کد خبر: 26520
تاریخ انتشار: سه شنبه, 07 دی 1395 - 17:32
ایمیل
چاپ

داخلی

»

مطالب کتابداری

»

گزارش

در پنجمین نشست ژورنال کلاب

رویکردهای پژوهشی در حوزه علم‌سنجی بررسی شد

منبع : لیزنا
کمیتۀ پژوهش انجمن علمی کتاب‌داری و اطلاع‌رسانی ایران، پنجمین نشست ژورنال کلاب را با عنوان «رویکردهای پژوهشی در حوزه علم‌سنجی» 4 دی ماه برگزار کرد.
رویکردهای پژوهشی در حوزه علم‌سنجی بررسی شد

 به گزارش لیزنا، در پنجمین نشست ژورنال کلاب، الهه حسینی مقاله‌ای که با همکاری دکتر رویا برادر نوشته بودند، با عنوان «مطالعه تعاملات میان رشته‌اي حوزه سایبرنتیک» و سعید اسدی، مقاله انگلیسی «چالش‌های دوگانگی‌هایی که در علم‌سنجی و شاخص‌های آن وجود دارد» را بررسی کردند.

مدیر این جلسه اسدی، عضو هیئت علمی دانشگاه شاهد تهران و متخصص حوزه علم سنجی بود.

حسینی در ابتدای سخنانش با توضیح علم سایبرنتیک گفت: این مقاله حاصل فعالیت در کلاس دکتر برادر در حوزه علم‌سنجی است. در متون مختلف تعریف‌های مختلفی از سایبرنتیک وجود دارد به عنوان نمونه، سایبرنتیک به عنوان دانش میان‌رشته‌ای، تلقی می‌شود یعنی مفاهیم موجود در حوزه‌ها مانند زیست‌شناسی، پزشکی، نظریه‌های اطلاعات و غیره از سایبرنتیک بهره می‌برند. بنیان‌گذاران این علم آن را به عنوان فرارشته‌ای و با هدف ارتباط دانش میان‌رشته‌ای معرفی کرد. بنابر‌این این حوزه مانند چهارراه بزرگ علمی است که متخصصان علوم دیگر از آن استفاده می‌کنند.

حسینی درخصوص چگونگی انتخاب موضوع این مقاله توضیح داد: این سوال برای من به وجود آمد که واقعا چه حوزه‌هایی از سایبرنتیک استفاده می‌کنند و در تشکیل آن سهم دارند؟ هر کدام چه سهمی دارند؟ در سال‌های اخیر به تعداد مقاله‌هایی که ادعا می‌کنند مقالات میان‌رشته‌ای هستند اضافه شده است، این نکته مهمی است چون یکی از شاخص‌های رشد علم تولید مقالات میان‌رشته‌ای است. پس بررسی ماهیت میان‌رشته‌ ای این حوزه‌ها حائز اهمیت است.

سایبرنتیک دانش میان‌رشته‌ای است

وی در ادامه درباره ضرورت پرداختن به حوزه سایبرنتیک افزود: پس اگر قبول کنیم سایبرنتیک حوزه‌ای با ماهیت میان رشته است، آشکار ساختن ساختار فکری میان رشته‌ای این حوزه از طریق کشف ارتباطات این حوزه با سایر حوزه‌ها از اهمیت بالایی برخوردار است. بنابراین ضرورت پژوهش در این موضوع در ترسیم نقشه علمی حوزه سایبرنتیک بود، تا ترکیب علمی آن شناسایی شود و حوزه‌های پرکاربرد و تاثیرگذار، در نقشه شناسایی شوند، تا بتوان تعاملات با سایر حوزه‌ها را تعیین کرد. ضرورت این پژوهش، بررسی تعریف در حوزه سایبرنتیک و استناد در این حوزه است.

حسینی درباره تاثیر انجام این پژوهش توضیح داد: در واقع آشکار ساختن این ساختار فکری به ما کمک می‌کند که از روندهای پژوهش و وضعیت کنونی این حوزه آگاه شویم و با تحلیلی که از این وضعیت داریم، آینده را پیش‌بینی کنیم و به طور کلی ارزیابی و مدیریت این حوزه را در دست بگیریم. پس هدف از پژوهش در این مقاله بررسی تعاملات میان رشته‌ای در حوزه سایبرنتیک بود. مستندات مورد بررسی مقالاتی بودند که در پایگاه وب علوم سال‌های ۱۹۸۶ تا ۲۰۱۵ در دسترس بودند و در نهایت به تهیه و ترسیم نقشه علمی این حوزه انجام شد.

حسینی در ادامه به یافته های پژوهش خود اشاره کرد: ترکیب حوزه ای سایبرنتیک را سه خوشه اصلی شامل هشت حوزه علوم کامپیوتر، مدیریت، مهندسی، مهندسی برق ، علوم عصبی ، علوم اجتماعی ، فیزیک  و فناوری زیستی  تشکیل می­‌دهد که حوزه «علوم کامپیوتر» با 7 گره  نقش مرکزی دارد و دارای قوی‌ترین و بیشترین تأثیر در میان حوزه‌هاست. ساختار فکری این حوزه با 8 حوزه اصلی و 49 گره وابسته  نشان­‌دهنده غنی بودن اطلاعاتی این حوزه است که بر گستردگی روابط میان­رشته‌­ای آن دلالت می­‌کند.

تشکیل انجمن تخصصی سایبرنتیک با گرایش علم اطلاعات

وی در پایان با توجه به مفاهیم مشترک سایبرنتیک با حوزه علم اطلاعات و دانش­شناسی تشکیل انجمن تخصصی سایبرنتیک با گرایش علم اطلاعات را پیشنهاد کرد تا با تولید محتوای بیشتر در این حوزه رتبه و وضعیت خود را ارتقاء دهند. ارائه بخش فارسی مقاله با پرسش و پاسخ حاضرین پایان یافت.

 

در بخش دوم نشست، دکتر سعید اسدی به معرفی و مرور مقاله ای انگلیسی در زمینه چالش­‌ها و دوگانگی­‌های موجود در علم­سنجی پرداخت. عنوان این مقاله  (Professional and citizen bibliometrics: complementarities and ambivalences in the development and use of indicators—a state-of-the-art report») بود. این مقاله توسط سه پژوهشگر سرشناس علم­‌سنجی لیدسدورف[1]، ووترز[2] و بورنمن[3]نوشته شده و به صورت یک مقاله دسترسی باز در شماره دسامبر 2016 مجله ساینتومتریکس منتشر شده است.

اسدی بیان کرد که مقاله مورد بررسی یک گزارش وضعیت موجود[4] است. چنانچه از عنوان مقاله برمی‌­آید نویسندگان فنون و روش‌های کتابسنجی را از بعد حرفه­ای و نقش اجتماعی آنها مورد بررسی قرار داده­‌اند. نویسندگان در این مقاله، فهرستی از چالش­‌ها و دوگانگی­‌های موجود در حوزه علم­‌سنجی را ارائه می­‌دهند که در پژوهش­‌های پیشین مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته‌­اند. لذا از این جهت می­‌توان مقاله حاضر را یک مقاله مروری نیز در نظر گرفت.

مقاله در ابتدا ذی­‌نفعان علم‌­سنجی را به چهار گروه تقسیم می­‌کند: تولیدکنندگان، کارشناسان، مدیران و دانشمندان.  موسسات علمی و شناخته شده بزرگ (به ویژه تامسون رویترز و اسکوپوس) تولیدکننده داده­های کتابسنجی و نیز شاخص­‌های ارزیابی این داده­ ها هستند. این گروه با داشتن اهداف مالی و تجاری، بخش صنعتی علم­‌سنجی در دنیای امروز را تشکیل می ­دهند. گروه دوم، متخصصان و کارشناسان علم­‌سنجی و کتابشناسی هستند که در این مقاله از آن ها با عنوان bibliometriciansنام برده شده است. این گروه، داده­ های کتابسنجی ارائه شده توسط شرکت ­ها و سازمان های تولیدی (گروه اول) را به بافت دانشگاهی وارد می­ کنند و ضمن انجام پژوهش­ های کاربردی بر اساس داده­ های یادشده، به بحث درباره شاخص­ های ارائه شده و ارائه گزینه ­های مکمل برای این شاخص ­های می­ پردازند. سومین گروه، مدیران سازمان­ های پژوهشی و دانشگاهی هستند که علاقمندند تا با استفاده از شاخص­ ها و مدل ­های کتابسنجی، به ارزیابی گروه ها، افراد و انتشارات خود بپردازند. دانشمندان و متخصصان رشته ­های مختلف نیز گروهی هستند که معمولا با شاخص­ های کتابسنجی و داده ­های پایگاه­ های علم‌­سنجی ارزیابی می ­شوند و به همین دلیل، خواه ناخواه بخشی از جامعه ذینفع مطالعات کتابسنجی هستند.

در ادامه نشست، به چالش ­ها در مطالعات کتابسنجی توسط دکتر اسدی پرداخته شد. این چالش ­ها و موارد ابهام ­انگیز موجود در مطالعات کتابسنجی به دو گروه تقسیم شده است: ابهامات و دوگانگی­ های مربوط به داده ­ها؛ و ابهامات و دوگانگی ­های مربوط به شاخص­ ها. در ادامه مقاله، زیرمجموعه ­های این دو گروه مورد بحث قرار گرفته است.

ابهامات و دوگانگی ­های مربوط به داده ­ها

داده ­های موجود در پایگاه ­های علم­‌سنجی مهمترین منبع برای مطالعات علم­‌سنجی در سطوح مختلف هستند. این داده ­ها توسط تولیدکنندگان (گروه اول) ارائه می شوند و سه گروه دیگر یعنی متخصصان علم‌­سنجی، مدیران سازمان های پژوهشی و پژوهشگران موضوعی،  مخاطب و مصرف­ کنندگان این داده ­ها هستند. علیرغم استفاده وسیعی که از داده­ های کتابسنجی صورت می ­گیرد، صحت و روایی این داده ­ها از چند جهت مورد شک و تردید قرار دارد. نخست این که منابع داده­ ها و تحلیل­ های کتابشناختی بی عیب و قابل اعتنا در همه رشته­ ها نیست. بیشتر داده های پایگاه­ های علم‌­سنجی بر رشته ­های علوم پایه و فنی تمرکز دارند و لذا در حوزه­ های هنر، علوم اجتماعی و علوم انسانی ناقص و ناکارآمد هستند.

اشکال دوم، ابهام در نام­هاست. تجربه کار با پایگاه های علم‌­سنجی نشان می­ دهد که داده­ های مرتبط با نویسندگان، منابع و استنادات دارای اشتباهات چشمگیر و تاثیرگذار هستند. برای مثال این پایگاه ها توانایی تشخیص افرادی با نام های یکسان را ندارند و بسیار دیده می ­شود که مقالات منتسب به یک دانشمند، در واقع مجموعه فعالیت­ های بیش از یک فرد (با نام­های مشابه) هستند اما به یک پژوهشگر منتسب شده ­اند. این مسئله می­ تواند برای مثال منجر به محاسبه نادرست اچ ایندکس افراد شود. همچنین وجود عناوین و یا سرنام های مشابه برای مجلات علمی نیز عاملی است برای محاسبه ضریب تاثیر نادرست برای مجلات نمایه ­شده در پایگاه.

نرمال‌­سازی داده­ ها

سومین ایرادی که بر داده ­های کتابسنجی در پایگاه های علم­‌سنجی و موسسات رتبه­ بندی دانشگاه ها وارد است، مسئله نرمال‌­سازی داده­ ها در حوزه ­های مختلف است. هرچند نرمال ­سازی بین رشته­ ها، موضوعات و نرمال سازی داده­ ها در طول زمان مورد توافق همه است اما روش­‌های یکدست و توصیه شده ­ای برای این کار وجود ندارد و بنابراین مقایسه‌هایی که بر اساس داده ­های کتابسنجی صورت می­ گیرد از نظر نرمال بودن داده ­ها مورد تشکیک هستند.

پنجره ­های استنادی نیز دوگانگی دیگری هستند که محل چالش داده ­های کتابسنجی محسوب می ­شوند. منظور از پنجره استنادی، بازه­ های زمانی مورد مطالعه در تحقیقات علم­ سنجی است. پوشش زمانی مشخص و محدود رشته ­های مختلف در پایگاه های علم ­سنجی موجب می ­شود که مطالعات استنادی نتوانند تحلیل­ های طولی عمیق و باورپذیری بر روی روند شکل­ گیری و گسترش موضوعات علمی ارائه دهند.

ابهامات و دوگانگی­ های مربوط به شاخص ­ها

علاوه بر ابهامات موجود در داده ­ها، شاخ ص­های کتابسنجی نیز از زوایای گوناگون دارای دوگانگی هستند. از میان شاخص های علم‌­سنجی، ضریب تاثیر مجله و شاخص اچ بیشترین کاربرد را در حوز ه­های مختلف دارند و این در حالی است که بهره ­گیری از این شاخص ­ها خالی از اشکال نیست.

ضریب تاثیر مجله اساسا برای تعیین سطح کیفی یک نشریه علمی توسعه یافت. اما امروزه این شاخص نه تنها برای ارزیابی کیفیت مجلات، که برای سنجش کیفیت مقالات نیز به کار م ی­رود. بدیهی است که در یک عنوان نشریه خاص، مقالات قوی­ تر و ضعیف­ تر وجود دارند و تحلیل­ های استنادی می ­توانند کیفیت هر مقاله را از این نظر محاسبه کنند. اما در نظر گرفتن یک عدد واحد (ضریب تاثیر مجله) برای همه این مقالات، نادرست است؛ چرا که به این ترتیب مقالات قوی تر کمتر از حق خود ارزیابی می­ شوند و برعکس، مقالات ضعیف ­تر امتیازی بالاتر از شایستگی خود به دست می­ آورند.

انتقادی بر شاخص اچ ایندکس

شاخص اچ نیز که از سال 2005 برای ارزیابی پژوهشگران ارائه شده است در بوته نقد متخصصان علم­‌سنجی قرار گرفته و ایرادات مشخص و مهمی بر آن گرفته شده است. با این وجود، این شاخص همچنان محبوب است و برای مقایسه و ارزیابی افراد و سازمان ها به کار می رود. این شاخص، سن علمی و تفاوت­ رشته ­ها را در نظر نمی ­گیرد و از این جهت، مقایسه های مبتنی بر شاخص اچ نیز دارای دوگانگی هستند.

شاخص ­های پیشرفته­ تر و نوین علم­‌سنجی مانند دگرسنجه­ ها (آلتمتریکس) حاصل تلاش مشترک تولیدکنندگان (گروه اول) و متخصصان علم‌­سنجی (گروه دوم) هستند و سعی بر ارائه معیارهایی قوی برای ارزیابی دقیق تر افراد، انتشارات و موسسات دارند. این شاخص­ ها نیز از جهات مختلف از نظر روایی مورد تردید و یا دارای محدودیت هستند و اختلاف در کاربردپذیری آن ها در رشته­ ها و حوزه­ های مختلف امری آشکار است.

محک زدن[5] افراد و موسسات از کارکردهای اساسی شاخص ­های کتابسنجی است. این ارزیابی وقتی درست است که فرد یا موسسه مورد نظر با فرد یا موسسه ­ای از همان گروه مقایسه شود. اما ابهاماتی که در نام پدیدآورندگان وجود دارد می ­تواند در این مقایسه خلل ایجاد کند.

شاخص ­های رتبه ­بندی دانشگاه ها

رتبه بندی‌­های موجود برای دانشگاه ها و موسسات پژوهش نیز از نظر شاخص ­های مورد استفاده محلل تردید هستند. یکسان گرفتن شاخص‌­های مقایسه برای همه رشته ­ها و همه کشورها امکانپذیر نیست. از سوی دیگر، طبقه­ بندی های موجود در پایگاه های علم­‌سنجی نیز یکسان نیستند و مدام تغییر می­ کنند.

در مجموع، بررسی  داده ­ها و شاخص­ های علم­سنجی در متون مرتبط نشان می ­دهد که ابهامات و دوگانگی­ های متعددی در این زمینه وجود دارد؛ به گونه ­ای که گاه ممکن است روایی و اعتبار این مطالعات مورد چالش جدی قرار گیرد.

گفتنی است، نشست ششم ژورنال کلاب به حوزه «رویکردهای پژوهشی مدیریت دانش» اختصاص دارد که در هفته آخر دی ماه برگزار خواهد شد.

خواهشمند است جهت تسهیل ارتباط خود با لیزنا، در هنگام ارسال پیام نکات ذیل را در نظر داشته باشید:
۱. از توهین به افراد، قومیت‌ها و نژاد‌ها خودداری کرده و از تمسخر دیگران بپرهیزید و از اتهام‌زنی به دیگران خودداری نمائید.
۲.از آنجا که پیام‌ها با نام شما منتشر خواهد شد، بهتر است با ارسال نام واقعی و ایمیل خود لیزنا را در شکل دهی بهتر بحث یاری نمایید.
۳. از به کار بردن نام افراد (حقیقی یا حقوقی)، سازمان‌ها، نهادهای عمومی و خصوصی خودداری فرمائید.
۴. از ارسال پیام های تکراری که دیگر مخاطبان آن را ارسال کرده اند خودداری نمائید.
۵. حتی الامکان از ارسال مطالب با زبانی غیر از فارسی خودداری نمائید.
نام:
ایمیل:
* نظر:
رویدادهای پیش رو