کد خبر: 50800
تاریخ انتشار: سه‌شنبه, 18 فروردین 1405 - 13:58

داخلی

»

کتاب

«لوازم نویسندگی» نادر ابراهیمی به چاپ هشتم رسید

منبع : لیزنا
کتاب «لوازم نویسندگی» نوشته نادر ابراهیمی توسط انتشارات امیرکبیر به چاپ هشتم رسید.
«لوازم نویسندگی» نادر ابراهیمی به چاپ هشتم رسید

به گزارش خبرنگار لیزنا، کتاب «لوازم نویسندگی» نوشته نادر ابراهیمی به تازگی توسط انتشارات امیرکبیر به چاپ هشتم رسیده است.

نگارش کتاب پیش رو 25 اسفندماه 1368 به پایان رسیده و یکی از عناوین مجموعه آثار نادر ابراهیمی است که پس از انتقال حق امتیاز چاپ آثارش به امیرکبیر، توسط این‌ناشر تجدیدچاپ می‌شود. «لوازم نویسندگی» حاصل سال های تدریس نویسنده اش در حوزه ادبیات فارسی و داستان نویسی است.

نادر ابراهیمی این‌کتاب را برای آشناشدن دوستداران نویسندگی و نویسندگان جوان و نوطلب نوشته و خواسته اصول و قواعد مقدماتی داستان‌نویسی را در اختیارشان قرار دهد. او همچنین بحث‌های شناخت عناصر اساسی داستان، روش‌ها و نمونه‌های محک‌زدن آثار خود و دیگران را هم در کتاب خود جا داده است.

به‌گفته این‌نویسنده فقید، کتاب مورد نظر به کار استادان نامدار و صاحب‌سبک داستان‌نویسی نمی‌آید بلکه برای مشتاقان هنر داستان‌نویسی و راهیان تازه‌کار این‌شیوه و همچنین علاقه‌مندان به نوشتن نمایشنامه، فیلمنامه، حکایت، داستان بلند و قصه نوشته شده است.

کتاب «لوازم نویسندگی»‌ به‌جز «سخن نویسنده»‌ و «عریضه و درآمد کلام»، 15 فصل اصلی دارد که از این‌قرارند:

«آیا چیزی به نام استعداد وجود دارد؟»،‌ «انگیزه»،‌ «هدفمند بودن»،‌ «اراده به نوشتن»،‌ «احساس و عاطفه خاص»،‌ «جهان‌بینی و اعتقاد»،‌ «شرایط محیطی مناسب»،‌ «تسلط بر زبان»، «سیاسی اندیش بودن»،‌ «صبوری بی حساب»،‌ «عشق و دوست‌داشتن»،‌ «مطالعه عمومی»، «جماعت‌گرایی و خلوت‌گزینی»، «طبیعت‌گرایی» و «پایانه».

پس از این‌فصول هم بخشی با عنوان «پیامی برای سحر» آمده که بین یادداشت‌های ابراهیمی پیدا شده و خطاب به دختر نوجوانی نوشته شده که شور قصه‌نوشتن در سر داشته است.

در قسمتی از این کتاب می خوانیم:

دانشجویی می گوید:‌ «من به شدت مایل به نوشتن هستم. توانایی این کار را هم حس می کنم که دارم. موضوع های مختلفی هم برای نوشتن به ذهنم می‌آید. اما می دانید؟ خانه ما بسیار شلوغ است. من پنج خواهر و برادر کوچک‌تر از خودم دارم،‌ که با پدر و مادر و مادربزرگم همگی، در دو اتاق کوچک زندگی می کنیم. در چنین شرایطی ...».

و بارها در شرح حال نویسندگان خوانده ام: «ما هفت نفر – یا نه نفر – بودیم که در یک اتاق زندگی می کردیم – با وضعیتی اسف بار. پدرم الکلی بود، مادرم پا درد داشت ... من برای نوشتن – و یا حتی خواندن – معمولا به بیرون خانه می رفتم...».

جوانی می گوید: «من پر از میل به نوشتن بودم. خیلی هم می نوشتم. اما حالا مدت هاست که کنار گذاشته‌ام. بیش از سی قصه کوتاه و دو داستان بلند نوشتم، اما هیچ‌ناشری آنها را قبول نکرد. ناشران، حتی حاضر نمی‌شدند قصه‌های مرا ورق بزنند. تا کی می‌توانستم ادامه بدهم؟‌ بدون حداقل امکانات، همه از پا درمی‌آیند...».

چاپ هشتم این کتاب با 342 صفحه و شمارگان 200 نسخه عرضه شده است.