کد خبر: 38753
تاریخ انتشار: دوشنبه, 29 بهمن 1397 - 11:26
ایمیل
چاپ

داخلی

»

مطالب کتابداری

»

گاهی دور گاهی نزدیک

روزنوشت های CDNLAO (قسمت اول)

منبع : لیزنا
صالح زمانی
 روزنوشت های CDNLAO (قسمت اول)

(لیزنا: گاهی دور گاهی نزدیک ۲30): صالح زمانی، دکترای جامعه‌شناسی سیاسی از دانشگاه بروکسل و سردبیر نشریه آی‌بولتنازچند ماه پیش موضوع شرکت در کنفرانس راه ابریشم مربوط به مدیران کتابخانه های ملی بخش آسیا اقیانوسیه(CDNLAO) با عنوان چشم انداز کتابخانه های ملی در 2040 همزمان با چهلمین سالگرد شکل گیری این بخش در ایفلا مطرح شده بود. طبق روال بررسی سفرهای خارجی، موضوع در شورای مربوطه مطرح شد و نظر مسئولین این بود که سازمان باید در این اجلاس مشارکت کند و چه بهتر که ریاست محترم کتابخانه ملی هم در سفر حضور داشته باشند. ما هم تلاش کردیم تا در کنار فراهم سازی این حضور به اقدامات اولیه برای تهیه گزارش سالانه و اخذ و تجمیع نظرات از معاونت های مرتبط بپردازیم. گزارش درخواستی اجلاس از تحولات یک سال گذشته کتابخانه های ملی بسیار خلاصه و عملیاتی بود و تدوین و طراحی چنین گزارشی از میان انبوه داده های سازمانی کار ساده ای نبود. به هر حال با همکاری دفتر برنامه ریزی آرام آرام مقصود نهایی حاصل شد.

همزمانی این نشست در سنگاپور و برنامه ریزی برای امضای یک تفاهم نامه ویژه با کتابخانه ملی قطر سبب شد تا فرصت را مغتنم بشماریم و در ترانزیت کوتاه در دوحه آن را عملیاتی کنیم. این تفاهم نامه که با ساختار تفاهم نامه های معمول سازمان متفاوت است، داستان مفصلی دارد. خلاصه آن این است که در سفر ایفلای 2018 به مالزی گفت و گوهای اولیه با قطری ها صورت گرفت. قبلا هم اشاره کرده بودم که قطری ها اقدامات مهم فرهنگی را در ده سال گذشته کلید زده اند و طرح تاسیس کتابخانه ملی هم یکی از آنهاست. در آن گفت و گو ها متن تفاهم نامه اولیه و پیشنهادی ما مورد پذیرش قرار نگرفت. دلایلش مفصل است اما هر چه بود قانع کننده بود. بنابراین قرار شد من در تهران قرارداد جدیدی را تنظیم کنم و آنها هم نسخه خودشان را آماده سازی کنند و پس از اتمام فاز اول، پیش نویس ها را مبادله کنیم. همه این اتفاق ها در شش ماه گذشته طبق زمان بندی به جلو رفت و نهایتا متن قابل و مناسبی مورد تایید طرفین قرار گرفت.

منتظر فرصت مناسبی بودم تا طی برنامه ای رسمی این تفاهم نامه در تهران به امضای طرفین برسد. حتی با وزارت خارجه هم موضوع را مطرح کردم تا با حضور سفیر قطر در تهران این اتفاق عملیاتی شود. همزمانی این دو اتفاق و نبود نمایندگی سیاسی و کنسولی سنگاپور در تهران و ضرورت بهره گیری از کشور ثالث سبب شد تا برنامه ای کوتاه در طی ترانزیت در دوحه تنظیم شود. موضوع از کانال وزارت خارجه به نمایندگی ج.ا.ا در دوحه منتقل شد و انصافا در فرصت بسیار کوتاهی و با حمایت همه جانبه سفیر محترم کشورمان در قطر، موضوع به پیش رفت. قطری ها هم بسیار استقبال کردند و تلاش کردند برنامه پربار و پر ثمری را برای ما طراحی کنند. سفیر محترم (آقای دکتر سبحانی)  هم اقامتگاه سفارت را در اختیار ما قرار دادند و خودشان که فرد فاضل و فرهنگ دوستی نیز هستند در عمده برنامه ها مشارکت داشتند.

طبق برنامه، سه روز قبل از اجلاس سنگاپور، تهران را روز یکشنبه 28 بهمن، برای برنامه های پیش بینی شده در قطر، به همراه ریاست محترم سازمان و مدیر کل محترم حوزه ریاست به مقصد دوحه ترک کردیم. در ابتدای ورود مورد استقبال معاون نمایندگی ج.ا.ا قرار گرفتیم و به سمت سفارت حرکت کردیم. در فرصت کوتاهی پس از ملاقات سرکار خانم دکتر بروجردی با سفیر محترم، به سمت کتابخانه ملی حرکت کردیم. قرارمان طبق برنامه مورد توافق با قطری ها، ساعت 9 صبح بود. سر وقت و بدون تاخیر حاضر شدیم. جناب آقای سفیر هم هیات سازمان را همراهی کردند. مقامات کتابخانه ملی قطر هم منتظر بودند و در همان ابتدا استقبال گرمی از هیات سازمان به عمل آوردند. پاتریس لندری معاون کتابخانه ملی قطر را که در مالزی دیده بودم، بار دیگر ملاقات کردم. خیلی گرم و صمیمی برخورد کرد. اشاره کرد به نشست مدیران کتابخانه های ملی در کوالالامپور و گفت و گوهایی که پیش بینی نمی کردیم تا این اندازه خوب پیش برود. پاتریس یک کتابدار جا افتاده است. بسیار متین، پخته، با تجربه و کهنه کار است. در اصل کانادایی به حساب می آید. تحصیلاتش را در مک گیل به پایان رسانده و مدت زیادی در کتابخانه ملی و آرشیو کانادا فعالیت کرده است. مدتی را هم در کتابخانه ملی سوییس کار کرده است و از آوریل 2018 هم به استخدام بنیاد قطر درآمده است. تخصص اصلی اش در حوزه استاندارد هاست. در همه این دوره ها هم یک مدیر بوده و هم یک کتابدار. پیشتر با خانم پازوکی هم دربارۀ او حرف زده بودیم و او از تجربۀ مواجهه اش با پاتریس در سکشن استانداردها و مقاله اش در ایفلای 2015 گفته بود. «دنیای کوچک» عبارتی بود که به محض ارسال تصاویر بازدید از کتابخانه قطر بیان کرد و خاطرۀ دیدار با پاتریس را یادآور شد. خلاصه که خوشحالی آدم دو چندان می شود وقتی فارغ از هر چیز، افرادی را می بینیم که عاشقانه حرفه شان را دوست دارند.

بازدید را به همراه هیات آغاز کردیم. کتابخانه ای در وسعت 45 هزار متر که با طراحی معمار معروف هلندی، رم کولهاس، عجین شده است و آن را در صدر کتابخانه های برتر دنیا قرار داده است. ظاهرا کولهاس مهارت فوق العاده ای در طراحی بناهای فرهنگی دارد. کتابخانه عمومی شهر سیاتل با یک سطح شیشه ای بزرگ هم در زمره هنرهای اوست که کتابداران و معماران تا به امروز توافق کرده اند آن را زیباترین و کارآمدترین کتابخانه عمومی جهان بنامند. مسئول بخش بازدید، از ایده های اولیه کولهاس برای طراحی کتابخانه ملی قطر می گفت. دو ورقی از یک کتاب که روی هم قرار می گیرد و از گوشه ها تا می خورد و گویی قاعده های دو مثلث در کتار هم قرار گرفته اند. طراحی کتابخانه ملی قطر را می توان یک طراحی سهل ممتنع نامید چرا که فرمی به شدت ساده و محاسباتی به شدت پیچیده برای بهینه سازی استانداردهای یک کتابخانه دارد. فضای غیر همسطح کتابخانه به گونه ایست که ناخداگاه ذهن آدمی را به وضعیت یک کتاب باز با صفحات آبشاری هدایت می کند.

از نوامبر 2017 تا به امروز، حدود 600 هزار بازدید از آن به عمل آمده است. در کشوری با کمتر از 3 میلیون جمعیت که بیش از 70 درصد آن را مهاجرین تشکیل می دهند، این آمار اتفاق مبارکی است. شرایط نور طبیعی برای چنین تالار یکپارچه ای از بدیهیات طراحی امروزی کتابخانه هاست که در اینجا هم رعایت شده است.این کتابخانه مجموعا 230 کارمند دارد که 100 نفر از آنها تمام وقت هستند. عضویت در آن رایگان و روزانه تا هزار نفر ظرفیت پذیرش دارد. این ها توضیحاتی بود که مسئول بخش بازدید به هیات ما می داد.

نکته قابل توجه دیگر در این کتابخانه مربوط به وجود و به کارگیری استانداردهای متعدد است. سیستم امانت، تمدید و بازگشت کتاب مبتنی بر تکنولوژی RFID طراحی شده است. حتی چینش کتاب در قفسه ها و ساماندهی رده ها هم بر این اساس انجام می شود. این قسمت و چگونگی استقرار RFID را پاتریس توضیح می داد. نمی دانم در ایران این تکنولوژی تا چه اندازه عملیاتی شده است اما در اینجا کاملا وضعیت امانت و بازپس گیری و قرار گرفتن در قفسه ها را از طریق این فناوری دیدیم. همین وضعیت به منظور کاهش نقش نیروی انسانی در ورود اطلاعات هم حیرت آور بود. کارآمدی بیشتر و کاهش اشتباه و سرعت بخشی در حوزه فهرست نویسی از دیگر برکات این پلات فرم است.

در ادامه بازدید به قسمت معلولین و افراد کم توان رفتیم. امروز تقریبا عمده کتابخانه ها در استانداردهایشان به این ضرورت توجه می کنند. بنیان این ضرورت مربوط به معاهده مراکش است. ما و بسیاری از کشورها هنوز به آن نپیوستیم اما بسیاری از استانداردهایش را اجرا می کنیم. در اینجا هم وضعیت همین طور است. پاتریس می گفت در اکتبر 2018 هم برنامه ویژه ای برای این افراد در کتابخانه ملی گرفته بودند. برای این ها مهم است که چرخه اطلاع رسانی را به بن بست نکشانند. می گفت نباید ناتوانی افراد مانعی برای گردش اطلاعات و دسترسی به اطلاعات باشد. تلاش هم می کنند همین موضوع را به طور عملی نشان دهند. صرفا در بند پیوستن به تعهدات و کنواسیون ها باقی نمی مانند. حتی برای کودکان اوتیسم هم برنامه دارند. به نظرش کتابخانه ها امن ترین مکان برای این کودکان است. جایی که احتمالا کودکان اوتیسم نیاز به همراه ندارند. معتقد است که کتابخانه ها چالش های زنتیک و وراثتی را ترمیم می کنند. حتی در کاهش تعلقات و ملاحظات زندگی روزمره نیز موثرند.  این جمله های یک روانشناس یا یک جامعه شناس نیست بلکه جمله های یک کتابدار عاشق است که به حرفه اش افتخار می کند.

به بخش کودکان رفتیم. خودشان می گویند فعال ترین بخش کتابخانه ملی، بخش کودکان است. بیش از پنجاه درصد امانت ها مربوط به بخش کودکان است. آمار مهمی است. در سرسرای تالار کودکان به طور پراکنده ای ( به زبان عربی و انگلیسی) نوشته اند: کشف کن، خلق کن، تصور کن، صحبت کن، جستجو کن و ... واضح است که می خواهند آینده را از طریق کودکان بسازند. این یعنی سرمایه گذاری در آموزش و توسعه مبتنی بر تربیت نیروی انسانی. پاتریس نکته عجیبی می گفت و آن این بود که نظام رده بندی در بخش کودکان به صورت دیویی است و ما بقی بخش ها به صورت کنگره است. گفتم چرا؟ گفت به دلیل سادگی دیویی برای کودکان. نمی دانم تا چه اندازه حرف دقیقی است اما به شدت برایم جالب بود. انگار دو روح در یک بدن باشد.

در اضلاع حاشیه و ساق های دو مثلث روی هم قرار گرفته، می توانیم سالن ها و اتاق های متعددی را پیدا کنیم. اتاق های مطالعه گروهی، اتاق های نوآوری، اتاق های تجربیات جدید، اتاق های کارورزی عکاسی و .... که به صورت رایگان در اختیار اعضای کتابخانه قرار می گیرد. نکته جالب این است که فضای این اتاق ها از طریق پرده های آکوستیک از هم متمایز شده اند. پرده های بسیار سبک که در عین ناباوری مانع از انتقال صورت می شود. تکنولوژی عجیبی است که گویی فقط در کتابخانه ها کاربرد دارد.

در بخش پایانی هم به قسمت نسخه های خطی رفتیم. طراحی بخش، فضا را به شدت موزه ای کرده بود. قطری ها در ابتدای راه قرار دارند و در این زمینه راه زیادی را باید پشت سر گذارند. مجموعا چهار هزار نسخه خطی دارند که عمرشان از قرن هجدهم میلادی به قبل تجاوز نمی کند. اما در بخش حفاظت و مرمت بسیار پر سرعت به جلو می روند. مدیر بخش یک فرانسوی با سابقه در این زمینه است. استفان اپیر حتی بیست و پنج سال پیش به ایران سفر کرده و به مدت سه ماه به آموزش مرمت نسخه های خطی در کتابخانه آستان قدس پرداخته است. به شدت پر انرژی است. بخش نسخه های خطی و کم یاب ایفلا در حوزه های های عربی را دنبال می کند. شاید پنج بار گفت که باید شماها مشارکت کنید. به نمونه هایی از مشارکت ایرانیان در ذیل موزه ملک اشاره کرد. گفت کتابخانه ملی ایران هم باید مشارکت کند. طرح و پروژه جالبی هم دارد که قرار است فردا در دو نوبت جلسه کاری صبح تا ظهر آن را تشریح کند.

در انتها برای امضای تفاهم نامه آماده شدیم. استوارت همیلتون، معاون دیگر کتابخانه ملی قطر هم به همراهان پیوست. ظاهرا در جلسه ای بود و نتوانست از صبح با ما باشد. همه مذاکرات تفاهم نامه ای ما با همیلتون بود. قبلا هم در روزنوشت های ایفلا نوشته بودم که همیلتون چه پدیده ایست. بسیار پرنشاط، دارای نبوغ بالا، حرفه مند با علاقه و مدیر توانمند و متواضع. هیچ کدام از این کلمات اغراق و تعارف نیست. عینا خودش را توصیف کردم. آمده است تا به کتابخانه ملی قطر اعتبار ببخشد نه اینکه از آن اعتبار بگیرد. انسان های اثر گذار «نردبان» می سازند نه اینکه از نردبان بالا روند. سعی می کنند بنای ترقی دیگران را فراهم کنند و از آن شاد شوند. بیش از آنکه نگران جایگاهشان باشند نگران حرفه شان هستند. همیلتون یک حرفه مند تمام عیار است. علی رغم خدماتش به کتابداری در جهان، اهل جنجال نیست. سال ها معاون جرالد لایتنر، دبیرکل ایفلا، بوده است. دکترایش در علم اطلاعات را از مدرسه سلطنتی کپنهاگ گرفته است. پایان نامه اش درباره آزادی دسترسی به اطلاعات و بررسی استراتژی هایی است که کتابخانه ها می توانند بر سانسور فائق آیند. در مالزی، متوجه شدم که شخصیت به شدت پر نفوذی است. هم دانشمند است و هم مدیر. در عین حال که در کتابخانه ملی قطر مشغول فعالیت است، از مقامات ایفلا هم به شمار می رود. در چندین جلسه مدیران کتابخانه های ملی در مالزی، صحنه گردان اصلی او بود. اگرچه اولین بار او را در مالزی دیدم اما تجربه کار مشترک با او در شش ماه گذشته او را به یک دوست برایم تبدیل کرده است. زمانی که در مورد متن تفاهم نامه کار می کردیم، می گفت که باید به گونه ای این متن نوشته شود که هر علاقه مندی در حوزه اطلاع رسانی از آن استفاده کند. از نگاه تفاهم نامه خوب متنی است که بسترها و زمینه ها متعددی را برای همکاری مشترک خلق کند و نه اینکه ما را در چند محور محدود کند. فردا هم قرار است در جلسه کاری اول در مورد جزییات همکاری ها در آینده گفت و کنیم.

در حاشیه امضای تفاهم نامه هم مجددا با پاتریس گفت و گو می کردم. در مورد هر آنچه به ذهنم می رسید. از صلاحیت مدیریت غیر کتابدارها بر کتابخانه ها تا استانداردهای جدید در حوزه رهبری کتابخانه ها. از اینکه برای مواجهه با چنین فردی واژه تلمذ کردن را به کار ببرم بسیار لذت می برم. گفتم اگر موافق باشد گفت و گوهایمان را برای فردا تکرار کنیم و من آنها را ضبط کنم تا در آی بولتن منتشر کنیم. موافق بود و گفت حتی می توانم به صورت کتبی هم پاسخ سوالات را بدهم. از وضعیت دانش و حرفه در قطر هم پرسیدم. می گفت در قطر تا پیش از 2013 اساسا کتابخانه ملی نداشتیم. یک انجمن کتابداری کوچک نیز تاسیس کرده اند. در دو دانشگاه قطری هم رشته علم اطلاعات را برای دانشجویان قطری طراحی کرده اند. به ظرفیت های حمایتی کتابخانه ملی  ایران و انجمن کتابداری و اطلاع رسانی اشاره کردم. از بزرگان کتابخانه ملی و عرصه علم اطلاعات در ایران یاد کردم. اگرچه ایران را نمی شناخت اما مشتاق بود تا با ایرانیان کتابدار آشنا شود.

محسن زین العابدینی
|
Germany
|
1397/12/02 - 15:55
1
1
سلام
مثل همیشه از خواندن یادداشتهای شما لذت بردم. خوشبختانه در ایران چند سالی هست RFID استفاده می شود اما الان با گرانی دلار و تحریمها وضعیتش دچار بحران شده است.
قدمت کتابداری ما و کارهای ارزشمندی که بزرگانمان کرده اند، در کشورهای منطقه سرآمد است.
بهتر بود تیتر این نوشته مرتبط با کتابخانه ملی قطر می شد. هنوز به سنگاپور سفر نکرده ایم و منتظریم با یادداشتهای شما همسفر شویم.
خواهشمند است جهت تسهیل ارتباط خود با لیزنا، در هنگام ارسال پیام نکات ذیل را در نظر داشته باشید:
۱. از توهین به افراد، قومیت‌ها و نژاد‌ها خودداری کرده و از تمسخر دیگران بپرهیزید و از اتهام‌زنی به دیگران خودداری نمائید.
۲.از آنجا که پیام‌ها با نام شما منتشر خواهد شد، بهتر است با ارسال نام واقعی و ایمیل خود لیزنا را در شکل دهی بهتر بحث یاری نمایید.
۳. از به کار بردن نام افراد (حقیقی یا حقوقی)، سازمان‌ها، نهادهای عمومی و خصوصی خودداری فرمائید.
۴. از ارسال پیام های تکراری که دیگر مخاطبان آن را ارسال کرده اند خودداری نمائید.
۵. حتی الامکان از ارسال مطالب با زبانی غیر از فارسی خودداری نمائید.
نام:
ایمیل:
* نظر:
فرهنگ و ادب