داخلی
»گاهی دور، گاهی نزدیک
نقش کتابخانههای عمومی در ترویج صلح و حل منازعات در ایران


(لیزنا: گاهی دور گاهی نزدیک 399) : مریم مقدمی، دانش اموخته دکتری علم اطلاعات و دانش شناسی دانشگاه تهران: کتابخانههای عمومی در ایران در سالهای اخیر در نقطه تلاقی تحولهای اجتماعی، ارتباطی و فرهنگی قرار گرفتهاند. این نهادها که در اصل با مأموریت ارتقای آگاهی و دسترسی عمومی به دانش شکل گرفتهاند، امروز با واقعیتی پیچیدهتر روبهرو هستند؛ واقعیتی که در آن جامعه ایرانی با افزایش تنوع فرهنگی، گسترش فضای مجازی، کاهش تعاملات چهرهبهچهره، شکلگیری شکافهای نسلی و افزایش سوءتفاهمهای اجتماعی مواجه است. در چنین بستری، کتابخانههای عمومی میتوانند یکی از مؤثرترین نهادها در تثبیت صلح اجتماعی، کاهش تنشها و میانجیگری فرهنگی باشند.
۱- کتابخانه بهعنوان «فضای میانجی» در جامعه متکثر
یکی از چالشهای جدی جوامع امروز، از جمله ایران، کاهش فضاهای عمومی امن و بیطرف است؛ فضاهایی که افراد با پیشینهها، باورها و سبکهای زندگی متفاوت بتوانند بدون هراس از قضاوت یا ستیز، در کنار یکدیگر حضور یابند.
کتابخانههای عمومی دقیقاً این خلأ را پر میکنند و نقش فضای میانجی (mediating space) را برعهده میگیرند؛ یعنی محلی که در آن اختلافها نه تشدید، بلکه تعدیل میشود و گفتوگو امکان بروز مییابد.
در شرایطی که شکافهای اجتماعی و فرهنگی ممکن است بستر بروز منازعات کوچک یا گستردهتر شوند، کتابخانهها میتوانند مرکز بازسازی پیوندهای اجتماعی باشند؛ پیوندهایی که بهواسطه فشارهای اجتماعی و رسانهای رو به تضعیفاند.
۲- کتابخانه و تقویت زیرساختهای نرم صلح
نقش کتابخانه در ترویج صلح محدود به برگزاری چند نشست یا کارگاه نیست؛ بلکه ریشه در تقویت «زیرساختهای نرم» جامعه دارد، از جمله:
-تقویت سواد گفتوگو که به کاهش خشونت کلامی میانجامد
-آموزش تفکر انتقادی که در برابر شایعات و جوسازیهای اجتماعی مقاوم است
-ارتقای سواد رسانهای برای مقابله با تنشآفرینی اطلاعات
-آموزش حقوق شهروندی برای کاهش منازعات ناشی از ناآگاهی
-ایجاد فرصت ملاقات اجتماعی برای تقویت اعتماد عمومی
این زیرساختهای نرم، بنیان صلح پایدار را تشکیل میدهند. بدون آنها هیچ سیاست سختافزاری، قانونی یا دستوری قادر به حل ریشهای منازعات نیست.
۳- کتابخانه بهعنوان عامل بازتولید سرمایه اجتماعی
منازعات اجتماعی اغلب در فضاهایی شکل میگیرند که سرمایه اجتماعی تضعیف شده باشد: یعنی اعتماد کم است، ارتباطات ناقص است و گروهها از هم فاصله گرفتهاند.
کتابخانهها در ایران به دلیل حضور در سطح محلات، دسترسپذیری برای همه طبقات اجتماعی، و ماهیت فرهنگی و بیطرف خود، قدرت این را دارند که سرمایه اجتماعی پیوندی (bonding) و سرمایه اجتماعی پلساز (bridging) را همزمان تقویت کنند.
این توان کتابخانهها در بسیاری از کشورها به رسمیت شناخته شده و بههمین دلیل، کتابخانهها در برنامههای ملی صلح اجتماعی مشارکت فعال دارند. در ایران نیز چنین نقشی میتواند به کاهش تعارضات محلی، بهبود روابط میانفردی و افزایش تحمل اجتماعی کمک کند.
۴- شکاف ساختاری و ضرورت مداخله راهبردی
با وجود این ظرفیتها، کتابخانههای عمومی ایران در حال حاضر دارای شکاف هایی هستند که قطعا با توجه به رویکرد جدید دبیر کل کتابخانه های عمومی این خلاه ها رفع و موانع برطرف خواهد شد. این خلا ها عبارتند از:
-فقدان برنامه ملی صلحسازی
-فقدان طرح آموزشی تخصصی برای کتابداران
-کمبود منابع محتوایی استاندارد در حوزه مدیریت منازعه
-این کاستیها سبب شده ظرفیتهای مهم کتابخانهها در حوزه صلح و حل منازعه بالفعل نشود و در حاشیه باقی بماند.
اینجاست که ضرورت طراحی یک برنامه راهبردی ملی آشکار میشود. برنامهای که نه بهصورت شعاری، بلکه با رویکردی مبتنی بر دانش، تجربه جهانی و نیازهای واقعی جامعه، مسیر نقشآفرینی کتابخانهها در ترویج صلح را مشخص کند.
۵-کتابخانهها و آینده صلح اجتماعی در ایران
جامعه ایران امروز بیش از هر زمان دیگر نیازمند نهادهایی است که توان تلطیف فضا، میانجیگری فرهنگی و کاهش تنشهای اجتماعی را داشته باشند. کتابخانههای عمومی، اگر بهدرستی تقویت شوند، میتوانند یکی از مهمترین این نهادها باشند.
از آنجا که اعتماد عمومی به آنها بیشتر است میتوانند نقش داور بیطرف فرهنگی را ایفا کنند.
راهاندازی اتاقهای گفتوگو، نشستهای شهروندی، کارگاههای مهارت ارتباط، آموزشهای جمعی برای جوانان، و همکاری با سازمانهای محلی میتواند کتابخانهها را به میداندار صلح اجتماعی تبدیل کند؛ نقشی که اهمیت آن در توسعه پایدار، کاهش آسیبهای اجتماعی و ارتقای انسجام ملی غیرقابل انکار است.

از کتابدار چه انتظاری داری ؟
و سپاس از دکتر شعبانی عزیز که بسیار خوب تحلیل نموده آمد .
خوشحالم که مورد توجه تان بوده
بسیار عالی و بجابود
متاسفانه در دهه گذشته بسیار کم لطفی در حق وحقوق کتابداران این نهاد فرهنگی کشور شده که این مورد باعث شده با توجه به وضعیت اقتصادی کشور تاثیر بسیار زیادی بر روحیه و روان نیروی انسانی این مجموعه گذاشته است تورم 50درصدی و حقوق 15 و20 میلیون تومانی کتابداران این مجموعه باتحصیلات ارشد ودکتری با سابقه 20سال به بالا باعث ناامیدی.بی انگیزگی وکاهش راندمان کاری شده تا آنجا که باعث ریزش نیروی انسانی بالای تعداد 1000 نفر به سایر ارگانهای دیگر شده و این مسائل دیگر توان ادامه راه را از بقیه کتابداران گرفتته و کتابدارن مخصوصا آقایان مجبورند برای ادامه زنده ماندن و سیرکردن شکم زن و بچه خود به شغلها ی دوم و سوم( کارگری. رانندگی. مسافرکشی .دستفروشی و...) روی بیاورند.
با گذشت 22 سال از عمر این نهاد ای کاش مسئولان رده بالای نهاد و کشور ومجلس بیشتر به فکر رفع کردن مشکلات کتابداران بیفتند تا وضع این بدتر و خراب نشده و (هرچه بگندد نمکش می زنند وای به ورزی که بنگدد نمک ) که متاسفانه نمک هم گندیده است....