کد خبر: 37874
تاریخ انتشار: شنبه, 01 دی 1397 - 09:32
ایمیل
چاپ

داخلی

»

مطالب کتابداری

»

گاهی دور گاهی نزدیک

شکل­ گیری ادبیات داستانی در ایران

منبع : لیزنا
نصرت اله امیری خواه
شکل­ گیری ادبیات داستانی در ایران

(لیزنا: گاهی دور گاهی نزدیک ۲24) : نصرت اله امیری خواه، کتابدارکتابخانه‌های عمومی لرستان: ادبیات داستانی یا به عبارت بهتر داستان­ فارسی در مباحث فرهنگی از جمله در حوزه کتاب و کتاب­خوانی، نشر­کتاب، اقتصاد­کتاب، نقد­ادبی و حتی در زندگی روزمره و گفت­و­گو­های رسمی و غیر­رسمی اهالی فرهنگ همواره جایگاه خاصی داشته است. داستان فارسی به­ عنوان عامه پسند­ترین "نوع ادبی" در سپهر فرهنگی همواره نگاه­ های خاصی را به سمت خود معطوف کرده است. گاهی از استقبال به این نوع ادبی، تعبیر به خام ­اندیشی و اضمحلال ادبی-فرهنگی شده، گاه از آن به­ عنوان "واکنشی ادبی" در برابر جریانات سیاسی و تغییرات ­اجتماعی یاد شده و گاه از آن به­ عنوان یک منزلگه موقتی برای انس با کتاب و سپس ورود به یک مرحله (شاید) بالاتر، یعنی گرایش به کتب نخبه ­گرا و جدی یاد شده است. نکته حایز اهمیت این­که، این نوع ادبی چه در وجه عامه­ پسند خود و چه در وجه جدی و نخبه­ گرای آن بیشتر از سایر حوزه­ ها در کتابفروشی و کتابخان ه­ها مورد استقبال قرار می­ گیرد و از همین ­رو شایسته بررسی جدی و دقیق­تر است.

اگر بخواهیم تعریفی از داستان ارایه دهیم، در یک تعریف کلان و معرفتی داستان شکلی از گفت­­گو است. گفت­گوی درون فرهنگی و حتی فراتر از آن، یک گفت­گوی فرا­فرهنگی و حتی فرا نسلی است. یعنی ما از طریق خواندن داستان با احوالات، دل­مشغولی­ ها، جهان­ نگری­ها، کنش و واکنش­های دیگران در جریان تلخ و شیرین روزگار آشنا شده، هم­ذات­ پنداری کرده و از این رهگذر می ­آموزیم. داستان فرصتی است تا الگو­های رفتاری خود را از دریچه چشم "دیگری" مورد باز­بینی و قضاوت قرار دهیم.   دکتر نعمت ­اله فاضلی از اندیشمندان حوزه مطالعات­ فرهنگی معتقد است: "رمان" حاصل توسعه ارزش­ های فرد­گرایانه در جامعه ایران است. توسعه هنر­های مانند رمان­ نویسی و فیلم­ سازی است که کمک می­کند، فرد از طریق آن به "ابراز خود" یا "بیان خود" بپردازد. رمان از آغاز پیدایش مدرنیته به زبان ترویج ارزش­ های فرد­گرایانه تبدیل شده است. "رمان" رسانه یا قالب ادبی است که فرد زندگی­نامه و تجربیات روزمره خودش را از طریق آن بیان می­کند... توسعه ژانر ادبی بنام رمان، همسوئی با توسعه ارزش­های سرمایه­د اری نگرش ­های انسان­ گرایانه توسعه لیبرالیسم در دنیای امروز است... (فاضلی، 1396).

 از سوئی دیگر به تعبیر جمال­زاده، داستان: "بهترین گنجینه(محمل) برای حفظ زبان و لسان (است) و حتی از کتب فرهنگ و لغت هم بهتر خواهد بود"(جمال­زاده،1384). داستان با سبک و اسلوب خود کمک می­کند فرهنگ ­عامه در کتب نویسندگان مختلف متجلی و البته حفظ شود.

از این­رو به­ نظر می­رسد ما به­ عنوان کتابدار چه در مقام منتقد ادبی و چه در مقام مروج فرهنگی-ادبی با مساله­ ای، تحت عنوان "شیوه مواجهه با داستان فارسی"، محتاج به دانستن سیر تاریخی و فرآیند­های تاثیرگذار بر شکل­ گیری ادبیات داستانی به شکل عام و رمان به شکل خاص هستیم، تبار­شناسی که می­تواند ابعاد متنوعی به نقد ما بدهد و فعالیت­های ترویجی ما را هوشمندانه ­تر نماید.

یحیی آرین ­پور در کتاب از صبا تا نیما معتقد است: "در ادب فارسی، داستان­های فراوانی داشته ­ایم که غالبا به زبان شعر نوشته شده­اند. شاهنامه ­فردوسی، ویس ­و­رامین فخرالدین اسعد گرگانی و شاهکار­های نظامی­ گنجوی از بهترین نمونه­ های داستان­هایی هستند که به نظم درآمده ­اند. داستان­های از گذشته دور که تاریخ و افسانه به هم آمیخته است و قالب آهنگین "نظم" شیوه بیان آن انتخاب شده است. البته گذشته از داستان­های منظوم، قصه­ ها و حکایت­های منثوری مانند "اسکندر­نامه" که افسانه ­ای است از زندگی و سفر­های فاتح مقدونی با مقداری مطالب تاریخی، "بختیار­نامه"، "نه منظر"، "ابومسلم ­نامه"، "داراب­نامه"، "سمک عیار" در زبان فارسی وجود داشته و دارد... در عصر صفوی هم تحریر جدید از "اسکندر­نامه" ، "طوطی نامه"، "رزم­نامه" و همچنین داستان رامایان و مهاباراتا (حماسه معروف هندی) و... نیز بر گنجینه ادب فارسی افزود"(آرین­پور، 1375).

 اما رمان و رمان­ نویسی به سبک اروپائی و به معنای امروزی آن، سابقه­ ای کمتر از 150 سال در ایران دارد. چنان­که می­دانیم "نثر" در ادبیات قدیم ایران آن مقام شامخی را که نظم برای خود فراهم کرده بود نداشت. نثر­فارسی چون در اختیار دبیران، کاتبان و درباریان بود به یک اثر مسجع و مقفایی که مورد پسند حکام و فرمانروایان بود تبدیل شده و از زندگی مردم عادی کوچه و بازار فرسخ­ ها دور بود. با انقلاب مشروطیت و نفوذ بیشتر تمدن و فرهنگ­های جدید بود که نثر فارسی تغییراتی بنیادین یافت(آرین­پور، 1375).

 هر چند پیش از استقرار مشروطه، طالبوف در تالیفات خویش، زبان تازه ­ای به ­کار برده بود که تا حد زیادی ساده و روان و از حیث مضمون با خواسته­ های عصر(خودش) سازگار و هماهنگ بود. اما اولین جرقه­ های که سبب روان شدن قلم نویسندگان فارسی زبان شده بود، ترجمه­ های از آثار ادبی نویسندگان غربی بود. هر چند ترجمه ­ها هم بی­ عیب و نقص نبودند اما مترجمین در نقل متون خارجی به فارسی، قهرا از همان اصول ساده­ نویسی به زبان اصلی پیروی می­کردند و با این ترجمه ­ها در حقیقت زبان فارسی نیز به سادگی و خلوص گرائید و "بیان" هر چه گرمتر و صمیمیتر شد و از پیرایه ­های لفظی و هنر­نمائی­ های شاعرانه که به نام فصاحت و بلاغت به کار می­رفت، به مقدار زیادی کاسته شد(آرین­پور، 1375).

ب ه­عبارت دیگر پیدایش رمان ایرانی محصول معنوی تفکرات مشروطه ­خواهانه است. به هر روی، هر مرحله تازه تاریخی، شکل­ های بیانی جدید و مورد نیاز خود را می­ طلبد و تحت تاثیر انگیزه های اجتماعی و فرهنگی، شکل­های قدیم، طی فرآیند­های پیچیده زیر و زبر می­شوند و نمونه­ های تازه ادبی پدید می ­آیند. با پا نهادن طبقه متوسط به میدان اندیشه و هنر و توسعه تدریجی خود­آگاهی ملی، مقدمات ضروری پیدایش نخستین داستان­های جدید ایران تدارک دیده می­شود. نویسنده به جای این­که به پشت­گرمی اشراف بنویسد، خوانندگانی را در نظر دارد که می خواهند درباره "زندگی و روزگار خود" بدانند. دیگر کلی­ گویی ارزشی ندارد و نویسنده به توصیف زندگی انسان منفرد در جامعه می­پردازد. آفریده ­شدن رمان­ فارسی در این دوره نشان­ دهنده تغییری پر دامنه در رابطه انسان ایرانی با جهان و مقام فرد در جامعه است. ارزش یافتن افکار و عواطف فرد(تک تک افراد جامعه)، از مهمترین علل پیدایش رمان و داستان کوتاه است(میر­عابدینی، 1380).

آرین­ پور در یک تقسیم بندی رمان­ های ایرانی را که اکثر پس از جنگ­ جهانی ­اول پدید آمدند را به دو دسته عمده تقسیم میکند. الف) رمان­های آموزشی و تاریخی     ب) رمان­های اجتماعی

الف) رمان­های آموزشی و تاریخی:

رمان ­تاریخی شکلی از رمان ­نویسی است که در آن نویسنده سعی می­کند شخصیت­ها و قالب داستان را در یک بافت تاریخی خاص (علی ­الخصوص ایران قبل از اسلام) ترسیم کند و با یاد­آوری و حتی خلق!! صحنه­ های تاریخی و حماسی به باز­آفرینی وجه شکوه­مند فرهنگ و تمدن باستانی خویش بپردازد. به­ عبارتی دیگر رمان­ تاریخی نوعی رمانتیسم ­تاریخی است که به دنبال تفاخر به گذشته است.

 در سال­های 1300-1284 که ملت برای به سرانجام رساندن انقلاب مشروطه می ­کوشد، وقوع جنگ جهانی اول ایران را به صحنه ستیزی ناخواسته تبدیل می­کند. این امر به قحطی، بیماریهای همه ­گیر، فقر و فساد دامن می­زند و بر عمق بحران اقتصادی و اجتماعی جامعه می­ افزاید. از لحاظ سیاسی هرچه از سال 1285 شمسی (سال صدور فرمان مشروطیت توسط مظفر­الدین شاه) می­گذرد امید­ها از دستگاه اداری مشروطه به یاس می­گراید. آشفتگی ناشی از جنگ و بحران­ها، قرار­داد اسارت بار 1919 میلادی که ایران را آشکارا به مستعمره انگلیس تبدیل می­کند، فرو­ریزی حکومت مرکزی قاجار، شکل­ گیری و شکست جنبش­های ضد استعماری میرزا کوچک­ خان­ جنگلی در گیلان، شیخ­ محمد­خیابانی در آذربایجان، تنگستانی­ها در جنوب و ... از مهم­ترین علل پیدایش این یاس عمومی هستند. یاسی که شرایط را برای به قدرت رسیدن حکومت سرکوب­گر رضا­شاه آماده می­کند(میر­عابدینی،1380).

فرا­دستان جامعه برای جلو­گیری از گسترش خواست­های مردم در جستجوی یک "منجی" و "امید آینده ایران" هستند که هرج و مرج را به پایان دهد، جلوی متزلزل شدن سلسله مراتب اجتماعی را بگیرد و امنیت باب طبع آنان را فراهم کند. رمان تاریخی در این دوره بحرانی به­ عنوان مطرح ­ترین ژانر ادبی رخ می­ نماید و طرز بیان هنری تجلیل از مردان بزرگی می­شود که در گذشته منجی ایران بوده ­اند(میر­عابدینی، 1380). به ­عبارت دیگر رمان تاریخی باب طبع جامعه ­ای است که در پی امنیت و احیای شخصیت خویش است. بنا عقیده لوکاچ، داستان تاریخی هنگامی متداول می­شود که جامعه آبستن تلاطم انقلابی است.( نکته ­ای که باید به آن اشاره کرد این است که رمان تاریخی ادامه پیدا و نهان سیاست­های باستان­ گرایی و ملی­ گرایی حاکمیت بود که برخی نویسندگان آن عصر به آن تن داده بودند!).

   آرین ­پور معتقد است، این­گونه رمان­های تاریخی، از سر حد بلوغ و پختگی خیلی دور بودند و بدون استثنا معایب و نقایص فنی و اشتباهات تاریخی داشتند و به این جهت نمی­توان آن­ها را یک اثر هنری کامل به ­شمار آورد(آرین پور، 1375).

 رمان سه جلدی شمس و طغرا نوشته محمد­باقر میرزا­خسروی، رمان عشق و سلطنت یا فتوحات کورش کبیر نوشته شیخ موسی کبودر­آهنگی، رمان داستان باستان یا سرگذشت کورش نوشته میرزا­حسن ­خان ­بدیع، از نمونه­ های این نوع ادبی هستند.

ب) رمان­های اجتماعی:

اولین نمونه این نوع رمان­ها در سال 1300 پدید آمدند. رمان­های اجتماعی از اولین تلاش­ها برای ارائه گوشه ­ای از آسیب­های اجتماعی زندگانی معاصر و حالا تغییر یافته دوران مشروطه است. زندگی که در آن نظم کهن فرو ریخته و نظم جدید در تلاش است تا خود را استیلا بخشد و به ­عنوان یک وضعیت مترقی معرفی کند. میر­عابدینی در کتاب صد سال داستان­ نویسی ایران درباره چگونگی این نوع رمان می­گوید: "به دنبال جنبش مشروطیت و پا گرفتن حکومت پارلمانی، سازمان­های اداری جدیدی برای اداره کشور به وجود آمد و باعث شد کارمندانی به استخدام دولت در­آیند. کارمندان تحصیل­کرده با درآمد ثابت، حالا اوقات فراغت مناسب داشتند و فقط به کار اداری نمی ­پرداختند، رمان و نمایشنامه می­نوشتند، روزنامه در می­آوردند و حزب درست می­کردند و به ­طور کلی از نظر فرهنگی-اجتماعی فعال بودند. این طبقه(کارمندان) نویسندگان عمده رمان­های اجتماعی بودند که به آسیب­های­ اجتماعی مانند فحشا و خود­فروشی، شهر­نشینی و... می­پرداختند. بر اثر محدود بودن دید اجتماعی و تاریخی این نویسندگان غالبا به برداشت­های احساساتی و اخلاقی اکتفا می­کردند"(میر­عابدینی،1380).

نخستین آزمایش در این زمینه کتاب قطور تهران­ مخوف نوشته مشفق کاظمی است که در زمان انتشار، شهرت فوق العاده یافت. دومین کتاب مهم این ژانر ادبی کتابی است تحت عنوان روزگار سیاه نوشته عباس خلیلی، که در آن به تشریح وضع ناگوار زنان ایرانی می­پردازد. مجمع ­دیوانگان نوشته صنعتی ­زاده کرمانی هم از کتب مهم در این نوع است که در جستجوی جامعه ای آرمانی است.

شکل­ گیری داستان کوتاه فارسی

رمان­های تاریخی و اجتماعی به دلایل مختلف مورد استقبال عمومی قرار نگرفتند و نتوانستند جایگاه خود را در میان عامه مردم تثبیت کنند، لاجرم جای خود را به سخنی کوتاه و بی تکلف­ تر سپردند و کتاب "یکی بود یکی نبود" جمال­زاده به عنوان اولین مجموعه داستان کوتاه فارسی پیش ­قراول این تغییر شد. از مهم­ترین دلایل گرایش به داستان کوتاه می­توان، عدم تبحر رمان نویسان در آفریدن کاراکتر­های زنده و حوادث واقعی و باور­کردنی را عنوان نمود و از سوئی دیگر چون نویسنده ایرانی "نوشتن" شغل حرف ه­ایش نبود، به جای صرف وقت برای رمان، به نوشتن داستان­ کوتاه روی آورد.

علاوه بر دلایل فوق، آن­گونه که حاج سید­جوادی در کتاب بررسی و تحقیق ادبیات معاصر ایران عنوان می­کند: "برخی از محققان و نویسندگان از جمله ادگار آلن­پو داستان­ نویس ­آمریکایی، نوول یعنی داستان کوتاه را به سایر انواع ادبی از جمله رمان و شعر ترجیح داده ­اند. آن­ها بر این اعتقادند که نوول نه آن­قدر سنگین و پر وزن است که به کار بردنش ایجاد اشکال کند و نه آن­قدر کوچک و کم وزن است که فاقد اثر مطلوب باشد. رمان خیلی طولانی است؛ نمی­شود یک­بار سراسر آن را طی نمود. پس از چند دقیقه صفحه کتاب بسته می­شود و برای مدتی در گوشه­ ای قرار می­ گیرد. در این فاصله، قهرمان­ها، صفحات برجسته آن­ها و بالاخره آهنگ(ریتم) داستان، تا حدودی از خاطر می­رود"(حاج­سید­جوادی، 1382).

 داستان کوتاه فارسی در ابتدا نمی ­توانست توجه نخبگان را جلب کند و حتی نویسندگان این نوع ادبی هم، چندان خوش بین به استقبال عمومی از این سبک ادبی نبودند. میر­صادقی می نویسد: مقدمه "یکی بود یکی نبود" خجلت جمال­زاده را از نوشتن داستان ­کوتاه نشان می­دهد او(جمال­زاده) می­گوید: "این داستان­ها را محض تفریح خاطر از مشاغل و تتبعات جدی­تر و به دست دادن نمونه ­ای از فارسی معمولی و متداوله نوشته­ام". در ادامه این مقدمه جمال­زاده بحث تجدد ادبی را در زمینه داستان­ نویسی پیش می­ برد، و به عقب ­ماندگی ادبی ایران اشاره می­کند: "در ایران ما بدبختانه عموما پا از شیوه پیشینیان برون نهادن را مایه تخریب ادبیات دانسته و عموما همان جوهر استبداد سیاسی ایرانی که مشهور جهان است در ماده ادبیات نیز دیده می­شود، به این معنی که شخص نویسنده وقتی قلم در دست می­گیرد نظرش تنها متوجه گروه فضلا و ادباست و اصلا التفاتی به سایرین ندارد... و پیرامون دموکراسی ادبی نمی­گردد. در حالی­که در کلیه مملکت­ های متمدن که سررشته ترقی را به دست آورده ­اند، انشای ساده و بی­تکلف عوام فهم، روی سایر انشا­ها را گرفته... نویسندگان همواره کوشش می­کنند که هر چه بیشتر همان زبان رایج و معمولی مردم کوچه و بازار را با تعبیرات و اصطلاحات متداوله به لباس ادبی در آورده و با نکات صنعتی آراسته بر روی کاغذ آورند"(میرصادقی، 1384).

 اختصار، خلاقانه بودن، شیوه پرداخت آسان و از همه مهم­تر ساده ­نویسی و نوشتن با زبان مردم کوچه و بازار سبب می­شود، نثر فارسی شکل مدرن خود را بیابد و داستان(کوتاه) فارسی عرصه ­ای شود برای نمایش زندگی مردمان کوچه پس­کوچه ­ها. این دگردیسی نثری و ضرورت و اهمیت روان­ نویسی باعث می­شود داستان فارسی ظرفی برای بیان شباهت­ ها و تفاوت­ها، باور­ها و نا­باوری­ ها، درد­ها و رنج­ ها، امید و آرزو­ها، عشق و نفرت، ترس و جسارت مردم شود. خلاقانه ­بودن داستان کوتاه فارسی، سبب شد تا تجلی بغض فرو خورده نسلی آرمان­خواه گردد. داستان کوتاه فارسی فرصتی می­شود برای خود بیانگری نسلی سرخورده و مایوس که نا امیدانه کور سوی امید خود را به "تغییر" هنوز نه در دل جامعه که در دل داستان دنبال می­کنند. داستان کوتاه فارسی، در کشاکش فرآیند­های نو­سازی، به یک "سیر" و یک "جستجوی معنا" برای خلا­ها و ابهامات انسان مدرن تبدیل می­شود؛ چیزی که تا پیش از این هرگز وجود نداشت. نثر فارسی که همواره زبان مدح شاهان، حکام و برخی تعالیم اخلاقی بود به عرصه عمومی فرو افتاد و چون "بازتاب صدای مردمان" شد خوش درخشید و بر صدر نشست.

 

منابع:

آرین ­پور، یحیی(1375).از صبا تا نیما، تاریخ 150 سال ادب فارسی، ج 2. تهران. انتشارات زوار.

جمال­زاده، سید محمد­علی(1384). یکی بود یکی نبود. تهران. انتشارات سخن.

حاج ­سید­جوادی، حسن(1382). بررسی و تحقیق در ادبیات معاصر ایران. تهران. گروه پژوهشگران ایران.

میر­عابدینی، حسن(1380). صد سال داستان ­نویسی ایران. تهران. نشر چشمه.

فاضلی، نعمت ­اله(1389). در دفاع از فرد­گرایی ایرانیان. گفتگو با روزنامه شرق. http://www.farhangshenasi.ir/persian/node/783 بازیابی شده در 28/08/1397

ص-مسیح
|
Iran
|
1397/10/05 - 11:37
0
1
با سلام
جناب امیری خواه عزیز تشکر و خسته نباشید.
داستان با خارج شدن از حیطه سلطه و اختیار اشراف و عمومی شدن در میان نویسندگان تازه کار کوچه و بازار راهی نو در انتقال فرهنگی شفاهی این مرز و بوم پیدا کرد که بسیار ماندگار و روشن تر بود. شخصیت های ماندگاری در ادبیات و داستان ظهور کردند که دهه ها و صده هاست آثار آنها ، فرهنگ آثار آنها و قلم آثار آنها دست به دست و ذهن به ذهن می گردد. نویسندگانی که در کنار نوشتن فرهنگ جاری عصر خود و انتقال به آیندگان با جهانبینی خود کنار آمده بودند جهان بینی منفی، مثبت و ... (البته از دیدگاه ما)
((دشمن دانا بهتر از دوست نادان است))
دانایی و دانستن مسیر فکری خود لازمه شروع کار هر نویسنده ای برای انتقال فرهنگ درست جامعه خود به دیگران است البته فرهنگی از دیدگاه خود و با تفسیر آن توسط جهانبینی و اعتقادات شخصی نویسنده. بی شک بسیاری از نویسندگان جوان معاصر این نظر شخصی بنده را به هیچ عنوان در نظر نگرفته و تمایلی به داشتن این ضروریات نیز احساس نمیکنند.
راهی که در جریان انتقال درست و شفاف این فرهنگ و این رسالت، آینده ای مبهم و تاریک را در دیدگاه بنده تصویر می کند.
تشکر
کشوری
|
Iran
|
1397/10/05 - 11:09
0
3
با تشکر از برادر خوبم آقای امیری خواه
متن جالبی بود
مخصوصاً اون قسمتش که ادبیات اجتماعی و نقش کارمندان رو بیان کرده بود که متأسفانه الان این نقش کمابیش از بین رفته.
یاراحمدی
|
iran
|
1397/10/03 - 12:50
0
7
اگر بخواهیم تعریفی از داستان ارایه دهیم، در یک تعریف کلان و معرفتی داستان شکلی از گفت­­گو است. گفت­گوی درون فرهنگی و حتی فراتر از آن، یک گفت­گوی فرا­فرهنگی و حتی فرا نسلی است.
تعبیر زیبای از داستان است
علی قطبی
|
Iran
|
1397/10/01 - 15:27
0
14
با تشکر از آقای امیری خواه
میلان کوندرا آغاز تجدد و مدرنیته را زمانی می داند که «دن کیشوت» آرامش خانه را به قصد کشف جهان رها کرد. بنابراین شکل گیری رمان برخاسته از میل برای کشف جهانی نو بود. مشخصه اصلی این جهانِ نو، فراخواندن تمامی سطوح جامعه در ابراز و اظهار وجود در کل مناسبات اجتماعی و به صورت خاص در اینجا متون داستانی ست. اهل نظر رمان و ادبیات داستانی را تجلیگاه ظهور دموکراسی و توجه به آحاد جامعه می دانند.
اما در مورد رمان در کتابخانه های عمومی!
به نظرم خیلی مناسب است که متخصصان متون داستانی ارزشهای انسانی و اجتماعی، و همچنین ضد ارزشها، را که غالبا در اینگونه متون مستتر هستند، استخراج نموده تا کتابداران شاخص های مناسب تری جهت رده بندی رمان ها داشته باشند و به صورت موثرتری خوانندگان علاقمند را هدایت نمایند.
کتابدار
|
iran
|
1397/10/01 - 13:44
0
7
واقعا هر جا یه مطلبی صدای مردمانش باشه... اوج میگیره...
آنچه امروز مشکل ماس، عدم ارتباط نویسندگان با مردمه...
نویسندگان برای یه جاهای دیگه می نویسن!
پاسخ ها
غلامی
| iran |
1397/10/01 - 16:53
واقعا درسته
نویسندگان مردم رو رها کردند و برای جوایز رنگارنگ و ارباب قدرت می نویسند...
آونچه فراموش شده مردم و زندگی مردم و دغدغه های مردمه
ستاری
|
Iran
|
1397/10/01 - 11:45
0
9
بایستی همه کتابداران روند شکل گیری ادبیات رو بدانند.
نوشته بسیار مفیدی بود.
از لیزنا ممنونیم
خواهشمند است جهت تسهیل ارتباط خود با لیزنا، در هنگام ارسال پیام نکات ذیل را در نظر داشته باشید:
۱. از توهین به افراد، قومیت‌ها و نژاد‌ها خودداری کرده و از تمسخر دیگران بپرهیزید و از اتهام‌زنی به دیگران خودداری نمائید.
۲.از آنجا که پیام‌ها با نام شما منتشر خواهد شد، بهتر است با ارسال نام واقعی و ایمیل خود لیزنا را در شکل دهی بهتر بحث یاری نمایید.
۳. از به کار بردن نام افراد (حقیقی یا حقوقی)، سازمان‌ها، نهادهای عمومی و خصوصی خودداری فرمائید.
۴. از ارسال پیام های تکراری که دیگر مخاطبان آن را ارسال کرده اند خودداری نمائید.
۵. حتی الامکان از ارسال مطالب با زبانی غیر از فارسی خودداری نمائید.
نام:
ایمیل:
* نظر: