کد خبر: 50869
تاریخ انتشار: پنج‌شنبه, 10 اردیبهشت 1405 - 08:04

داخلی

»

گاهی دور، گاهی نزدیک

کتابخانه‌های عمومی؛ پناهگاهی برای بازتولید هویت و تاب‌آوری فرهنگی

منبع : لیزنا
محمد نوری
کتابخانه‌های عمومی؛ پناهگاهی برای بازتولید هویت و تاب‌آوری فرهنگی

(لیزنا: گاهی دور/ گاهی نزدیک 408)؛ محمد نوری ، کتابدار و دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات کتابخانه های عمومی:  در تاریخ اجتماعی ایران، فضاهای عمومی نقش بی‌بدیلی در شکل‌گیری و انتقال فرهنگ داشته‌اند. از میدانگاه‌ها و کاروانسراها تا آیین‌های جمعی چون نقالی، شاهنامه‌خوانی و نوروزخوانی، این فضاها بستری برای بازتولید «سرمایه نمادین» و «حافظه جمعی» (هالبواکس) بوده‌اند. مفهوم معاصر «مکان سوم» که رِی اولدنبرگ آن را به عنوان فضای واسط میان خانه و محل کار معرفی می‌کند، در واقع استمرار همان سنت دیرینه است؛ فضایی که نه‌فقط محل رفت‌وآمد، بلکه عرصه‌ای برای شکل‌گیری هویت مشترک، تقویت پیوندهای اجتماعی و تمرین جامعه‌پذیری است. در شرایط جنگ و بحران، کارکرد این مکان‌های عمومی ) به‌ویژه کتابخانه‌های عمومی( برجسته‌تر می‌شود، زیرا جامعه در چنین وضعیت‌هایی نیازمند فضاهایی امن برای بازاندیشی فرهنگی و بازسازی امنیت روانی است.

ایران با پیشینه‌ای سرشار از ادبیات حماسی و عرفانی، سنت‌های شفاهی، آیین‌های ملی و محلی و میراث فرهنگی چندلایه، همواره نیازمند بسترهایی بوده است که این عناصر را زنده و پویا نگه دارد. از منظر جامعه‌شناسی فرهنگی، کتابخانه عمومی در چنین بستری نه‌فقط یک نهاد خدماتی، بلکه «نهاد حافظه» است؛ مکانی که اجازه می‌دهد شهروندان به منابع هویتی خود بازگردند و از خلال مواجهه با تاریخ، ادب و آیین‌های این سرزمین، نوعی «تداوم فرهنگی» را تجربه کنند. این تداوم، همان چیزی است که پیر بوردیو آن را در قالب «سرمایه فرهنگی» توضیح می‌دهد: منبعی که در لحظات بحران، به کار جامعه می‌آید و بر تاب‌آوری آن می‌افزاید.

در مقام «مکان سوم»، کتابخانه عمومی بستری برای تجربه حضور جمعی، تعامل بین‌نسلی و بازتولید روایت‌های مشترک فراهم می‌آورد. چنین فضایی علاوه بر کارکرد اطلاعاتی، نقشی جدی در پردازش جمعی بحران دارد؛ فرآیندی که روان‌شناسان اجتماعی آن را از مؤلفه‌های مهم تاب‌آوری اجتما می‌دانند. بازخوانی میراث ادبی، دسترسی به اسناد تاریخی، و حضور در فضایی آرام اما فعال، به شهروندان امکان می‌دهد تا در بحبوحه نااطمینانی‌های دوران جنگ، احساس کنترل، معنا و پیوند اجتماعی را بازسازی کنند. این تجربه جمعی، همان چیزی است که در نظریات هابرماس درباره «کنش ارتباطی» و فضای گفت‌وگویی بر اهمیت آن تأکید شده است.

در دو ماه اخیر، نمود عینی این نقش فرهنگی–اجتماعی در بسیاری از کتابخانه‌های کشور قابل مشاهده بوده است. کتابخانه‌ها با وجود محدودیت‌ها توانسته‌اند نشست‌های کوچک کتاب‌خوانی، حلقه‌های گفت‌وگو، کتابخانه سیار در اجتماعات شبانه، برگزاری پویش های ملی و کتابخوانی، فعالیت‌های داوطلبانه برای کودکان، یا فضاهای آرام برای مطالعه فراهم کنند. چنین فعالیت‌هایی مصداق بارز اقداماتی هستند که نظریه‌پردازان تاب‌آوری روانی–اجتماعی آن را «مداخلات کوچک اما مؤثر» می‌نامند؛ اقداماتی که با کاهش اضطراب، افزایش حس کنترل و ایجاد تجربه مشترک آرامش، به بازسازی امنیت ذهنی شهروندان کمک می‌کنند. از سوی دیگر، سمن‌های فعال در حوزه کودک و نوجوان نیز با برگزاری کارگاه‌های قصه‌گویی، بازی‌های خلاق، کارگاه‌های هنری و فعالیت‌های گروهی، در تقویت این چرخه حمایتی نقش‌آفرینی کرده‌اند. این تعامل میان نهاد رسمی (کتابخانه) و کنش‌گران مدنی، مصداقی است از آنچه در ادبیات مدیریت بحران به عنوان «شبکه‌های حمایت اجتماعی» یاد می‌شود؛ شبکه‌هایی که کارکردشان در زمان بحران از هر دوره دیگری حیاتی‌تر است.

اما نقش کتابخانه‌ها در چنین موقعیت‌هایی نباید صرفاً به اقدامات واکنشی محدود شود. از منظر برنامه‌ریزی فرهنگی، کتابخانه عمومی می‌تواند به‌مثابه «پلتفرم تاب‌آوری فرهنگی» عمل کند؛ بستری که در آن برنامه‌های هدفمند برای افزایش توان جامعه در مواجهه با بحران طراحی شود. اقداماتی چون: 

- برگزاری کارگاه‌های سواد رسانه‌ای ویژه نوجوانان و خانواده‌ها (مبتنی بر نظریات دانیل فریمن و رنه هابز درباره تفکر انتقادی) 

- نشست‌های روایت‌گری و خاطره‌نویسی برای ثبت تجربه‌های زیسته مردم در قالب «تاریخ شفاهی» 

- ایجاد فضاهای گفت‌وگوی کوچک میان گروه‌های مختلف اجتماعی برای تقویت «پیوندهای اجتماعی ضعیف» (گرانوتتر) 

- تشکیل باشگاه‌های داوطلبی محلی با محوریت فعالیت‌های فرهنگی 

- همکاری با سمن‌ها برای تولید بسته‌های فرهنگی و آموزشی برای کودکان 

چنین اقداماتی هم‌زمان چند کارکرد اساسی دارند: افزایش توان تحلیل رسانه‌ای جامعه، کاهش استرس و انزوای روانی، تقویت احساس مشارکت و عاملیت، و حفظ چرخه خلق و بازتولید فرهنگی حتی در شرایط سخت.

کتابخانه‌ها همچنین در دوران جنگ می‌توانند نقش «زیرساخت امید» را ایفا کنند؛ امیدی که در نظریات روان‌شناسی مثبت‌گرا، نه به معنای خوش‌بینی سطحی، بلکه «انتظار واقع‌بینانه برای تداوم زندگی معنادار» تعریف می‌شود. برگزاری نمایشگاه‌های کوچک هنری، فراهم‌کردن امکان خلق اثر برای نوجوانان، بازنمایی میراث ادبی و تاریخی، و معرفی منابعی درباره تاب‌آوری فرهنگی، همه مصادیقی هستند که به شکل‌گیری این امید کمک می‌کنند. افزون بر این، کنش حرفه‌ای کتابداران ــ مواجهه انسانی، گفت‌وگو، همراهی و رفتار حرفه‌ای در روزهای سخت ــ خود بخشی مهم از سرمایه اجتماعی جامعه است و باید آن را جدی تلقی کرد.

در جمع‌بندی، کتابخانه عمومی در دوران جنگ تنها یک ساختمان یا یک مرکز خدماتی نیست؛ بلکه نهادی فرهنگی–اجتماعی است که از خلال برساختن حافظه جمعی، تقویت روایت‌های مشترک و فراهم‌کردن تجربه حضور در جمع، به حفظ روح جامعه کمک می‌کند. کتابخانه‌ها با اتکا بر میراث فرهنگی ایران و بهره‌گیری از ابزارهای معاصر تعامل اجتماعی، ستون پایداری برای هویت و همبستگی ملی‌اند.

در روزهایی که جامعه با فشارهای روانی، سردرگمی و نااطمینانی مواجه است، این نهادها به ما یادآوری می‌کنند که فرهنگ همچنان زنده است، پیوندهای اجتماعی هنوز کار می‌کنند، و امید می‌تواند در دشوارترین شرایط بازتولید شود.