کد خبر: 50957
تاریخ انتشار: سه‌شنبه, 05 خرداد 1405 - 11:28

داخلی

»

گزارش

تبیین نقش الگوهای مفهومی در توصیف اسناد آرشیوی بررسی شد

منبع : لیزنا
نشست تخصصی «تبیین نقش و قابلیت‌های الگوهای مفهومی در بازآفرینی نظام‌های توصیف اسناد آرشیوی در عصر تحول دیجیتالی و داده‌های پیوندی» در ساختمان آرشیو ملی ایران برگزار شد.
تبیین نقش الگوهای مفهومی در توصیف اسناد آرشیوی بررسی شد

به گزارش لیزنا ، این نشست تخصصی روز یکشنبه ۳ خرداد ۱۴۰۵ با سخنرانی سید مهدی طاهری، مشاور رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران و عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی، برگزار شد.

در این نشست با تمرکز بر نقش الگوهای مفهومی به‌عنوان ابزارهایی نظری و ساختاری، ظرفیت‌های این الگوها را برای فهم روابط میان موجودیت‌های آرشیوی، عبور از چارچوب‌های سنتی توصیف اسناد و شکل‌گیری نظام‌های معنابنیان مورد بررسی قرار گرفت.

 سید مهدی طاهری در آغاز با اشاره به اهمیت الگوهای مفهومی در حوزه میراث فرهنگی گفت: الگوهای مفهومی در بافت میراث فرهنگی، یعنی در حوزه‌هایی مانند موزه، آرشیو و کتابخانه، نقش یک تصویر کلان و جامع را دارند. این الگوها نشان می‌دهند در یک بافت تخصصی چه موجودیت‌هایی وجود دارد، این موجودیت‌ها چه صفات و ویژگی‌هایی دارند، چگونه از هم متمایز می‌شوند و با چه نوع رابطه‌هایی به یکدیگر پیوند می‌خورند.

او با بیان اینکه مدل‌های مفهومی مبنای هماهنگ‌سازی استانداردها و ابزارهای حرفه‌ای هستند، افزود: وقتی یک مدل مفهومی در حوزه‌ای شکل می‌گیرد، استانداردها، ابزارها و تلاش‌های بعدی باید خود را با آن هماهنگ کنند. این مدل‌ها مانند نقشه کلی یک حوزه عمل می‌کنند و به همین دلیل در کتابخانه‌ها، موزه‌ها و آرشیوها، پس از شکل‌گیری چنین مدل‌هایی، حرکت به سمت تطبیق استانداردها با آن‌ها انجام شده است.

طاهری، مدل مفهومی «ریک» را یکی از مهم‌ترین دستاوردهای شورای جهانی آرشیو در سال‌های اخیر دانست و تصریح کرد: در حوزه آرشیو، یکی از مهم‌ترین اقدام‌های شورای جهانی آرشیو، طراحی مدل ریک است. این مدل برای محیط‌های جدید اطلاعاتی، داده‌های پیوندی و وب معنایی، اهمیتی ویژه دارد، زیرا امکان می‌دهد آرشیوها از توصیف محدود و خطی فاصله بگیرند و رابطه‌های پیچیده میان موجودیت‌های آرشیوی را بازنمایی کنند.

این استاد دانشگاه با تأکید بر اینکه بحث امروز آرشیوها، حذف استانداردهای پیشین نیست، گفت: ما در اینجا از جایگزینی شتابزده سخن نمی‌گوییم. آنچه در جریان است، یک گذار تدریجی است. استانداردهای پیشین حذف نمی‌شوند، بلکه مدل‌های مفهومی جدید می‌توانند به‌عنوان یک لایه مفهومی بر توصیف‌های گذشته قرار گیرند و آن‌ها را برای محیط دیجیتالی و داده‌های پیوندی کامل‌تر کنند.

وی با اشاره به جایگاه استانداردهای سنتی آرشیو اظهار کرد: استانداردهایی مانند خانواده ایساد برای منسجم‌کردن توصیف‌ها در آرشیو شکل گرفتند و در زمان خود نقش مهمی داشتند. این استانداردها کمک کردند توصیف اسناد یکدست شود و موجودیت‌های آرشیوی در ساختارهای سلسله‌مراتبی مانند مجموعه، پرونده و سند بازنمایی شوند. اما محیط اطلاعاتی امروز، ظرفیت‌ها و نیازهایی دارد که با توصیف صرفاً سلسله‌مراتبی پاسخ داده نمی‌شود.

سخنران این برنامه، آرشیو را حوزه‌ای عمیقاً بافت‌محور توصیف کرد و گفت: آرشیو حوزه‌ای بسیار وابسته به بافت است. اگر یک سند یا هر موجودیت آرشیوی را بدون بافت توصیف کنیم، عملاً معنا شکل نمی‌گیرد. سند زمانی فهمیده می‌شود که بدانیم در چه بافتی تولید شده، با چه عامل یا سازمانی ارتباط دارد، در چه فرایندی ایجاد شده، با چه رویدادی پیوند خورده و در چه زمان و مکانی معنا پیدا می‌کند.

طاهری با تبیین تفاوت میان توصیف ویژگی‌محور و توصیف رابطه‌محور افزود: در نگاه قدیمی، وقتی می‌خواستیم یک موجودیت را معرفی کنیم، بیشتر بر ویژگی‌های آن تمرکز می‌کردیم؛ همان‌طور که درباره یک انسان می‌توان قد، وزن، رنگ چشم یا رنگ مو را گفت. اما آیا با این اطلاعات، شناخت کاملی از آن فرد پیدا می‌کنیم؟ شناخت واقعی زمانی شکل می‌گیرد که رابطه‌های او را بدانیم؛ اینکه کجا تحصیل کرده، کجا کار کرده، با چه اشخاص و نهادهایی ارتباط داشته و در چه نقش‌هایی ظاهر شده است. درباره سند نیز همین منطق برقرار است.

وی ادامه داد: یک موجودیت فقط در ارتباط با موجودیت‌های دیگر شناخته می‌شود. اگر موجودیت‌های مرتبط با آن و نوع رابطه‌های میان آن‌ها شناخته نشود، شناخت ما ناقص خواهد بود. بنابراین در توصیف آرشیوی نیز نباید فقط به ویژگی‌های سند بسنده کرد، بلکه باید رابطه آن با اشخاص، سازمان‌ها، فعالیت‌ها، رویدادها، زمان، مکان و سایر اسناد روشن شود.

مشاور رئیس سازمان با اشاره به محدودیت‌های ساختارهای سلسله‌مراتبی گفت: در جهان واقعی، همه رابطه‌ها از نوع رابطه والد و فرزند یا رابطه سلسله‌مراتبی نیستند. همان‌طور که در روابط خانوادگی فقط رابطه پدر و فرزند وجود ندارد و رابطه خواهر و برادر، پسرعموها و سایر نسبت‌ها نیز معنا دارند، در آرشیو نیز بسیاری از رابطه‌ها غیرسلسله‌مراتبی هستند. اگر نظام توصیف فقط بر سلسله‌مراتب تکیه کند، نمی‌تواند پیچیدگی رابطه‌های واقعی را بازنمایی کند.

او با بیان اینکه تحول دیجیتالی امکان بازنمایی دقیق‌تر رابطه‌ها را فراهم کرده است، افزود: رابطه‌ها در دنیای واقعی همیشه وجود داشته‌اند، اما پیش‌تر ابزارها و فناوری‌های ما برای ثبت و نمایش آن‌ها محدود بودند. امروز به کمک فناوری‌های دیجیتالی، داده‌های پیوندی و گراف‌های دانش، می‌توان یک سند را در چندین بافت نشان داد و رابطه آن را با موجودیت‌های گوناگون ثبت و بازیابی کرد.

طاهری با اشاره به تفاوت محیط‌های سنتی و دیجیتالی تصریح کرد: در گذشته، بیشتر با توصیف‌های مسطح و فیلدمحور روبه‌رو بودیم؛ فیلد و مقدار، فیلد و مقدار. اما در محیط دیجیتالی جدید، مسئله فقط این نیست که چه حجمی از اسناد داریم یا چند فیلد را پر کرده‌ایم. مسئله اصلی این است که رابطه‌های میان داده‌ها چگونه ثبت می‌شوند و چگونه از دل این رابطه‌ها معنا تولید می‌شود.

سخنران برنامه، حرکت به سمت داده‌های پیوندی و وب معنایی را از الزامات آینده آرشیوها دانست و گفت: اگر فراداده‌های آرشیوی وارد محیط داده‌های پیوندی و وب معنایی نشوند، بخش مهمی از ظرفیت خود را از دست می‌دهند. داده خام، تا زمانی که رابطه‌اش با داده‌های دیگر مشخص نباشد، معنای کامل پیدا نمی‌کند. معنا در ارتباط شکل می‌گیرد و آرشیوها باید بتوانند این ارتباط را در محیط ماشینی نیز بازنمایی کنند.

او با تأکید بر نقش گراف‌های دانش در آینده بازیابی اطلاعات افزود: کاربران امروز فقط نمی‌خواهند یک متن توصیفی بخوانند. آن‌ها انتظار دارند رابطه میان اسناد، اشخاص، سازمان‌ها، رویدادها و مکان‌ها را ببینند. گراف دانش به کاربر کمک می‌کند این رابطه‌ها را به‌صورت بصری درک کند و از سطح بازیابی اطلاعات به سطح کشف دانش برسد.

وی در ادامه گفت: دنیای امروز، دنیای کشف‌محور است. کشف زمانی رخ می‌دهد که رابطه میان موجودیت‌ها فهمیده شود. اگر کاربر فقط یک توصیف ساده از سند ببیند، با اطلاعات روبه‌رو شده است؛ اما زمانی که بتواند شبکه رابطه‌های آن سند را مشاهده کند، به درک و دانش نزدیک می‌شود.

سخنران این برنامه، پیوند میان تحول دیجیتالی و هوش مصنوعی را نیز وابسته به داده‌های بافت‌‌محور دانست و اظهار کرد: هوش مصنوعی زمانی می‌تواند در آرشیو کارآمد باشد که داده‌ها رابطه‌مند و بافت‌محور باشند. کار هوش، کشف رابطه میان اطلاعات و تبدیل آن به دانش است. اگر سند فقط به‌صورت مسطح، بدون رابطه و بدون بافت توصیف شود، امکان استفاده مؤثر از هوش مصنوعی بسیار محدود خواهد بود.

سید مهدی طاهری با اشاره به ضرورت پیوند میان نسخه فیزیکی و دیجیتالی سند گفت: سند فیزیکی و نسخه دیجیتالی آن نباید از هم جدا دیده شوند. این‌ها دو شکل از یک موجودیت هستند و باید در سامانه‌ها به‌گونه‌ای بازنمایی شوند که ارتباطشان روشن باشد. محیط الکترونیکی جدید باید بتواند هم قالب فیزیکی سند و هم قالب دیجیتالی آن را در کنار رابطه‌هایشان مدیریت کند.

وی با تشریح کارکرد مدل ریک افزود: ریک کل بافت آرشیو را بازنمایی می‌کند. این مدل می‌گوید در بافت آرشیو چه موجودیت‌هایی وجود دارد، این موجودیت‌ها چه ویژگی‌ها و صفاتی دارند و چگونه با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کنند. در این مدل، سند یا پیشینه یک واحد مستقل و جداافتاده نیست، بلکه در شبکه‌ای از رابطه‌ها و بافت‌ها معنا پیدا می‌کند.

سخنران برنامه در توضیح موجودیت‌های اصلی در این مدل گفت: در مدل ریک، پیشینه یا رکورد، عامل، فعالیت، رویداد، زمان، مکان، فرایند و سایر موجودیت‌ها هرکدام جایگاه خود را دارند. مهم‌تر اینکه رابطه میان این موجودیت‌ها نیز توصیف می‌شود. یعنی فقط سند توصیف یا فهرست‌نویسی نمی‌شود، بلکه فعالیت، عامل، رویداد، ساز و کار، مجوزها و قوانین، و رابطه میان آن‌ها نیز موضوع توصیف قرار می‌گیرد.

او با تأکید بر اهمیت توصیف فرایندها در آرشیو اظهار کرد: یکی از جنبه‌های مهم این نگاه، توجه به فعالیت‌ها و فرایندهاست. در این رویکرد، فعالیت‌هایی مانند فراهم‌آوری، ارزشیابی، توصیف، نگهداری و دسترس‌پذیرسازی نیز می‌توانند به‌عنوان موجودیت توصیف شوند و با اسناد، عوامل، مجوزها، مکان‌ها و زمان‌ها ارتباط پیدا کنند. این نگاه، بافت تولید، مدیریت و استفاده از سند را روشن‌تر می‌کند.

وی، مهم‌ترین مزیت این رویکرد را افزایش کشف‌پذیری دانست و گفت: مزیت عملی این تحول برای آرشیو ملی، ارتقای کشف‌پذیری است. پژوهشگر وقتی با یک سند روبه‌رو می‌شود، نباید فقط یک متن کوتاه توصیفی ببیند. او باید بتواند اسناد مرتبط، اشخاص مرتبط، سازمان‌های مرتبط، فعالیت‌های مرتبط و زمینه تاریخی و اجتماعی سند را نیز مشاهده کند. این همان ارزش افزوده‌ای است که توصیف رابطه‌محور ایجاد می‌کند.

سخنران برنامه با اشاره به امکان پیوند آرشیو با کتابخانه و موزه نیز افزود: در بافت میراث فرهنگی، آرشیو، کتابخانه و موزه از هم جدا نیستند. یک سند آرشیوی می‌تواند با یک کتاب، یک مقاله، یک شیء موزه‌ای یا یک شیء فرهنگی دیگر ارتباط داشته باشد. مدل‌های مفهومی جدید امکان می‌دهند این پیوندها در سطحی گسترده‌تر و معنادارتر بازنمایی شود.

او در بخش دیگری از سخنان خود تأکید کرد: حرکت به سمت مدل‌های رابطه‌محور یک انتخاب تجملی نیست. این پاسخ به تغییرات محیطی است. دنیا به سمت داده‌های پیوندی، شبکه‌های معنایی و ارتباط میان داده‌ها حرکت کرده است. اگر آرشیوها بخواهند در این محیط حضور مؤثر داشته باشند، باید داده‌های خود را برای این نوع ارتباط و بازنمایی آماده کنند.

این پژوهشگر و استاد دانشگاه با اشاره به زمان مناسب برای آغاز این مسیر گفت: اکنون نقطه مناسبی برای شروع این گذار است. این کار نباید شتابزده و دفعی انجام شود، بلکه باید با مراحل آزمایشی، ارزیابی، بازخوردگیری و توسعه تدریجی پیش برود. ارزش یادگیری این مسیر نیز بسیار بالاست، زیرا کارشناسان در جریان پیاده‌سازی، به‌تدریج با منطق جدید توصیف و بازنمایی بافت آشنا می‌شوند.

طاهری در جمع‌بندی سخنان خود اظهار کرد: ریک گسست از گذشته نیست، بلکه تداوم و تکمیل سنت‌های حرفه‌ای آرشیو است. این مدل قرار نیست استانداردهای پیشین را یکباره کنار بگذارد، بلکه می‌تواند آن‌ها را برای محیط دیجیتالی کامل کند و امکان بازنمایی پیچیده‌تر، چندلایه‌تر و معنادارتر اسناد آرشیوی را فراهم آورد.

او در پایان گفت: آینده توصیف آرشیوی، آینده‌ای مبتنی بر بافت، رابطه و معناست. سند تنها زمانی به‌درستی فهمیده می‌شود که در پیوند با سایر موجودیت‌ها دیده شود. اگر این پیوندها در سامانه‌های آرشیوی ثبت و بازنمایی شوند، آرشیوها می‌توانند از سطح ارائه اطلاعات فراتر بروند و به محیطی برای کشف دانش تبدیل شوند.