کد خبر: 42451
تاریخ انتشار: یکشنبه, 20 مهر 1399 - 14:31

داخلی

»

کتابخانه‌های عمومی

نشست شعرخوانی و مدیحه‌سرایی در آذربایجان‌غربی برگزار شد

منبع : روابط عمومی اداره کل کتابخانه‌های عمومی آذربایجان‌غربی
به همت محفل ادبی هاتف اداره کل کتابخانه‌های عمومی آذربایجان‌غربی، نشست شعرخوانی و مدیحه سرایی برگزار شد.
نشست شعرخوانی و مدیحه‌سرایی در آذربایجان‌غربی برگزار شد

به گزارش لیزنا، به مناسبت اربعین حسینی، نشست شعرخوانی و مدیحه‌سرایی با حضور شاعران آیینی و با اجرای وحید طلعت، دبیر محفل ادبی هاتف در بستر فضای مجازی برگزار  شد.

در ابتدای این نشست وحید طلعت، دبیر محفل ادبی هاتف ضمن تسلیت ایام عزاداری سیدالشهدا و اربعین حسینی گفت: شعر در نشر اهداف امام حسین(ع) نقش بسیار مهمی دارد و در تاریخ بشر هیچ شخصیتی همانند امام حسین(ع) وجود ندارد که این همه شعر و نثر در مدح و رثای او سرده شده باشد. آغاز سرودن شعر فارسی در عزای امام حسین(ع) از نیمه دوم قرن چهارم قمری با کسائی مروزی  بوده است و قرن‌های بعدی شاعران مشهوری‌ چون ناصر خسرو،  صائب تبریزی، محتشم کاشانی و ... بر غنای اشعار حسینی(ع) افزودند.

وی در ادامه ابیاتی از شعر «کاروان کربلا» سروده محمد حسین شهریار را  خواند:

شیعیان دیگر هوای نینوا دارد حسین
روی دل با کاروان کربلا دارد حسین
از حریم کعبۀ جدّش به اشکی شست دست
مروه پشت سر نهاد امّا صفا دارد حسین
پیش رو راه دیار نیستی کافیش نیست
اشک و آه عالمی هم در قفا دارد حسین
شیعیان دیگر هوای نینوا دارد حسین
روی دل با کاروان کربلا دارد حسین
از حریم کعبۀ جدّش به اشکی شست دست
مروه پشت سر نهاد امّا صفا دارد حسین
می برد در کربلا هفتاد و دو ذبح عظیم
بیش از اینها حرمت کوی منا دارد حسین
پیش رو راه دیار نیستی کافیش نیست
اشک و آه عالمی هم در قفا دارد حسین
بس که محمل ها رود منزل به منزل با شتاب
کس نمی داند عروسی یا عزا دارد حسین
رخت و دیباج حرم چون گل به تاراجش برند
تا به جائی که کفن از بوریا دارد حسین
بردن اهل حرم دستور بود و سرّ غیب
ورنه این بی حرمتی‌ها کی روا دارد حسین
او وفای عهد را با سر کند سودا ولی
خون به دل از کوفیان بی وفا دارد حسین
دشمنانش بی امان و دوستانش بی وفا
با کدامین سرکند ، مشکل دو تا دارد حسین
سیرت آل علی با سرنوشت کربلاست
هر زمان از ما یکی صورت نما دارد حسین
آب خود با دشمنان تشنه قسمت می کند
عزّت و آزادگی بین تا کجا دارد حسین
دشمنش هم آب می بندد به روی اهل بیت
داوری بین با چه قومی بی حیا دارد حسین

....
سید حیدرعلی آران، شاعر آئینی اشعار زیر را خواند:

با مشک ز علقمه چو بر می‌گشتی

چون علقمه، پاک تازه تر می‌گشتی

تا تیر عدو به مشک آبت نخورد

بر بارش تیرها سپر می‌گشتی

در مکتب انقلاب جان داد حسین

معشوق هر آنچه خواست آن داد حسین

با حنجره بریده در مسلخ عشق

فریاد حیات جاودان داد حسین

به سوگش علقمه گریان و نالان

و مشک پاره  می‌شد اشک ریزان

فرات غم زده در سوگ آن ماه

عزاداری کند با چشم گریان

غریب کربلا را سر بریدند

بنای نینوا را سر بریدند

به روز واقعه در دشت خون بار

عزیز مصطفی را سر بریدند

 تبسم رضازاده شدتی، شاعر آیینی یکی از سروده‌های خود در وصف امام حسین (ع) را خواند:

وصف حرم مهرت ، شد مشق شبم مولا

مردم به زیارت من، درتاب و تبم مولا

از قافله ی زوار  جامانده منم ای عشق

بین الحرمین امسال باشد طلبم مولا

من هم که دلم می خواست زاٸر شوم اما کو

بر من  نظرلطفت، بس در عجبم مولا

شاید که ندانستی لایق به حرم بوسی

دانم که پر از عیب و دور از ادبم مولا

گرچه پرم از ایراد ، وصلم به خدای تو

با تکیه به دین حق عالی  نسبم مولا

یاران چه غریبانه ... نه! من چه غریبانه

ماندم برِ این خانه ،  جانم  به لبم مولا

از عاشق شیدایت ، تا خاک معلایت

از هرم حرم هایت ، بگذشت تبم مولا

تن مانده و دل رفته ، همپای اسیرانت

در لشکر غم همراه با  زینِ ابم مولا

یک شاعرگمنامم ، ای نامی دشت عشق

جامانده  از پرواز ، حالا لقبم مولا

هرچند دویدم در، رویا به قدمگاهت

از سیل سپاه تو ، از چه عقبم مولا

امروز  چهل روز است گشته قلم آواره

وصف حرم مهرت ، شد مشق شبم مولا

در انتهای این نشست مدیحه زیر توسط رضا قربانی، شاعر آیینی خوانش شد:

درد   و  غمدن   ئولمدیم   قالدیم  حسین

عطریوی    شاماتیدن      آلدیم     حسین

یول   بو  پوزقون  قبریوه   سالدیم حسین

قبردن    دور     زینبِ           غمخواره       باخ

شامیدن     یورقون    گلن     زوّاره     باخ

بلالی دور  باشیم حسین حسین

یارالی  قارداشیم  حسین حسین

سن   حقیقت لر     کمالی  دون     حسین

هر   گوزل    گُلدن  صفالی دون     حسین

من  گیدن   گون  سن یارالی دون حسین

زینبی       درد         فراقون       داغلادی

زینب   ئولسون   یاره وی   کیم   باغلادی

بلالی دور  باشیم حسین حسین

یارالی  قارداشیم  حسین حسین

من      گیدنده          کربلا        طوفانیدی

گلسِتانون    سر    به    سر        ویرانیدی

بیر  گوزل   غنچه ن   او  گون   خندانیدی

گلمیشم    گل     غنچه وه     ایوای    دیم

بیر    دویونجا     اصغره      لایلای    دیم