داخلی
»کتاب
رمان اسطوره ای «ایوک» منتشر شد


به گزارش لیزنا، رمان «ایوِک» نوشته ابراهیم نجف زاده میدانی به تازگی توسط نشر صاد منتشر و راهی بازار نشر شده است. این کتاب یکی از عناوین مجموعه «داستان و روایت» است که این ناشر چاپ می کند و داستانش در فضایی اسطوره ای جریان دارد.
ابراهیم نجف زاده میدانی نویسنده این رمان متولد 1352 است و کتابش با الهام از افسانه ها و اسطوره های ایرانی تپوران درباره جنگ خیر و شر نوشته شده است. این نبرد در جایی بین رشته کوه های البرز و دریای کاسپین یا خزر رخ می دهد.
داستان «ایوک» درباره سفر یک قهرمان است که مقابل ظلم و ستم ایستاده و بناست روشنایی امید را به دل مردم برگرداند. تپوران هم یک سرزمین افسانه ای است که در سرزمین های شمالی ایران و مازندران ریشه دارد. بخشی از اسطوره های مربوط به این منطقه، جنگ دیو های مازنی و موجودات اهریمنی کاسپین با رهبری ضحاک (آژدی دهاک) است که شخصیت ایوک، یک دیو سلحشور از جنگل های هیرکانی به عنوان ناجی مردم انتخاب می شود تا نجات شان دهد و ...
این کتاب یکی از آثاری بود که به مرحله نهایی چهارمین جایزه ملی داستان حماسی راه پیدا کردند.
رمان «ایوک» در 28 فصل نوشته شده که عناوین شان به این ترتیب است:
«بازار برده فروشی "پِردَمه"»، «شش جفت چشم بی نقاب!»، «نخستین جشن هزاره بود»، «دو جفت چشم تنها و خسته سوار اسب»، «سورچرانی مرگ در چادر فرمانروا»، «انجمن سری هفت خاندان دیوان»، «نامیرا»، «سفر یا فرار»، «اولین ملاقات دو اسطوره ساز»، «اولین و آخرین بوسه بر پیشانی سیمرغ سوار آینده»، «دیودختر جنگجوی گریان»، «نخستین دیدار سیمرغ با سیمرغ سوار جدید تپوران»، «جشن بیست و شش مردگان»، «تحقیر سیمرغ سوار»، «عجب بخت و اقبالی!»، «گذرگاه سینکا یا پل مرگ»، «ببرها ایستاده می میرند»، «قتل عام»، «سرتوک وا»، «اولین آتش بازی سیمرغ سوار»، «نوروزخوانی به افتخار ماه تیسا»، «عملیات نجات ماه تنها»، «سپاه ایزدان در رُوآر»، «دومین انجمن سری هفت خاندان»، «سفر به سرزمین ارواح پاک»، «نبرد نهایی (روز اول)»، «نمیرا دوباره متولد شد» و «نبرد نهایی (وارغنه آواز سر می دهد)».
در قسمتی از این کتاب می خوانیم:
گرسیوز حسابی سرحال بود. حالا که حامی اصلی سیمرغ سوار را به چنگ داشت، یافتن خود سیمرغ سوار هم دور از ذهن نبود. آن وقت با یک تیر دو هدف می زد. هم از شر رقیب اصلی خودش در دنیای جادوگران خلاص می شد و هم با دستگیری ایوک جایگاهش را نزد فرمانروا به بالاترین درجه ممکن می رساند. دهووه در زندان و بازداشتگاه بزرگ قلعه کش زندانی گرسیوز بود. قلعه کش پادگان مرکزی اژی هاکه در غرب تپوران و دروازه ورود به سرزمین آمرتا محسوب می شد و پر از نگهبانان تا بن دندان مسلح بود. با این وجود گرسیوز که از قدرت های ماورایی پیردیو مازنی باخبر بود، باز هم نگران فرار دهووه بود. جادوگر اعظم در حالی که عصای مقدس دهووه را در دست داشت، مقابل او ایستاد و گفت:
- هنوز هم می گویم. سال ها پیش وقتی که اولین بار با تو رو به رو شدم، به تو گفته بودم که دنیا جای بزرگی است و برای هر دوی ما جا دارد. به ایزدان سوگند که مکر و دروغ نیست. من از صمیم قلب به تو و توانایی هایی که در توست احترام می گذارم، اما باید تو را تحویل فرمانروا بدهم، چاره ای ندارم. کاش ما دو نفر در زمان و مکانی دیگر با هم روبه رو می شدیم.
این کتاب با 271 صفحه، شمارگان 500 نسخه و قیمت 289 هزار تومان منتشر شده است.

۱. از توهین به افراد، قومیتها و نژادها خودداری کرده و از تمسخر دیگران بپرهیزید و از اتهامزنی به دیگران خودداری نمائید.
۲.از آنجا که پیامها با نام شما منتشر خواهد شد، بهتر است با ارسال نام واقعی و ایمیل خود لیزنا را در شکل دهی بهتر بحث یاری نمایید.
۳. از به کار بردن نام افراد (حقیقی یا حقوقی)، سازمانها، نهادهای عمومی و خصوصی خودداری فرمائید.
۴. از ارسال پیام های تکراری که دیگر مخاطبان آن را ارسال کرده اند خودداری نمائید.
۵. حتی الامکان از ارسال مطالب با زبانی غیر از فارسی خودداری نمائید.