کد خبر: 29434
تاریخ انتشار: دوشنبه, 02 مرداد 1396 - 10:24
ایمیل
چاپ

داخلی

»

مطالب کتابداری

»

سخن هفته

بالاخره مجلس قدمی برداشت، هرچند خیلی دیر؛ پیشگیری و مقابله با تقلب در تهیه آثار علمی

منبع : لیزنا
سید ابراهیم عمرانی
بالاخره مجلس قدمی برداشت، هرچند خیلی دیر؛ پیشگیری و مقابله با تقلب در تهیه آثار علمی

لیزنا، سید ابراهیم عمرانی، سردبیر: خبر بسیار مهمی بود. بالاخره مجلس قانونی برای پیشگیری از سرقت علمی  تصویب کرد. درست روز قبلش  بود که دوستی از آلمان برایم  فیلم (دوربین مخفی) فروش پایان نامه و مدرک تحصیلی در خیابان انقلاب و روبروی دانشگاه تهران را فرستاده بود و من در دل گریسته بودم. از اولین خبر Nature News در سال 2015 و خبر شوکه کننده دوم در اکتبر 2016 و حذف 58 مقاله از مقاله های مرتبط با 282 پژوهشگر ایرانی از مجموعه Nature  به علت تقلب علمی، تا مقاله مجلهScience    در سپتامبر 2016 با  عنوان بازار سایه در نوشتن مقاله های علمی در ایران که مزین به عکس فروش مقاله در خیابان انقلاب ، روبروی دانشگاه بود، یعنی مسیری که هر روز از آنجا عبور می کنم، هر بار افسوس خورده و می خورم و با آه و اسف از برابر فاجعه که از یک زلزله بزرگ ویرانگر هیچ کم ندارد می گذرم. باور بفرمائید غروبها که به طرف منزل و از همین راسته می روم، هربار که یکی در پیاده رو با اعلانی در دست فریاد می زند: «پایان نامه، ‌رساله، ‌مقاله، ISI، ISC، .... » فاجعه مقابل دیدگانم، مرا به یاد زلزله رودبار و منجیل و زلزله بم می‌اندازد که از نزدیک شاهد فجایع آن بوده‌ام. در آن مناطق ولی به مرور و در یک دوره 10 تا 15 ساله ساختمانها بازسازی شدند، و مردم با خاطره ای ناخوش ولی با غرور آرام آرام به زندگیها برگشتند و محیط زندگیشان را با افتخار و با دستان خودشان بازسازی کردند، بدون هیچ خفت و خواری و مردم سایر مناطق ایران و جهان نیز به نسل بعدی رودباری‌ها، منجیلی‌ها و بمی‌ها به چشم بدی نگاه نمی کنند.

با خود فکر می‌کنم، آن زلزله ها در کمتر از 40 ثانیه چنان ویرانیهایی به بار آورده‌اند ولی با حیثیت مردم آن مناطق بازی نکرده اند،‌ ولی این یکی چه؟ ویرانیهای این زلزله شاید چند قرن طول خواهد کشید تا بازسازی شود؟‌‌ مثل دوره قاجار خواهد بود که هر وقت نامش می آید طعمی تلخ در کام ایرانیان می‌نشیند، ‌طعم از دست دادن پاره هایی از وجود و وجدان و هویت. مثل طعم تلخ مشهور قهوه قجر.

همه نوشتند و همه گفتند، ‌از نزدیک ده سال پیش که تازه ابتدای این فاجعه بود و وبلاگ استادان علیه تقلب راه افتاد و بسیاری به آن استادان تاختند تا امروز همه هشدار و بعد اخطار دادند که چرا دولت اصرار دارد توسعه کمی را آن قدر بی در و پیکر جلو ببرد که کار به اینجا برسد؟ با آن همه هشدار چرا گوش شنوایی وجود نداشت و شاید هنوز هم ندارد؟ چرا در همین رشته ما گروه علم اطلاعات و دانش شناسی یک دانشگاه بزرگ دولتی هر سال چهل دانشجوی مجازی ارشد بصورت کیلویی گرفت؟ هنوز هم می گیرد؟ و علاوه برآن شنیدم که همزمان در پردیس همان دانشگاه هم دانشجو دارند، ‌نمی دانم هنوز هم دارند یا نه؟ و جالب اینکه همه هم فارغ‌التحصیل می‌شوند و تجدیدی و مردودی هم‌ ندارند. و همه با ادعایی بسیار بسیار و سوادی بسیار ناچیز به جان این ملت انداخته شده اند و می شوند.

بارها نوشته‌ام که ظاهرا داریم سُرنا را از سرگشادش باد می کنیم. نوشتم تجاری سازی آموزش عالی را بد فهمیده ایم. نوشتم،‌ می دانم که این مسئله از الگویی جهانی ولی کنترل شده گرفته شده، لیکن متاسفانه به ما که می‌رسد کنترل تبدیل به کاریکاتور می شود. خدمت عزیزان عرض می‌کنم تجاری‌سازی آموزش عالی هم از کشورهای پیشرفته شروع شده، این کشورها تصمیم گرفته‌اند که دیگر بر اینکه به اندازه بازار کار نیرو تربیت کنند اصرار نکنند (1)، که این تصمیم اجرایی هم شد و چند سال بعد و در موقعیت بد اقتصادی غرب که از 2008 به این سوی گریبان آنها را گرفت این کار سرعت فزاینده‌ای گرفت و دیدیم که با توجه به خیل داوطلبان از ایران و هند و چین و سایر کشورهای جهان نیز، توانستند با داوطلبان آموزش عالی در دانشگاه‌ها بازاری بسازند و با آن دانشگاه‌ها را در شرایط افلاس (2008 به این سوی) اداره کنند. سیل عظیم پذیرش دانشجو از همه دنیا را در ده ساله اخیر با ده سال قبل از آن مقایسه بفرمائید تا همه چیز روشن شود.

البته یادتان باشد که دانشگاه‌های امریکای شمالی و اروپای غربی و استرالیا و ژاپن با همان کنترل و انضباط موجودشان، کل نظام آموزش عالیشان را به هم نریختند،  این دانشگاه‌ها دهانه قیف را بازتر کردند و می بینیم که حتی کمبریج و آکسفورد و هایدلبرگ و مریلند و هاپکینز .... و اغلب دانشگاه‌های بزرگ امریکایی در گرفتن دانشجو مانند 10 سال پیش سخت گیری نمی کنند،‌ و حتی برای اینکه انگیزه برای ورود دانشجویان (و در واقع پول) را از بین نبرند، ‌دانشجویان متوسط‌الحال، فارغ التحصیل هم می شوند (البته بکار گیری فارغ التحصیلان را به بازار شدیدا رقابتی کشورهای صنعتی واگذار می کنند). ولی اینجا نه تنها سر قیف را بازتر کرده اند که قیف را اگر خوب نگاه کنید می بینید دیگر قیف نیست،‌ استوانه ای است که سر و ته آن یک اندازه است (واقعا یاد سر وته یک کرباس مرحوم محمد علی جمالزاده می افتم). نیازی به درس خواندن نیست و پایان نامه و مقاله را هم هستند عزیزانی که زحمتش را می‌کشند و برایشان می نویسند و شما فقط باید زحمت پرداخت مخارج میرزا بنویسهای مدرن را از جیب مبارک و از جیب خانواده محترم بکشید. بازار کار هم تاثیرگذار نیست و کنترل نمی کند،‌ چرا که کافی است از بند پ استفاده کنید یا به گروه دانشجویان بورسیه ای وارد شده باشید.

در ایران ابتدای امر انگشت اتهام به سوی دانشگاه‌های زنجیره ای و انتفاعی و غیر دولتی گرفته شد (که به نظر من غلط هم نبود)، ولی در چند سال اخیر مشاهده کردیم که کار از این حرفها گذشته و همانطور که در بالاتر عرض کردم، دانشگاه‌های معتبر دولتی با برپائی پردیس‌ها به رقابت با آن دانشگاه‌ها پرداخته و کسب حلال آنها را با اختلال همراه کردند که اگر نبود قدرت سیاسی رئیس جدید هیات امنا، به علت همین رقابت یک سویه 1500 کد رشته از یکی از همین زنجیره ایها حذف می شد. چون به هر حال ترجیح بچه های مردم این بود که روی مدرکشان اسم دانشگاهی دولتی بیاید تا یک مجموعه غیر انتفاعی. و همین باعث شد که همه رتبه‌های انتهای جدول کنکور ارشد که سابقا به این دانشگاه‌ها می رسید، ‌سر از پردیسها در بیاورند و بنابراین چاره‌ای نماند جز اینکه دانشگاه‌های زنجیره ای و غیر انتفاعی در را باز کنند و کنکور حالت صوری و تشریفاتی داشته باشد،‌ چرا که افراد با کارنامه‌های با نمرات منفی !‌‌ ! ! ! ! ! ! ! ! ! ! ! !  نیز الآن نزدیک به چهار یا پنج سال است که شانس ورود به دوره های تحصیلات تکمیلی پیدا کرده اند ! ! ! ! ! ! ! ! ! ! ! ! ! و این شانس را دارند تا با کمی هزینه با ریال رایج ممالک محروسه، آقای دکتر و خانم دکتر صدایشان کنند‌ و شاید تنها خاصیتش باز شدن برخی گره‌ها باشد ولی زیان عظیمش تخریب اخلاق در جامعه است و این تخریب با این سال و ماه‌ها جبران نمی شود، و خیلی وقت و انرژی و سرمایه نیاز دارد تا این سیل ویران کن مهار شود و آب از مسیرهای انحرافی عظیمی که این سیل ایجاد کرده به جریان اصیل خود برگردد، ولی شاید هرگز نتواند اکوسیستمی را که از بین برده باز سازی کند. برای همین می گویم که زلزله طبیعی را شاید بتوان با غرور تحمل کرد ولی این زلزله خفت آور است و باید  بدانیم که تعداد مقاله های ما شهرتش به اندازه سرقت علمی و Plagiarism در کنار چین و روسیه و اوکراین شهرت بیشتری پیدا کرده است و به این سال و ماه‌ها از حافظه ها زدوده نخواهد شد. ( یادتان باشد و تاکید می کنم که منظور من اصلا کسانی که لایق و شایسته نشستن بر صندلیهای دوره های تحصیلات تکمیلی هستند نیست، من بخش بازاری و غیر اخلاقی این آموزشها را نکوهش می کنم). حاصل این کار پایان نامه هایی است که به قفسه های کتابخانه ها وارد می شود و مانند در مسجد نه کندنی است و نه دور انداختنی و این متون پر از اشکال و گاهی تقلب به عنوان متون علمی کشور ایران مورد استناد دوستان هم قرار می گیرد (البته باز اگر استناد بدهند). اینها را کی می خواهیم بررسی کنیم و از قفسه ها خارج کنیم، ‌مانند کاری که نیچر (فوق الذکر) کرد.

با اینهمه ما مردم شریف ایران کلمه جادویی انشاءالله را داریم و خیلی از این پدیده ها را با آن بازسازی می کنیم و باور داریم که ماهی را هر وقت از آب بگیریم تازه است. حالا هم باید بگوئیم این قانون جدید که در 28 تیرماه 1396 به تصویب مجلس شورای اسلامی رسید، شروعی است برای مقابله با مسیرهای منحرفی که سیل ایجاد کرده و اگر همه دست به دست هم بدهیم انشاءالله بتوانیم از خرابکاریهای بیش از این جلو گیری کنیم انشاءالله و از اثرات مخرب آن بکاهیم انشاءالله. و انشاءالله یک فارغ التحصیلانی تولید می کنیم انشاءالله که از مشابه خارجیش هم انشاءالله خیلی بهترند انشاءالله و اگر این کار به خط تولید برسد انشاءالله هزینه هایش هم انشاءالله، حتی از هند و مالزی خیلی کمتر می شود انشاءالله.

ببخشید من همیشه مقدمه‌هایم از اصل مطلب بیشتر می‌شود ولی بپذیرید که ترک عادت موجب کسالت و مرض است.

و اما بعد از مقدمه:

قانون جدید که اگر اشتباه نکنم در تاریخ 28 تیر در صحن علنی به تصویب رسید، به درستی انگشت بر رساله ها و پایان نامه ها گذاشته و بر پاک کردن پایان نامه‌ها و رساله ها از تقلب و دروغ تاکید می کند (این جمله خودم مرا به یاد کتیبه داریوش هخامنشی در تخت جمشید انداخت که گفته است خداوندا کشور مرا از دشمن، خشکسالی و دروغ محافظت کن).

 محصول اولیه تحصیلات تکمیلی که از آن مقاله و ثبت اختراع و گاهی کتاب بیرون می آید، پایان نامه است. همه روابط علمی جدید به گونه ای وابسته به دانشجوی تحصیلات تکمیلی است و استادان اغلب تحقیقهای خود را به کمک این دانشجویان در قالب رساله و پایان نامه انجام می دهند ‌از پایان نامه ها مقاله ها را استخراج می‌کنند.  آئین نامه‌های ارتقاء نظر به پایان نامه ها و مقاله های برگرفته از آنها و ثبت اختراعاتی دارد که در همه دنیا در 90% مواقع ابتدا بصورت یک پایان نامه یا رساله دانشگاهی تعریف شده است. حال اگر برای جلوگیری از فساد بیائیم به همین پایان نامه ها نمک بزنیم،‌ شاید تا روزی که خود نمک نگندیده، باز هم باید خدای را شکر کنیم و فکرکنیم قانون گذار دست کم به فکر بوده، ‌حتی اگر زور سیاسی در برخی ولایتها آن قدر باشد که 1500 کد رشته بی محتوا به زور به دفترچه کنکور زنجیره ای بازگردد، به امید اینکه از محل نمره های منفی آزمون، باز بشود مالی و منالی گردآوری گردد و شاید هم بیشتر به فکر مردم هستند و تلاش می کنند مانع از بیکاری عده ای شوند، و عده ای از مومنین از دست نروند،‌ و در این راه  اگر ایمان از دست رفت گو بیخیال.

قانون جدید که  هنوز لایحه‌ایست با عنوان «پیشگیری و مقابله با تقلب در تهیه آثار علمی»  و تنها بعد از تایید شورای نگهبان تبدیل به قانون خواهد شد (انشاءالله)، ماده واحده ایست که با ۱۶۶ رأی موافق، ۱۳ رأی مخالف و ۳ رأی ممتنع از مجموع ۲۱۱ نماینده حاضر در صحن مجلس در تاریخ 28 تیرماه 1396 (واقعا روز بزرگی است، و به قول دوستی باید روز اخلاق علمی نام گذاری شود) به تصویب رسید :
«ماده واحده ـ تهیه، عرضه و یا واگذاری آثاری از قبیل رساله، پایان‌نامه، مقاله، طرح پژوهشی، کتاب، گزارش یا سایر آثار مکتوب و ضبط شده پژوهشی، علمی و یا هنری اعم از الکترونیک و غیرالکترونیک توسط هر شخص حقیقی یا حقوقی به قصد انتفاع و به عنوان حرفه یا شغل با هدف ارائه کل اثر و یا بخشی از آن توسط دیگری به عنوان اثر خود، جرم محسوب شده و مرتکب یا مرتکبان علاوه بر واریز وجوه دریافتی به خزانه دولت، مشمول مجازات به شرح زیر خواهد شد. .......

من بند بند این قانون را دو سه بار خواندم. هنوز جای آن دارد که کمی سفت و سخت تر شود ولی باز هم دست کمیسیون آموزش عالی مجلس درد نکند که تا همینجا هم همراهی کرده و آبرویی نزد جهانیان خریده است. بدم نمی‌آید وزارت علوم یک نسخه از این قانون را برای گروه Nature و Science و انجمن ناشران بین المللی IPA  ارسال کند و همینطور نسخه هایی برای ناشران بزرگ بین المللی که هر بار که روبرویشان می نشینیم باید منتظر باشیم که الآن متلکی می شنویم درباره تقلبهای علمی و قفل شکسته ها و غیره.

نقطه بارز این لایحه تصویب شده تبصره 9 این ماده واحده است :

تبصره
۹: دانشگاه‌ها، پژوهشگاه‌ها، مؤسسات آموزش عالی، پژوهشی و فناوری دولتی و غیردولتی زیر نظر وزارتخانه‌های علوم و بهداشت از جمله دانشگاه علمی کاربردی، دانشگاه آزاد اسلامی، جهاد دانشگاهی، حوزه‌های علمیه، مؤسسات آموزش عالی غیردولتی غیرانتفاعی، مؤسسات وابسته به دستگاه‌های آموزش عالی غیردولتی غیرانتفاعی، مؤسسات وابسته به دستگاه‌های اجرایی و دانشگاه فرهنگیان موظفند از این پس، پیشنهادها (پروپوزال‌ها)، پایان‌نامه‌ها و رساله‌های دانشجویان تحصیلات تکمیلی خود را که فاقد طبقه‌بندی هستند در سامانه‌های اطلاعاتی پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران (ایران داک)، ثبت و تائید و فایل تمام متن و نتیجه را همانندجویی کنند.
چند سال است که می نویسیم و در جلسات مختلف با معاونین پژوهشی دانشگاه‌ها بحث می کنیم که یکی از مهمترین راه‌های جلوگیری از این تقلبها، بازکردن دسترسی پایان نامه‌ها است مثل همه دنیا ولی همراه با کنترل. ابزار کنترل در سالهای اخیر نرم افزارهای تشابه‌یاب است. پایان نامه را آزاد کنید و در دسترس بگذارید و بعد استاد راهنما را مواخذه کنید که همه چیز در دسترس شما بوده، نرم افزار مشابه یاب هم در اختیار شما بوده چرا کنترل نکردید که تقلب نشده باشد. همین ایرانداک که در لایحه تصویب شده بالا از آن به صراحت نام برده شده با نیم قرن (دقیقا چهل و نه سال) سابقه در نگهداری و ساماندهی پایان نامه های کشور مجهز به نرم افزار همانند جو است و می‌تواند کارهای تکراری و تقلبها را بیابد ولی بهانه های مختلفی برای دادن پایان نامه ها به ایرانداک می آورند:

ما می‌خواهیم سایتمان بیشتر کلیک بخورد و رتبه وبومتریکمان بالاتر برود، بفرمائید این رتبه را در کجا استفاده می کنید  و چقدر امتیاز دارد؟

پایان نامه های ما ارزش اقتصادی دارد و استاد و دانشجوی ما باید از مزایای آن استفاده کند و اگر  به ایرانداک بدهیم می افتد دست دیگران و سوء استفاده می شود و استفاده کار ما را دیگران می برند. ایرانداک هم مانند دیگر کشورها تمام متن هیچ پایان نامه ای را بدون اجازه دانشگاه به کسی نمی دهد و شما تا حد اکثر سه سال فرصت دارید که مقاله بنویسید، اختراع ثبت کنید یا موافقت اصولی برای تولید بگیرید. بیش از این جایی رایج نیست. در این مدت هم جز چکیده و در نهایت 30 صفحه از اول پایان نامه در دسترس هیچکس گذاشته نمی شود. ولی در تالارهای کتابخانه های همان دانشگاه صنعت رونویسی برقرار است و می روند و می نشینند و همه را رونویسی می کنند.

خودمان می خواهیم پایان نامه هایمان را بفروشیم. همیشه نوشته ام، خواهش می‌کنم در این سالها که پایان نامه خود را به ایرانداک نداده اید، و خودتان فروخته اید، بفرمائید درآمدتان چقدر بوده است؟ یک درصدی نسبت به بودجه دانشگاهتان بگیرید و بعد با هم صحبت کنیم.

معاونین پژوهشی تعدادی از دانشگاه‌های بزرگ با این دلایل مردم ایران را از پایگاهی یکپارچه و منسجم که بتوانند با یک جستجو همه پایان نامه ها را بیایند و دست کم چکیده آن را بخوانند محروم کرده اند. سوال من این است که واقعا دارید به شیوه ای پژوهشی فکر می کنید و این بلا را بر سر تحقیق می آورید. چگونه است که خودتان حق دارید به رساله ها و پایان‌نامه های 2017 اروپای غربی و آمریکای شمالی در پایگاه پروکوئست بدون دردسر دسترسی داشته باشید ولی به پایان نامه های ایرانی که می رسید آن را در هزار بقچه می پیچید و از نظرها پنهانش می‌کنید؟

من امیدوارم این لایحه هر چه زودتر مراحل خود را طی کند و تبدیل به قانون شود و فرصتی فراهم آید که با تمسک به این قانون پایگاه پایان نامه های ایران یکپارچه شود و از منافع مادی و معنویش همه استفاده کنند.

دو نکته مهم دیگر درمورد این لایحه قانونی که در پایان باید ذکر کنم این است که 1) قانونگذار مسئله ثبت پایان نامه در یک مرجع ملی و بارگذاری فایل تمام متن و نتیجه همانندجویی  را کشانده به ارتقاء و مسایل افزایش حقوق استادان:

ارائه گواهی ثبت و بارگذاری فایل تمام متن و نتیجه همانندجویی این مدارک برای هرگونه پرداخت مالی به استادان راهنما، مشاور و داور و تخصیص امتیاز در ترفیع و ارتقای آنها و همچنین دانشجویان الزامی است.

و 2) قانونگذار برای جلوگیری از ورود دادگستری و قوه قضائیه و آژان و آژان کشی و هر روز استادی و دانشجویی را به دادگاه کشاندن، اجرای جرایم ناشی از تخلف از این قانون را به ضابطین و بازرسان آموزش عالی سپرده که به نظرم این از نکات برجسته این قانون است.

پس از تصویب نهایی این قانون امیدوارم قانون جدید کپی رایت داخلی ایران یا همان "قانون حمایت از مصنفان و مولفان" جدید که مصوبه قبلی آن 1348 است و پیش نویس جدید آن چند سالی است که تهیه شده ولی معلوم نیست چرا به صحن مجلس نمی‌آید و چرا هربار که صحبت این قانون می شود، عده ای تنشان می لرزد، به صحن مجلس بیاید و مجلس باقیات و صالحات دیگری نیز در حوزه علم و فرهنگ از خود به جای بگذارد.

 

 

 

[1]. عمرانی، سید ابراهیم، استانداردهایی برای کتابخانه ها در موسسات آموزش عالی ایران . تهران: انجمن کتابداری و اطلاع رسانی ایران، چاپار، 1396 (صفحه 10) به نقل از: Gillis, malcolm. From introduction of: Task Force on Higher Education and Society . Washington DC: the World Bank, 2000.

 

عمرانی، ابراهیم. «بالاخره مجلس قدمی برداشت، هرچند خیلی دیر؛ پیشگیری و مقابله با تقلب در تهیه آثار علمی». سخن هفته لیزنا، شماره ۳۴7، 2 مرداد ۱۳۹۶.

بابایی
|
Iran
|
1396/05/07 - 12:08
0
0
خبر مسرت بخشی است و امیدوارم ایرانداک بتواند در حمایت این قانون نقش ملی خود را هر روز بهتر از روز قبل انجام دهد.
کاظم حافظیان رضوی
|
Iran
|
1396/05/03 - 00:00
0
3
غم این خفته چند خواب از چشم ترم می شکند. دست مریزاد آقای سید ابراهیم. چندی پیش یکی از این آقایان دکاتر ؟آینده که خیلی هم ادعا خدا شناسی دارند پیشنهاد نگارش پایان نامه خود را در مقابل پرداخت چهل میلیون تومان به بنده دادند و بنده فقط نگاهش کردم و گفتم موفق باشید و خدا بداد آینده این دکتر ا ها که مزه یکی از آنها را هشت سال کشیدیم برسد. بهر حال مثل همیشه از نوشته شما لذت بردم. در بدر به دنبال گوش شنوا باشیم.
خواهشمند است جهت تسهیل ارتباط خود با لیزنا، در هنگام ارسال پیام نکات ذیل را در نظر داشته باشید:
۱. از توهین به افراد، قومیت‌ها و نژاد‌ها خودداری کرده و از تمسخر دیگران بپرهیزید و از اتهام‌زنی به دیگران خودداری نمائید.
۲.از آنجا که پیام‌ها با نام شما منتشر خواهد شد، بهتر است با ارسال نام واقعی و ایمیل خود لیزنا را در شکل دهی بهتر بحث یاری نمایید.
۳. از به کار بردن نام افراد (حقیقی یا حقوقی)، سازمان‌ها، نهادهای عمومی و خصوصی خودداری فرمائید.
۴. از ارسال پیام های تکراری که دیگر مخاطبان آن را ارسال کرده اند خودداری نمائید.
۵. حتی الامکان از ارسال مطالب با زبانی غیر از فارسی خودداری نمائید.
نام:
ایمیل:
* نظر:
رویدادهای پیش رو