کد خبر: 42411
تاریخ انتشار: دوشنبه, 14 مهر 1399 - 04:30

داخلی

»

سخن هفته

اگر عقلانی بیندیشیم، باید از پیشرفت دیگران خوشحال باشیم: جامعه اینگونه رشد می کند

منبع : لیزنا
رحمت الله فتاحی
اگر عقلانی بیندیشیم، باید از پیشرفت دیگران خوشحال باشیم: جامعه اینگونه رشد می کند

لیزنا؛ رحمت الله فتاحی، معلم علم اطلاعات و دانش شناسی دانشگاه فردوسی مشهد: رشد دانش و تحقق توسعه، حاصل همفکری و همکاری جمعی در کنکاش های عالمانه است. به بیان دیگر، رشد یک جامعه سالم بر پایه تلاشهای عالمانه و یافته های علمی شکل می گیرد. از سوی دیگر، سرشت رشد دانش از جنس حرکت‌های جزئی و تدریجی افراد و نهادها در فعالیتهای علمی، آموزشی و پژوهشی است. هر دانشمند تلاش می کند تا با طرح پرسشها و کنکاشهای ذهنی و فعالیتهای تجربیِ متکی بر قواعد روشمند، به یافته های نوینی برسد و اندکی بر پیکره دانش بیفزاید. در طول تاریخ علم، داستان رشد دانش و توسعه علوم هم به همین شکل بوده است. اگر غیر از این بود، هیچگاه دانش رشد نمی کرد و جامعه به پیشرفت نمی رسید. در این چارچوب، قاعدتا هر کسی از پیشرفتهای به دست آمده خشنود می شود زیرا به سود همگانی است، مشروط بر آنکه این پیشرفتها مبتنی بر تلاش صادقانه، اصیل، شفاف و با نیت خیر باشد.

شواهد نشان داده است که جوامعی به رشد رسیده اند که سطح مشارکتهای جمعی و تعامل سازنده میان افراد مطلوب و رضایتبخش است. در این جوامع هر فردی از پیشرفت دیگران خوشحال است و حتی بر خود لازم می داند تا جای ممکن از آنها پشتیبانی کند. این وضعیت به یک فرهنگ تبدیل شده است. در عین حال، در همه جا، کم و بیش، نمونه هایی وجود دارد که بعضی از افراد از تلاش همتایان و دانشمندان رقیب ناخرسند بوده و تلاش کرده اند مانع کار آنها شوند. شواهدی در تاریخ علم وجود دارد که فرضیه ها، نظریه ها و تلاشهای دانشمندان، به واسطه تنگ نظری ها و حسادت ها، مورد بی‌مهری همتایان و رقبا قرار گرفته و در زمان خود، خاموش شده است. این امر یعنی بی مهری نسبت به رشد دانش و توسعه علوم، یعنی علومی که متعلق به کل بشریت است و می بایست به جامعه در حل مشکلات خود کمک کند، و در نهایت انسان را به توسعه، رفاه و سعادت رهنمون شود. تصور کنید که اگر تلاشهای دانشمندانی چون رازی، ابن سینا، خیام، خواجه نصیرالدین طوسی، لویی پاستور، ماری کوری، و آلبرت اینشتین مورد بی مهری و مخالفت همتایان و رقبا قرار می گرفت، آیا پیشرفتی در جامعه بشری شکل می گرفت؟ مروری بر تاریخ بسیاری از جوامع که مدام دچار شکست و فروپاشی شده اند حکایت از آن دارد که همین تنگ نظری ها و ترجیح دادن منافع فردی و مقطعی بر منافع ملی و مصالح دراز مدت جامعه، یکی از دلایل اصلی فروپاشی هاست. تاریخ آموزگار خوبی است اما ما نسبت به آن عنایتی نداریم.

آنچه در بالا اشاره شد، یعنی تقابل و حتی دشمنی با دیگران تا جایی که مانع پیشرفت آنها شویم، همچنان در میان برخی از ما به شکل های گوناگون مطرح است. به جای تشویق همکاران و دانشجویان در تلاش ضادقانه و اصیل آنها برای رشد دانش، ساز مخالف را می زنیم و همه همّ و غم خود را به کار می بریم تا از پیشرفت آنها جلوگیری کنیم. هنوز به این آگاهی نرسیده ایم که مخالفت و مقاومت ما در نهایت به زیان جامعه و از جمله خود ما و آیندگان است. گاهی وقتها، با چراغ خاموش مخالف خوانی کرده و گاهی هم، گرفتار عصبیت شده و آشکارا به همتایان و رقبا حمله می کنیم. بارها در جلسات علمی (از جمله همایشها، کارگاهها، و جلسات جذب اعضای هیئت علمی)، جلسات آموزشی و رخدادهای حرفه ای شاهد این فضا بوده و هستیم. گاهی شاهد رفتارهای کودکانه در تقابل میان افراد همکار هستیم که در پی خود، موجب تضعیف روحیه همکاری و همفکری برای رشد و حتی باعث از بین رفتن اعتبار همه ما می شود. بدتر آنکه، جوّ متشنجی که در محیط کار شکل می گیرد موجب ایجاد فشار روانی و تعارض میان همه ما می شود تا جایی که از رفتن به محل کار و دیدن برخی همکاران ناراحت و آزرده می شویم. بعضی وقتها هم دانشجویانِ خود را قربانی این تقابل می کنیم، به ویژه در جلسات دفاع از پایان نامه و رساله، و همچنین هنگام  ارزیابی دانشجویان و نمره دهی به آنها. این نوعی از تضییع حقوق انسانهاست.

احتمالا شما هم موافقید که چنین جوّی بر بسیاری از فضاهای آموزشی و حرفه ای غالب است و موجب هدر رفتن انرژی و اعتبار ما می شود. زیان دیگر آن، از بین رفتن حس اعتماد بنفس دانشجویان و شکل گیری ابهام درباره آینده خود است. بارها شاهد آن بوده ایم که جوّ متشنجی در جلسات ایجاد می شود و موجب آن می گردد تا یک علامت سئوال بزرگ در ذهن حاضران، به ویژه دانشجویان و خانواده آنها درباره سلامت و اعتبار نظام آموزشی شکل گیرد. شوربختانه، این یک بازی باخت-باخت است. شاید به ظاهر یک طرف برندۀ مقطعی رفتار خود باشد اما این امر در درازمدت منجر به باخت وی خواهد شد.

به جای این رویکردهای غیرعقلانی و زیانبار، باید تلاش کنیم منطقی بیندیشیم، مثبت اندیش و مشوق باشیم، از پیشرفت صادقانه دیگران خوشحال شویم و حس خوبی به همکاران حتی رقبا بدهیم، به دانشجویان اعتماد بنفس داده و جلسات دفاع از پایان نامه را نشاط آور و آموزنده کنیم. البته این به معنای آن نیست که در ارزیابی خود، راه درست و علمی را فراموش کرده و خطاها و نقاط ضعف را نادیده بگیریم. ارزیابی علمی و آموزشی باید برپایه اصول، معیارهای مستحکم و قابل سنجش باشد و ذهنیت پردازی و قضاوتهای شخصی و احساسی تاثیر بر آن نگذارد. باید به این باور برسیم که رشد دانش و توسعه جامعه نیازمند همکاری و همفکری است و هرگونه تلاش در جهت عکس آن، مخرب است. باید پذیرفت که لذت رفتار صادقانه و تشویق همکاران تاثیرات نیکویی دارد و برای جامعه سازنده است. هر یک از ما در وجدان خود مسئول هستیم تا شرایط مناسب برای رشد همکاران صادق و دانشجویان سخت کوش، و در نتیجه، توسعه جامعه را فراهم سازیم و از مشاهده نتایج آن لذت ببریم. اگر می بینیم که برخی جوامع در عرصه علم و دانش به توسعه رسیده اند، و برخی دیگر راه خطا پیش گرفته و ضعیف شده اند، دلیل اصلی آن در میزان عقلانیت در برخورد با همتایان خود است.

ما نیازمند حاکمیت عقلانیت و خردگرایی در رفتارهای خود بویژه در تعامل با دیگران می باشیم تا فرایند رشد دانش و پیشرفت جامعه دچار خدشه نشود. این یک اصل بنیادی در زندگی و در فضاهای کاری از جمله در دانشگاهها، سازمان ها، کتابخانه ها، انجمنها و مانند آنهاست. بی دلیل نیست که رنه دکارت فیلسوف و ریاضیدان تاثیرگذار فرانسوی، عقلانیت و خردگرایی را مهمترین لازمه برای پیشرفت جوامع می دانست. اروپا هم توصیه او و سایر فیلسوفان خردگرا را پذیرفت و به اروپای پیشرفته امروزی در عرصه علم و دانش، فرهنگ و هنر، اقتصاد و سیاست تبدیل شد. بیائید معقول اندیش باشیم، از تلاشهای صادقانه و پیشرفت دیگران که مبتنی بر اصالت و صداقت است خوشحال شویم و بازی باخت-باخت را به بازی برد-برد تبدیل کنیم. این، در درجه نخست، بستگی به یکایک ما دارد.

 

فتاحی، رحمت الله. « اگر عقلانی بیندیشیم، باید از پیشرفت دیگران خوشحال باشیم: جامعه اینگونه رشد می کند». سخن هفته لیزنا، شماره 516، 14 مهر ۱۳۹۹