کد خبر: 51066
تاریخ انتشار: دوشنبه, 08 تیر 1405 - 11:06

داخلی

»

سخن هفته

داوری مقالات و چالشی به نام هوش مصنوعی

منبع : لیزنا
عبدالرسول خسروی 
داوری مقالات و چالشی به نام هوش مصنوعی

لیزنا؛ عبدالرسول خسروی، عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی بوشهر: در چند ماه اخیر، هنگام داوری مقالات، با پدیده‌ای عجیب و در عین حال عمیقاً تأمل‌برانگیز روبه‌رو شده‌ام که نمی‌توانم به سادگی از کنارش بگذرم. ردپای هوش مصنوعی را نه در مقدمه یا مرور ادبیات، که درست در همان بخش‌هایی می‌بینم که باید چالش ذهنی اصلی پژوهشگر باشد؛ یعنی بخش بحث و نتیجه‌گیری. به‌عنوان داور، وقتی به آن قسمت‌ها می‌رسم، ناگهان با زبانی کلیشه‌ای، سطحی و پر از جملات تکراری مواجه می‌شوم که انگار از روی یک الگوی ثابت تولید شده‌اند. گویی نویسنده، بی‌آنکه خودش درگیر مسأله شده باشد، کار اندیشیدن و تحلیل کردن را به ماشین سپرده است.

شوربختانه، نویسندگان بدون کوچک‌ترین ارجاعی به اهداف مشخصی که خودشان در ابتدای مقاله تعیین کرده‌اند و بی‌توجه به یافته‌های عددی و جدولیِ همان پژوهش، شروع به نتیجه‌سازی‌های کلی و بعضاً بی‌ربط می‌کنند. حتی گاهی به منابعی استناد می‌شود که اصلاً وجود خارجی ندارند (همان «توهمات» هوش مصنوعی) و این یعنی مرزهای اخلاقی نشر علمی به شکلی خطرناک در حال جابه‌جایی است.

 

به‌عنوان کسی که مرتباً مقالاتی برای داوری دریافت می‌کند، صریحاً می‌گویم که ما دیگر نمی‌توانیم با این وضعیت به شیوهٔ سابق برخورد کنیم. ذهنم مدام درگیر این دو پرسش است: از یک سو، نشریات باید چه دستورالعمل‌های شفافی برای نویسندگان وضع کنند؟ و از سوی دیگر، خود ما داوران بر اساس چه معیارهای عینی‌ای باید متون غیرانسانی را تشخیص دهیم و دربارهٔ آنها رأی بدهیم؟

 

بر اساس تجربهٔ داوری‌ام، به نظرم نشریات باید حتماً این سه اصل را در دستور کار خود قرار دهند: نخست، الزام به افشاگری صریح دربارهٔ نوع و میزان استفاده از ابزارهای زبانیِ مبتنی بر هوش مصنوعی؛ دوم، ممنوعیت قطعی ثبت هوش مصنوعی به‌عنوان نویسنده یا نویسندهٔ همکار؛ و سوم، گرفتن تعهد کتبی از نویسندگان مبنی بر اینکه راستی‌آزمایی تمام خروجی‌های تولیدشده را شخصاً و در تطبیق با داده‌های خام مقاله انجام داده‌اند.

 

اما برای خودمان، در مقام داور، در این برههٔ حساس چند معیار عملی را مد نظر داشته‌ام که شاید به کار سایر همکاران هم بیاید:

· بررسی انسجام درونی: آیا متن بحث، دقیقاً به همان عدد و رقم و جدول خاصی که در بخش نتایج آمده ارجاع می‌دهد، یا صرفاً متنی کلی دربارهٔ موضوع است که گویی به هر پژوهش مشابهی می‌چسبد؟

· بررسی عمیق و تحلیلی: آیا در بخش نتیجه‌گیری، کوچک‌ترین اشاره‌ای به محدودیت‌های خاصِ همین پژوهش (که فقط خود نویسنده از جزئیاتش باخبر است) دیده می‌شود؟ متون تولیدی معمولاً این بخش را یا به‌کلی فراموش می‌کنند یا کاملاً شعاری از کنارش می‌گذرند.

· تشخیص کیفی لحن نگارش: یک پژوهشگر انسانی، معمولاً در مواجهه با یافته‌های غیرمنتظره، در لحنش تردید، احتیاط یا حتی شگفتی دیده می‌شود؛ اما خروجی ماشین همواره با لحنی یکدست، بی‌نقص و بیش از اندازه مطمئن پیش می‌رود که به دل من نمی‌نشیند و بوی انسان نمی‌دهد.

 

در این باره، می‌خواهم به چند نکتهٔ کلیدی که حاصل تأملات اخیرم در جلسات داوری است اشاره و در پایان جمع‌بندی کنم:

 

۱. مرز باریک «کمک» و «جایگزینی» را جدی بگیریم: من هیچ مشکلی با ویرایش گرامری یا روان‌سازی زبانی با کمک این ابزارها ندارم (حتی گاهی خودم هم پیشنهادش را می‌دهم)، اما وقتی زنجیرهٔ استدلال مقاله به ماشین سپرده می‌شود، دیگر با اصالت علمی سروکار نداریم؛ با محصولی کارخانه‌ای روبه‌رو هستیم که در بهترین حالت، یک شبه‌علم زیباست.

 

۲. نقش ما، فراتر از رد یا تأیید است: من در گزارش‌های داوری‌ام به سردبیر، اگر به دخالت بی‌رویهٔ هوش مصنوعی مشکوک باشم، دیگر به یک نمره یا تیکِ «نیازمند اصلاح» بسنده نمی‌کنم. دقیقاً می‌نویسم که «بخش بحث نیازمند بازنویسی بنیادین توسط خود نویسنده است» تا او ناچار شود دوباره فکر کند و قلم بزند.

 

۳. حواسمان به نسل تازه‌نویسندگان باشد: دریافته‌ام که بسیاری از دانشجویان و پژوهشگران جوان، واقعاً نمی‌دانند استفاده از این ابزارها تا کجا مجاز است و از کجا به سرقت فکری پنهان تبدیل می‌شود. به نظرم وظیفهٔ اخلاقی ما داوران است که در کنار نقد، راهنمایی‌های مصداقی هم ارائه دهیم و آنها را با مرزهای اخلاق نوشتن آشنا کنیم.

 

در پایان، بگذارید از دیدگاه و رویکرد یک داور مجله علمی بگویم: هوش مصنوعی نه ذاتاً خوب است و نه بد؛ ابزاری است خنثی. اما اتفاقاً همین حالا، فرصتی طلایی پیش آمده تا دوباره معنی «پژوهشگری» را برای خودمان روشن کنیم. مقاله‌ای که صرفاً با چینش زیبای واژگان توسط ربات سر هم شده باشد، هرگز نمی‌تواند جای آن جرقه‌های نابی را بگیرد که از ذهن نقّاد و کنجکاو یک پژوهشگر انسانی می‌جوشد. من، به‌عنوان یک داور، همچنان بر این باورم که ارزش یک مقاله به تفسیر منحصربه‌فردی است که نویسنده از داده‌های خام خود ارائه می‌دهد. ماشین می‌تواند متن را شیواتر کند،  مانند متن حاضر که در نهایت هوش مصنوعی در ویرایش آن کمک نموده است، اما هرگز نمی‌تواند آن را «اندیشمندانه‌تر» کند. پاسداری از این اندیشمندی، همان رسالت سنگین و شیرینی است که بر دوش ما داوران باقی خواهد ماند.

 

خسروی، عبدالرسول (۱۴۰۵). «داوری مقالات و چالشی به نام هوش مصنوعی». سخن هفته لیزنا، شماره ۷۹7، 8 تیرماه ۱۴۰۵