کد خبر: 50789
تاریخ انتشار: شنبه, 15 فروردین 1405 - 10:30

داخلی

»

گاهی دور، گاهی نزدیک

بازخوانیِ ‌اندیشه و میراث ‌فرهنگی دل سپرده کودکان و نوجوانان؛ ثریا قزل‌ایاغ

منبع : لیزنا
مهدیه امیدی
بازخوانیِ ‌اندیشه و میراث ‌فرهنگی دل سپرده کودکان و نوجوانان؛ ثریا قزل‌ایاغ

(لیزنا، گاهی دور/گاهی نزدیک 406): مهدیه امیدی، دانشجوی کارشناسی امورتربیتی دانشگاه فرهنگیان پردیس حضرت معصومه (س) قم: 

آغاز یک آشنایی؛ جرقه‌ای در مسیر یادگیری

آنچه پیش روست، نوشته‌ای برخاسته از احساسی آمیخته با احترام و تأمل. گاه در مسیر تحصیل، درس‌هایی پیش روی انسان قرار می‌گیرند که فراتر از یک واحد درسی‌اند؛ درس‌هایی که دریچه‌ای تازه به جهان می‌گشایند و نگاه آدمی را به مفاهیمی عمیق‌تر پیوند می‌زنند. برای من، درس «آموزش کاربردی ادبیات کودک و نوجوان» یکی از همان تجربه‌های ماندگار بود؛ درسی که با راهنمایی و تدریس دکتر مهدی محمدی،  عضو هیأت علمی گروه علم اطلاعات و دانش‌شناسی دانشگاه قم، برگزار شد. در خلال این درس، ایشان کتاب ارزشمند «ادبیات کودکان و نوجوانان و ترویج خواندن» اثر ثریا قزل‌ایاغ را به ما معرفی کردند؛ کتابی که تنها یک منبع درسی نبود، بلکه دریچه‌ای بود به جهانی که در آن، کتاب و خواندن نه صرفاً ابزار آموزش، بلکه راهی برای پرورش جان و اندیشه نسل‌های آینده به شمار می‌آید.

نخستین جلسه این درس برای من لحظه‌ای فراموش‌نشدنی بود. استاد محمدی در آغاز کلاس، نوشته‌ی خود درباره‌ی ثریا قزل‌ایاغ با عنوان «استاد آسوده بخوابید آسوده» برای ما خواندند[1]. آن کلمات در فضای کلاس طنین انداخت و در دل من اثری عمیق گذاشت. در همان لحظه، این پرسش در ذهنم شکل گرفت که انسانی که قرار است آثار و اندیشه‌هایش محور این درس باشد، چه راهی را پیموده و چه اندازه از جان و اندیشه خود را در این مسیر نهاده است. 

شناخت تدریجی یک بانوی فرهنگ‌ساز

هرچه بیشتر درباره‌ی او شنیدم و خواندم، تصویر روشن‌تری از انسانی پدیدار شد که عمر خود را با تعهدی کم‌نظیر وقف کودکان و نوجوانان این سرزمین کرده بود؛ انسانی که باور داشت آینده‌ی یک جامعه از دل کتاب‌ها و از میان دست‌های کوچک کودکانی می‌گذرد که با خواندن، جهان را دوباره کشف می‌کنند. تلاش‌های پیگیر او در حوزه کتابداری، آموزش، ترویج خواندن و اعتلای ادبیات کودک و نوجوان، نشان می‌داد که چگونه می‌توان در سکوت و مداومت، بنیان فرهنگی یک جامعه را استوارتر کرد. همین آشنایی نخستین، مرا به جست‌وجو و مطالعه بیشتر درباره زندگی و آثار او کشاند. هر صفحه‌ای که می‌خواندم، بیش از پیش به عمق تلاش‌ها و دغدغه‌های او پی می‌بردم؛ تلاش‌هایی که نه برای شهرت، بلکه برای روشن ماندن چراغ دانایی در زندگی کودکان این سرزمین انجام شده بود. از دل همین تأمل‌ها بود که تصمیم گرفتم به مناسبت بزرگداشت این چهره‌ی ارزشمند، یادداشتی برای ادای احترام به نامی که سهمی مهم در شکل‌گیری و بالندگی ادبیات کودک و نوجوان در ایران داشته است، بنویسم. این یادداشت، که بی‌تردید تنها سایه‌ای کم‌رنگ از گستره‌ی تلاش‌ها و اندیشه‌های اوست، کوششی است برای نگاهی کوتاه به آثار، دیدگاه‌ها و فعالیت‌های فرهنگی ثریا قزل‌ایاغ؛ تلاشی برای یادآوری و پاسداشت کوشش‌هایی که سال‌ها در سکوت و پایداری، به غنای فرهنگ کتاب و خواندن در جامعه یاری رسانده است.

در نگاه اول چنین دریافتم‌ که کتابخانه نه انباری از کتاب‌های خاموش، بلکه فضایی زنده برای رویش اندیشه بود؛ جایی که کلمات از سکون کاغذ رها می‌شوند و در جان خوانندگان جاری می‌گردند. او کتابخانه را تالاری می‌دید که در آن اندیشه‌ها از قیود جلد می‌گسلند و به پرواز درمی‌آیند تا روح جامعه را زنده نگاه دارند. در مکتب او، عبور از قفسه‌های کتاب تنها جابه‌جایی در میان جلدها نبود، بلکه سفری بود از مادیات به سوی معنا؛ تحولی از انبار کتاب به کارگاهی برای پرورش خرد. آموختم، کتابدار نگهبان سکوت و سکون نیست، بلکه بیدارگر دانایی و راهنمایی است که پلی میان کتاب و ذهن‌های جست‌وجوگر می‌سازد؛ پلی که بر آن، بینش استوار می‌شود و انسان می‌تواند در جهان گسترده اطلاعات، افق‌های تازه‌ای را کشف کند.

زندگی و مسیر علمی؛ از خانه‌ای اهل فرهنگ تا شورای کتاب کودک

ثریا قزل‌ایاغ در ۵ دی‌ماه ۱۳۲۲ (۲۴ دسامبر ۱۹۴۳) در محله دولت تهران چشم به جهان گشود؛ در خانه‌ای که فضای آن با کتاب، مجله، موسیقی، شعر و ادبیات آمیخته بود و همین محیط فرهنگی از همان سال‌های نخست، بذر علاقه به دانایی و مطالعه را در وجود او کاشت[2]. در سال 1347 به دانشکده علوم ارتباطات اجتماعی رفت. و در سال 1351 در رشته مترجمی زبان انگلیسی لیسانس گرفت. همان سال به آمریکا رفت و تحصیلاتش را در دانشگاه جرج پی بادی ایالت تنسی ادامه داد و دوره های عملی و نظری رشته کتابداری را با تاکید بر موارد و خدمات کتابخانه برای کودکان و نوجوانان به پایان برد. در سال 1352 به ایران بازگشت و سرپرستی بخش سفارش‌های مرکزی دانشگاه صنعتی شریف را به عهده گرفت. در سال 1355 به دانشگاه تهران رفت و عضو هیأت علمی گروه آموزشی کتابداری و اطلاع رسانی شد و تدریس در دوره‌های متفاوت دانشگاهی و راهنمایی بیش از بیست رساله‌ی دوره کارشناسی ارشد درحوزه ادبیات کودکان و نوجوانان، را به عهده داشت[3].

در نامه‌ای که بانو قزل‌ایاغ به خانم انصاری از قصد بازگشت خویش به وطن و تدریس درس‌های ادبیات کودکان نوشت؛ تقدیر ایشان را با «شورای کتاب کودک» گره زد. شاید در نگاهِ بانوی فرهیخته، خانم انصاری، گوهریِ درخشان در وجودِ ثریا قزل ایاغ می‌درخشید؛ گوهری که نیاز به صیقل و تجربه داشت. همین نگاهِ عمیق بود که قزل ایاغ را به سوی کسبِ تجربه‌ای بیشتر فراخواند و پای ایشان را به این شورا باز کرد. بی‌گمان، نامِ این بانوی بزرگ، از پیش در لوحِ محفوظِ قرعه‌ی جهان ثبت شده بود[4].

کتابخانه و آموزش؛ اندیشه‌هایی برای پرورش نسل آینده

ذهن ایشان همواره معطوف به واقع‌گرایی در برابر آرمان‌گراییِ کورکورانه و برنامه‌ریزی‌ درسی و تربیت نیروی انسانی بود. قزل ایاغ در این باره می‌فرمایند:« وقتی درباره برنامه آموزشی صحبت می‌کنید، باید یک نگاه فراگیر مملکتی را در نظر بگیرید. زمانی که برنامه درسی نوشته می شود باید فکر کنیم و ببینم درباره هر درس چه محتوایی داریم. همین طور باید در نظر داشت که چه کسی قرار است این محتوا را درس بدهد. نمی‌توانیم درس‌های شیک و ایده‌آلی را در برنامه درسی قرار دهیم که دل آدم را می‌برد، اما وقتی پایمان را روی زمین می‌گذاریم و صحبت از تدریس آنها می‌شود ندانیم قرار است چه کسی از عهده تدریس آن برآید. ... در برنامه‌‌ریزی رویکرد باید آینده نگر باشد. به هیچ وجه معتقد نیستم که باید به گذشته برگشت اما می‌توان از مرور آنچه تجربه شده است، نکته‌هایی را به کار گرفت. برنامه درسی مثل نقشه راه می‌اند و قرار است نیروی انسانی تربیت کند. آرمان‌گرایی به جای خود، اما برای تربیت نیروی انسانی باید پایمان روی زمین باشد و برمبنای واقعیت‌ها تصمیم بگیریم» [5].

با تأمل در اندیشه‌ی پرنیانِ ادبیات کودک، برای من این معنا شکل می‌گیردکه کتابخانه باید از انزوا خارج شده و به تاج ِگوهر و روحِ بخشندهِ آموزش بدل شود؛ جایی که معلمِ هنرمند، با هنرِ معنا‌بخشی، کتب را به بالی برای پروازِ خیالِ کودکان بدل‌کند.

او معتقد بود:« سازمان‌یافته‌ترین جایی که می‌شود ترویج کتابخوانی کرد، آموزش و پرورش است. کتابخانه آموزشگاهی باید یکی از ارکان آموزش باشد. نه معلم بدون کمک به‌ آن بتواند درس بدهد و نه دانش‌آموز بدون آن درس بخواند. وقتی صحبت از انتخاب مدرس کارآزموده و توانمند است. منظورم به ویژه در درس ادبیات کودک این است که مدرس بتواند آنقدر حضور ذهن داشته باشد که بتواند از نمونه‌های کتاب کودک در رابطه با درس‌های کلاسی شاهد مثال بیاورد. روش تدریس هرکسی با خودش متولد می‌شود. من به معلم خودم، خانم هارمن، نگاه کردم. او به من انتخاب کتاب یاد داده بود. پس من هم طرح درسم را بر پایه‌ی آموخته‌هایم نوشتم. اما اگر آموزش را شعله‌ای دیدیم که باید روشن شود، آن‌وقت هم مطالب درسی سیال خواهند بود و هم شیوه‌های تدریس ؛ شعله‌‌‌‌‌ها را هیمه باید روشنی افروز. آن دستی‌که کتاب به بچه‌ها می‌دهد مهم است. اوست که استفاده از کتاب را برای کودک با معنا می‌کند. به بچه‌ها فرصت بدهید خود عروسک نخودی‌‌هایشان را بسازند» [4].

میراث قلم؛ تألیف، ترجمه

ترجمه‌های نفیس و آثارِ پیراسته‌ای که از قلمِ ایشان در عرصه‌ی ادبیاتِ کودک بر جای ماند، بازتابی از صمیمِ وجود و عشقِ وافرِ ایشان به دنیایِ کودکان است؛ میراثی که هر سطرش، همچون گنجی گران‌بها، وسیله‌ای برای رشد و تعالی خوانندگان است.

او کتاب‌هایی در این زمینه تالیف کرده است که می‌توان به آثار زیر اشاره کرد:

ادبیات کودکان: تولد تا سه سالگی (خواندن و کتاب ...). تهران، درخت بلورین، ۱۳۸۵

ادبیات کودکان و نوجوانان و ترویج خواندن. تهران، سمت,،۱۳۸۳

پرنیان و آب: با لالایی‌ها تا سرزمین خواب، مادرانه‌هایی از ثریا قزل ایاغ. تهران، چشمه، ۱۳۸۶

خواندن با کودک از تولد تا سه سالگی، تهران، موسسه پژوهشی تاریخ ادبیات کودکان، ۱۳۸۹

راهنمای بازی‌های ایران. با همکاری شهلا افتخاری. تهران، دفتر پژوهش‌های فرهنگی و کمیسیون یونسکو در ایران، ۱۳۷۹

لالایی‌ها و ترانه‌های نوازشی از تولد تا سه سالگی. تهران، موسسه پژوهشی تاریخ ادبیات کودکان، ۱۳۸۹ [6].

ازآثاردیگر او، علاوه‌‌بر مقالاتی که در مجلات ادبستان، پژوهش‌نامه ادبیات کودک و نوجوان، پیام‌کتابخانه‌، پیوند، جهانِ‌کتاب، خبرنامه ‌شورای‌کتاب‌کودک، روان‌شناسی و علوم‌تربیتی دانشگاه تهران، صنعت چاپ و نشر، فرهنگ‌نامه کودکان و نوجوانان، نگاه‌نو و ...چاپ شده است[3]. می‌توان به آثارترجمه‌شده قزل ایاغ در حوزه کتاب - ادبیات نوجوانان در این میان اشاره کرد:

هوستون، جیمز آتش یخ زده: قصه‌ای از پایداری. ترجمه ثریا قزل‌ایاغ. تهران، توس، جوانه توس، ۱۳۷۳

باک، پرل سی. موج بزرگ: زندگی از مرگ قوی‌تر است. ترجمه ثریا قزل‌ایاغ. تهران: فاطمی، ۱۳۶۳

تایلور، میلررد. فریاد مرا بشنو. ترجمه ثریا قزل‌ایاغ. تهران: امیرکبیر، شکوفه، ۱۳۶۵ [2].

نقد، داوری و حضور در عرصه جهانی

وی هرگز در مرزِ تألیف و ترجمه متوقف نماند، بلکه با نگاهی نافذ، آثار را نقد‌ِسازنده می‌کرد‌؛ از همین رو، با نقدِ دقیق آثار، مسیرِ اصلاح را به نویسندگان نشان می‌دادند که می‌توان به نقد و بررسی کتاب‌ِ کوه‌ مرا صدا زد اثر محمدرضا بایرامی که موفق به دریافت جایزه از سوی شورای کتاب گشت اشاره کرد[7]. و در عین حال، با حمایتِ گرمِ خود، پناهی امن برای پدیدآورندگان بود؛ وجه بین‌المللی ادبیات کودک و نوجوان برای ایشان اهمیت داشت تا جایی که گام فراتر نهاد؛ او در داوری دفتر بین المللی برای نسل جوان شرکت می‌کردند و درسال 1992 داور جایزه بین‌المللی هانس کریستین اندرسن بود ازقضا هوشنگ مرادی‌کرمانی از دریافت‌کننده‌های جایزه بود و از این هیئت تشویق‌نامه گرفت این تشویق باعث شد ابتدا آثار مرادی‌کرمانی به المانی بعد به انگلیسی و بعد به اسپانیایی ترجمه شود؛ قزل‌ایاغ معتقد بود که باید وارد عمل شد و آثار ایرانی را به دنیا عرضه کرد و دست کم یک فهرست به زبان‌انگلیسی یا زبان‌های دیگر داشته باشیم. این میراث گواهی برآن است که قزل ایاغ اعتبارِ ادبیات‌ کودک ایران را در میادینِ جهانی تثبیت کرد[8].

عشق به کودک؛ جوهره اندیشه قزل‌ایاغ

در میانِ گردابِ گذرِ زمان، صدایِ مادری طنین‌انداز می‌شود که با عشقِ ابدی، همچون شبنمِ طراوت، جانِ تازه‌ای در کالبدِ خشکیده‌ی دنیایِ کودکان می‌دمد؛ مادری که کلامش، فراتر از خطوطِ برق‌آسایِ کاغذ، چون رگِ حیاتی، بندِ نافِ پیوندِ نسلِ فردا با ریشه‌هایِ فرهنگ و معناست. مادرِ مهربانِ کودکان، با قلبی که برایِ شکوفاییِ کودکان می‌لرزید، از دریچه‌ی ادبیات، دروازه‌ای به سویِ عشقِ بی‌کران گشود تا مثل بارانِ رحمت، بر زمینِ تشنه‌ی خیالِ آن‌ها ببارد.  همدردی بی‌پایانِ او برایِ کودکانی که درحاشیه‌یِ بی‌مهری مانده بودند، همچونِ نسیمیِ حزین در میانِ کتب و داستان‌ها می‌وزید؛ دغدغه‌ای عمیق که در هر سطرِ آثارش موج می‌زند و اوجِ دلسوزیِ انسانی را به تصویر می‌کشد.

 می‌خوانیم از مادری اکنون می‌خوانیم که اینگونه قلمش را آغشته به عشق کودکان کرد:« انسان با عشق متولد می‌شود، با عشق زندگی می‌کند و با عشق می‌میرد. وقتی به بستر ادبیات کودکان نگاه می‌کنیم، در کنارهم بودن، با همدیگر همکلام شدن، اینها همه از مقدمات ورود به آن عشقی است که ما از آن صحبت می‌کنیم .... [9]. ترجمه یک دریچه‌ای هست که شما را به فرهنگ‌های دیگر برای بچه‌‌تان باز می‌کند. سوئدی را می‌خواند سوئدی‌ها را بشناسد؛ مراکشی می‌خواند مراکشی‌ها را بشناسد. ... ادبیات کودکان فقط سرگرمی نیست، می‌تواند راهگشا باشد. ... [8]. نخست باید شناختی واقع‌بینانه از کودک و نوجوان داشت، یعنی تلاش برای شناخت آنها آن‌گونه که هستند نه آن‌گونه که ما می‌خواهیم یا تصور می‌کنیم باید باشد[10].

انتخاب کتاب خوب و مناسب برای کودکان و نوجوانان مانند انتخاب هر پدیده‌ی دیگری نیازمند شناخت و دقت کافی است. مطالعه با همه‌ی مفید بودن هرگاه جنبه‌ی تحمیلی پیدا کند تمام ارزش‌های خود را یکباره از دست می‌دهد. لذا هیچ‌گونه برنامه‌ای نباید به کودکان تحمیل شود. تنها می‌توان به راه‌هایی اندیشید که آنها را به خواندن ترغیب کند. با همه‌ی اینها خانواده باید با این ایمان که کسب عادت به مطالعه در تمام عمر به فرزندانش کمک خواهد‌کرد، راه‌های مبارزه با مشکلات را بیابد، بنگرند[11]. کودک صفحه سفید نیست که هرآنچه را خواستید برآن رسم کنید و خمیر نیست تا در دست‌های خود آنها را به هر شکلی که دوست دارید دربیاورید؛ کودک با همه توان اندکش موجودی مختار است که می‌تواند و هم باید بتواند در فرآیند رشد خود دخالت کند[1]. کودکان اعم از معلول و غیرمعلول کودک‌اند با تمام ویژگی‌های یک کودک، آنها بیش از آنکه از معلولیت خود در رنج باشند، از تنهایی و جدا افتادنشان از جامعه و ندیدن چهره‌ی‌خود در رنج هستند. تنهایی و جدا افتادگی آنها در سرشت معلولیتشان نیست، بلکه تحمیلی است. اینکه کودکی نابینا، ناشنوا، عقب‌مانده‌ی‌ذهنی یا فلج و... نقش خود را در آب‌زلال‌ ادبیات و هنر ببیند، یک توان بخشی عمیق انسانی و روحی است[12]. کتابخانه‌ها تبلور آرمان جاودانگی انسان برای گردآوری، منظم کردن و حفظ و اشاعه‌ی دستاوردهای علمی و معنوی بشر و بیشتر دانستن و آگاه شدن است و سرشت آموزش و پرورش نیز جز این نیست. کتابخانه قلب تپنده‌ی آموزش و پرورش است. ... » [13]. به‌راستی، او به خوبی فرا گرفته بود که چگونه از این چشمه‌ی سارِ معرفت و عشق بنوشد و وجودِ خویش را با نوشِ مهرِ کودکان سیراب سازد.

تلاشی فراتر از نوشتن؛ طرح‌ها و فعالیت‌های اجتماعی ترویج کتابخوانی

در طول بیست‌وپنج سال تدریس، ثریا قزل‌ ایاغ محور فعالیت‌های علمی و فرهنگی خود را بر ادبیات کودک و کتابداری کودک استوار ساخت. این بانوی فرهنگ‌دوست، که می‌توان او را مادری دلسوز برای جهان‌کودکی و کتاب دانست، در سال‌های آغازین تدریس، در زمانی که هنوز کتاب گویا در ایران چندان شناخته‌شده نبود، آرام نماند و با همراهی دانشجویان خود به تهیه کتاب‌های گویا بر روی نوارکاست پرداخت. حاصل این کوشش دلسوزانه، تهیه ۶۵ نوار کاست بود که با نگاهی سرشار از مهر به کتابخانه مجتمع نابینایان خزایری اهدا شد؛ تلاشی انسانی برای آن‌که کودکان نابینا نیز سهمی از روشنایی جهان کتاب داشته باشند.

قزل‌ایاغ شیرین‌ترین و دلنشین‌ترین ابعاد فعالیت خود در شورای کتاب کودک را در جنبه‌های اجتماعی آن می‌دید. او با روحیه‌ای مسئولانه و نگاهی انسانی، برپایی کتابخانه برای مهمان‌شهرها و اردوگاه‌های پناهندگان را پی گرفت و در این راه سفرهایی به بوشهر، ساوه و شهرهای دیگر داشت. برای او کودکان، فارغ از مرزها و ملیت‌ها، دغدغه‌ای انسانی بودند و کتاب پلی بود برای رساندن امید و توجه به دل‌های کوچک آنان. او فعالیت در کتابخانه کانون اصلاح و تربیت را یکی از درخشان‌ترین تجربه‌های اجتماعی کارنامه خود می‌دانست. تجربه حضور در کتابخانه‌های این مراکز، نگاه او را بیش از پیش متوجه نیازهای کودکان آسیب‌پذیر کرد و همین تجربه‌ها پای او را به انجمن حمایت از کودکان گشود. در این مسیر کوشید تا با جلب حمایت‌های حقوقی، گامی در جهت بهبود وضعیت کودکان کانون اصلاح و تربیت بردارد و نشان دهد که کتاب می‌تواند چراغی برای بازگشت به مسیر آگاهی و امید باشد. از طرح‌های مشترک دیگر قزل‌ایاغ با شورای کتاب کودک، طرح «خورجین کتاب» بود.

او به همراه منصوره راعی، نوش‌آفرین انصاری و توران میرهادی در سال ۱۳۷۲ شمسی طرحی ارائه کردند که در کتابخانه عمومی حسینیه ارشاد اجرا شد و ده خانواده از اعضای کتابخانه در آن مشارکت کردند. این طرح بعدها در نهضت سوادآموزی نیز اجرا شد و فضایی فراهم آورد تا خانواده‌ها صدای کتاب خواندن کودکانشان را بشنوند و تجربه باهم‌ و درکنار‌هم بودن را در محیط‌ خانه لمس کنند[8]. اگرچه ممکن است متولیان این طرح‌ها دانش‌آموختگان کتابداری بوده باشند، اما نخستین تجربه در این زمینه به «گروه کتابداران آزاد» در سال‌های ۱۳۵۷ تا ۱۳۵۸ بازمی‌گردد که به همت جمعی از دانشجویان کارشناسی کتابداری شکل گرفت و هدف آن رساندن کتاب به کودکان محروم بود. پس از آن «کانون توسعه فرهنگی» با طرح تأسیس کتابخانه برای مدارس محروم استان خراسان فعالیت خود را آغاز کرد و بعدها آن را به سایر مناطق ایران گسترش داد.

سپس طرح «مداد آذرنگ» به اجرا درآمد که مدتی سرپرستی آن بر عهده قزل‌ایاغ بود. در ادامه نیز طرح کتاب‌رسانی شورای کتاب کودک برای کودکان مناطق محروم و طرح «با من بخوان» که توسط مؤسسه پژوهشی تاریخ ادبیات کودکان طراحی و اجرا شد، از جمله برنامه‌های مهم در این حوزه بودند. طرح «با من بخوان» در سال ۲۰۱۶ موفق به دریافت جایزه بین‌المللی آساهی شد. این طرح با برنامه «یک معلم، یک کتابخانه، یک کلاس» به معلمان دوره ابتدایی کمک می‌کند تا با استفاده از کتاب‌های متناسب با محتوای درسی و سطح دانش‌آموزان، کتابخانه‌های کلاسی داشته باشند و آموزش را از حالت تک‌بعدی خارج کنند[4]. برای قزل‌ایاغ همه کودکان یکسان‌اند و نیازهایشان دغدغه اوست؛ خواه ایرانی باشند، خواه افغان یا عراقی. برق شادی در چشمان کودکان افغان در اردوگاه‌های بوشهر و سمنان، هنگامی که در حلقه قصه‌گویی می‌نشستند و کتاب‌های نو را در دست می‌گرفتند، تصویری فراموش‌نشدنی درخاطرِ قزل بود؛ شادیِ دیده شدن، شادیِ فراموش نشدن و شادیِ سهیم شدن در جهان قصه‌ها سهم قلب کودکان معصوم شد. از طرح کتاب برای کودکان بیمارستانی گرفته تا ایجاد کتابخانه‌های کوچک با مداد آذرنگ و طرح کتابخانه برای کودکان کار و خیابانی‌، همچنین برنامه تربیت کتابدار برای کتابخانه‌های مدرسه از دیگر فعالیت‌هایی بود که در مسیر گسترش فرهنگ مطالعه دنبال شد[14].

در ادامه این تلاش‌ها، سه کتاب با همکاری شورای کتاب کودک، یونیسف، سازمان آموزش و پرورش استثنایی و مؤسسه پژوهشی تاریخ ادبیات کودکان منتشر شد. این آثار شامل «شب‌به‌خیر فرمانده» اثر احمد اکبرپور، «سبزه‌ای در درون من» اثر رایکا بامداد و «دیوار» اثر جبار شافعی‌زاده است. تأکید قزل‌ایاغ براین بود«که با به‌کارگیری این کتاب‌ها برای کودکان، از فرصتی که برای همسازی و همدلی میان آنان فراهم شده بهره بگیریم؛ باشد که این تلاش‌ها سنگ‌بنای جهشی تازه برای آفرینش آثاری ارزشمند شود که بازتاب‌دهنده امیدها، رنج‌ها، شادی‌ها و بازیگوشی‌های کودکان استثنایی سرزمینمان باشد» [12]. او همچنین دغدغه مسائل زنان را داشت و از حقوق زنان و آثاری که در این زمینه تألیف شده‌اند حمایت می‌کرد. ایشان درباره کتاب «داد بیداد» بیان‌کردند:« این اثری است که همگان باید بخوانند، به‌ویژه کسانی که حافظه تاریخی‌شان کمرنگ شده و فراموش کرده‌اند زنان در تمام عرصه‌ها پا‌به‌پای مردان در مبارزه حضور داشته‌اند و برای این حضور بهای سنگینی پرداخته‌اند» [15].

از دیگر دیدگاه‌های او ارائه راهکارهایی برای تعیین جایگاه واقعی کتابخانه در نظام آموزش و پرورش بود. او پیشنهاد می‌کرد« شورایی مرکب از برنامه‌ریزان، استادان و متخصصان کتابداری و اطلاع‌رسانی که سابقه برنامه‌ریزی دارند تشکیل شود تا استانداردهایی برای شکل‌گیری، سازماندهی و اداره کتابخانه‌ها پیش‌بینی کنند. همچنین گنجانده شدن واحد درسی، آشنایی با سازمان، تشکیلات و وظایف کتابخانه آموزشگاهی در برنامه آموزشی تربیت معلم را ضروری می‌دانست. او بر این باور بود که برای افزایش تولید مواد کمک‌آموزشی و علمی مناسب پایه‌های مختلف، باید از ناشرانی که کتاب‌های مفید و متناسب با سنین گوناگون منتشر می‌کنند حمایت شود تا امکان انتشار با تیراژ بالا و کیفیت مناسب فراهم آید» [13]. قزل‌ایاغ همواره یادآور می‌شد که کودک و نوجوان در امر خواندن کم‌تجربه‌اند و نیازمند منابعی سنجیده و متناسب با توان و علاقه خود هستند. در همین راستا، او بر ضرورت طراحی دایره‌المعارف‌های ویژه کودک و نوجوان بر اساس نیازهای شناختی و علایق آنان تأکید می‌کند و آن را متفاوت از دایره‌المعارف‌های بزرگسالان می‌داند. او در قالب یک طرح پیشنهادی، اصولی همچون زبان ساده و روشن، مدخل‌های کوتاه و منظم و استفاده هدفمند از تصویر و نمودار را برای تدوین این آثار مطرح می‌کند[16]. و اما در پسِ همه‌ی این طرح‌ها، دلی می‌تپید که آرام و بی‌ادعا می‌سوخت؛ دلی که گویی رنجِ خاموشِ کودکانی را می‌شنید که چشم‌هایشان از دیدن محروم مانده بود، اما حقِ رؤیا دیدن و خواندن هنوز در تاریکیِ جهانشان روشن می‌ماند.

بدرود با بانوی ادبیات کودک

ثریا قزل‌ایاغ در چهاردهمِ فروردینِ ۱۳۹۹، در همان روزی که جهان را به نام کتابِ کودک می‌شناسند، پرکشید[17]؛ و این هم‌زمانیِ جان‌سوز، در دل من به مثابه غروب خورشیدی بود که بی‌صدا آسمان فرهنگ را ترک کرد. خاموشی او، خاموشی چراغی نبود؛ فروریختن فانوسی بود که سال‌ها دلِ کودکان را از دالان‌های تاریکی تا روشنگاهِ آگاهی همراهی کرده بود. پیمانه صالحی در انتخاب عنوان کتاب «دل سپرده کودکان» معتقد است که وقتی عناوین متفاوتی از جمله چراغ روشنایی را پیشنهاد کردم ایشان گفتند که من حتی فانوسی هم در این مسیر نیستم اما ما اینک می‌بینیم که به حق چراغ روشنایی ادبیات کودکان و نوجوانان کشورمان بودند. بخاطر این عظمت من عنوان این نوشته را چراغ روشنایی گذاشتم  تا مشخص گردد که فقدانش، اندوهی از جنس بی‌پناهیِ لحظه‌ای است که نسیم، نامِ مهربانی را می‌بَرد و سکوت، جای قدم‌های روشنِ یک انسان بزرگ را پر می‌کند. اما معتقدم که میراث او چون عطری ماندگار در باغ ادبیات کودک پراکنده است. تنها می‌توان گفت یادش چون نوری آرام، در شکافِ هر صفحه خواهد درخشید و در دلِ هر کودکی که به دنیای کتاب پا می‌گذارد، دوباره زاده خواهد شد.

روحش شاد و یادش گرامی باد.

 


منابع

 [1] . محمدی، مهدی. « استاد آسوده بخوابید آسوده ». سخن هفته لیزنا، شماره 483، 18 فروردین 1399 برگرفته از https://www.lisna.ir/white-leaf/item/429     

[2] . سازمان مطالعه و تدوین کتب دانشگاهی در علوم اسلامی و انسانی(سمت)، (14فروردین1399).ثریا قز‌ل ایاغ؛ استاد پیشکسوت ادبیات کودک و نوجوان درگذشت. برگرفته از https://samt.ac.ir/fa/news/82

[3] . قزل‌ایاغ(بهروزی)، ثریا؛(دی ماه 1379). چهل‌سال‌تأخیر(معلمان خوب من).نشریه رشد معلم، شماره(154)، 44-42برگرفته از http://noo.rs/geNj3  

[4] . پاسیار، پریسا(29اردیبهشت1399). درس ادبیات کودک، دُر یتیم درس‌های کتابداری. برگرفته از https://www.lisna.ir/talk/item/683

[5] . عمرانی، سید ابراهیم(اردیبهشت1399). وقتی از استاد صحبت می‌کنیم از چه صحبت می‌کنیم. سخن هفته لیزنا، شماره488، برگرفته از https://www.lisna.ir/white-leaf/item/685

[۶] . هیئت مدیره شورای کتاب کودک(13فروردین1399). «ثریا قزل‌ ایاغ»، در روز جهانی کتاب کودک درگذشت. برگرفته از https://www.lisna.ir/library/item/416

[7] . قزل ایاغ(بهروزی)، ثریا؛(تیرماه1380). کوه مرا چگونه صدا زد؟، نشریه کتاب ماه کودک و نوجوان، شماره(45)، 34-34 برگرفته از http://noo.rs/90cQr 

[8] . سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، مصاحبه‌گر و پیاده سازی پیمانه صالحی؛(1383). دل‌سپرده به کودکان، مصاحبه تاریخ شفاهی با ثریا قزل ایاغ. برگرفته از https://www.nlai.ir/podcasts#

[9] . شاه آبادی، حمیدرضا؛ هجری، محسن؛ قزل‌ایاغ(بهروزی)، ثریا؛(تیرماه1380). جایگاه عشق در ادبیات کودک و نوجوان، نشریه کتاب ماه کودک و نوجوان، شماره(45)، 25-15 برگرفته از

https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/130733

[10] . قزل‌ایاغ، ثریا؛(1383). ادبیات کودکان و نوجوانان و ترویج خواندن(موارد و خدمات کتابخانه برای کودکان و نوجوانان). تهران: سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه‌ها(سمت)، مرکز تحقیق و توسعه‌ علوم انسانی.

[11] . قزل‌ایاغ(بهروزی)، ثریا؛(فروردین ماه 1373). خانواده، کودک‌وخواندن. نشریه پیوند، شماره(174)، 38-27 برگرفته از https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/147443

[12] . قزل‌ایاغ(بهروزی)، ثریا؛(مهرماه1384). فروریختن دیوار سکوت، نشریه جهان کتاب، شماره(198)، 42-42 برگرفته از http://noo.rs/2PLQV

[13] . قزل‌ایاغ(بهروزی)، ثریا؛(تابستان و زمستان 1374). کارکردهای آموزشی کتابخانه در نظام آموزش و پرورش ایران، نشریه روان‌شناسی و علوم‌تربیتی، شماره(55)، 94-79

[14] . قزل‌ایاغ(بهروزی)، ثریا؛(فروردین ماه 1384). کتابداری‌ اجتماعی راه تحقق آرمان‌کتاب برای همه نگاهی به تجربه‌های نوش‌آفرین انصاری. نشریه کتاب‌ماه‌کلیات، شماره(88)، 41-39 برگرفته از http://noo.rs/KxU1U

[15] . قزل‌ایاغ(بهروزی)، ثریا؛(اردیبهشت ماه 1385). تندیسی‌ برای«دادبیداد». نشریه جهان‌کتاب، شماره(205)، 53-53 برگرفته از http://noo.rs/xvHG4

[16] . امامیان راد، ایمان؛ قزل‌ایاغ(بهروزی)، ثریا؛(خرداد ماه 1378). دایره‌ المعارف نگاری برای کودکان. نشریه کتاب‌ ماه کلیات، شماره(18)، 7-3 برگرفته از http://noo.rs/8VGEN4

[17] . انجمن کتابداری و اطلاع‌رسانی ایران؛(15 فروردین ماه 1399). بانو ثریا قزل‌ایاغ از میان ما رفت و آسمانی شد، برگرفته از https://www.lisna.ir/library/item/419