داخلی
»سخن هفته


لیزنا؛ رحمت الله فتاحی، معلم دانشگاه فردوسی مشهد: در طول سه دهه گذشته، حرفه کتابداری و اطلاع رسانی در ایران شاهد تحولات و توسعه خوبی بوده است. طی این مدت، با افزوده شدن تعداد قابل توجهی از دانش آموختگان دکترای رشته کتابداری از دانشگاههای معتبر بین المللی و نیز از دانشگاههای ایران به گروه های آموزشی کتابداری و اطلاع رسانی کشور، و همچنین وجود تعداد زیادی از کتابداران با مدرک دکتر و ارشد، پویایی خاصی در این حرفه به وجود آمده است. شواهد این پویایی را می توان در زمینه های زیر مشاهده کرد:
- توسعه آموزش و برنامه های درسی (راه اندازی گروه های آموزشی در مقاطع سه گانه و در گرایشهای نو)،
- افزایش پژوهش و نشر (پایان نامه ها، انتشار کتاب و مجله)،
- گسترش فعالیتهای حرفه ای همچون تاسیس انجمنها (بویژه انجمن کتابداری و اطلاع رسانی ایران)، تاسیس خبرگزاری لیزنا، برگزاری همایشهای ملی و استانی، برگزاری کارگاههای آموزشی و مانند آنها.
- استقبال مجله ها و همایشهای بین المللی از دریافت مقاله های ارزشمند کتابداران ایرانی،
- عضویت کتابداران ایرانی در هیئت تحریریه مجله های معتبر بین المللی،
- دعوت ناشران معتبر خارجی از کتابداران ایرانی برای نگارش فصلهایی از کتابهای تخصصی آنها،
- عضویت برخی از کتابداران شایسته ایرانی در کمیته ها و شوراهای تخصصی انجمنها و نهادهای بین المللی از جمله ایفلا،
- فعالیت تعدادی از کتابداران شایسته ایرانی به عنوان عضو هیئت علمی دانشگاههای معتبر در کشورهایی چون آمریکا، کانادا، انگلستان، استرالیا و مانند آنها،
- افزون بر این موارد، کتابداران توانسته اند به عنوان مدیران موفق و تاثیرگذار در کتابخانه ها، نهادهای ملی و بزرگ در کشور نقش آفرین باشند و طرح های بزرگ و دشواری را پیاده سازی کنند.
-سرانجام، برخی کتابداران شایسته توانسته اند به عنوان مشاور و یا پژوهشگر و یا مدیر در شرکتهای نرم افزاری کتابداری موفقیتهای چشمگیری داشته باشند.
در عین حال و با وجود این همه افراد پویا، توانمند و نوآور در حرفه، ما با چالشهای بزرگی در سطح کشور روبرو هستیم. انتظار منطقی آنست که با وجود این همه افراد توانمند، حرفه ما در سطح ملی کارنامه موفقی داشته باشد، کارهای بزرگی در راستای تقویت حرفه انجام دهد، خدمات بایسته ای به جامعه ارائه کند تا مردم کتابداران و کتابخانه ها را به عنوان عناصر تاثیرگذار بر روند توسعه کشور بشناسند. اما شوربختانه اینگونه نیست. به نظر می رسد حرفه ما آنچنان تاثیرات مناسبی بر زمینه های مرتبط با رسالتها و ماموریتهای خود در جامعه نداشته است. دولتها نیز توجه درخوری به توسعه کتابخانه ها و مراکز اطلاع رسانی و استخدام دانش آموختگان رشته ما نداشته و ندارند. وضعیت استخدام و به کارگیری دانش آموختگان در مقایسه با تعداد دانشجویان شاغل به تحصیل در گروه های متعدد آموزشی تاسف بار است. این امر، یعنی عدم توازن بین تعداد دانشآموختگان و ظرفیتهای استخدامی (عرضه و تقاضا)، موجب ناامیدی و نارضایتی گسترده شده است.
اکنون این تضاد بین تعداد قابل توجه افراد پویا و کارآمد از یکسو، و چالشهای گسترده و متنوع در حرفه از سوی دیگر، بارزتر شده و پرسشهای زیادی را در ذهن حرفه مندان به وجود آورده است.
در طول ۲۵ سال گذشته، انجمن کتابداری و اطلاع رسانی ایران تلاشهای زیادی را برای گردهم آوردن حرفه مندان، ایجاد انسجام حرفه ای، اشتراک تجربه و دانش و در نهایت پویایی و هم افزایی توانمندیها و تخصصها انجام داده است. برگزاری کنگره های سالانه انجمن و پیش نشستهای آن، برگزاری میزگردهای بحث تخصصی، برگزاری کارگاههای آموزشی، و انجام برخی طرحها، در واقع برای هم افزایی و بالابردن توان تاثیرگذاری حرفه بر جامعه بوده است. تعداد قابل توجهی از حرفهمندان (مدیران، کتابداران شاغل، اعضای هیئت علمی و دانشجویان) این تلاشها در راستای هم افزایی را ارج نهاده و با انجمن همکاری کرده اند. در عین حال، به نظر می رسد هماهنگی، همفکری و همکاری در میان اکثریت افراد نخبه و تاثیرگذار در سطحی نیست که بتواند نیروی بزرگ و تاثیرگذاری برای هم افزایی را در راستای کارهای بزرگ به وجود آورد و چالشهای موجود را برطرف کند. به اصطلاح عامیانه، حرفه ما جزیره های جداگانه زیادی دارد که بدون ارتباطات کافی و نزدیک، در دریایی برای خود زندگی می کنند. بسیاری از گروه های آموزشی و اعضای هیئت علمی آنها، و همچنین دانشجویان آنها به پیروی از استادان خود، هیچ ارتباط حرفه ای با اهالی حرفه و انجمن برقرار نکرده و انگار وجود خارجی ندارند. به نظر میرسد که بود و نبود آنها تاثیری بر حرفه و هم افزایی حرفه ای ندارد. بسیاری از گروه های آموزشی نه همایشهای تخصصی برگزار می کنند، نه کارگاه آموزشی دارند، و نه در سایر مجامع علمی و حرفه ای (بویژه همایشها) شرکت می نمایند. حتی شنیده شده که برخی از آنها دانشجویان علاقمند به مشارکتهای حرفه ای را از شرکت در رخدادهای علمی دلسرد و منصرف می کنند. مایه ناامیدی است وقتی می بینیم که از جمع حدود ۵۰ عضو هیئت علمی در گروه های آموزشی مستقر در تهران، و یا حدود ۱۵۰ عضو هیئت علمی در ایران، تنها تعداد انگشت شماری با انجمن همکاری داشته و در رخدادهای حرفه ای شرکت می کنند. این وضعیت نشان دهنده تعامل حرفه ای ضعیف و انسجام ناکافی، و گاه تقابل های خطرناک در حرفه ماست.[1]
در طول دو دهه گذشته، زنگ خطر در مقابل حرفه ما به صدا درآمده است. اکنون با توجه به کاهش بودجه کتابخانه ها، بازنشستگی بسیاری از کتابداران بدون وجود جایگزین، عدم استخدام کتابدار به اندازه مورد نیاز در کتابخانه ها، وضعیت کنونی دارد به سوی بحران پیش می رود. در این شرایط، تنها همفکری و هم افزایی حرفه ای می تواند نیروی لازم برای یافتن راهحلهای منطقی و کارآمد را شکل دهد. باید از درونگرایی و قطع ارتباط حرفه ای بیرون آمده و برای آینده حرفه چاره اندیشی کنیم. وجود اینهمه افراد توانمند و کارآمد می تواند نقطه امید حرفه باشد به شرطی که از توان و پویایی خود در راستای مشارکت بیشتر و تحقق هدفهای مشترک حرفه ای بهره گیرند. در این شرایط، بایسته است هر فرد، بویژه اعضای هیئت علمی، افزون بر وظایف آموزشی و پژوهشی خود، بخشی از توان و وقت خود را به فعالیتهای حرفه ای، همکاری عملگرایانه، و مشارکت در تحقق رسالتها اختصاص دهد. به یاد داشته باشیم که این یک انتظار منطقی و معقول است. به یاد داشته باشیم که با رویکرد کنونی نمی توانیم به موفقیت برسیم. ما نیاز داریم توانمندیهای فردی را به توانمندی جمعی و حرفه ای تبدیل کنیم. ما به سینرژی (هم افزایی مثبت) نیاز داریم. این نه تنها وظیفه حرفه ای است بلکه وظیفه ملی یکایک ما در راستای سربلندی ایران عزیز نیز به شمار می رود.
فتاحی، رحمت الله. این همه شخصیتهای پویا و توانمند در حرفه، اما چرا اینگونه ایم؟!». سخن هفته لیزنا، شماره 769، 19 آبان ماه ۱۴۰۴
------------------------------------------
[1] پیشنهاد می کنم این نوشته و یادداشتهای ذیل آن را بخوانید:

شما الان به راحتی با کم کردن نیروهای ستادی می توانی مشکل کمبود کتابدارانت را حل کنی
و منابع همزیاد بیاوری.
وقتی نیروی ستادی (بعضی)
در سرکارش بیکار است یعنی کار ندارد این به چه معناست؟
عدمبهره وری
الان متاسفانه رییس اداره یک شهرستان ساده بعضی کارهاش را بعضا تقسیم می کنه به کتابدارهاش در صورتی که قدیم همزمان رییس اداره مسیول کتابخانه هم بود.
الان تراکمنیرو در جاهای بی مصرف باید کم شود و تزریق شوند به کتابخانه ها.
پست های تکراری و...
انتقادها بسیار است و خود-انتقادی کم.
نظام ارزیابی اعضای هیئت علمی کاستی های بسیار دارد و سوگرفته است.
من در راهنمایی رساله دکترای فرشید دانش، مدلی را معرفی کردم که افزون بر فعالیتهای آموزشی و پزوهشی استادان، نیاز است تا فعالیتهای اجتماعی و مشارکتهای حرفه ای را هم مورد سنجش قرار دهیم.
اگر اینگونه باشد، تاثیرگذاری استادان بر جامعه مشخص و غیرمستقیم تشویق خواهد شد.
ما در مسیر زندگی دانشگاهی خود به کج راهه رفته ایم!
روزگارتان نیکو
چون در مورد هیأت علمی گروههای کتابداری صحبت شد. باید بگویم که داستان زندگی هیأت علمی ها داستان پرغصه ای شده است. از یک طرف عدم تناسب حقوق با شرایط اقتصادی و از طرفی فشار مضاعف دانشگاهها با ابزار آئین نامه های پژوهشی و ارتقا و ترفیع بر افراد برای انجام پژوهشهای نه چندان کاربردی و صرفا انتشار در مجلات پژوهشی، در کنار وظایف آموزشی و اجرایی دیگر هیچ توان و نیرو و وقتی برای افراد نمی گذارد که بتوانند در حیطه های اجتماعی فعالیت کنند. افراد معدودی هم که فعالیت می کنند (هیأت علمی) کسانی هستند که یا مراتب ارتقا را طی کرده اند و نگران شرایط شغلی نیستند یا اینکه آن قدر دانشجوی تحصیلات تکمیلی دارند که حداقل بار پژوهش و مقاله نویسی و مقاله چاپ کردن را بر دوش دانشجویان خود گذاشته اند. به نظر من برای بالا بردن مشارکت اجتماعی معلمان کتابداری، باید امتیازی برای مشارکت و تأثیرگذاری اجتماعی هم در نظر گرفت تا افراد بدانند در کنار انجام این فعالیت و وقتی که می گذارند حداقل می توانند قسمتی از رضایت نسبی دانشگاه متبوع خود را برآورده کنند
والا خوده هیات علمی ها باورشون نمیشه انقد حقشون باشه!!!!!
اینکه بدانی آییننامههای فعلی ارتقا و ترفیع، منجر شده شما به تولید پژوهشهای نه چندان کاربردی و غیرمفید بپردازید، بجای اعتراض و انجام کار صحیح باز همچنان این روند معیوب را ادامه بدهید و بهقولی خوشرقصی کنید، آن هم در قشر هیاتعلمی که از این قشر، انتظار آزادمنشی و فرهیختگی میرود، نشان از انحطاط جامعه به طرز فجیع دارد.....
غمگینتر اینکه حتی برای مشارکت حرفهای خود، طلب امتیاز و نرفیعهای بچگانه هستید!
چه بر سر ما آمده؟!!!
به نظرم دلیل اصلی مشارکت نکردن فارغالتحصیلان این رشته را باید در عوامل مهم دیگر هم جستوجو کرد.
به جد و بر اساس واقعیت میتوانم بگویم که در هر سه مقطع آموزشی کارشناسی، ارشد و دکتری رشتهی کتابداری، هیچ توانمدی حرفهای و در خور نیاز بازار کاری کسب نمیشود تا بر اساس بتوان مخاطب اطلاعاتی (مردم یا دولت) را از ارائه خدمات خود مجاب یا راضی نگه داشت. تبدیل توانمدیهای فردی به جمعی پیشکش!
به عبارت بهتر، ماهیت رشته چنین اجازهای را نمیدهد تا بتوان توانمندیهای در سطح بالا، که پیشنیاز آنها دانش ریاضی، برنامهنویسی حرفهای است، را کسب کرد. از طرفی، با وجود رشتههای مرتبط با اطلاعات و تخصصیتر، مانند کامپیوتر و علم داده، یادگیری این توانمندیها در رشتهی ما ضرورتی هم ندارد...
بنا به دلایل گفته شده، اگر تعصب را کنار بگذاریم و واقعبین باشیم، باید حذف کتابداری از رشتههای دانشگاهی را بپذیریم تا هر چه زودتر مانع هدررفت نیروهای انسانی و مالی شویم...
جوانی ما که در این رشته تلف شد....
امیدوارم با وجود انجمن و برجسته کردن مشکلات کنونی، بتوان راههای برون رفت ای وضعیت نابسامان کنونی را شناسایی و اقدام کرد.
چون هرکسی یا گروه های مختلف دانشگاه ها جدا از هم عمل می کنند همیشه یک عده خاص در همایشها هستند و بقیه انگار در جزیره ای دیگر هستند که خیلی دوست دارم بدانم دلیلش چیست.
اختلاف فراوان حقوق کتابدار با هیئت علمی فاجعه است یک کتابدار باید نهایت ماهی 18 اما هیئت علمی 60میلیون به بالا بگیرد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! واقعا انگیزه ای باقی می ماند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ای کاش از اول تغییر رشته میدادیم.... اساتید فقط از بودن دانشجوها تغذیه می شوند اگر این دانشجوها نباشند اساتیدی هم وجود نخواهد داشت...
دست رو دغدغه ما گذاشتید!
به عنوان کتابداری که رشته ام را دوست دارم و سعی می کنم در همه محافل مرتبط با رشته حضور پیدا کنم، واقعا دغدغه شما را دارم:
چرا اینقدر گروه های کتابداری از هم دور هستند؟
چرا اینقدر جزیره ای عمل می کنیم؟
چرا از هر گروه دانشگاهی، حداقل یک نفر با انجمن همکاری نمی کند؟ و همه بار فعالیت های انجمن روی دوش چند گروه خاص است؟ و جالب اینکه کسانی که با انجمن همکاری نمی کنند، همیشه منتقد سفت و سخت انجمن هستند!!!
چرا از هر گروه دانشگاهی، حداقل یک نفر به عنوان نماینده در همایش های تخصصی رشته، شرکت نمی کند؟
چرا همایشی که برای برگزاری آن ماه ها تلاش می شود، باید سوت و کور و بدون حضور حداکثری اهالی رشته از گروه های مختلف باشد؟
این جزیره ای عمل کردن و نداشتن ارتباطات قوی بین گروه های مختلف، به ضرر دانشجوهاست! چه از بابت استفاده از دانش سایر اساتید و چه از نظر اطلاع رسانی کارگاه های آموزشی، فرصت های کاری، همکاری های پژوهشی و ...
به قول یکی از دوستان، در رشته ما هیچ دو نفری، همدیگه رو قبول ندارن!!!
منظورتان از زیر ۳۰ چه عددی است؟
من که ۱۶ سال کتابدارم و قبلشم درس خوندم ۱۷ به زور میگیرم
خوش به حالتان سال دوم انقد میگیرید سالهای بعد هم که بیشتر....
نمیدونم هیئت علمی هایی که شما در مورد حقوقشون صحبت می کنی چه کسانی هستند؟ قبول دارم کسانی که سابقه زیادی دارند شاید از این حقوق ها بگیرند ولی بنده بعنوان کسی که تازه هیئت علمی شده ام (سال دوم)، حقوقم کمتر از 30 تومن است. لطفا اول مطمئن بشیم بعد صحبت کنیم. آیا از نظر شمایی که 12 سال بصورت پیوسته کتابداری خواندم زیاد است ؟؟
1.چون بیشترمردم رشته کتابداری را نمی شناسند
2.چون رشته کتاباری برای حل مشکلات خود نیاز به یک صنف داردکه ندارد
3.چون بیشتر فارغ التحصیلان رشته های کتابداری بیکارهستند
4.بیشتررشته کتابداری که در کتابخانه های عمومی مشول کارهستند بخاطر حقوق کم و وضعیت معیشتی وتحصیل در این رشته پشیمانند.
5.چون استانید این رشته اصلا از فارغ التحصیلان و کسانی که استخدام هستند احوالی نمی پرسند
و هزاران مشکل دیگر..........
فردی که تحصیلات تکمیلی و مدرسی دانشگاه دارد افتش می آید به کتابخانه عمومی سری بزند و ببیند نیاز مردم و کتابدار چیست...
این همه مقالات آبکی و با نویسنده های یکسان و انشالله غ رانتی...
در فضا و رویای ایده آل کتابداری غرب و....