کد خبر: 33281
تاریخ انتشار: شنبه, 28 بهمن 1396 - 11:14
ایمیل
چاپ

داخلی

»

مطالب کتابداری

»

گزارش

دیدار مصطفی رحماندوست با بچه ها در رونمایی از کتاب «خرس و عسل»

منبع : لیزنا
آیین رونمایی و نقد کتاب «خرس و عسل» نوشته مصطفی رحماندوست، با حضور این نویسنده و الهه تاجیک به عنوان منتقد، روز چهارشنبه، 25 بهمن ماه در کتابخانه عمومی شیخ کلینی شهر ری برگزار شد.
دیدار مصطفی رحماندوست با بچه ها در رونمایی از کتاب  «خرس و عسل»

به گزارش خبرنگار لیزنا، این جلسه با حضور سید محمد موسوی؛ رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان ری، علی اکبر قربانی؛ رئیس اداره کتابخانه های عمومی شهرستان ری،  اکرم نادری؛ معاون اداره کل کتابخانه های عمومی استان تهران و با همت زهرا انارکی مسئول و کتابداران کتابخانه شیخ کلینی برگزار شد.

در این جلسه همچنین دانش آموزان پسر مدرسه ای در شهر ری حضور داشتند.

داستان «خرس و عسل» نوشته مصطفی رحماندوست با تصویرگری حسن عامه‌کن از سوی پرنده آبی (بخش کودک انتشارات علمی و فرهنگی) برای کودکان گروه سنی «ب و ج» منتشر شده است.

مصطفی رحماندوست در این کتاب داستان عسل شیرین و خوشمزه ای را روایت می کند که در کندو منتظر آدم یا خرسی است که بیاید و آن را بخورد چون وقتش رسیده است. ولی چون خبری از کسی نیست، از زنبور می‌خواهد که برود و آدم یا خرسی را پیدا کند. زنبور هم می‌رود تا بالاخره خرسی را پیدا می‌کند و به او می‌گوید بیاید که زمانش رسیده است.

در ابتدای جلسه مرضیه مجیدی، کتابدار و مجری این برنامه متنی را برای خوشامدگویی به رحماندوست و معرفی اجمالی او ارائه کرد که مورد توجه کودکان حاضر در نشست واقع شد.

 

هر کس کتاب نخواند هرگز به جایی نمی رسد

در ادامه مصطفی رحماندوست به درخواست مجیدی تجربیاتی را از دوران کودکی و چگونگی نویسنده شدن خود بیان کرد و گفت:  زمانی که من اندازه شما بودم دوست داشتم سینما داشته باشم و فیلمساز شوم. به خاطر همان با دست خودم آپارات کوچکی ساخته بودم و فیلم های دوفریمی را در آن می گذاشتم  و روی آن ملحفه ای می انداختم و در زیرزمین منزل مان بچه های محله را برای دیدن فیلم جمع می کردم.  در همان سال ها انشا هم خوب می نوشتم و برای کسانی که از آنها خوشم می آمد بدون گرفتن پول و برای کسانی که از آنها خوشم نمی‌آمد با گرفتن یک ریال -که در آن زمان می شد مثلاً با آن پفک خرید- انشا می نوشتم.

او ادامه داد: در پایان دوره لیسانس قصه هایی را برای بزرگتر ها می نوشتم ولی بعدها اتفاقی پیش آمد که باعث شد تصمیم بگیرم دیگر چیزی ننویسم. این اتفاق این بود که یک سری آدم های که به ظاهر خوش تیپ و روشنفکر بودند مخاطب نوشته های من شدند و آنها را می خواندند و تظاهر می کردند که آنها را می فهمند در حالی که نمی فهمیدند. وقتی دانستم آنها نوشته های من را درک نمی کنند تصمیم گرفتم دیگر هرگز ننویسم. بعد از یک سال در حسینیه ارشاد نمایشگاه کتاب کودک توسط دکتر شریعتی برگزار شد. من هم به نمایشگاه رفتم و آنجا بود که من را تشویق کردند به اینکه برای بچه ها بنویسم زیرا نیاز به متخصص حوزه کودک در کشور وجود داشت. همین برای من جرقه ای شد و پس از آن شروع کردم به مطالعه و یک عالمه کتاب خواندم.

این نویسنده و شاعر کودک در ادامه به طنز با بیان اینکه نوشته های او به قول خودش یا کور هستند و یا کچل و پایشان هم شکسته است، گفت: هرچند نوشته های من ایراد داشت ولی من یک نقطه قوت دارم و آن این است که لجبازم و پشتکار زیادی در کار خود دارم. به همین دلیل زیاد کتاب خواندم زیرا به نظر من هر کسی بخواهد کاره ای شود، مثلا مهندس، راننده تاکسی، خادم حرم حضرت عبدالعظیم، دکتر، آرایشگر یا کتابدار  در صورتی در کار خود موفق خواهد بود که زیاد  بخواند.  هر کس که کتاب نخواند و  مطالعه نکند هرگز به جایی نمی رسد.

در ادامه مجری از بچه ها سوال کرد که به نظر شما چگونه می توان شاعر شد؟ کودکان پاسخ های مختلفی مانند خواندن زیاد کتاب، ترکیب کلمات مختلف که در کتاب‌های مختلف خوانده اند، داشتن علم و دانش زیاد، جمله سازی خوب، دانستن معنای کلمات و همینطور بیان تجربیات خود و گوش دادن به حرف دلمان را بیان کردند.

مجری برنامه در ادامه با اشاره به شعر صد دانه یاقوت از مصطفی رحماندوست گفت: یکی دیگر از روش های شاعر شدن خوب نگاه کردن به اطراف است؛ اینکه مثلا شاعر وقتی به انار نگاه می کند رنگ قرمز آن و دانه های آن را که مانند یاقوت کنار یکدیگر جمع شده اند و غیره را ببیند. وی همچنین به بچه ها گفت که شما می توانید از همین امروز خاطرات خود و آنچه را در اطراف می بینید بنویسید. مثلا همین اتفاقاتی را که امروز می افتد و شما با مصطفی رحماندوست آشنا می شوید و کتاب او اینجا رونمایی می‌شود.

رحماندوست نیز با تایید صحبت های مجیدی توضیح داد: قبلا هم گفته ام که چطور شد شعر صد دانه یاقوت را نوشتم. وقتی انار می خوردم دیدم که دانه های انار من را یاد گردنبند یاقوت مادرم می اندازند. با ارتباط و ایجاد کانال میان گردنبند مادرم و دانه های انار شعر صد دانه یاقوت شکل گرفت. یعنی یکی دیگر از روش‌های مهم شاعر شدن ایجاد ارتباط بین اشیا و چیزهای غیر مرتبط است.

او در مورد کتاب خرس و عسل نیز توضیح داد: در دماوند  عسل فروشی وجود دارد که پیر مرد جالبی آنجا کار می کند. یک بار که برای خرید عسل رفته بودم به من عسلی فروخت که «گرما ندیده» بود و گفت این خوب است. قیمت آن هم بسیار بالاتر بود. خریدم اما زمان خوردن تفاوت آن را با عسل هایی که همیشه می خریدم نفهمیدم. دفعه بعد که به آنجا رفتم از پسر آن پیرمرد پرسیدم که این عسل ها چه فرقی با هم دارند که قیمت آنیکی بالاتر است. به من گفت که این حرفها را ول کن و هر عسلی را که به آن عادت کرده ای همان را بخر و بخور. آن زمان از اینکه سال ها عسل تقلبی می‌خورم و به آن عادت کرده ام متاسف شدم.  یک بار هم چند کندوی عسل دیدم که کنار هم چیده بودند. نزدیکشان که رفتم یک زنبور در دست من نشست. به او گفتم از تو عذرخواهی می‌کنم که به خوردن عسل های تقلبی عادت کرده ام و قدر تو را نمی دانم. از این عادت خودم غصه می خوردم و ناراحت بودم.

رحماندوست افزود: یکبار هم تصویرگر کتاب، حسن عامه کن  چند نقاشی به من نشان داد که در آن ظاهراً خرسی در حال خراب کردن کندوهای عسل بود. وقتی نقاشی ها را دیدم فهمیدم که یک خرس بهتر از من ا عسل می خورد و قدر آن را می داند. به احترام خرس به احترام عسل و زنبور این کتاب را نوشتم.

مسابقه داستان نویسی برای بچه ها

در ادامه برنامه الهه تاجیک زاده،  منتقد این نشست با بیان اینکه هم در حوزه کودک و نوجوان و هم در حوزه بزرگسال می نویسد صحبت های خود را آغاز کرد. او یکی از دلایل علاقه خود به ادبیات حوزه کودک را کودکان خودش عنوان کرد و گفت: نوشتن در مورد صحبت میان عسل و زنبور بسیار جالب است و قبلا در این زمینه چیزی نوشته نشده بود. اما ما در شهر خودمان کارگاه های نویسندگی خلاق برگزار می‌کنیم و در آن با ارائه چند کلمه به بچه ها از آنها می خواهیم داستان های کوتاهی بنویسند. آنها با استفاده از کلمات و با تخیل خود در عرض یک ربع داستان های جالبی را ایجاد می‌کنند که هر کدام با دیگری تفاوت دارد. اینجا نیز از همین روش می خواهم استفاده کنند و از بچه‌ها برای نقد کتاب کمک بگیرم.

او از بچه ها پرسید که چه چیزی باعث جلب توجه آنها به کتاب جهت خرید آن می‌شود و آنها پاسخ های متفاوتی مانند رنگ کتاب، طرح جلد آن، عنوان داستان و غیره مطرح کردند. آنها دلیل علاقه خود به کتاب «خرس و عسل» را نیز نقاشی ها و تصویرگری آن، ابتدای ماجرای داستان و علاقه به دانستن بقیه آن و عنوان کتاب بیان کردند.

تاجیک زاده ادامه داد: با خواندن این داستان برای ما جالب می‌شود که چه چیزی باعث شده است عسل شروع به صحبت کردن کند. همچنین به نظر من عسل می تواند نمونه ای از استعداد باشد که حجم زیادی از آن جمع شده است. ما باید از استعداد هایمان در جای مناسب و به طور خوب استفاده کنیم و به کار بگیریم.

مجیدی، مجری برنامه با بیان اینکه حضور مصطفی رحماندوست در کتابخانه شیخ کلینی می‌توانند موضوع یک داستان خوب باشد، از بچه ها خواست تا ماه آینده هر کدام یک داستان کوتاه بنویسند و از طریق مدرسه به کتابداران کتابخانه تحویل دهند. او گفت که این داستان ها برای رحماندوست ارسال می شوند و او آنها را می خواند،اصلاح می کند و یکی از بهترین داستان ها را در مجله دوچرخه روزنامه همشهری چاپ می نماید. همچنین به کسی که بهترین داستان را بنویسد جایزه اهدا خواهد شد. وی از بچه ها خواست در نوشتن داستان های خود از تخیل و احساس خودشان استفاده کنند و از پدرها، مادرها و بزرگترها کمک نگیرند. همچنین قرار شد تا در ماه آینده رحماندوست بار دیگر در این کتابخانه حضور پیدا کند و از بهترین داستان های نوشته شده توسط بچه های مدرسه تقدیر نماید.

تاکید رحماندوست بر نقش کتابداران

رحماندوست در ادامه بر نقش کتابدار اشاره کرد و با بیان اینکه کتاب «قصه‌ دو لاک‌پشت تنها» در ایتالیا ترجمه، منتشر و به عنوان کتاب سال انتخاب شد گفت: بر خلاف ایران که مسئولین و رئیس جمهور تقدیر نامه های کتاب سال را امضا می‌کنند، دیدم که تقدیر نامه من در ایتالیا توسط گروه های ترویج کتاب کودک و نوجوان و کتابداران ترویج دهنده کتاب کودک و نوجوان مهر و امضا شده است. همچنین پس از برگشت از ایتالیا جمله ای در کتاب را تغییر دادم که شاید حتی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان که این کتاب را در ایران به چاپ رسانده بود، چندان متوجه تغییر نشد. اما کتابداران ایتالیایی بلافاصله فهمیده بودند.

او این موضوع را نشان از توجه کتابداران و همچنین جایگاه آنان در حوزه کتاب دانست.

وی گفت که باید در داستان یک پیام پنهان وجود داشته باشد و همه داستان ها این ویژگی را دارند. بچه ها نه در کودکی بلکه بعد از اینکه بزرگ شدند پیام آن را متوجه می شوند و درک می‌کنند.

این نویسنده در مورد پیام کتاب «خرس و عسل» این گونه توضیح داد که هیچ چیزی در یک حالت نمی ماند بلکه همه چیز دائما تغییر می‌کند. او با بیان مثالی از عینک گفت که اگر همین عینک خود را به کوچه بیاندازم بر اثر آب، هوا و آفتاب به مرور زمان تغییر پیدا می کند و به این شکل نمی ماند. بچه ای که در شکم مادرش است، گندمی که بر روی زمین کاشته می‌شود و عسلی که توسط زنبور تولید می شود نیز در یک حالت نمی ماند و زمانی می‌رسد که وقتش است. یعنی کودکی که به دنیا می آید باید آدم درست و حسابی باشد و عسل و گندمی که تولید می شود نیز باید توسط آدم های درست و حسابی که قدرشان را می‌دانند استفاده شود.

مجری هم از بچه ها خواست تا در داستان‌های خود حتماً یک پیام پنهانی در نظر بگیرند.

رحماندوست در ادامه به ترجمه کتاب «بازی با انگشتان» خود و انتشار آن در سوئیس اشاره کرد و گفت: از انتشار کتاب خود در سوئیس بسیار خوشحال بودم. اما وقتی دلیل چاپ کتاب خودم از ناشر سوئیسی را پرسیدم توضیح داد که در سوئیس در هر ۲۴ ساعت پدر و مادر باید حداقل یک داستان و قصه برای بچه خود بخوانند. کتاب خواندن در آن کشور آنقدر مهم است که اگر پدر و مادر قصه و کتابی برای کودکشان نخوانند کوکان می توانند به پلیس شکایت کنند. به همین همه افراد جامعه در 18 سالگی کتابخوان شده اند. ناشر به من گفت کتاب تو هم برای آدم های تنبل خوب است زیرا مثلا در مترو و اتوبوس می توانند آن را برای کودک خود بخوانند.

رحماندوست در ادامه خطاب به بچه های حاضر در جلسه گفت که آنها باید قدر کتابدار و کتابخانه عمومی منطقه شان را بدارند زیرا در دوران کودکی خود در حسرت بود تا به همچنین کتاب هایی و کتابخانه‌ای دسترسی پیدا کنند و چنین کتابدار های خوبی داشته باشد.

او در پاسخ به سوال مجیدی که پرسیده بود کدام شعر یا داستان خودش را دوست دارد گفت: من هیچ کدام از شعرها و داستان های خودم را دوست ندارم زیرا ایرادات آنها را می دانم، هرچند در موردشان صحبت نمی کنم. گاهی هم منتقدی پیدا می شود و ایرادات کتاب من را می‌گوید و من هم قبول می کنم.  من هنوز آن چیزی را که دوست داشتم بنویسم ننوشتم.

رحماندوست در ادامه از تصمیم خود برای انتشار مجله جدیدی جهت انتشار داستان هایی برای کودکانی که هنوز به دنیا نیامده اند خبر داد. این مجله شامل داستان‌ها و قصه‌هایی خواهد بود که مادران می‌توانند در دوران بارداری برای فرزندان خود بخوانند. به گفته اونتایج آزمایشی که با کمک یکی از دکترها و ۱۱ زن باردار انجام داده است، به دست آمده نشان می دهد که کودکان در شکم مادر قصه ها و داستان ها را حس می کنند. چنانچه در دین اسلام می‌گویند برای فرزندان خود قرآن بخوانید و دکترها می‌گویند در دوران بارداری عصبانی و ناراحت نشوید چون بچه‌ها احساس می‌کنند.  یعنی بچه ها کتاب و داستان را هم حس می‌کنند.

این شاعر کودک و نوجوان در پایان برنامه شعر «یک پسته بود که خسته بود» را برای کودکان خواند. به گفته او این شعر نیز مانند شعر اتل متل هرچند معنای خاصی ندارد اما باعث شادی بچه ها می شود.

گفتنی است در این جلسه از کتاب «خرس و عسل» نوشته رحماندوست رونمایی و جشن امضای آن برگزار شد.

 

خواهشمند است جهت تسهیل ارتباط خود با لیزنا، در هنگام ارسال پیام نکات ذیل را در نظر داشته باشید:
۱. از توهین به افراد، قومیت‌ها و نژاد‌ها خودداری کرده و از تمسخر دیگران بپرهیزید و از اتهام‌زنی به دیگران خودداری نمائید.
۲.از آنجا که پیام‌ها با نام شما منتشر خواهد شد، بهتر است با ارسال نام واقعی و ایمیل خود لیزنا را در شکل دهی بهتر بحث یاری نمایید.
۳. از به کار بردن نام افراد (حقیقی یا حقوقی)، سازمان‌ها، نهادهای عمومی و خصوصی خودداری فرمائید.
۴. از ارسال پیام های تکراری که دیگر مخاطبان آن را ارسال کرده اند خودداری نمائید.
۵. حتی الامکان از ارسال مطالب با زبانی غیر از فارسی خودداری نمائید.
نام:
ایمیل:
* نظر:
فرهنگ و ادب