کد خبر: 22601
تاریخ انتشار: دوشنبه, 28 دی 1394 - 06:00
ایمیل
چاپ

داخلی

»

مطالب کتابداری

»

سخن هفته

پایان نامه را در کارشناسی ارشد غیر اجباری کنید

سید ابراهیم عمرانی
پایان نامه را در کارشناسی ارشد غیر اجباری کنید

لیزنا، سید ابراهیم عمرانی، سردبیر: خدا برادرهای همه شما را برایتان حفظ کند. برادر بزرگی دارم که 22 سال از بنده بزرگتر هستند و یادم می آید اولین خاطرات کودکی من درباره سربازی، مربوط به سربازی ایشان بود که در تبریز خدمت می کرد و ما در دهی در 80 کیلومتری شهر کرمان، یعنی سه روز از محل خدمت در تبریز تا منزل ما با امکانات آن زمان راه بود  و به همین دلیل در همه زمان خدمتش بیش از دو  بار به مرخصی نیامد و شاید هیجان آمدن داداش در خانواده و حتی کل ده در همین دو بار باعث شده که در خاطره کودکیم سربازی رفتن هم ثبت شود و بماند. قسمت بعدی این داستان خاطرات سربازی است که همه آقایان می دانند که خاطرات سربازی مانند خاطرات مدرسه و دانشکده تا مدتها و حتی چندین سال با آقایان خدمت رفته می ماند و حرکت می کند و از آنها داستانها ساخته می شود. لیکن در خاطرات برادرم می خواهم برای نوشته امروز از این عبارت استفاده کنم که زیاد می شنیدم: " .... بعد به من گفتند جناب سروان ...." و بعدها که سن سربازی خودم رسید از وی پرسیدم که شما سربازی را با چه درجه ای گذراندی که گفت ستوان دومی و پرسیدم شما دیپلم داشتید و گفت خیر من یازده علمی داشتم. و دانستم که مقاطع مدارس آن زمان به این ترتیب بوده: ابتدایی شش سال، دوره اول دبیرستان سه سال و پس از آن با دو سال یازده علمی می گرفتند که دیپلمی بود برای وارد بازار کار شدن و آنها که می خواستند به دانشگاه بروند پس از آن یک سال می خواندند که دیپلم کامل شوند و بتوانند بروند دانشگاه. و شنیدم که با دیپلم کامل ستوان یک می شدند. بیست و دو سال بعد که من آمدم دانشگاه، همکلاسیهای دیپلمه من که به سربازی رفتند، همه درجه دار بودند. امروزه هم که چنانکه به یاد دارم، از سال 1389 به لیسانسیه ها یا همان دارندگان مدرک کارشناسی درجه های استوار و گروهبانی می دهند. چرا؟ چون اینجا سربازخانه و سربازی است و از بعد تحصیلی همه چیز کمی است، پس می تواند دلیلش بالارفتن تعداد باسوادان و بالا رفتن تعداد مدارک تحصیلی آموزش عالی باشد. تعداد پستهای افسری محدود است، و به همین شرایط احراز آن را سخت تر می کنند و به همین دلیل هر چند سال یک بار ارزش مدرک از نظر نظام وظیفه کمتر شده است. یک زمانی با ششم ابتدایی درجه دار می شدند و حالا با کارشناسی درجه داری می دهند و مطمئن باشید اگر روند مدرک دادن در دوره دکتری همین باشد که من می بینم، ظرف چند سال آینده کارشناسی ارشد هم در نظام سربازی تبدیل به درجه داری می شود.

 

حالا ولی وقتی به حوزه فرهنگ  و آموزش می آئید انتظار دارید مساله کیفی تر مطرح شود. تعداد و کمیت را بگذاریم برای بعد (همه می دانیم در 10 سال گذشته همین کمیت چه تاثیر وحشتناکی بر کیفیتها گذاشته است) و ببینیم وضع در نظام آموزش عالی چگونه است؟ من به یاد دارم که اساتید بسیار بزرگوار و محترمی که در دهه پنجاه استاد ما بودند وقتهایی که از بیسوادی ما سرخورده می شدند، دادشان در می آمد که "کی به شما بیسوادها دیپلم داده؟  قدیم دیپلمه هایی که می آمدند دانشگاه سوادی داشتند و می توانستیم دو کلام با آنها صحبت کنیم، شماها معلوم هست چی خوانده اید؟" و آن را ادامه بدهید تا برسیم به دنیای سال 1394. خدا نکند که یک برگه امتحانی کارشناسی ارشد را بخواهید تصحیح کنید، باید های های بر این مملکت و سواد دانشجویانش گریه کنید. خدا پدر مایکرو سافت را بیامرزد که دست کم تحقیقهای کلاسی اینها را دیکته اش را اصلاح می کند وقتی خودشان می نویسند که واویلایی است.

 

داخل پرانتز: (پایین آمدن سطح دانش و سطحی شدن تحصیلکرده ها را اگر دقت کنیم شاید خاص ایران نباشد ولی همیشه و در هر کاری آن بخش ایرانی داستان به موقع خودش را نشان می دهد. سطحی شدن دانش و وسعت معلومات سطحی (اقیانوس به عمق کمتر از یک بند انگشت خودمان و نگاه موزائیکی مارشال مک لوهان که حاصل سیطره رسانه های بی محتواست)  در 700 میلیون از جمعیت دنیا یعنی همان 20 کشور ثروتمند و به تبع ثروت و امکانات، فرهنگی تر دنیا هم خودش را به خوبی نشان می دهد، سطحی تر شدن اطلاعات مردم هر روز بیشتر از قبل کاملا در همه دنیا نمایان است.  ولی وقتی به  190 کشور دیگر (92% جمعیت جهان) می رسد هر یک به وسع خود کاریکاتوری از آن می سازند که نمونه هایش زیاد است و اگر خواندن سر در مغازه ها و تابلوهای راهنما و راهنمایی و رانندگی از سرانه مطالعه ایرانیها حذف شود، آن وقت عمق فاجعه به حدی می شود که غول چراغ از بالارفتن سرانه مطالعه در ایران به کلی مأیوس شده و باید چراغش را بگیرد دستش برود وسط اقیانوس و دوباره بپرد توی چراغش بگیرد و بخوابد تا ببیند دفعه بعد کجا از چراغ بیرون خواهد آمد چون احتمالا فکر می کند یک اصرار وجود دارد که کسی نخواند و بشود سواری بهتری به مدد نا آگاهی گرفت) پرانتز بسته.

 

برگردم به سربازی و داستان کیفیت و کمیت. خوب فکر می کنم ارتش دقیقا بر اساس بودجه و نیازش می تواند سرباز بگیرد و در پستهای تعریف شده خود نیاز به درجات مختلفی دارد که دقیقا بر اساس نیاز هر بار شیوه های سربازگیری و درجه دادنش را تغییر داده ولی آیا آموزش عالی ما که دم از کیفیت هم می زند نمی خواهد یک بازنگری در نظامهای خودش که بی فایده دارد ادامه پیدا می کند انجام دهد؟

 

هفته پیش در سخن هفته یادداشتی نوشتم که برای چندمین بار موضوعش تقلب علمی و بی آبرویی آموزش عالی کشور بود. موضوعی که خیلی موضوع روز در محافل رسمی وزارت علوم هم هست و همه ابراز نگرانی می کنند، لیکن این نگرانیها به امری عملیاتی و قانونی تبدیل نمی شود. البته این هفته نمی خواهم به آن بپردازم که هفته پیش عرض کردم راه حل در تشدید مجازات تقلب از طریق آئین نامه انضباطی استادان و دانشجویان است. شاید هم همان اساتیدی که باید بنشینند و این آئین نامه را درست کنند، وقت نوشتن به یاد آئین نامه ارتقاء که می افتند، پاک بیخیال می شوند چون اگر آن آئین نامه ای که می تواند از تقلب جلوگیری کند، تصویب شود، احتمالا و در مواردی نادر جلوی ارتقاء خود آنها را هم خواهد گرفت، چرا که دانشجو بریده و چسبانده و استاد بی خبر است و ناگهان اسمش بر سرزبانها می افتد که فلانی هم.

 

ذیل سخن هفته شماره گذشته نظراتی نوشته شده و بحثی طرح شد که حتما ملاحظه کرده اید:

 

حسن14:16 - 1394/10/21

سلام خدمت آقایانی که دم از تقلب میزنید مخصوصا خدمت شما عمرانی عزیز می رسانم که مبانی نظری در پایان نامه به چه درد می خورد؟ به غیر از وقت تلف کردن و درختان طبیعت را از بین بردن ارزش دیگری دارد؟ به من چه دیگران چه کارهایی انجام داده اند من می خوهم کار خودم را انجام بدم با دیگران چی کار دارم اگر فصل دوم پایان نامه حذف شود دیگر سرقت علمی وجود نخواهد داشت وقتی شما چند پرسش مطرح می کنی آیا میری جواب پرسش های دیگران را می نویسی؟ مطمئنن اینطوری نیست نشستید بالا بالاها نفستون از جای گرم بلند میشه استادای دانشگاه خودتان با زحمت دانشجویان برای خودشان رزومه جمع می کنند و در آخر کار استاد میاداسم خودشو میزاره اول، شما اول استادای خودتان را اصلاح کنید و دوم یه نظر جدی به مبانی نطری بندازید و بعد ازآن سرقت علمی درست خواهد شد


مریم نظری 21:07 - 1394/10/23

اگر بناست پژوهش رفع‌تکلیفی انجام شود همه بخش‌های آن اضافه هستند. اما اگر منظور پژوهشی است که قرار است به دردی بخورد، بدون فونداسیون علمی اصلا معنایی ندارد و چیزی جز توهم تولید نمی‌کند. 
توصیه می‌کنم «دو مسیر مسئله‌یابی در پژوهش» (مندرج در maryamnazari.co m) را مطالعه بفرمایید تا بیشتر با فلسفه مبانی نظری و پیشینه در پژوهش آشنا شوید.

 

امیر پارسی 15:07 - 1394/10/22

نقل فصل دو و ... نیست. نتیجه گیری، فرایند تحقیق، همه ی اعداد و جداول و ... حتی تقدیر و تشکر. همه چیز با هم.
وقتی میزان تشابه به صد در صد نزدیک می‌شود، دیگر سرقت علمی نیست، غارت علمی است.

 

و ادامه پاسخ خانم دکتر نظری را نیز می توانید در وب سایت شخصی ایشان دنبال کنید، اگر بخواهیم پاسخ به لازم بودن یا نبودن مبانی و پیشینه ( یعنی پت و مت به روایت خانم دکتر نظری در وبسایت) بدهیم، فکر می کنم خانم دکتر نظری این کار را به خوبی کرده اند،  ولی پیشنهاد من از نوع "حذف کارشناسی از آموزش کتابداری" در سخن  هفته 7 دی ماه است. من باور دارم که باید پایان نامه از کارشناسی ارشد حذف یا اختیاری شود، مطمئن باشید جلوی همه این تقلبها گرفته می شود، و چندین اتفاق دیگر هم می افتد که اینجا آنچه را همین الآن از ذهنم می گذرد می آورم و شما می توانید آن را تکمیل کنید. اصلا هم فکر نکنید که طنز نوشته ام، به اینها باور دارم که نوشته ام:

 

  1. دانشجوی بیچاره در به در دنبال موضوع نمی گردد، به ویژه  موضوعهای جدید !!!!!!!!!! . چطوری به تازه اساتید بگوئیم که همان موضوعهای قدیم هم برای تمرین پژوهش کافی است، لزومی ندارد این بنده های خدا را و خودتان را به عذاب بیندازید.
  2. دانشجویی که اصلا ظرفیت تحقیق و تحلیل ندارد، نیز موضوع جدید را دستمالی نمی کند و دور نمی اندازد که در آینده اگر پژوهشگر درست و حسابی پیدا شد و خواست آن موضوع را کار کند، احساس اشمئزاز به وی دست ندهد.
  3. استادی که اصلا از موضوع بی خبر است سر جلسه داوری نمی گوید که چرا نمودارهایت مثل گوشه زلفت که از زیر روسری (در مورد آقایان بخوانید کلاه) بیرون زده کج شده و  چرا فاصله چپ چین فصل دومت رنگش به رنگ لباست نمیاد؟ و چرا آقایان از فونت ارشیا  استفاده نکرده اند و رفته اند از فونت میترا استفاده کرده اند (در مورد خانمها برعکس است) و ....
  4. به قول دکتر منصوریان چون تعداد بسیار کمی !!!!!!!!!!!! (علامت !!!!!!!!!!!!! از من است نه از دکتر منصوریان)  از "اساتیدی که از موضوع پایان نامه بی اطلاع هستند روش تحقیق را تبدیل به ایدئولوژی می کنند"، خوب آن وقت مجبور نیستند این کار را بکنند.
  5. اگر روش تحقیق تبدیل به ایدئولوژی نشود، آن وقت آزمون تی هم درست و به موقع گرفته می شود و پروفسور آمارشناس، مرحوم جناب آقای لی کرونباخ بیچاره هم که الآن درست 14 سال و 8 ماه تمام است دستش از این دنیا کوتاه شده، هر بار دست به آلفایش می زنند تنش در گور نمی لرزد.
  6. تعداد پایان نامه ها از حد تعداد توانایی استادان بالا نمی زند، به گونه ای که غیر از استادان با وجدان، شایسته، وظیفه شناس و نمونه مان که در هر شرایطی وجدانشان بر کارشان حکمرانی می کند و تعدادشان هم کم نیست، شاید دیگرانی هم که قبلا کمتر توجه می کرده اند یا در جو ایجاد شده در گروه  اجبار داشته اند،  باز استادانی باشند که فرصت کنند و بخواهند  نگاهی به پایان نامه ها بیندازند (البته اگر سرطان به مغز استخوان نرسیده باشد).
  7. دست کم دیگر بهانه ای نیست و استاد می تواند فقط به دانشجوی دکتری فکر کند و پایان نامه ایشان را که تعدادش به شدت کمتر است را نظارت و راهنمایی دقیق کند.
  8. دانشجویی که اصلا ظرفیت نوشتن یک مقاله ساده کلاسی را ندارد (آموزش کافی و لازم برای این کار ندیده) مجبور نمی شود پایان نامه جمع و جور کند و سر از روبروی دانشگاه دربیاورد یا پولش برای خرید پایان نامه های مهندسی شده کافی نباشد و خودش به دامن صنعت ببر و بچسبون بیفتد.
  9. بطور ناگهانی مجله نیچر آبروریزی نمی کند و وزیر علوم وقت نمی گوید این کار دانشجوی من بوده و من اصلا از محتوای مقاله ام خبر نداشتم، حتی پذیرش مقاله را دانشجو گرفته و البته نام مرا به عنوان مولف پاسخگو و طرف مکاتبه اعلام کرده است.
  10. دوست و همکار محترم بنده، جناب آقای همانند جو نمی نویسند: "وقتی میزان تشابه به صد در صد نزدیک می‌شود، دیگر سرقت علمی نیست، غارت علمی است."
  11. به قول کامنت نویس دیگر : " به غیر از وقت تلف کردن و درختان طبیعت را از بین بردن ارزش دیگری دارد؟ " پس تعدادی درخت به خاطر تکثیر چندین نسخه ای پایان نامه قطع نمی شوند و امکان نفس کشیدن بهتر از بندگان خدا گرفته نمی شود. البته روایت است که ما از خاکیم و به خاک بر می گردیم، درختان هم از خاک آمده اند و اگر روزی چند تا درخت هم برای پایان نامه  - فقط پایان نامه –  ببرند و خمیر کنند مانعی ندارد، چون این پایان نامه هایی که من می بینم سرنوشتی جز اینکه در گوشه کتابخانه ها رویشان خاک گرفته شود و نهایتا به خاک برگردند، سرنوشت دیگری نخواهند داشت.
  12. هزینه هاردها را هم حساب کنید که کتابخانه ها و به ویژه مراکز ملی نگهداری پایان نامه ها مجبور نمی شوند هفته ای یک هارد جدید پتابایتی بخرند که بتوانند پایان نامه هایی با این ارزش را از خطر از بین رفتن محفوظ نگهدارند.
  13. ….

ادامه نمی دهم که نحسی 13 گریبانم را نگیرد.

 

اینها همه مزایای حذف بود، خُب برویم سر وقت اینکه اگر پایان نامه حذف شود چه مشکلات سیستمی پیش خواهد آمد. البته پیشنهاد می کنم که این را شما بنویسید، به ویژه اساتید که می دانم با این آئین نامه ارتقاء فعلی حتما دچار مشکل هستند و تا حدودی حق دارند. یکی دو بار نوشتم که وقتی گفتم کارشناسی را حذف کنیم، یکی از اساتید فعلی یکی از معتبرترین دانشگاههای کشور به من فرمودند اگر این کار را بکنند، خود ما موظفیمون پر نمی شود که من خیلی از خودم نا امیدشدم که به خاطر موظفی خودم از دانشجو پنهان کنم که دارم تو را الکی اینجا نگه می دارم و تو را بدبخت می کنم ولی درک کن، اگر تو نباشی به من حقوق نمی دهند. البته اگر منصفانه دقت کنیم، خواهیم دید که آئین نامه ارتقاء خیلی از مسائل اینچنینی ایجاد کرده است و در اینجا هم اولین مشکل همین آئین نامه ارتقاء است که اگر پایان نامه از کارشناسی ارشد حذف شود، تعداد مقالات به ویژه مجلات علمی پژوهشی فارسی فعلی به شدت کم می شود، چون 97.5%  دانشجویانی که الآن داریم می بینیم (بیشتر و بیشتر در حوزه های علوم اجتماعی و انسانی و پژوهش در هنر)، آنهایی نیستند که خودشان اصلا بخواهند و تمایل داشته باشند مقاله ای بنویسند، یا انگیزه تحقیق کردن داشته باشند ولی الآن باید به زور بنویسند و اگر ننویسند وقت دفاع به آنها داده نمی شود.

 

مشکل دیگر این است که اگر پایان نامه نباشد اقتدار اساتید کم می شود و برخی از دوستان که گروه آموزشی دانشگاهی را با پادگان اشتباه گرفته اند، از کارشان اقناع و ارضاء نمی شوند و دانشجو دیگر حرفشان را گوش نمی کند، برای این ژنرالهای گرامی، عملکرد پایان نامه، عملکرد پل صراط دانشجو است و اگر ذره ای بی محلی و بی ادبی کرده باشد، بالای پل چنان دماری از روزگارشان در می آورند که از حاصل اشکهایشان زیر پایشان آتش جحیم هم خاموش شود و دیگر بهشت و جهنم فرقی برایشان نکند. حضور داشته ام در دفاعی که نفهمیدم این بلا چه بود بر سر این بچه آمد و بعد فهمیدم که اصرار کرده بوده با استادی غیر از اساتید گروه پایان نامه بگیرد و والله من به دانشجو از این بعد حق می دادم چون کسی که به موضوع ایشان تسلط داشت در گروه خودشان نبود، ولی ای کاش چنین خبطی نکرده بود و همانجا سر و ته کار را می بست که اینقدر بلا سرش نیاد.

 

یک پیشنهاد دیگر: وزارت علوم بیاید و قانونی بگذارد که فقط دانشجویانی که می خواهند وارد دوره های دکتری بشوند پایان نامه بگذرانند و بقیه بتوانند با یک سمینار تحقیق و یک کارآموزی جدی وارد بازار کار شوند و نیاز به نوشتن پایان نامه نداشته باشند، به ویژه در رشته هایی مانند ما که بطور عمده با خدمت به جامعه مرتبط هستند.

 

 عمرانی، ابراهیم. «پایان نامه را در کارشناسی ارشد غیر اجباری کنید».سخن هفته لیزنا، شماره ۲70.  28 دی ۱۳۹۴.

برچسب ها :
رضا
|
Iran
|
1395/09/18 - 00:57
0
2
اساتید نباید هم از سیستم آموزش محور استقبال کنن ، چون دیگه دانشجویی پیدا نمیشه که بخواد پایان نامه باهاشون برداره و از این بابت جیبشون خالی میشه و از بابت دیگه نمیتونن دانشجویان رو تحت فشار بزارن و اذیتشون کنن
مریم روحی
|
Cyprus
|
1395/09/09 - 13:22
0
2
با سلام لطفا به جای غیر اجباری کردن پایان نامه اساتید محترم وقتی سمت راهنما ومشاوره در پایان نامه دارند به وظایفشان به درستی عمل کنند.
استادی که از ۵۰ دقیقه ۵ دقیقه به دانشجو وقت میدهد چه انتظاری دارید؟!!!!
کاظم حافظیان رضوی
|
Iran
|
1394/11/04 - 10:32
0
2
با سلام . هروقت به این بحث ها میرسیم با خود می گویم خدا رحمت کند دکتر حری را که با همین اهل عشق کتابداری و اطلاع رسانی دایره المعارفی را تدوین کرد و بیادگار گذاشت که حدود بیش از سیصد نفر دانشجو و استاد را در گیر خواندن و نوشتن و ترجمه کرد و حاصلش نیز مورد بهره برداری اهل حرفه و غیر حرفه قرار گرفته. هنر استاد حری در دامن زدن به کار ها و مطالبی بود که خودبخود بر ارتقاء دانش افراد می افزود. من نمی دانم امروز استادان عزیز چه می کنند که داد حضرت عمرانی به فریاد بدل شده اما بدون شک مشکلی هست که باید بدان اندیشید. شاید به جایی رسید و شاید هم...
بدون نام
|
Iran
|
1394/10/30 - 23:23
0
7
در کشور ما بار اول نیست که به‌جای حل مسئله‌ای که پیش آمده، صورت مسئله را پاک می‌کنند...!!
مطالبی که جناب عمرانی مطرح کرده‌اند، حتما" از سر دلسوزی و برای حل مسئله‌ای است و البته راه حل اساسی نه. همه می‌دانند و همه می‌دانیم که دانشجویان ما بیسواد بالا آمده‌اند و بیسواد هم فارغ‌التحصیل می‌شوند (و این دلیل نمی‌شود که دانشجو را از نوشتن پایان‌نامه معاف کرد) ... و این مشکل، مشکل امروز و دیروز نیست. از وقتی که دانشگاه آزاد و به دنبال آن دانشگاه‌های به قول معروف غیرانتفاعی پا به عرصة وجود نهادند، از وقتی که سرقت از بیت‌المال (اختلاس) قباحت خود را از دست داد، از وقتی که منافع شخصی بر منافع عمومی ترجیح داده شد و پرکردن یک شبة کیسه‌ها و جیب‌ها آرزوی هر کس! و ناکسی شد ... فاتحه ای بر این مملکت خوانده شد. وقتی این مسائل و مسائل بیشمار دیگر در جامعة ما حل‌نشده باقی ماند، این پدیدة شوم، آموزش عالی کشور را هم فرا گرفت. سرقت علمی یا غارت علمی مثل همة سرقت‌ها و غارت‌ها و اختلاس‌ها کلافی است سر در گم که ریشة واحدی ندارد و معلول فقط یک علت یا دو علت نیست.
در آموزش عالی کشور ما، استاد و دانشجو هردو مقصرند و البته استادان در این معضل سهم بیشتری دارند. اظهار نظرهای به‌عمل‌آمده از سوی برخی کتابداران و افراد دلسوز در قبال مطالبی که جناب عمرانی بیان فرموده‌اند هم، مؤید این مطلب است. ولی، آیا به استادان باید به‌جای حقوق، چک سفید داد تا دست از پا خطا نکنند! تا وجدانشان آلوده این نادرستی نشود که مبادا از بقیه عقب بمانند؟ ... این جاست که پای مسائل فرهنگی هم به این مقوله باز می‌شود.
سخن کوتاه کنم. باید از مسئولان آموزش عالی که نوشتن پایان‌نامه را برای فراغ از تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد لازم دانسته و شرط قرار داده‌اند، جویا شد. معضلات بیشمار کتابخانه‌های ما خود‌به‌خود حل نخواهدشد، بلکه در سایة تحقیق و شناخت مسائل آنها و یافتن راه حل‌ها می‌توان کتابخانه‌ها را پویا کرد. و این نیروی انسانی پرورش‌یافته برای تحقیق است که می‌تواند این بار گران را از دوش کتابخانه‌ها بردارد.
هرچند گفته می‌شود پایان نامه‌هایی که در مقطع کارشناسی ارشد و برای فراغ از تحصیل نوشته می‌شود، بیشتر جنبة آموزش شیوة تحقیق و به قول معروف پاگذاشتن در وادی تحقیق برای دانشجو را دارد، و دانشجو لازم نیست در زمینه‌های بکر و ناشناخته اقدام به پژوهش کند، ولی همین مقدار آشنایی اولیه با تحقیق و اهمیت آن برای حل مسائل جامعة ما می‌تواند مفید و مثمر ثمر باشد. و شاید همین تلقی، مقدار زیادی از سنگینی و سختی کار نوشتن پایان‌نامه را برای دانشجو کاهش داده و دانشجو کمتر به فکر خریدن پایان‌نامة آماده از خیابان انقلاب، و یا کپی‌پیست‌کردن و کلاه‌گذاشتن سر استاد خواهد افتاد، بلکه انجام پژوهش برای او کاری دلپذیر جلوه خواهد کرد. در این صورت از واحدهای مؤظف آن استادِ نگران از کاسته‌شدن واحدهای مؤظفش هم کاسته نخواهدشد!
با این حال، هرچند که با پاک‌کردن صورت مسئله، مسئله حل نمی‌شود، ولی غیراجباری‌کردن پایان‌نامه می‌تواند راه میان‌بری باشد که برخی مسائل را به ‌طور موقت حل می‌کند: دانشجویی که توان کافی برای انجام تحقیق در خود سراغ ندارد، از این کار کوتاه خواهد آمد؛ سرقت علمی و خرید و فروش پایان‌نامه‌های آنچنانی کاهش خواهدیافت؛ جلوی ورود عدة زیادی دانشجو به دورة دکتری که ولع کاذبی برای ادامة تحصیل نشان می‌دهند، گرفته خواهدشد؛ استادان راهنما فرصت کافی پیدا خواهندکرد که دانشجویی را که پایان‌نامه گرفته، بهتر هدایت کنند؛ و دانشجو راه انجام تحقیق واقعی را خواهدآموخت.
پاسخ ها
حسن
| Iran |
1394/11/01 - 00:07
باید به قول یکی از دوستامون در بعضی از موسسه ها را تخته کرد تا کیفیت پژوهش و حفظ جایگاه دانشجو به حالت عادی خودش برگردد به هیچ وجه حذف پایان نامه حتی به صورت کوتاه مدت راه حل درستی نیست. دانشگاه و مسئولان باید دانشجو تربیت کنند تا پخته تر شوند باید جلو بعضی از انحرافات رشته را گرفت
اگر واقعا هدف دانشگاه تربیت دانشجو باشد هیچ وقت دانشجو بی سواد نمی شود البته خود دانشجو هم باید به دنبالش برود اما اگر استاد برای دانشجو جرقه ای باشد حتما دانشجو به دنبال ان خواهد رفت هیچ کس به فکر تربیت دانشجو نیست دانشگاه و دانشجو مکمل یکدیگر هستند باید دانشگاه به فکر پرورش فکر دانشجو باشد و گرنه بدون دانشجو دانشگاه به چه درد می خورد؟
با تشکر از نظرات و پیشنهادات دوستان، بسیار استفاده کردم
حسن
| Iran |
1394/11/01 - 00:07
احسن چه زیبا نوشتی اما دوست عزیز به جای حذف پایان نامه باید آموزش و پژوهش سالم را در نهاد دانشجو کاشت آیا استاد یا دانشگاه به فکر تربیت دانشجویان هستند؟ چقدر در این راه قدم برداشته اند؟ می دونی پارسال چقدر دانشجو به صورت مجازی پذیرفته شدند؟ ما به صورت حضوری تا چه حدی پیشرفت می کنیم که به صورت مجازی به اوج پیشرفت برسیم، باید مشکلات را از بین برد نه پایان نامه را، همین پایان نامه است که فرد را توانمند می سازد همین نوشتن است که فرد حرفی برای گفتن دارد، همین نوشته هاست که طرف مجهول را به معلوم تبدیل می کند چیزی که کمیاب باشد ارزش آن بیشتر می شود
استادان و ناستادان
|
Iran
|
1394/10/30 - 14:10
0
2
خیلی از این گروههای آموزش کتابداری یا علم اطلاعات در سطح کشورفاقد کیفیت لازم هستند دردوره ارشد عرض میکنم فعلا کاری به کارشناسی نداریم رشد بی رویه پذیرش دانشجو در چند سال گذشته باعث شده سطح کیفی پذیرفته شدگان فوق العاده پایین بیاد که به قول آقای عمرانی با خوندن برگه های امتحانی یا کارهای به اصطلاح تحقیقی شون باید های های گریه کرد پس بهترین کار حذف خیلی از این گروه های آموزشی است این کار هم فقط از بالادستی ها منظورم وزارتخونه برمیاد مگر اینکه خواسته باشن در راستای کارافرینی برای نااستادان محترم ،این گروهها به حیات خود ادامه دهند که ان حدیث دیگری است و قصه پر غصه نظام آموزشی ناکارامدو بی کیفیت ادامه خواهد داشت ...
مرجان مومنی
|
Iran
|
1394/10/30 - 08:49
0
4
با سلام و احترام
ضمن عرض ارادت خدمت جناب آقای عمرانی، به نظر بنده بحث حذف پایان نامه در مقطع کارشناسی ارشد به دنبال پیشنهاد حذف مقطع کارشناسی رشته نشان میدهد که ما به جای اینکه به دنبال راه چاره باشیم بیشتر به دنبال پاک کردن صورت مساله هستیم.
در خصوص حذف کارشناسی: بنده شخصا با دوستان و همکاران کارشناسی ارشد رشته با کارشناسی غیر مرتبط برخورد داشته ام که از کتابداری فقط چند واحد در مقطع ارشد گذرانده اند و از اصول و مبانی کتابداری هیچ نمی دانند. نه دیویی و رانگاناتان را می شناسند و نه اصلا فهرست نویسی می دانند. اگر مقطع کارشناسی حذف شود تکلیف فهرست نویسی بنیادی چه می شود؟ همانطور که در تاریخ کتابداری خوانده ایم، رشته ما همزمان با علومی مثل فلسفه و طب وجود داشته و سابقه ای طولانی دارد و در طول زمان تکمیل شده تا حال که با علم کامپیوتر و بسیاری از علوم دیگر به هم آمیخته و به دست ما رسیده است.به نظر بنده این کم لطفی است که اصول و پایه های علمی با این قدمت را به همین سادگی کنار بگذاریم. برگزاری دوره های آموزشی و یا جذب دانشجو در مقطع کاردانی هم دردی از رشته دوا نمی کند. با این حرف شما که فرمودید "آنجایی هم که به فناوری نیاز داریم ‌باز دست به دامن متخصصان فناوری اطلاعات و متخصصان رایانه و برنامه نویسی می شویم." کاملا موافقم. ولی بهتر نیست فکر کنیم چرا باید اینگونه باشد در حالی که این متخصصان سال ها بعد از ایجاد رشته ما به وجود آمده اند و کم کم جای خود را در همه ی علوم باز کرده اند! با حذف کارشناسی ما خود را کنارکشیده و میدان را رسما به آن ها می سپاریم. به نظر شما اگر چند واحد درسی اضافی موجود در مقطع کارشناسی رشته را حذف نموده و دروس لازم و به دردبخور رشته های فوق را جایگزین نماییم (و نیز چند واحد ریاضی و اصول اولیه روش تحقیق) بهره وری بهتری نخواهیم داشت؟ در این صورت کتابداران مقتدری پرورش خواهیم داد که در محیط کار می توانند خود را نشان داده و به اصطلاح گلیم خود را از آب بیرون بکشند. به دنبال تربیت چنین فارغ التحصیلانی در مقطع کارشناسی، دانشجویانی که به کارشناسی ارشد وارد می شوند آزموده تر بوده و کمتر به فکر تقلب برای پایان نامه می افتند. (البته می دانم که در مورد همه اینگونه نخواهد بود). از طرفی با صحبت یکی از دوستان مبنی بر اینکه "تا دست به قلم نشوی چیزی بر دانشت افزوده نمی شود" کاملا موافقم. تنها در مرحله نوشتن است که انسان به نقایص علم و دانسته هایش پی میبرد و نگارش پایان نامه تا حدی می تواند این خلا را به دانشجو نشان داده و دانشجوی کوشا به جای پر کردن آن با وصله و پینه هایی از پایان نامه ها و مقالات دیگران، خود دست به قلم شده و با راهنمایی استاد، سعی می کند این کمبود را مرتفع نماید. بهتر است به جای حذف پایان نامه از کارشناسی ارشد، از همان کارشناسی دانشجوی باسوادتر تربیت کنیم. به نظر می رسد بحث بر سر حذف مقطع کارشناسی و به دنبال آن اختیاری شدن پایان نامه در کارشناسی ارشد، احساس سستی در دانشجویان ایجاد می کند، چرا که آن ها در مقاطع مختلف این اخبار را دنبال کرده و یک نوع دلسردی و عدم رضایت از رشته در آن ها ایجاد می شود و دانشجوی فعال و علاقمند نیز سرخورده می ماند و حیران!
اما از همه مهمتر، به نظر بنده علاج این واقعه را باید در اساتید جست. این اساتید محترم دانشگاه هستند که باید با موضوعات و علم روز رشته آشنا باشند تا بتوانند دانشجویان خود را از همان ابتدا علاقمند بار آورده و به سمت و سوی تحقیق و پژوهش سوق دهند. استادی که دانشجو را واقعا راهنمایی کند و هدفش صرفا مقاله استخراج شده از پایان نامه نباشد. کسی که به رشته و کار خود و به امر تحقیق علاقمند بوده و دانشجو را نیز تشویق و ترغیب نماید. وقتی اساتید ما (البته تعمیم به عام نمی دهم) نگاه خوبی به رشته نداشته باشند از دانشجو چه انتظاری می توان داشت؟؟؟
خاطرم هست روز اولی که در مقطع کارشناسی وارد اولین کلاس درس شدم (در یکی از دانشگاه های دولتی خوب تهران) استاد بزرگوارم جمله ای گفتند که هیچ گاه از خاطرم نمی رود. ایشان رو به دانشجویان نموده و با اشاره به خانم های کلاس فرمودند" خب حالا این خانوم ها اومدن این رشته اشکال نداره، شما آقایون برای چی اومدین این رشته رو بخونین؟؟ " ........
من از مفصل این باب مجملی گفتم
تو خود ز مجمل من رو مفصلی برخوان
پاسخ ها
حسن
| Iran |
1394/10/30 - 19:04
سلام
با حرفای شما کاملا موافقم حرفاتون عین حقیقت است با حذف پایان نامه همه بدبخت می شوند به جای پذیرش 15 الی 20 نفر دانشجوی ارشد، 5 نفر پذیرش کن تا بتونی باهاشون به راحتی با تز دانشجو کار کنی و بهتر بتوانی دانشجو را تربیت کنی الان بر عکس شده عده ای از استادا با کمک دانشجو تربیت می شوند خودشان هم می دانند که دانشگاه و افرادش در چه وضعیتی قرار دارد و گرنه چه لزومی دارد که پایان نامه غیر اجباری شود مگر مشکل فقط همین است؟ باید روش درست پژوهش را یاد بدیم به اهل فن، استاد میاد در روش تحقیق به جای این که روش های مورد نیاز در تز را به ما یاد بدهد می رود روش تحقیق تاریخ را درس می دهد؟ مدیریت اطلاعات با روش تحقیق تاریخ؟ خیلی دردناکه که کسی درد دلت را نفمهد و بگویند که کسی از ما برتر نیست گروه آموزشی شده حزب، به فکر آموزش نیستند که؛ فقط به این فکر می کنند که چند دور هم جمع بشند و یکی را از عرش به فرش بکشند اینم شده گروه آموزشی عصر حاضر.....................
داریوش علیمحمدی
|
United Kingdom
|
1394/10/30 - 08:33
0
1
البته من می پذیریم که گاهی اوقات استادان دانشجو را تشویق می کنند که به هر قیمت ممکن تز را بردارد یا حتی ممکن است از جهل دانشجو سوء استفاده کنند و درباره اختیار قانونی اش چیزی به وی نگویند. در هر صورت، اصلاح هرم جمعیتی کشور که نتیجه زاد و ولدهای جاهلانه، بی رویه و بدون برنامه دهه شصت است، و نیز فعال کردن اقتصاد و گرم شدن روند ایجاد فرصت های شغلی نه در اختیار دستگاه آموزش عالی است و نه ما می توانیم برای حلش تصمیم نهایی را بگیریم. بهتر است با پذیرش شرایط موجود آیین نامه های آموزشی و پژوهشی را به گونه ای ویرایش کنیم که امکان دانش اندوزی و دانش آموختگی بهتر و سریعتر برای جوانان فراهم شود.
داریوش علیمحمدی
|
United Kingdom
|
1394/10/30 - 08:33
0
2
در دانشگاه خوارزمی این تصمیم گرفته و اعلام شده است که دانشجوی کارشناسی ارشد اگر به هر دلیلی - ناتوانی علمی یا مسائل زندگی شخصی اش - قادر به اجرا و نگارش تز نیست، می تواند درخواست ورود به دوره آموزش-محور را بدهد. اداره آموزش حداکثر همکاری را با این دسته از دانشجویان به عمل می آورد. چنین فردی می تواند به جای تز دو یا سه درس جایگزین - بسته به تعداد واحد تعریف شده برای تز در رشته های گوناگون - را بگذارند و دانش آموخته شود. این امکانی است که در اختیار دانشجویان ارشد قرار گرفته است. (ادامه دارد)
پاسخ ها
کتابدار
| Iran |
1394/11/01 - 13:24
متاسفانه با این اقدامات نسنجیده فقط در دراز مدت تیشه به ریشه این رشته می زنید. همین جوری ادامه بدید لابد چند سال بعد میگید دوره کارشناسی ارشد حذف بشه و لابد بعدش هم میگید در دوره دکتری نیازی به پایان نامه نیست!!!!!! برادر من که الان دکتر شدی و می تازی کمی دور اندیشی هم بد نیست
بابایی
|
Iran
|
1394/10/29 - 12:59
0
1
همکار گرامی
شما را حضوری دیدم و صحبت هم کردیم. هفته پیش اشاره کرده بودید که باید وزارت علوم فکری بکند که مشکل از بالاتر از استاد و دانشجو باید حل شود که درست بود. با کلیات صحبت این هفته شما هم موافقم که واقعیت پایان نامه ها همین است و حتی می شود روی اختیاری کردن پایا ن نامه ها در ارشد هم بحث کرد،‌ لیکن در یادداشت این هفته بار منفی استادان را سنگینتر کرده اید، در حالیکه معتقدم مشکل بالاتر بایدحل شود. البته در مورد استادان فقط این ترس وجود دارد که اگر به این روش ناصحیح عدت کرده باشند،‌روش هم درست شود،‌روش درست را یادشان رفته باشد و نتوانند دانشجویان جدید را از ابتدا به راه راست ببرند،‌که باید در این باره همه ما جدی فکر کنیم.
فارغ التحصیل ارشد
|
Iran
|
1394/10/29 - 10:01
2
2
سلام. فرهنگ ما مدرک گرا شده ...
وگرنه چه لزومی دارد، فردی که تمایلی به تحقیق و پژوهش ندارد. وارد مقطع ارشد شود.
اصلاً ارشد بدون پایان نامه بی مفهوم است.
مشکل اصلی نظام آموزشی و استادی که بلد نیست پایان نامه را راهنمایی کند.
درد امروز آن است که افراد بی انگیزه برای پژوهش وارد مقطع ارشد می شوند
مریم نظری
|
Iran
|
1394/10/29 - 09:56
0
4
با تغییر بینشی درباره چرایی و چیستی تحقیق و تحصیل - اول در اساتید و بعد در دانشجویان - با درکی مشترک می‌توانیم برای چگونگی تحقق آنها قدم برداریم. با تغییر بینشی است که احتمالا اساتید تصمیم می‌گیرند با متر کمی‌گرای پژوهش‌ها را اندازه نگیرند و بعد از آن هم خود را برای استفاده از متر کیفی‌گرا ورزیده و توانمند کنند و بالاخره به مدد این دو، پژوهش‌(پایان‌نامه) - و بقیه دروس - را به گونه‌ای آموزش دهند که برونداد آنها بشود پاسخ به چرایی تحصیل در رشته موردنظر.
پوزش بابت طولانی شدن نوشته. تمام شد. سلامت و برقرار باشید :)
پاسخ ها
1خلیلی
| Cyprus |
1394/11/04 - 15:05
سلام
کاملا با نظر ارزشمند و دانشمندانه شما موافقم دکتر نظری عزیز. این قصه پر غصه نیاز به تغییرات اساسی در بینش و دانش اساتید و در مرحله بعد دانشجو داره. حذف پایان نامه در این مرحله و بدون حل مسئله به صورت اساسی و زیر بنایی نه تنها مشکلی حل نخواهد کرد، بلکه به وضوح و بی هیچ فیلتری فقط به خروج سریع تر و راحت تر دانشجویان بی سوادی که به صورت فله ای وارد مقاطع ارشد شده اند، کمک نیز خواهد کرد. ( قصد جسارت به هیچ فردی ندارم اما چیزی که عیان است را ذکر کردم).
مریم نظری
|
Iran
|
1394/10/29 - 09:54
0
2
بخش عمده این توانمندی هم - علاوه بر دانش موضوعی - در داشتن مهارت‌هایی مانند آموزش فکر کردن خلاق، پرسشگری علمی، خواندن و نوشتن تحلیلی و منتقدانه،‌ برقراری ارتباط علمی و حرفه‌ای با صنایع و خدمات، و آموزش چگونگی طراحی و اجرای پژوهش‌های تقاضا-محور و بازار-پسند خلاصه‌ می‌شود نه آموزش پژوهش رفع‌تکلیفی و ارزیابی دانشجو براساس بازخوانی متون، و آزمون‌های تستی و تشریحی (مطلعم که در برخی گروه‌های کتابداری کشور آموخته‌های دانشجویان از درس روش‌ تحقیق با امتحانات تستی ارزیابی می‌شود و در برخی دانشگاهها هم دانشجویان برای موفقیت در آزمون جامع دکتر باید خط به خط کتابهای معرفی شده توسط اساتید را بازخوانی کنند! اگر بناست پژوهش اینگونه آموزش داده شود که کلا باید مقاطع ارشد و دکتری را از نظام آموزشی حذف شوند.).
...
مریم نظری
|
Iran
|
1394/10/29 - 09:53
0
2
تمرکز زیاد بر حذف و اضافه کردن دروس – و اپیدمی به روز کردن سرفصل‌های دروس - و غافل ماندن از موضوع بنیادی‌تر یعنی شیوه تدریس سبب شده تا از اصل مسئله غافل بمانیم. یکی از نتایج این غفلت این است که دانشجویان، پژوهش را (به معنای تحلیل و مسئله‌یابی علمی، خوب پرسیدن پرسش‌های خوب، و فهم و حل مسائل واقعی رشته و حرفه) که هسته‌ای‌ترین مهارت برای موفقیت در زندگی فردی و حرفه‌ای هستند، نیاموزند.
به نظر من با حذف یا اختیاری کردن پایان‌نامه این مسئله حل نمی‌شود باید شیوه‌های تدریس و ارزیابی دانشجو بازبینی شوند و برای این‌کار اساتید باید بازآموزی بینشی و دانشی شوند. اگر هدف از آموزش‌های دانشگاهی تولید انسان‌های کاربلد و دانش‌ورز است، اول همه اساتید باید در این‌باره توافق داشته باشند و حاضر باشند خود را برای چنین افقی ورزیده و توانمند یا باز‌اموزی کنند (چون می‌دانیم که دانشگاهها اساتید را برای چنین افقی پرورش نداده‌اند).
.... ادامه دارد
مریم نظری
|
Iran
|
1394/10/29 - 09:53
0
2
سلام خدمت استاد عمرانی عزیز و طرح مجدد مسئله با قلم زیبایشان. خانم دکتر طباطبایی، و دوستان عزیز هنرجویان، حسن، کتابدار و م.الف به نکات خوبی اشاره کردند.
به نظر من تا زمانی که «چرایی» دانشگاه و تحصیل در مقاطع مختلف تحصیلی را مشخص نکنیم و خروجی موردانتظارمان نامعلوم باشد، نمی‌توانیم برای «چگونگی» آن – از جمله حذف یا اختیاری کردن پایان‌نامه یا هر درس دیگری - درست و مناسب تصمیمی عملی بگیریم.
اگر قرار است دانشگاه‌ها آدم‌های دانش‌ورز و کاربلد تربیت کنند باید هم محتوای درس‌ها و هم شیوه‌های تدریس و ارزیابی دانشجو (پداگوژی) به گونه‌ای طراحی/متناسب‌سازی شوند که آخرش خروجی موردنظر تامین شود. مسئله واقعا بودن یا نبودن پایان‌نامه یا دروس دیگر نیست، مسئله نامعلوم «چرایی» آنها (یا تعریف «چرایی» سطحی برای آنها) و در نتیجه استفاده از شیوه‌های ناکارآمد برای آموزش و ارزیابی آنهاست.
نوشته‌ام قدری طولانی شد ... ادامه دارد :)
پاسخ ها
حسن
| Iran |
1394/10/30 - 00:35
سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیزم خانم دکتر نظری
حذف یا غیر اجباری بودن پایان نامه اصل مسئله را پاک نمی کند چون چیزهایی را که من در نوشتن پایان نامه یاد گرفتم در طول تحصیل یاد نگرفتم حتی 10 درصد، ما باید پژوهش درست نوشتن را آموزش بدیم تمام هستی ام را مدیون همین پایان نامه هستم حذف آن ضرر بزرگی برای دانشجو است نوشتن پایان نامه و مقاله است همراه با مطالعه وافر فرد را در جامعه توانمند می سازد حتی در اول راه نوشته هاش بی ارزش باشد اما به مرور خوب خواهد شد منم فارغ التحصیل ارشد هستم به هیچ وجه با حذف پایان نامه موافق نیستم
با تشکر از استاد ارجمند که نوشته هایتان باعث دلگرمی ماست
کرونباخ
|
United States
|
1394/10/28 - 22:46
0
7
من با این قضیه که از دکتر منصوریان نقل کرده اید خیلی موافقم. واقعا بجای تحلیل از همه آمار استنباطی می خواهند. اصلا مهم نیست که موضوع شما متغییر وابسته نمی تواند داشته باشد، اصلا روشهایی مانند اکشن ریسرچ را نمی شناسند ولی اگر حتی با 10 کتابخانه بیای و نمونه گیری کنی و چهارتای آنها را انتخاب کنی که بتوانی از آمار استنباطی استفاده کنی چنان کیف می کنند که خدا می داند.کافیه یک پرسشنامه سر هم کنی و خودت و دوستانت هم پر کنید، اصلا نگاه هم نمیکنند.
واقعا روش تحقیق تبدیل به ایدئولوژی شده اس. دم استاد گرم.
مهیار
|
Iran
|
1394/10/28 - 14:38
0
8
علاوه بر حذف پایان نامه در خیلی از دانشگاهها رو هم باید تخته کنن
پاسخ ها
دانشجو
| Iran |
1394/11/03 - 09:29
شنیدم یکی از واحدهای دانشگاه آزاد در [...] برای دوره دکتری می پرسه که میتونی هزینشو بپردازی یا نه؟ نتیجش می شه این که کسی که با شرایطی پایاننامه ارشد را به تازگی دفاع کرده و هنوز کار تحقیقی نداره وارد مقطع دکتری شود.
متاسفانه تا سی نفر هم دکترا می گیرند، توسط برخی از اساتید[...]بماند! خود از واحد [...]

[...]از لیزنا
سونیا
| Iran |
1394/10/29 - 11:03
به جای حذف پایان نامه یا غیر اجباری بودن آن باید در بعضی از دانشگاه ها رو تخته کنن، تعداد پذیرش دانشجو به حداقل برسد (5 الی 6) ، 17 نفر پذیرش دانشجوی ارشد؟ تعجب آور نیست؟ اگر تعداد پذیرش دانشجو کم باشد بیشتر می توان به آموزش آن ها پرداخت هارای مسئوالان داد از درد توجه کنید دانشگاه ازاد همدان به اندازه دانشگاه سراسری دانشجوی دکتری می پذیرد منم با شما موافقم باید تخته کنن
نسترن طباطبایی
|
Estonia
|
1394/10/28 - 12:36
0
6
کارشناس ارشد!!! به دلیل واحد های دانشگاهی باید توانایی های لازم جهت مدیریت کتابخانه ها و مراکز اطلاع رسانی را داشته باشد. فرد باید در روند آموزش به مشکلات رشته فکر کند و آنها را در یک پژوهش بیان و راه حلی برای آنها پیدا کند.
نخست باید آیین نامه ها را مطابق مشکلات پیش آمده به روز کرد و از بروز این ناهنجاری ها جلوگیری کرد. دوم جهت بهبود کیفیت پایان نامه ها، بهتر است به کسانی که توان ارائه پایان نامه را ندارند، مدرک معادل داده شود. تا نه تنها نتوانند وارد دوره دکتری شوند بلکه نتوانند سمت مدیریتی را نیز دریافت کنند. سوم آنکه تعداد زیادی از افراد برای ورود به دکترا درخواست می کنند، پس نباید کیفیت پایان نامه ها را نادیده گرفت. می تواند در سازمانی به صورت متمرکز، کلیه ی پایان نامه های دفاع شده از جهت ساختار و کیفیت مورد بررسی قرار گیرند و گروه های آموزشی را به خاطر پذیرفتن پایان نامه های تکراری، بی محتوا و یا حتی تقلبی مورد سوال قرار داد. شاید اگر گروه های آموزشی در مجموع مجبور باشند در مورد کیفیت پایان نامه ها سخت گیری بیشتری نشان دهند، شاهد پژوهش های کاربردی تر در رشته باشیم.
حسن
|
Iran
|
1394/10/28 - 11:27
2
5
سلام
تجربه ثابت کرده است که خواندن یاعث افزایش دانش در فرد نمی شود نوشتن پایان نامه یا به قولی روی کاغذ آوردن هر چیزی باعث توانمندی فرد می شود چون به عینه دیدم تا زمانی که چیزی رو روی کاغذ نیاوری و ننویسی تا با یک مسئله درگیر نشی چیزی به دانشت اضافه نمی شود به عقیده ام حذف یا غیر اجباری بودن پایان نامه اصل مسئله را پاک نمی کند ما باید فرهنگ پژوهش سالم را در نزد جویندگان علم جا باز کنیم هر چقدر جریمه تصادفات را بالا ببری بازم تصادف زیاد خواهد بود اگر رعایت همه چیز در زندگی مردم جا بیفد تا حدودی مشکلات حل خواهد شد تنها زمانی مشکل حل می شود که این فرهنگ پژوهش سالم را رعایت کنند و گرنه با نرم افزار یا با تذکر حل نمی شود
با تشکر از دوستان
کتابدار
|
Iran
|
1394/10/28 - 11:21
5
2
ممنون از آقای دکتر عمرانی. واقعا که صحبتاشون درست و بجا بود و البته ای کاش همه اساتید ما مثل ایشون فکر میکردن.
کتابدار
|
Iran
|
1394/10/28 - 10:54
0
4
استاد عزیز پیشنهاد پایانی تان بسیار زیباست ولی مناسب برای همان عصر سربازی رفتن های امثال برادرتان
چرا که به قول شما در آن زمان ها اگر کسی میخواست دانشگاه برود دیپلم می گرفت و بقیه به دنبال بازار کار بودند عین برادر شما با همان کلاس یازدهمی و واقعا جذب بازار کار می شدند با همان یازده علمی
ولی آیا براستی امروزه با کارشناسی ارشد بدون پایان نامه کسی جذب بازار کار می شود؟!! بهتر است ناامیدانه ننویسم و بگویم چند درصدشان بازار کار می شوند؟!!!
بخاطر همین است که حتی اگر پیشنهاد شما عملی هم بشود آخرش بچه های دوران ما می گویند بگذار پایان نامه را حتما انجام دهم خدا را چه دیدی اگر کار گیرم نیامد بروم سراغ دکترا یا حداقل بقیه (اطرافیانم) می گویند بیکار و بیعار نمی گردد و هدفش چیز دیگری بوده است.... دکترا!!!
قضیه همان دوران پیش دانشگاهی است که در دوران ما حتی کسانی که نمی خواستند به دانشگاه بروند آن را می گذراندند تا یکسال کمتر از چوب زخم زبان اطرافیان مبنی بر بیکار بودن فرار کنند...
هنرجویان
|
Iran
|
1394/10/28 - 09:53
0
3
من معتقدم به جای حذف پایان نامه می بایست جلوی این سقوط پرشتاب سطح علمی دانشگاه را گرفت. مثلا چه ایرادی دارد که پایان نامه کارشناسی ارشدی پذیرفته نشود؟؟یا تستی بودن آزمون دکتری چه وجهی دارد؟! هر کسی که از در دانشگاه وارد شود، با دست پر خارج می شود و کمترین عنوانش "کارشناس "خواهد بود، ولو اینکه جز الفبای رشته تحصیلی اش چیزی نداند؛ آن وقت فریاد " وا جامعۀ مدرک گرا ها!" (که مردم متهم آن هستند) بلند است...
البته که اصلاح این بی مایگی های علمی کار بسیار سختی است و فقط موانع انسانی آن، از مسئولین رده بالای کشوری هستند تا مدیران سطوح پایین تر، اما یادمان نرود که " انّ اللّه لا یغیّر ما بِقوم ٍ حتّی یغیّروا ما بِانفُسِهِم " ...
هنرجویان
|
Iran
|
1394/10/28 - 09:53
0
2
با سلام
من فکر می کنم حذف پایان نامه، پاک کردن صورت مسئله است. سرقت علمی، بی مایگی برخی پایان نامه ها، بی مسئولیتی برخی اساتید، دخیل ساختن مسائل شخصی در کار پایان نامه و مسائلی از این دست تقریبا همیشه وجود داشته است. به نظر بنده راه حل، اعمال نظارتهای بیشتر و علمی تر است. چرا ما پایین آمدن سطح علمی دانشگاهها، حتی در مقاطع ارشد و دکتری را به راحتی پذیرفته ایم؟؟ چرا به کم راضی شده ایم؟؟ چرا در مقطع دکتری یک استاد باید به راحتی بتواند از 50 دقیقه کلاس تنها 15 دقیقه به درس بپردازد؟! چرا دانشجوی کارشناسی ارشد تاریخ نمیداند تاریخ شمسی در چه سالهایی به تاریخ شاهنشاهی تغییر کرد و دانشجوی کارشناسی ارشد آمار می پرسد انحراف معیار چیست؟؟چرا همه به صراحت اعلام می کنیم که دانشگاه در ایران قیف وارونه است و کاری هم برایش نمی کنیم؟؟ (ادامه صحبتم را در پیام بعدی ارسال می کنم)
میم.الف
|
United States
|
1394/10/28 - 09:30
1
12
با سلام به نویسنده عزیز، تحلیل جالبی ارائه کرده اید، اما توجه داشته باشید که یک سویه به قضاوت نشسته اید. دانشجوی امروز که متولد دهه 60و 70است بارها و بارها از من و شمای متولد دهه 30 و 40 آبدیده تر، با سوادتر و برای زندگی مدرن آماده تر است و مبانی زندگی در جهان فناورانه را در سطحی درک می کند که ما از آن عاجز می مانیم. سختی های ناشی از عدم وجود امکانات رفاهی عصر گذشته در مقابل قحطی ها و جنگ زدگی و بی برنامگی و ... نسل نو هیچ است. اگر نقصی در نظام آموزشی است، اگر کپی رایت رعایت نمی شود، اگر هزینه های بیجا در سیستم دولتی صرف می شود و ... از پایه ای است که ما برای این جوانان بنا نهادیم. اعتقاد من این است که وزارت علوم و هر نهاد علمی-پژوهشی دیگر در این کشور مسأله پژوهش و پایان نامه را با جدیت بیشتر دنبال کنند و در بودجه ریزی ها بخش بزرگتری را به دانشجویان علاقمند - حتی کم علاقه - تخصیص بدهند. آینده از آن جوانان است و قطعا از آنچه ما تحویلشان داده ایم روشن تر خواهد بود، آنان راه را می شناسند و حرمت ما را پاس می دارند که بنیان را زیر سئوال نمی برند.
پاسخ ها
کارشناس ارشد
| Germany |
1394/11/01 - 11:35
باسلام احسنت من کاملا با ایشان موافقم.
کتابدار
|
Iran
|
1394/10/28 - 08:59
5
3
واقعا جای خیلی تشکر داره ازآقای عمرانی به خاطر ژرف اندیشی و دوراندیشی اش.استاد دست مریزاد
کتابدار
|
Iran
|
1394/10/28 - 08:48
0
3
سلام بر استاد عمرانی عزیز
در باب پیشنهادی که در آخر دادید: دانشگاه پیام نور که، کم هم دانشجوی کارشناسی ارشد نمی گیرد، پایان نامه را اختیاری کرده، به جای آن دانشجو می تواند دو یا سه درس 2 واحدی گذرانده یا تازگی از بعضی شنیدم که یک مقاله علمی - پژوهشی بنویسد!!!!! خیال خودش را و اساتید راحت. باز برمی گردیم به همان سخن هفته قبلی شما. هر چه نگاه می کنم این به مثابه یک دایره عمل می کند. پایان نداشته باشد و یک مقاله بنویسد، سرقت و بریدن و چسباندن.
شاد باشید
کتابدار
|
Iran
|
1394/10/28 - 08:11
1
5
با سلام و احترام
اگر از اولین روز ورود به سر کلاس اگر اساتید با جدیت و با موضوعات جدید وارد کلاس شوند دانشجو میفهمد برا چه برا ارشد خواندن آمده متاسفانه آسان گرفتن کلاس سمینار توسط اساتید و دانشجوها باید وضع آموزش عالی ما این باشد که شما مجبور بشید بگوید که پایان نامه را اجباری نکنید مسلما این خطای آموزشی یک طرفه نیست .
خواهشمند است جهت تسهیل ارتباط خود با لیزنا، در هنگام ارسال پیام نکات ذیل را در نظر داشته باشید:
۱. از توهین به افراد، قومیت‌ها و نژاد‌ها خودداری کرده و از تمسخر دیگران بپرهیزید و از اتهام‌زنی به دیگران خودداری نمائید.
۲.از آنجا که پیام‌ها با نام شما منتشر خواهد شد، بهتر است با ارسال نام واقعی و ایمیل خود لیزنا را در شکل دهی بهتر بحث یاری نمایید.
۳. از به کار بردن نام افراد (حقیقی یا حقوقی)، سازمان‌ها، نهادهای عمومی و خصوصی خودداری فرمائید.
۴. از ارسال پیام های تکراری که دیگر مخاطبان آن را ارسال کرده اند خودداری نمائید.
۵. حتی الامکان از ارسال مطالب با زبانی غیر از فارسی خودداری نمائید.
نام:
ایمیل:
* نظر: