام چاکتا = BibFrame است)، می خوانید:
"چارچوب کتابشناختی به عنوان روشی نو با دامنه ای وسیعتر برای نمایش و تبادل اطلاعات کتابشناختی، جایگزین قالب کتابشناختی مارک می شود. مدل چارچوب کتابشناختی همه جنبه های توصیف کتابشناختی، تولید داده، و تبادل داده را مورد بررسی قرار می دهد. و علاوه بر جایگزین شدن با قالب مارک این چارچوب مدلهای محتوایی مختلف و قواعد فهرستنویسی متفاوت برای ورود اطلاعات را دربر می گیرد و پروتکلهای مبادله جاری را بررسی و ارزشیابی می کند...
به عنوان یک قالب توصیف کتابشناختی، تمرکز قالب مارک بر پیشینه های فهرست است که مستقل از یکدیگر قابل شناسایی هستند. مارک اطلاعات مربوط به یک اثر مفهومی و بسترهای فیزیکی را یکپارچه می کند و از رشته مستندهایی برای شناسه هایی مانند نامهای اشخاص، تنالگانها، موضوعها، و غیره در پیشینه استفاده می کند که ارزش آنها در بیرون از خود پیشینه است...
بجای بسته بندی شسته رفته و دقیق همه چیز به عنوان «پیشینه» و توانایی بالقوه تکرار اطلاعات در پیشینه های چند وجهی، مدل چارچوب کتابشناختی (Bibframe) بطور وسیعی بر روابط کتابشناختی بین منابع تاکید می کند مانند روابط اثر با اثر، روابط اثر با مورد، روابط اثر با مستندات). این روابط با استفاده از شناسگرهای کنترل شده چیزها (اشخاص، مکانها، زبانها غیره) مدیریت می شوند. مارک برخی از این چیزها را تا حدودی استفاده می کند(مثل کدهای جغرافیایی، کدهای زبان) ولی چارچوب کتابشناختی در جستجوی این است که همه این جنبه ها قاعده باشند و نه استثنا. بطور خلاصه مدل چارجوب کتابشناختی نقطه ورود رسمی جامعه کتابخانه ها برای تبدیل شدن به مجموعه ای بزرگتر از داده های وبی است که در آن محیط پیوند بین داده ها مهمترین چیز است. "
و در همین آدرس چندین بار تکرار این سخن را می بینید که «داده های مارکی سالم موجود حفظ می شود». پس اگر داده مارکی سالم داشته باشیم، از دستشان نخواهیم داد ومی توانیم آنها را به محیط جدید ببریم و روابط آنها را بسازیم و پیوندهای بین موجودیتها و روابط را برقرار نمائیم.
ما در ایران داده مارکی سالم به ندرت داریم. شاید داده های جدید کتابخانه ملی که از ابتدا در رسا ورود اطلاعات شده اند (به گمانم داده های 1385 به این سو) و یکی دوکتابخانه که از ابتدا داده های خود را کامل و با همه جزئیات و در محل درست واردکرده باشند. تعداد این رکوردهای سالم به یک میلیون هم نمی رسد.
و با همه اینها اگر ما داده های سالم مارکی در کشور داریم، تا روزیکه محیط جدیدی بر اساس مدل مفهومی ایجاد نکرده ایم که در آن از همه امکانات داده های پیوندی، RDF و سایر ابزارهای مورد استفاده در وب معنایی استفاده کنیم، باید نرم افزارهای مارکی خود را نگهداری کنیم تا بتوانیم همانطور که BibFrame می گوید از توصیف مجدد اطلاعات در آینده جلوگیری کنیم.
********************

در نمایشگاه بین المللی کتاب تهران 1393 نشستی با عنوان «RDA و بازیابی معنایی» برگزار شد که بعد از نشست و در روز یکشنبه 14 اردیبهشت، غرفه لیزنا پذیرای دوست بزرگوار جناب آقای حسن باقری، مدیر عامل و یکی از برنامه نویسان اصلی شرکت پارس آذرخش بودیم که در ادامه صحبتهای نشست درباره امکان پیاده سازی RDA در مارک با بنده و سرکار خانم درخوش، مدیر بخش سازماندهی کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران به بحث نشستیم که این بحث ضبط شد و با پیشنهاد آقای باقری و بازخوانی متن پیاده شده* صحبتها و اصلاحات لازم توسط هر سه نفر، اینک در دسترس علاقه مندان قرار می گیرد.
ملیحه درخوش در نشست « RDAو بازیابی معنایی» گفت: دو شق بستر نرم افزاری و محتوای اطلاعاتی در کتابخانه های ایران و بویژه در کتابخانه ملی به عنوان مرجع پیاده سازی آر.دی.ای، در وضعیت مناسبی نیست. در این خصوص، نشستی در خلال بیست و هفتمین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران در غرفه لیزنا انجام شد.
حسن باقری: پارس آذرخش همواره در تعامل با اساتید و متخصصین حوزه کتابداری و اطلاع رسانی بوده و پیاده سازی استانداردها بدون این تعامل میسر نمی گردد. در حال حاضر بخش عمده ای از نیروی کارشناس این شرکت را فارغ التحصیلان رشته کتابداری و اطلاع رسانی در مقاطع کارشناسی و کارشناسی ارشد تشکیل میدهند. پارس آذرخش فضای مناسبی برای افزایش تجربیات عملی این افراد فراهم نموده است.
ابراهیم عمرانی: اعتقاد دارم در شرایط فعلی بچه های کتابداری در اکثریت بالایی از دانشگاه ها برای بازار کار تربیت نمی شوند. اکثرا وارد محیط کار می شوند و تازه آنجاست که همه چیز شروع می شود. به ندرت من می بینم که بچه های کتابداری که از دانشکده فارغ التحصیل می شوند، انگیزه داشته باشند که خودشان چیزی را یاد بگیرند، معمولا بعد از آنکه جایی را پیدا می کنند، در آنجا و بر اساس نیاز کاری شروع به آموختن جدی می کنند.
ابراهیم عمرانی فرصت ایجاد شده برای به کار گیری نیروی جوان کتابدار را توسط این شرکت تقدیر و باقری لزوم تعامل بیشتر بین دانشگاه و پارس آذرخش را مورد تأکید قرار داد.
حسن باقری: در نشست " RDA و بازیابی معنایی" مطرح شد که با ظهور RDA نیازی به مارک نیست، در حالیکه این دو استاندارد جایگاه و کاربرد مستقل داشته و می توانند کنار هم استفاده شوند. بدین صورت که زیر ساخت مارک برای پیاده سازی RDA مناسب است کما اینکه کتابخانه کنگره همین روش را بکار برده است و نمونه هایی از آن در جلسه ارائه شد.
علی رغم اینکه از منظر برخی عزیزان استاندارد مارک یک سطحی معرفی می گردد، ما اصطلاحنامه را با استفاده از مارک پیاده سازی کردیم و از MeSH نیز در نرم افزار خود بهرهبرداری می کنیم. همانگونه که می دانید اصطلاحنامه ساختار درختی داشته و چند سطحی می باشد. حتی امکان بهره برداری از چند اصطلاحنامه به صورت همزمان و یکپارچه در مستندسازی در این نرمافزار وجود دارد.
اصولاً RDA قالب استخراج اطلاعات است و نه ذخیرهسازی آن. بدین مفهوم که امکان استخراج اطلاعات ذخیره شده براساس مارک از دیدگاه RDA وجود دارد. بنابراین بحث ذخیرهسازی اطلاعات بصورت مستقل مطرح است که باید براساس یک استاندارد مانند مارک (یونی مارک یا یو اس مارک) با ساختار سلسله مراتبی ذخیره شوند.
مطابق دستورالعمل RDA باید محتوا، رسانه و بستر یک منبع مشخص شود، بدیهی است این موارد باید بطریقی ذخیرهسازی شوند که RDA در این زمینه پاسخگو نیست. با توجه به امکان تعریف فیلدهای مورد نیاز در مارک که حدود 30% از فیلدهای آن خالی است، کمیتهای که مسئول این کار است میتواند این فیلدها را مشخص نماید تا این اطلاعات در فیلدهای تعریف شده ذخیره و ارتباطات مورد نیاز برقرار گردد تا امکان دستیابی براساس رویکرد RDA فراهم شود.
ابراهیم عمرانی در پاسخ گفت: برداشت شما از صچبتهای من در نشست کامل نیست. سوالی هست که مایلم صادقانه پاسخ دهید. می خواهم صادقانه و فارغ از منافع تجاری شرکت تان بگویید. اگر شما نرم افزار مارک بیس نداشتید، باز هم با توجه به تحولات این چند سال از مارک دفاع می کردید؟ در اینکه آر.دی.ای. فرمت استخراج اطلاعات است بحثی نداریم، اینکه ویرایش دوم انگلوامریکن را میخواستند به ویرایش سوم تبدیل کنند و با آمدن مدلهای مفهومی و گسترش فضاهای نرم افزاری تبدیل به آر.دی.ای. شد. پس باید برای دسترسی آن هم فکر کنیم. روابط را باید تعریف کنیم. روابطی که خودشان یک object شده اند و باید یک جایی دیده شوند. من نگاه می کنم به کاری که ماکسول در دستنامه آر.دی.ای. انجام می دهد، به نظر من به نوعی بر اساس پیاده سازی آر.دی.ای. در مارک 21 است یعنی اینکه به دلیل حجم عظیم دیتایی که روی دستشان مانده، نمی خواهند فعلا از مارک جدا شوند و مجبورند آر.دی.ای. را منطبق بر مارک 21 استفاده کنند. اگر مفهومی فکر کنید، خواهیددید که مارک یک ایستگاه است و نمی توان با مارک مدل مفهومی پیاده کرد. اگر وابستگی کتابخانه کنگره به این دیتای عظیم نبود، فکر نمی کنید نرم افزاری را از ابتدا می نوشتند که صددرصد با مدلهای مفهومی منطبق باشد؟ آر.دی.ای.، آر.دی.اف.، و همه استانداردهای مورد نیاز رو در آن می دیدند و دست از سر مارک بر می داشتند؟ فکر نمی کنید این کار را می کردند؟ من اگر می گویم که مارک سه سطحی است و شما می گویید که در آن مستندات را پیاده کرده ام، شما در MARC Authority این امکان را داشته اید. اما تعداد فیلدهای مارک بیشتر از این نمی شود هایپرلینکهای آن هر چقدر هم گسترش پیدا کند، باز هم مارکی است و بیشتر از این نمی شود. حالا فکر کنید که الآن می خواهیدشروع کنید. آیا به جای دیتا بیسهای فعلی سراغ گراف دیتا بیسها نمی رفتید؟ آیا بجای مارک و دوبلین از مودز استفاده نمیکردید، آیا از حالا امکانات استفاده از داده های پیوندی و امکانات موجود و رایانش ابرای را پیش بینی نمی کردید؟ من مطمئن هستم که می رفتید چون دست شمای نرم افزاری خیلی بازتر است شمای نرم افزاری قطعا می دانم که اگر بودجه لازم را در اختیار داشته باشید، و بگویند که از امروز شروع کنید به سراغ چنین پایگاه داده ای نخواهید رفت و دست از سر مارک می دارید؟ من حرفم این است که کتابخانه کنگره با آن همه میلیون رکوردش مارک بیس می ماند و سعی می کند آر.دی.ای. را با آن منطبق کند ولی من که در کشورم دیتای سالم مارکی ندارم؟ و اگر قرار است که این دیتا از اول اصلاح شود، خب چرا در یک محیط جدید آن را نبریم؟ چرا باز در محیط مارکی بمانیم؟ بیایید اصرار کنیم که به جای پولی که قرار است برای اصلاح دیتا خرج کنیم؟ پول بیشتری خرج کنیم و یک دیتابیس مفهومی از الان درست کنیم و دیتای سالم را در آن بگذاریم. من سوالم این است که واقعا اگر شرکت شما مارک بیس نبود، باز هم از مارک دفاع می کردید؟
حسن باقری: مراکز متعددی از نرمافزار ما استفاده می کنند که الزاماً دانشگاهی نیستند و دادههای متفاوتی دارند و برخی مراکز مدارک و منابعی دارند که نیاز به پویایی فیلدهای اطلاعاتی دارند که مارک پاسخگوی نیاز است، هرچند پایگاههای دادهای میتوانند خیلی از مشکلات را حل کنند. استاندارد RDA را خود کنگره ایجاد کرده و با توجه به اینکه مارک را نیز کنگره ارائه نموده است در حال گسترش آن می باشد.
ابراهیم عمرانی: کنگره مارک را گسترش نمی دهد. مسئولیت داده های مارکی. باعث شده که برای از بین نرفتن دیتا یک سری فیلدهای جدید ایجاد کنند. در اکتبر 2011 کتابخانه کنگره رسما اعلام کرد، که توسعه مارک تمام شده است. ما از این پس مارک را توسعه نخواهیم داد و بیش از این جلو نخواهیم رفت. بعد از این به فکر مدل های مفهومی خواهیم بود ولی تا آن زمانیکه دیتای مارکی داریم سعی می کنیم آنچه داریم را انطباق پذیر نماییم تا زمان آینده. بیانیه کتابخانه کنگره می گوید که ما مارک را توسعه نمی دهیم بلکه یک سری فیلدهایی می گذاریم که دیتای موجود نمیرد. کنگره نمی گوید که من دیتابیس مارکی را برای قرن 21 تهیه می کنم، می گوید نوع مدل مارکی برای قرن 21 را تعطیل کردم، سراغ مدل های جدید خواهم رفت، ولی تا روزی که دیتای مارکی دارم از داده های مارکی خودم حفاظت می کنم تا روزی که نرم افزار مفهومی من کامل شود.
حسن باقری با اشاره به بحث انتقال اطلاعات از Digilib به مارک گفت: با توجه به اینکه در نرمافزار قبلی مانند تمامی نرمافزارهای موجود یک فیلد یادداشت دارد و ملزم به ورود انواع اطلاعات یادداشت در این فیلد هستیم. بنابراین در تبدیل انتقال اطلاعات به مارک همه اطلاعات در فیلد یادداشت عمومی درج میشود تا در زمان مقتضی کاربر با توجه به نوع داده آنها را در فیلدهای مرتبط و متناسب قرار دهد. در کتابخانه کنگره نیز هنوز بخشی به نام old catalogue وجود دارد چرا که مارک امکانی فراهم می کند تا 18 نوع یادداشت داشته باشیم.
ابراهیم عمرانی: حتی من یک کتابخانه را هم نمی شناسم که دیتایش در آذرخش تبدیل شده باشد و کتابدارش یادداشت ها و موضوعات را اصلاح کرده باشد.
حسن باقری: کتابخانه ملی کنترل می کند.
ابراهیم عمرانی: کتابخانه ملی در رکوردهایی که پس از نصب رسا تولید کرده رعایت می کند،ولی در مورد داده های قدیمی خیر. مگر به تازگی به این سمت حرکت کرده باشد که بنده خبر ندارم.
حسن باقری: گاهی مطرح میشود که پارس آذرخش مارک را کامل پیاده سازی نکرده است در حالیکه اینگونه نیست و مارک بطور کامل پیادهسازی شده است. اگر چنانچه دادههای مارکی وجود ندارد، نمی توان اطلاعات را حذف نمود و باید بطریقی این مشکل برطرف گردد. لذا در مورد نمایهسازی نیز فیلدی برای موضوع آزاد در نظر گرفته شده است تا پس از اصلاح بانک مستندات، موضوع نیز در فیلد متناظر قرار گیرد.
ابراهیم عمرانی: کارهایی هست که یک سری با هم انجام دادیم. من به عنوان کتابداری که دستم به مارک خورده شهادت می دهم که پارس آذرخش در رسا و بعد از آن در آذرخش مارک ایران را کامل پیاده کرده. در این شک نیست. ولی در مورد داده های کتابخانه ملی ما قبلا با کمک خود شما و همکار عزیز پارس آذرخش آقای حمید جراح تلاش هایی انجام دادیم برای اینکه داده قدیمی تا حد ممکن اصلاح شود ولی واقعیت این است که داده های نرم افزار ویندوز پارس آذرخش نمی تواند بصورت ماشینی به محیط مارک بیاید، چون مارک گسترده تر است و تناظرها به هم می ریزد و معتقدم در مورد رفتن از مارک به مدل مفهومی که بسیار گسترده تر است هم همین موضوع صدق می کند.
حسن باقری: چون داده بر اساس استاندارد ایجاد نشده بود.
ابراهیم عمرانی: دقیقا حرف من با شما همین است. داده بر اساس استاندارد ایجاد نشده بود و وارد محیط جدید شد. کسانی که محیط جدید شما را خریدند نرفتند داده را اصلاح کنند. بنابراین حرف من این است که الان هر نرم افزار RDA بیسی را که روی مارک باشد و تحویل کتابخانه های ایران دهیم، همین اتفاقی که برای digilib به مارک افتاد، ادامه خواهد داشت. پس بنابراین بحث سالم سازی دیتا خیلی مهم است. چون اگر یادداشت ها را در مارک جدا نکنند نمی توان روابط RDA را به هم لینک داد.
حسن باقری: بدیهی است چنانچه بخواهیم از RDA استفاده کنیم باید فیلدهای اطلاعاتی متناسب با آن در مورد منابع اطلاعاتی استخراج و ذخیرهسازی شود.
ابراهیم عمرانی: الان اگر من داده ام را در مارک شما سالم نکنم، RDA نخواهم داشت. بنابراین حالا که می خواهیم در مورد نرم افزار جدید کتابخانه ملی که باید قادر به حمایت از RDA باشد صحبت کنیم، اگر کوچکترین داده ای بخواهد وارد مارک کتابخانه ملی شود، باید اول بتواند داده اش را بر اساس مارک خودش سالم کند.
حسن باقری: در هر صورت باید کتابداران اطلاعات مورد نیاز RDA را استخراج و براساس یک استاندارد مانند مارک ذخیرهسازی نمایند.
ابراهیم عمرانی: نه لزوما مارک. عرض کردم،مارک اجبار کتابخانه کنگره است نه من. من 100 میلیون رکورد با داده سالم ندارم . من می گویم که وضعیت دیتا این است و من در هر صورتی مجبورم اول یک اصلاح دیتا انجام دهم، بعد دنبال RDA بروم و بر اساس آن بروم دنبال نرم افزار جدید.
حسن باقری: بهرهبرداری از هر استاندارد جدید مستلزم اصلاح داده های قبلی است و نمی توان از این دادهها صرف نظر کرد.
ملیحه درخوش: بحث ما این است که ابتدا باید دیتای موجود سالم باشد تا بتوانیم RDA را به کار بگیریم و این احتیاج به فهرستنویسانی متخصص دارد
ابراهیم عمرانی: من سوال اولم از شما این بود که فارغ از اینکه شما پارس آذرخش هستید، اگر به دیتای موجود وابسته نباشیم و بخواهیم سرمایه گذاری کنیم، مارک را انتخاب کنیم؟
حسن باقری: در صورت نیاز پایگاه داده ای نیز براساس رویکرد جدید طراحی می گردد.
ابراهیم عمرانی: احسنت، رکوردها را بشمارید و اگر 50 میلیون رکورد در کشور است، گل گهر و مجلس در نرم افزار شما می شود دو میلیون و غیر از آن 48 میلیون رکورد نامناسب داریم. بهتر است که 48 میلیون رکورد را نادیده بگیرید و از اول شروع کنیم و یک دیتابیس خوب بنویسیم.
حسن باقری: بایستی در مورد رویکردهای جدید، کتابداران آموزش لازم را فرا گیرند و این امر بصورت تدریجی فراهم گردد.
ملیحه درخوش ضرورت آموزش به کتابداران را مورد تأکید قرار داد و گفت: در ایران گامهای خوبی برای شناخت RDA برداشته شده اما ما واقعا نیاز به آموزش داریم. حتی آموزشی توسط کارشناسان خارج از ایران. چون بر اساس برداشتها و دیدگاههای خودمان در حال پی ریزی بنیانی هستیم که می خواهیم تمام دیتای کتابخانه ملی را در آن بریزیم.
حسن باقری: آموزش مواردی مانند RDA به کتابداران مراکز توسط بخش خصوصی به تنهایی میسر نمیباشد.
ملیحه درخوش: شما ابتدا باید این را به فهرستنویسان کتابخانه ملی آموزش دهید تا فهرستنویسان کتابخانه های دیگر که از این دیتا استفاده می کنند، اطلاعات صحیحی در دست داشته باشند.
حسن باقری: این مساله کی اتفاق می افتد؟
ابراهیم عمرانی: از یک جایی با آموزش باید شروع کنیم. کنگره رسما اعلام کرد که از یک سال ونیم پیش که شروع کردم، در یک تاریخ مشخص اعلام می کنم که تمامی کتابداران بخش فهرستنویسی من، آموزش RDA دیده اند.
ملیحه درخوش پرسید: مسأله این است که شما می خواهید از مارک سراغ چیز دیگری بروید یا خیر؟ و رویکردی غیر از استفاده از مارک دارید؟
حسن باقری: نه، الان زمانش نیست.
ملیحه درخوش: شما اگر بخواهید به صورت کامل، RDA را به کار گیرید عملا دیگر نباید از قالب مارک استفاده کنید.
حسن باقری: چرا کنگره این کار را می کند؟
ملیحه درخوش: کنار بسیاری از رکوردهایی که در کنگره سرچ می کنید یک رکورد MODS هم دیده می شود. این نشان می دهد که به تدریج میخواهد از بستر ایکس ام ال استفاده کند.
حسن باقری: استاندارد MODS نیز خود را به عنوان زیر مجموعه ای از مارک معرفی می کند.
درخوش: بله بر اساس مارک نوشته شده ولی در بستر ایکس.ام.ال. کار می کند.
عمرانی: این ساب ستی است که دست شما بسیار بازتر از قبل است.
درخوش: ببینید مساله ای که الان در مارک داریم این است که بیشتر از سه تو رفتگی نمی توانیم ایجاد کنیم و این مساله در ایجاد روابط، نیاز توصیف را برآورده نمی کند.
حسن باقری: در حال حاضر با استفاده از مارک و جداول خاص، ارتباطات و اصطلاحنامه با ساختار سلسله مراتبی را پیاده سازی کرده ایم.
ابراهیم عمرانی: مارکی که در آن سرچ می کنند، مارک بیبلیوگرافیک است و در مارک بیبلیوگرافیک شما لینکها را می گذارید. مسلما در اینجا مارک authority به کمک می آید، چون در مارک بیلگیوگرافیک دستمان بیشتر بسته است.
حسن باقری: مثلا روی استاندارد آرشیو که کار می کنیم آنجا هم دارید روابط را بیان می کنید.
ابراهیم عمرانی: آنجا هم اگر بتوانید همین کاری که مارک کرده است، نصف را از آتوریتی و نصف را از بیبلیوگرافیک بگیرید، راه حل کاربردی پیدا کرده اید. شما همیشه دست به آچار بودید و راه حل پیدا کردید، اینجا هم راه حل پیدا کردید. ولی این راه حلها نبایدمانع میانکنش پذیری باشند. در صورتی که اینطرف ابزارهای جدید آمده که راه حل را در دل خود دارد. دیگر لازم نیست من راه حل پیدا کنم، چرا که همه موجود است. در بحث RDA فکر می کنم اولین قدم آموزش است که به شدت به آن نیاز داریم. اما سوال اولم را پس نمی گیرم. اگر بحث تجاری نداشته باشید، در ایران من معتقدم، اگر هزینه-فایده بکنیم به نفعمان است که از ابتدا روی یک دیتابیس دیگر برویم که از مارک عبور کرده باشیم چون بیشتر دیتای موجود در ایران دیتایی غلط است، بنابراین هر محیط جدید RDA هم که ایجاد کنیم، ناگزیر از اصلاح دیتا خواهیم بود. اگر قرار است همه دیتا را اصلاح کنیم، بهتر است، دیتابیس را از اول درست کنیم؟
برگردید به 20- 25 سال پیش، کنگره خیلی از دیتاهایی را که بر اساس نظام قدیم فهرستنویسی کرده و بعد انتقال داده را در بخشی به نام old cataloging نگهداشته، بعد از آن رکورد را بر اساس مارک توسعه یافته فهرستنویسی کرده. می گوید این رکورد چگونه بر اساس AACR2 و چگونه بر اساس RDA فهرستنویسی می شود. مثلا نام عام مواد حذف شده و تبدیل به سه فیلد شده. پس الان ذخیره سازی من دوباره می تواند مارک باشد. حتی ما برای نشان دادن روابط اصطلاحنامه از یک سری تیبل های کمکی استفاده کردیم. درواقع اطلاعات در authority است اما برای اینکه روابط اعم و اخص و غیره را نشان دهد از یک سری جدولهای کمکی استفاده کرده است.
من هم می گویم شما ترکیب کردید. مگر همین الان کسانی که در مارک 21، RDA می گذارند، ترکیب نکردند؟ اثر را در authority و نمود را در bibliography گذاشته اند تا با مارک همخوانی داشته باشد و دیتا از بین نرود. شما هم همین کار را کردید، کار درستی هم بوده است. من به کار شما ایرادی وارد نمی کنم آقای باقری، تا ده سال دیگر هم با توجه به مسایل اقتصادی، نیروی انسانی و مسایل دیگر ممکن است شما از مارک استفاده کنید اما هرگز فراموش نکنید از اولین فرصتی که به دست می آورید باید برای نرم افزار جدید اقدام کنیدو اگر بتوانید با پروتکل های جدید سرمایه گذاری کنید، آنجا دستتان بازتر است. همانطور که در برهه ای از زمان از Digilib نجات پیدا کردید.
حسن باقری: دیدگاه ما این است که زیرساخت مارک، به همین روشی که کنگره برای گسترش مارک استفاده کرده است، ادامه دهیم. اطلاعات بر اساس مارک ذخیره می شود. ما از این اطلاعات استفاده می کنیم و به همراه یک سری جدولها که بر روی این اطلاعات قرار می گیرد، اطلاعات را به همان نحوی که میخواهیم پردازش می کند.
ابراهیم عمرانی: واقعا روابط را مثلا پیوست J در RDA را که خودش تبدیل به ماتریس شده می تواند در مارک طراحی شود؟
حسن باقری: این کار دیگر در مارک نیست اطلاعات در مارک ذخیره می شود. همان کاری که مدل ساده تر آن را در اصطلاحنامه انجام دادیم.
ابراهیم عمرانی: من با کاری که الان انجام می دهید مشکلی ندارم. باز هم می گویم، الان اگر با وجود دیتایی که در ایران پراکنده است، هزینه-فایده کنید، هزینه فراوانی باید صرف اصلاح دیتا کنیم. واقعا باید پول سنگینی برای اصلاح این دیتا، به این معنی که قابل استفاده در نرم افزارهایی که مدل استخراجشان RDA است، صرف کنید. احتیاج به سرمایه گذاری بالایی دارد و تا جایی که من از رایانه کارها (همان کامپیوتر مَن ها) می شنیدم هزینه دیتا چیزی حدود 100 برابر نرم افزار است. پس وقتی اکثر دیتا اشکال دارد و ما قرار است همه اینها را اصلاح کنیم، بیاییم یک خرجی کنیم و دیتابیسمان را هم از اول درست کنیم.
حسن باقری: دیتا ایرادی ندارد. اگر بگوییم دیتا ایراد دارد، کل کتابخانه های ایران را از روزی که شروع به کتابداری کرده اند تا به امروز زیر سؤال برده ایم. پس دیتا بنا به نیاز روز استخراج شده است.
ملیحه درخوش: مشکل این است که شما به دنبال چاره کامپیوترمنی هستید و آنچه ما می گوییم چاره ای کتابدارانه است. در کنار توصیفی که انجام می دهید باید به فکر امکان تبادل اطلاعات نیز باشید.
حسن باقری: علم کتابداری و اطلاع رسانی را که بر اساس RDA اطلاعات استخراج کند، چه زمانی می توانیم در سطح شهرهای ایران عمومیت دهیم؟
ابراهیم عمرانی: آنها قرار نیست استخراج کنند. این اتفاق قرار است در کتابخانه ملی بیفتد. کتابخانه ملی بر اساس آر دی ای دیتا بیسش رادرست می کند و همه کتابخانه ها از رکوردهای آنها استفاده کنند، مگر همین الآن چکار دارد می شود؟
حسن باقری: طبیعی است که منابعی که در مراکز خاص مانند ذوب آهن اصفهان وجود دارد در کتابخانه ملی یافت نمیشود؛ لذا هر مرکز نیز باید در رابطه با منابع خود این کار را انجام دهد.
حسن باقری: باید براساس RDA اطلاعات استخراج شده و در مارک ذخیره شود. با استفاده از ابزار به صورت مفهومی میتوان نیاز کاربر را در زمینه بازیابی اطلاعات براورده نمود.
ابراهیم عمرانی: در مورد گزارش های فنی طرح سمات اجرایی شده و اکنون 2 سال از جمع آوری دیتای آن می گذرد. بر این اساس تمام دستگاه هایی که از بودجه دولت صرف تحقیقات می کنند، باید دیتای خود را در سمات وارد کنند. در غیر اینصورت بودجه پژوهشی سال بعد را دریافت نخواهند کرد. چرا این را می گویم؟ که بدانید باز هم جایی برای تمرکز دیتا و متادیا برای غیر کتابی ها در کشور دیده شده است. حدود 7 سال روی آن کار شده و 2 سال است به بهره برداری رسیده. دیتای غلط در آن وارد شده چون جمع آوری دیتا است. به جای نظام ثبتی دیتا از اکسل وارد شده ولی قانون است که دیتا جمع شود. بنابراین مثل کتابهایی که در کتابخانه ملی جمع می شود گزارشهای دولتی هم در جایی جمع می شوند.
قرار نیست شما RDA را به کل کشور آموزش دهید. در فاز یک، موظفیم کتابداران کتابخانه ملی و 7-8 کتابخانه اصلی کشور را آموزش دهیم که امکان پذیر است. بالای 80 درصد کتابخانه های ایران فهرستشان را از کتابخانه ملی برمیدارند. همانطور که قبلا مارک را در کتابخانه ملی آموزش داده اید، اکنون دوباره این کار شدنی است.
ملیحه درخوش: OCLC طرحی دارد که از همه کتابخانه ها حداقل یک نماینده وارد بخش آموزش شود، به مرکز که رسید تعداد بیشتر می شود. یک سری آموزش FRBR می دهند، سپس آزمونی برگزار می شود تا ببینند کارکنان درک درستی دارند یا خیر. بعد به آنان فرصت داده می شود تا تجربیات جدید را با همکاران در میان بگذارند. اینها موظف هستند که به ازای کارشان گزارش دهند.
حسن باقری: 1 درصد. در همان OCLC، FRBR، RDA، را آموزش دادند، چند درصد اطلاعات که اکنون در OCLC هست بر اساس RDA تولید شده؟
ابراهیم عمرانی: درست است ولی مهم این است که آنها کار رو شروع کرده اند. برای کارهایشان هم قاعده می گذارند و خودشان هم رعایتش میکنند. یا old catalog می کنند یا تبدیل می کنند. قاعده Freeze or not Freeze داشتند برای این مطلب. این قاعده می گفت اگر برای موضوعی کمتر از 15 کارت دارید تغییر دهید و اگر بیشتر است از کارتهای See و see also در برگه دان استفاده کنید. الان هم همینطور است. OCLC برای اینها قاعده دارد، که کدام ها را عوض کند، کدام ها را دست نزند . اما رکورد جدید را با قاعده جدید می سازد.
ملیحه درخوش: این آموزش باید از طریق کتابخانه ملی انجام شود، اگر اساس این آموزش را درست بگذارید نتیجه مناسبی به دست خواهید آورد.
در این نشست جهت برداشتن گامی نوین در عرصه پیادهسازی استانداردها از طرف آقای باقری پیشنهاد شد چند رکورد فهرستنویسی شده با استاندارد RDA همراه با روابط مورد نیاز توسط سرکار خانم درخوش به پارس آذرخش ارائه گردد. پارس آذرخش امکان استخراج این اطلاعات براساس RDA با ساختار ذخیرهسازی مارک را بررسی و نتیجه آن را انتشار دهد.
ابرهیم عمرانی: بنده موافقم که این رکوردها تهیه شود و شما هم پیاده سازی خواهید کرد .ولی از هم اکنون عرض می کنم و حتما به یاد داشته باشیم که این پیاده سازی RDA در مارک است نه پیاده سازی RDA با مدل مفهومی.
عمرانی، ابراهیم. «آیا مارک قالب مدل مفهومی است؟ (مناظره)». سخن هفته لیزنا، شماره 208. 19 آبان 1393.
[1]. A Bibliographic Framework for the Digital Age (October 31, 2011). http://www.loc.gov/bibframe/news/framework-103111.html
[2] . Resource Description Framework
جهت سهولت استفاده در متنهای مختلف، برای «چارچوب توصیف منبع» سرنام «چاتم» پیشنهاد می شود.


دیدگاه کاربران