کد خبر: 39844
تاریخ انتشار: دوشنبه, 27 خرداد 1398 - 09:52
ایمیل
چاپ

داخلی

»

مطالب کتابداری

»

سخن هفته

ما و نسل جوان حرفه: هر یک در کجا ایستاده ایم؟

منبع : لیزنا
رحمت الله فتاحی
ما و نسل جوان حرفه: هر یک در کجا ایستاده ایم؟

لیزنا، رحمت الله فتاحی،معلم علم اطلاعات و دانش شناسی، دانشگاه فردوسی مشهد: در این نوشته کوتاه، تلاش کرده ام تا به یکی از مسائل کلان جامعه خود بپردازم. تلاش کرده ام از دیدگاهی کلی، وضعیت این مسئله را تحلیل و راه حلی برای آن ارائه دهم. انتظار دارم که بازخوردهای شما بتواند به درک واقع بینانه مسئله و یافتن راههای برون رفت کمک کند.

از آغاز فعالیت حرفه کتابداری و اطلاع رسانی (به مفهوم نوین آن) حدود پنج دهه می گذرد. هرچند که بیشتر کتابداران نسل اول (آنانی که از میانه دهه 1340 آغاز کردند، همچمون دکتر هوشنگ ابرامی، دکتر ناصر شریفی، دکتر حسین دانشی، پوری سلطانی، ایرج افشار، توران میرهادی، ....) درگذشته اند اما خوشبختانه تعداد اندکی از آنها همچنان در قید حیات هستند و حرفه همچنان با آنها در ارتباط است و از وجود آنها به خوبی بهره می برد. بازهم خوشبختانه، نسل دوم (آنانی که از اوایل دهه 1350 آغاز کردند) توانسته است ارتباط نسلهای پسین و جوان را با کتابداران نسل اول برقرار کند. در طول یک دهه گذشته، مراسم گوناگونی برای بزرگداشت کتابداران نسل اول، چه زمانی که در قید حیات بودند و چه پس از درگذشت آنها، برگزار شده است. برگزاری این مراسم، حتی برای کتابداران درگذشته نسل دوم (همچون دکتر حری و دکتر آزاد) و همچنین، حضور آنها در همایشها و میزگردهای حرفه ای، توانسته است ویژگیهای شخصیتی و حرفه ای و اجتماعی آنها را برای نسل جوان روشن و بازگو کند.

این اتفاق نظر در حرفه وجود دارد که کتابداران نسلهای اولیه از ویژگیهای بارزی مانند باور و پافشاری بر اصول حرفه ای، تلاش ایثارگرانه برای پیشبرد حرفه در سطح ملی، دوری از مالجویی و منافع فردی، تعامل بدون شائبه با نسل جوان، خلق آثار بنیادی، تاثیرگذاری بر حرفه، و مواردی از این دست برخوردار بودند. این ویژگیها نشان می دهد که آنها نسل فرهیخته ای بودند که تلاش بسیاری برای پیشرفت حرفه و سلامت فضای آن انجام دادند و انتظارشان آن بود که نسل جوان نیز همان راه اصولی را برود.

با وجود این تمایل در کتابداران نسل های اولیه، اما شرایط کلی حرفه در سالهای اخیر به گونه دیگری پیش رفته است. این شرایط، که تا اندازه زیاد تحت تاثیر روند حاکم بر جامعه دانشگاهی ایران بویژه در دو دهه گذشته بوده است، موجب آن شده که نسل جوان نسبت به آینده خود ناامید شود. نتیجه آنکه انگیزه لازم برای قدم گذاشتن در مسیری که کتابداران نسلهای اولیه ترسیم کردند در آنها شکل نگیرد. اگرچه، تعداد اندکی از کتابداران نسل جوان تلاش کرده و می کنند تا از پویایی و اثربخشی برخوردار باشند و میراث گذشتگان خود را پاس بدارند، اما می شود ناامیدی، بی تفاوتی، و بی انگیزگی را در بسیاری از دانشجویان و کتابداران جوان مشاهده کرد. دراینجا تاکید می کنم که نمی خواهم این نسل جوان را محکوم کنم و آن را مقصر وضعیت موجود بدانم. برعکس؛ وضعیت اقتصادی و مدیریتی کنونی در سطح کشور و نیز در حرفه، شرایطی را بر آنها تحمیل کرده است که آنها در حال حاضر نمی توانند آینده روشن و امیدوارکننده ای را در برابر خود و زندگی آینده خود ببینند.

شوربختانه، همین وضعیت موجب آن شده که مدرسان کتابداری در گروه های آموزشی، یعنی اعضای هیئت علمی نیز کم انگیزه و نسبت به آینده ناامید شوند. آنها می دانند که شرایط لازم و کافی برای استخدام دانش آموختگان آینده (یعنی دانشجویان کنونی) وجود ندارد. آنها در برابر پرسشهای بی‌شمار دانشجویان جوان، پاسخ قانع کننده ای ندارند، آنها می دانند دلایل قانع کننده برای ایجاد انگیزه در نسل جوان ندارند. به همین دلیل، فاصله ای فکری و عاطفی بین مدرسان و دانشجویان به وجود آمده است که تعامل حرفه ای میان آنها را دشوار کرده است. اگر مدرسان و کتابداران نسلهای اولیه از تلاش بی وقفه، ایثار، پافشاری بر اصول حرفه ای، و مواردی از این دست برای دانشجویان صحبت کنند، می توان انتظار داشت که این صحبتها بی‌تاثیر یا کم‌تاثیر باشد. این نسل جوان، شوربختانه، نسل کم شانسی است. پیشتر در سرمقاله ای به این کم شانسی آنها در مقایسه با خوش شانسی نسلهای اولیه اشاره کرده ام.[1]

اکنون ما و نسلهای جدید حرفه در برابر یک پرسش بزرگ و بنیادی قرار گرفته ایم: چه باید کرد؟ برای پاسخ به این پرسش، نیازمند صرف زمان و تحلیلهای همه جانبه و ژرف هستیم. نمی توان به آسانی، نسل جوان را متقاعد کرد که مانند ما تلاش کنند اما توقعی نسبت به یک آینده روشن در برابر خود نداشته باشند. پاسخ کلی من این است: با وجود این وضعیت ناامیدکننده، کتابداران نسل جوان باید انگیزه، دانش و مهارتهای لازم برای کارآفرینی مستقل یا کارآفرینی گروهی، با وجود همه مشکلات و کاستی ها را فراگیرند. این تنها راه است. آنها می توانند نیازهای اقشار گوناگون و بویژه حرفه های مختلف را در ارتباط با مدیریت اطلاعات و دانش شناسایی کنند و خود را برای پاسخ حرفه ای به آنها آماده سازند.

از سوی دیگر، ای کاش سازمانهای بزرگ و کشوری مانند آموزش و پرورش و وزارتخانه های مختلف و همچنین، بخشهای تجاری و اقتصادی به این درک واقع بینانه برسند که موفقیت آنها و در نتیجه، توسعه کشور در گرو مدیریت داده، اطلاعات و دانش است و برای این منظور آنها نیاز به کتابداران متخصص دارند. باید آنها را قانع کنیم که این کالاهای ارزشمند (داده، اطلاعات و دانش) عناصر استراتژیک در همه عرصه ها هستند و تنها با بهره گیری از متخصصان می توان آنها را مدیریت و بهره برداری کرد. شرایط کنونی کشور اما امکان این وضعیت را نمی دهد. همه مدیران با محدودیتهای اقتصادی و استخدامی روبرویند و تلاش می کنند از دانش آموختگان متخصص بهره نبرند زیرا مجوز و نیز توان مالی مناسب را ندارد. این درحالی است که به خوبی شاهد آنیم که در همه سازمانها و اداره ها، افراد دیگری از جمله خدمتگزاران فضای سبز و نیز خدمتگزاران امور نظافت به تعداد کافی به کار گرفته می شوند! این ذهنیت نادرست مدیران است که در مقایسه با به کارگیری دانش آموختگان رشته برای مدیریت داده، اطلاعات و دانش، جایگاه موجه‌تری برای به کارگیری نیروهای خدماتی قائلند. همه بیاد داریم که در سال 1390، وزیر آموزش و پرورش وقت، پست کتابدار را از مجموعه دبیرستانها و مدرسه ها حذف کرد؛ این درحالی بود که همه این آموزشگاهها باید دبیر ورزش و مبی پرورشی داشته باشند!

با وجود این وضعیت، همه تلاش کتابداران نسلهای اولیه و نیز مدرسان کتابداری باید بر توانمندسازی دانشجویان در کارآفرینی و راه اندازی مشاغلی در ارتباط با نیازهای جدید جامعه و سازمانهای اداری و تجاری باشد. به موازات همین تلاش، انجمن کتابداری و اطلاع رسانی ایران و شاخه های استانی آن و همچنین، اتحادیه دانشجویی انجمنهای کتابداری و اطلاع رسانی (ادکا) باید برنامه ها و تلاشهای خود را بر کارآفرینی متمرکز کنند. من به عنوان یکی از کتابداران نسل دوم یا سوم، هرچند تلاش کرده ام تا با فعالیتهای آموزشی، پژوهشی، و حرفه ای خود به پویایی حرفه و ایجاد انگیزه در نسل جوان کمک کنم اما از این بابت که نمی توانم در این شرایط در برطرف کردن مشکلات کنونی و یافتن راه حل کلان، بویژه در ارتباط با سیاستهای دولت، تاثیرگذار باشم شرمنده ام. این سخنی است که شانزده سال پیش نیز، که شرایط آن روزها به دشواری شرایط کنونی نبود، مطرح کرده بودم.[2]

برخی از زمینه هایی که می توان برای کارآفرینی و اشتغال مورد توجه قرار داد اینهاست:

-        راه اندازی کسب و کارهای داده محور

-        مدیریت اقتصادی اطلاعات در سازمانهای کوچک و بزرگ

-        مدیریت دانش در سازمانهای کوچک و بزرگ

-        طراحی پایگاههای اطلاعاتی برای سازمانهای کوچک و بزرگ

-        توانمندسازی جامعه در کسب سواد اطلاعاتی و سواد پژوهشی

-        کتابدرمانی و قصه درمانی برای بخشهای جوان جامعه

اکنون که در زمان بسیار دشوار و حساسی زندگی می کنیم، باید بدانیم:

- هر یک از ما در کجا ایستاده ایم؟ چه می کنیم، و چه مسئولیتهایی در برابر نسل جوان داریم؟

- آیا با ادامه روند کنونی می توانیم از کمرنگ شدن جایگاه حرفه خود جلوگیری کنیم؟

- چه افقهای نوینی را می توانیم برای آینده حرفه و بهره گیری از کتابداران نسل جدید ترسیم کنیم؟

بیائیم به جای واگرایی و از دست دادن فرصتها، به همگرایی بیندیشیم تا بتوانیم فرصتها و ارزشهای مشترکی را برای خود و حرفه خلق کنیم. برای موفق شدن، تنها همین راه پیش روی ماست. در این شرایط و به منظور ایجاد انگیزه در نسل جوان، باید بر ارزشهای بنیادی حرفه (از جمله ارزشهای فلسفی، تاریخی، اجتماعی، فرهنگی، علمی و تخصصی) تاکید کنیم. این ارزشها روز به روز از اهمیت بیشتری برخوردار می شوند. نباید آنها را فراموش کرد.[3]

 

 فتاحی، رحمت الله. «ما و نسل جوان حرفه: هر یک در کجا ایستاده ایم؟». سخن هفته لیزنا، شماره ۴۵1، ۲7 خرداد ۱۳۹۸

 



[1]  رحمت الله فتاحی. "نسل خوش شانش، نسل بد شانس". لیزنا، گاهی دور، گاهی نزدیک. شنبه, ۲۵ شهریور ۱۳۹۱. پیشنهاد می کنم این مقاله کوتاه را بخوانید تا با پیشینه شکل گیری این وضعیت جدید آشنا شوید، بویژه پیشنهاد می کنم بازخوردهای خوانندگان لیزنا در رابطه با این مقاله را مرور کنید تا دیدگاههای نسل جوان را پی ببرید.

[2]  رحمت الله فتاحی. "به عنوان یک عضو هیئت علمی، شرمنده ام". خبرنامه انجمن کتابداری و اطلاع رسانی ایران، دوره 2، شماره 7، بهمن و اسفند 1382.

[3] در زمینه آشنایی با ارزشهای حرفه می توانید به کتاب زیر مراجعه کنید:

رحمت الله فتاحی. ارزشها و جذابیتهای کتابداری و اطلاع رسانی:  بازشناسی مبانی کتاب، کتابخانه و کتابداری در عصر جدید. تهران: نشر کتابدار، 1388

کریمی دانشگاه قم
|
Iran
|
1398/04/06 - 11:34
0
0
استاد عزیز گرامی. با سلام و تشکر فراوان
جانا سخن از زبان ما می گویی
3333333333333
|
Iran
|
1398/04/04 - 09:33
0
5
آقای دکتر فتاحی می بینید که حتی یکی از همکاراتون یک کامنت هم نگذاشتند... حرفی نزدند.. چیزی نگفتند. بااینکه شما بارها خواستید چیزی بگویند.این اساتید، این بی تفاوتی را در همه چیز دارند، تدریس، آموزش، پژوهش، برخورد با دانشجو و ... .بعد میگویید چرا از آن ها گلایه می کنیم. برای هیچ کس مهم نیست این وضعیت چگونه است؛ مگر شما و دو سه نفر دیگر. دل هیچکدام برای ما نسوخته و نخواهد سوخت.
دانشجوی دکتری
|
Iran
|
1398/04/03 - 08:31
0
1
آقای دکتر فتاحی گرامی
بحث مقصر نیست. بحث علت است. تقصیر و علت دو مفهوم جدا هستند. اگر دوستان در کامنت ها می گویند اساتید مقصر هستند، نه اینکه بخواهند ابراز خشم کنند. اون ها دارند به ریشه های این وضعیت اشاره می کنند. چطور می تونید راهکار ارائه بدید بدون اینکه علت ها رو ریشه یابی کنید.
من فکر میکنم اولین قدم شناسایی پتانسیل های موجود هست. مثلا همین تعداد زیاد دانشجویان دکتری که هستند و هیچ امیدی به جذبشون نیست. چرا از این پتانسیل بهره نمی برید؟ چگونه ما ادعای «ارتباطات علمی» داریم اما هیچ کانال ارتباطی بین دانشجویان دکتری این حوزه در سراسر ایران نیست. حتی یک گروه تلگرامی نداریم که همو بشناسیم و تبادل ایده و رویدادهای علمی روز کنیم. به نظرم شبکه ای از دانشجویان دکتری ایجاد کنید. از تجربیات اون ها در انجام موضوعات جدید بهره ببرید. قطعا اون ها در انجام تزهای دکتری شون با چالش های زیادی مواجه شدند چرا این دانش ضمنی اون ها رو میدیریت نمی کنید و اون رو به جامعه علمی منتقل نمی کنید؟
***
|
Iran
|
1398/04/02 - 09:01
0
8
استاد عزیز جناب آقای دکتر فتاحی، اگر انتظار دارید دانشجویان، کارآفرین بار بیایند، باید یه نیم نگاهی هم به وضعیت سواد و مهارت‌های اساتید کتابداری بیاندازید... آیا توانایی و سواد آنها جوابگوی نیازهای عصر حاضر می باشد؟ اگر قرار باشد ما تمام مهارت های مربوط به مطالبی که فرمودید را خارج از دانشگاه و گروه، از طریق شرکت در کلاس های اساتید سایر رشته ها و ... به صورت فردی بیاموزیم، چه نیازی به این رشته است؟
پاسخ ها
1
| Iran |
1398/04/03 - 12:39
من یک سوالی برایم ایجاد شده چرا دانشجویان اینقدر انتظاراتشون از اساتید زیادو بالاست ...نباید انتظار داشته باشین استاد لقمه بگذارن دهان مبارکتان...
اساتید مبرز کتابداری ما در حد خودشون خیلی خوبند ولی شما دانشجوی ارشد یا دکترا انتظار داری با دوسه تا مقاله (ایشالله کپی نباشد) جای استاد و ..همه را بگیرین...اونطرف قضیه را هم ببینین...پس نقش بعضی دانشجویان کسل و فشل چی می شود...چندسال درس بخوانی بگن بفرما بیابشو استاد دانشگاه یا...
نمیشه که...
صابری
|
Iran
|
1398/04/01 - 12:49
2
0
با سلام و احترام. با تشکر از استاد بزرگوارم جناب آقای دکتر فتاحی برای مطرح کردن این موضوع. دغدغه کار و فرصت های شغلی در همه زمان ها مطرح بوده است. و این دغدغه فقط مخصوص رشته ما نیست. حتی فارغ التحصیلان رشته هایی که به نظر می رسد فرصت های شغلی مناسب و کافی دارند (مانند پزشکی و دندانپزشکی که در صحبت های دوستان اشاره شد) نیز مشکلات خاص خود را برای دست آوردن موقعیت های شغلی مناسب دارند.
من همیشه به دوستان دانشجو می گویم که به دست آوردن موقعیت شغلی با درس خواندن و معدل بالا و نمره و مدرک تحصیلی هیچ ارتباطی ندارد. به دست آوردن موقعیت شغلی مستلزم تلاش و کوشش و پشتکار و صد البته مهارت های ارتباطی و علمی بیشتر از دانش تخصصی است که در قالب دروس نظری و عملی و حتی پایان نامه در دانشگاه به دانشجو آموخته می شود.
در سالهای اخیر تغییرات بسیار خوبی در سرفصل دروس دوره کارشناسی صورت گرفته است و به نظر من دانشجویان در صورت علاقه و پیگیری می توانند از بستر دروسی مانند طراحی وب سایت، طراحی پایگاه اطلاعاتی، زبان های برنامه نویسی 1 و 2 برای خود کسب و کاری راه اندازی کنند. البته به نظر می رسد جای دروس کارآفرینی و یا مبانی و روشهای راه اندازی کسب و کارهای کوچک (که در رشته های مدیریت ارئه می شود) برای این رشته خالی است و در صورت ارائه این دروس شاید دانشجویان با فراگیری مبانی علمی و عملی کارآفرینی بتوانند با استفاده از دانش عملی و نظری که می آموزند تنها وابسته به محیط های کتابخانه ای و استخدام های رسمی و دولتی نباشند.
رحمت الله فتاحی
|
Iran
|
1398/04/01 - 12:13
0
2
درود دوباره بر همه
بازهم سپاسگزارم که بازخوردها بیشتر شده و همه تلاش می کنند تا با رویکرد منطقی به بیان دیدگاهها و تحلیلهای خود بپردازند.
خواهش من این است که در انتقادها، واقعیت ها را نیز درنظر گیرید. کم کاری و کم انگیزگی و ... را به همه نسبت ندهید. برخی افراد همواره و در طول زندگی حرفه ای خود تلاش کرده اند تا اهل حرفه پویا شوند و بتوانند در توانمند شدن و در نتیجه در یافتن کار یا در کارآفرینی موفق گردند.
به آثار قلمی، به سخنرانی ها، به کارگاهها و به تدریسهای آنان نگاه کنید و بعد قضاوت نمائید.
آگاه باشید که همکاران شما در انجمن (از جمله در شاخه های استانی) توانسته اند صدها کارگاه آموزشی، میزگردهای تخصصی و همایشهای حرفه ای برگزار کنند تا به توانمندسازی همکاران جوان کمک نمایند. لطفا سری به وب سایت انجمن، مثلا انجمن خراسان و فارس بیندازید تا مشاهده کنید که چه تلاشهایی تاکنون صورت گرفته است. زمینه های متنوع کارگاهها و همایشهای برگزار شده در حوزه های کارآفرینی، اشتغال، خودتوانمندسازی، موفقیت و ... می تواند گواه این حرکتها باشد.
امیدوارم بزودی گزارش 15 ساله انجمن شاخه خراسان را منتشر کنیم تا متهم به کمکاری نشویم.
روزگار بر شما نیکو باد
فتاحی
رحمت الله فتاحی
|
Iran
|
1398/03/30 - 13:42
5
3
درود و شادمانی بر همه
از بازخورد منتقدانه همه شما سپاسگزارم. نقدها را می پذیرم و باور دارم. امیدوارم با تلاشهایی که قرار است من و برخی همکاران انجام دهیم بتوانیم در نشستهایی پیوسته و با برنامه، مسائلی را که باید به بحث همگانی گذارده شود مشخص کنیم. آشکار است که این کار باید با مشارکت فکری همگانی انجام شود.
در عین حال، مشکل اصلی ما آنست که سطح مشارکت همگانی در حرفه ما و نیز جامعه پائین است. بخش بزرگی از اعضای هیئت علمی، دانشجویان و کتابداران شاغل فقط نظاره گر هستند و هیچگاه نظر نمی دهند. من همواره در نوشته هایم به این مسئله اشاره کرده ام. نمونه آن، حضور کمرنگ در همایشها، کارگاهها و گروه های بحث است. در کلاسهای درس هم همین مشکل وجود دارد.
باید راههایی برای پویایی حرفه ای و افزایش مشارکت همگانی بیابیم.
فراموش نکنیم که مسائل کنونی حرفه فقط از سوی خودمان شکل نگرفته بلکه بخشی از آن بر ما تحمیل شده، مانند حرفه های دیگر. هم دولت شرایط را برای توسعه کتابخانه ها و استخدام نیروی انسانی سخت و محدود کرده است که خود باعث نارضایتی دانش آموختگان شده است و هم خود ما (اعضای هیئت علمی و دانشجویان) گرفتار روزمرگی شده ایم و به فضای کسب و کار آینده فکر نمی کنیم.
تاکید می کنم که گله کردن از یکدیگر و مقصر دانستن طرف دیگر هیچ چیزی را حل نمی کند، همانگونه که تاریخ معاصر ما نشان داده است. تنها با همفکری و همکاری جمعی است که می توان راه حل هایی برای برون رفت از شرایط دشوار کنونی یافت.
خواهش من آنست که مشارکت بیشتری در این زمینه شود و هر کسی نظر سازنده خود را مطرح کند.
سرافراز باشید
پاسخ ها
کتابدار کتابداری خوانده
| Iran |
1398/04/01 - 12:16
آقا اول کار که دانش آموزان ترم یک هستند بگین رشته تون کار نداره
بگین اگه میتونین انصراف بدهین یا تغییررشته
(الکی با مدیریت دانش و عنوان دهن پرکن مث اینکه شما پژوهشگر می شوید و...گولشون نزنید

قبول کنید کتابداری آینده ای نداره (رشته های دیگه کتابدارهای بهتری می شوندچون بیشتر اهل کتابخوانی هستند).
فقط این رشته به درد بچه پولدارهایی می خوره که با پول مامان بابا ارشد بگیرن ودکترا
بعد هم یه چند باری بروند ایفلا و...
اگه لیسانسشون هم مرتبط نبود چه بهتر داریم کسانی را که لیسانس علوم سیاسی داره و دکترای کتابداری؟؟؟ یا لیسانس ....
بله بهترین لطف در حق این رشته تعطیل کردن مقطع لیسانس کتابداری است...
طاهری
|
iran
|
1398/03/30 - 03:38
1
2
سلام خدمت استاد گرامی و همه خوانندگان
اول از استاد بزرگوارم دکتر فتاحی بابت دغدغه مندی نسبت به رشته سپاسگزارم.
بحث استخدامی و اینده شغلی در تمامی رشته ها بخاطر شرایط اقتصادی کشور وجود داره. حتی در رشته های پیرا پزشکی...
باتوجه به سابقه تحصیلی بنده اوضاع هر دو وزارتخانه شبیه بهم هست. وزارت علومی ها غبطه وزارت بهداشتی ها رو میخورن و بالعکس! آسمان این رشته در همه جا یکرنگه.
بیاییم بخش عمده بیکاری رشته ها (مثل کتابداری ) را برگردن جامعه بیمار بیاندازیم!
به خاطر الگوهای ناصحیح زندگی، بخش عمده ای از جامعه ما بیمار هستش. این بیماری می تونه جسمانی یا مربوط به نوع سبک زندگی مثل تجمل گرایی و ... باشه. توی همین کشور که استادها میگن سیاست های کلان باعث رشد بیکاری شده، کسب و کار بسیاری از تخصص های پزشکی گرفته و وقت سر خاراندن ندارند. مردم بهداشت دهان رو رعایت نمیکنند ولی هزینه چندمیلیونی برا دندانپزشکی میکنه. پس در این جامعه پر از بیمار، رشته های پزشکی و دندانپزشکی حرف اول و آخر در کسب و کار میزنن.
یا بخاطر تجمل گرایی خیلی از افراد رو به شغلهایی مثل دکوراسیون سقف کهکشانی و کفپوشهای سه بعدی و... آوردند. با یکی از نصاب های این طرح ها صحبت می کردم میگفت بیشتر مشتریها درعین حال که کم بضاعتند ولی حاضرند پول پای چنین طرحهایی میلیونی بدهند.

حالا با چنین شرایطی، "چه افقهای نوینی را می توانیم برای آینده حرفه و بهره گیری از کتابداران نسل جدید ترسیم کنیم؟"
اگر واقع بینانه بخواهیم نگاه کنیم نه از روی تعصب، تنها افق برای آینده، "هر روز بدتر از دیروز" هست.
چاره کار در اینه که :
- استادها آینده شغلی دانشجویان را تکلیف بدونند. اگر مادی هم به قضیه نگاه کنند باید قبول کنند که رزقشون به جریان ورود و فارغ التحصیلی دانشجویان بستگی داره.
- استادها خواهشا کارافرین باشید، جاه طلب باشید. سیاسی باشید. چرا باید رییس مراکز اطلاع رسانی کشور غیرکتابدار باشه؟
- دانشجویان کارشناسی دید فنی داشته باشند، چه اشکال داره لیسانس کتابداری طراح دکوراسیون منزل باشه!! از مهارت جستجو و آکادمیک خودش برای گسترش شغلی استفاده کنه. به دانشگاه به عنوان فرصت زمانی ومکانی نگاه کنه. در طول این چهارسال یک فرصت طلایی برای ساخت آینده دارید!!
- دانشجویان ارشد و دکترا پایاننامه رو بعنوان یک سد نبینند به عنوان یک سکوی پرش نگاه کنند. تزهایی انتخاب کنند که امکان اشتغالزایی در اونها وجود داشته باشه. مثلا در حوزه پزشکی بجای بررسی رفتار گروههای خاص سلامت و یا علم سنجی های تکراری؛ ایده های نوآور و فناورانه طرح کنند. بخدا خیلی از پزشکان، علم سنجی را از ما کتابدارها بیشتر میدونن. کشور به این حد از عمق از علم سنجی نیازی نداره. وقتی قرار است بیکار باشیم چه اشکال داره بجای دو سال، مقطع ارشد را سه ساله اما با یک پایاننامه عالی و فناورانه دفاع کنیم؟ .نترسید برنامه نویسی پایتون را با ضریب هوشی متوسط نهایتا درعرض یکسال یادمیگیرید. یا کلاس های بیرون برید.
- آینده رشته کتابداری نیاز به کسی که مباحث کتابداری میدونه نداره! به عبارت دیگه افراد باید چندمهارته باشند. بعنوان مثال اگر دانشجوی کتابداری بره و طرح های نوین دکوراسیون رو یاد بگیره می تونه با اجرای این طرح های کهکشانی و سه بعدی در کتابخانه ها علاوه بر کسب درآمد باعث جذابیت کتابخانه بشه و نهایتا شاید پای اون آدم مدگرا هم به کتابخانه باز بشه!! این مثال ظاهرا نامربوط به رشته است ولی با اهداف درس ساختمان و تجهیزات کتابخانه کاملا همخوانی داره. قرار نیست ما با خوندن کتاب پرویز عازم آینده و افق روشنی داشته باشیم. میشه در دوره کاراموزی دانشجویان رو فرستاد چنین دوره هایی و در کتابخانه ایده هاشون رو پیاده کنند.
- دروس را در عین روزآمدسازی انعطاف پذیر کنید تا نیاز نباشه ده سال صبر کنیم که محتوای درسی تغییر کنه. برای مثال کمیته بازنگری دروس زحمت کشیده درس سازماندهی رایانه ای تدوین کرده و مارک رو در این درس اضافه کرده ولی متخصصان سازماندهی میدونن که دیگه امروز و آینده دورانِ مارک نیست. دوران داده های پیوندی است.
.... این رشته سر دراز دارد....
پیروز باشید.
ابوالفضل طاهری، دانشجوی phd کتابداری و اطلاع رسانی پزشکی اصفهان
دانش آموخته کتابداری
|
Iran
|
1398/03/29 - 19:27
0
4
سلام بر همگی
این روزها همه اش شاهد پیام های نا امید کننده هستیم! یک نکته خیلی برایم جالب ست. برخی اساتید و دانش آموختگان رشته چند شغله هستند، جایگاه های اجتماعی قابل قبولی دارند، هم در دانشگاه حضور پررنگ دارند هم مسئولیت های اجرایی دارند و هم شرکت و موسسه! درآمدهای چند ده میلیونی و زندگی های پرزرق و برقی دارند! آنها چرا سکوت میکنند؟! چرا کمی سخاوتمندانه تجربیات و رازهای موفقیت هایشان را با دانش آموخته های نوپای رشته در میان نمی گذارند؟! مگر نگفته اند که زکات علم آموختن ست! چه تریبونی بهتر از خبرگزاری تخصصی رشته؟! فقط قدری سخاوتمندی میخواهد و مناعت طبع! جای دوری نمیرود دین خودتان را به رشته ادا نموده و تجربیات تان را با دیگران به اشتراک بگذارید!
ابوالفضل
|
Germany
|
1398/03/29 - 14:48
0
1
سلام
به نظرم این خمودگی و بی رمقی رو میشه الان تو اکثر رشته های دانشگاهی دید، چون فعلا همه از نبود کار و بیکاری رنج می برن، تنها تفاوت اونا با ما این که حداقل تو محیط دانشگاهی وقتی ازشون میپرسی اسم رشته شما چیه با افتخار و از روی جسارت میگه مثلا مهندسی هوا فضا یا حسابداری (که اسم های دهن پر کنی دارن اما بازار کار نه چندان مطلوبی). بچه هایی که توی این رشته درس میخونن هم از چشم انداز ضعیفی که دارن رنج میبرن هم از اسم رشته که همون دهه اولی ها یا به قول دکتر فتاحی خوش شانس ها با اینکه نیاز زیادی بهشون بود نتونستن اسم و جایگاه رشته رو بلند و رفیع بسازن.
پس خشت اول گر نهد معمار کج تا ثریا میرود دیوار کج
قادری.س
|
Iran
|
1398/03/29 - 14:40
1
0
آقای دکتر عبدالرحیم رسولی راد به عنوان یک پیشنهاد در کلاس درس می گفت مکانی را راه اندازی کنید و از سایت های معتبر برای پژوهشگران مقاله و سایر نیازهای افراد را تهیه کنید و از این راه از حرفه تان علاوه بر معرفی رشته نان در آورید.
========
به نظر می آید هنوز این رشته برای همگان آنطور که باید و شاید اهمیتش درک نمی شود.
مثلا در ادارات یک فوق لیسانس علوم تربیتی و یا مدیریت برای دادن پستی سازمانی نسبت به رشته ما ارجحیت دارد.
===========
همچنین در برنامه های رادیویی و تلویزیونی فوق لیسانس های سایر رشته ها در حتی در موضوعاتی کاملا مرتبط با رشته ما مرجح می دانند و من خودم چندین بار در شهرستان به این مساله اعتراض کرده ام که مثلا در باب مطالعه بگذارید یک تحصیل کرده کتابداری صحبت نماید.
=======
پذیرفتن مسئولیت های اجتماعی مانند عضویت در شوراهای شهر - نماینده شهر و موضوعات فرهنگی که تحصیل کردگان رشته ما خود را نشان دهند و تواناییهایشان به نمایش درآید پتانسیل ها نمایان شود - استفاده از موضوعاتی که جرقه های ذهنی اعضای گروه بحث را در این خصوص نمایان سازد - محورقراردادن این موضوع در برخی از تک شماره های مجلات - استفاده از ایده های مشابه در جامعه های فرهنگی مشابه البته نه بسان همان نسخه نویسی بلکه با ارزیابی مطالب راهکارها و غیره ...می تواند قدم های کوچکی در این ارتباط باشد
======
درود بر آقای دکتر فتاحی .
کتابدار 3
|
Iran
|
1398/03/29 - 12:38
0
3
یه کاری که می تونن اساتید انجام بدن اینه که با توجه به سیاست جوان گرایی وزارتخانه ها، اساتید گرامی که واقعا چندین سال خدمت کردن و به سن بازنشستگی نزدیک شدند، بازنشستگی خودشون رو اعلام کنند و این همه فارغ التحصیل جوان و باانگیزه بیان و با دوره ه های بازآموزی و سرفصل های جدید تغییراتی پیش بیارن. اما ایا واقعا همکارهای شما می پذیرن برن کنار؟ میدونین که نه. واسه نیم واحد پایان نامه بیا و ببین چکار میکنن چه برسه برن کنار. شما اساتید خیلی کارا میتونستین و میتونین انجام بدین که نمی دید. خوشحالم حداقل تو کامنت ها جرات میکنیم و میگیم که مقصر هستید.
لیدوما
|
Iran
|
1398/03/29 - 07:19
1
6
برای شروع کارآفرینی یا هر کسب و کاری، اعم از خصوصی و وابسته به سازمان های دولتی، یا به وجود نمونه ای مشابه موفق یا در حال اجرا از آن در جامعه نیاز دارد تا دیگر افراد نوپا و تازه کار، قدرت و ریسک شروع یک کارآفرینی را داشته باشند؛ و یا اینکه لااقل فرد تازه کار به وجود و کمک دیگر افراد دارای صاحب قدرت اقتصادی و اجتماعی در محملهای چون دانشگاه و جامعه بیرونی نیاز دارد تا از این طریق ریسک، انگیزه و قدرت حرکت را پیدا کند.

متاسفانه گروه کتابداری در یک چرخه معیوب گیر افتاده، یعنی از گذراندن دوره کارشناسی، بعد کارشناسی ارشد، دکتری و در نهایت «هیات علمی» شدن؛ به گونه ای که این مساله حتی باب طنز مهران مدیری در یکی از برنامه های سال گذشته دورهمی شد و از رشته ما به عنوان «کتابداری صنعتی» یاد کرد!!

خب، جای سوال دارد که مگر چند نفر هیات علمی نیاز است؟!!!. حال با پذیرش این حالت، سوال بعدی اینجاست که وقتی یک فرد به عنوان هیات علمی جذب شده، در زمان رفتن بر سر کلاس درس در دانشگاه، آیا ایده آل نیست تا با دنیای بیرون از دانشکده، گروه آموزشی و حتی بیرون از دانشگاه پیوند و یا همکاری داشته باشد تا علاوه براینکه بتواند دیگر دانشجویان یا شاگردان خود را متناسب با نیاز واقعی بازار هدف ترغیب، آموزش و پرورش دهد، حتی بعدها به بازار کار هدف معرفی و یا حکم معرف آنها باشد؟!

شوربختانه این مسئله در هر دو گروه آموزشی ما در وزارتخانه وزارت علوم و بهداشت -با افت و خیزها- وجود دارد. با بازخوردی که از عمده دوستانم در وزارتخانه های مختلف می گیرم، در وزارت بهداشت وضعیت کمی بهتر است و اساتید رشته کتابداری احتمالا«خواسته و توانسته اند» در حد خوب و مقبولی در سمتهای مهم مدیریتی و اجرای در دانشگاه نفوذ کرده اند و علاوه بر نشان دادن توانایی و جایگاه اصلی رشته به سایر افراد و پست های دانشگاهی، روزنه ای برای معرفی و انتقال شاگردان خود به آنجا نیز شده اند. (البته این بخش از سخنم به معنای این نیست که در وزارتخانه علوم اصلا شاهد کسب همچنین سمت های در رشته مان نیست).

با آنکه تجربه تحصیل هم در وزارتخانه بهداشت و علوم را دارم، باید بیان کنم در وزارت علوم واقعا شرایط خوب نیست!!؛ لااقل در اغلب گروه هایی که در آنها دوست و هم رشته های قدیمی‌ داشتم و دارم و بازخورد می گرفتم.

سر در لاک خودشان دارند و در جزیره کوچکشان (اتاق یا دفتر خود) در حال فعالیت های پژوهشی و یا فعالیت های روزمره تدریس در سر کلاس‌هایی درسی هستند. شاید هم برایشان مهم نیست که شاگردان آنها با چه روحیه و انگیزه ای سر کلاس های درس نشسته اند و اینکه آیا می توانم برای آینده شغلی آنها مفید باشم و کاری انجام دهم یا خیر؟!!

نمونه بسیار تلخ چنین انفعال و بی توجهی از سوی ما، در سال 89-90 رقم خورد. وقتی با وجود تاسف خوردنها و شکایت ها، شاهد حذف پست رشته مان در آموزش و پرورش بودیم؛ به نظر این حادثه، عمدتا ناشی از کوتاهی و کم کاری از جانب خود ما بود. اگر ما کتابداران شاغل در آموزش و پرورش، پیشگام ارائه خدمات به دانش آموزان و معلمان بودیم و همواره در ارائه خدمات پیش قدم بودیم و روز کاری خود را با این سوال که«چطور امروز کار جدید و نوآورانه ای برای کمک به معلمان در تدریس و دانش آموزان در فراگیری آموزش و پرورش آنها انجام دهم» شروع می کردیم، قطعا در زمان پیشنهاد حذف پست کتابداری از آموزش و پرورش این ما نبودیم که دوندگی و می جنگیدیم تا پست مان را حذف نکنند، بلکه مدیران مدارس و معلمان بودند که با تشکیل کمپین و نوشتن طومار به مجلس و وزیر آموزش و پرورش به حمایت از ما می پرداختند و آنها را وادار به عقب نشینی و ماندگاری پست ما می کردند.

جامعه کتابداری ما باید بیدار شود. به قولی توانا دست ناتوان را بگیرد. آن را از زمین بلند کند و با دادن انگیزه، روحیه و دلگرمی این حس را ایجاد کند که فرد تنها نیست و برای شروع هر حرکتی (در محمل های خصوصی یا وابسته به سازمان های دولتی) یا خودشان پیشگام می شوند یا به آنها در راه اندازی هر حرکتی همراهی و کمک خواهند کرد.
***********
گفتن یکی نمونه موفق و واقعی کارآفرینی در گروه روانشناسی دانشگاه شیراز که همواره در زمینه های مختلف مایه الگو و انگیزه من بوده اند، خالی از لطف نیست. یکی از اساتید رشته روانشناسی دانشگاه شیراز با تاسیس یک کلینیک تخصصی روانشناسی (روانپویشی آگاه )، علاوه بر خود برای شاگردانش نیز شغل ایجاد کرده است. نقل اشتغال از زبان یکی از شاگردان این استاد:

چندی پیش یکی از دوستان صمیمی ام که دوره کارشناسی ارشد خود را در گروه روانشناسی بالینی دانشگاه شیراز گذرانیده است، در مورد نحوه اشتغال خود، از یکی از اساتید کاریزما و دلسوز گروه خود سخن گفت که توانسته در ابتدا با پس انداز و حقوق هیات علمی خود -البته الان با رونق گرفتن کارشان، با سود بدست آمده از فعالیت کلینیک تخصصی روانشناسی تاسیس شده- آنهم در یک آپارتمان استیجاره ای برای خود و چند تن از شاگردان علاقمند و باانگیزه‌اش کارآفرینی کرده است.

نکته قابل تامل از معرفی استادش این بود که می گفت وقتی در زمان دانشجو بودن، یکبار از روی نگرانی در مورد پس از فارغ التحصیلی و پیدا کردن شغل به اتاق استادش رفته و دغدغه هایش را مطرح کرده بود، این استاد با حوصله به صحبت های شاگردش گوش داده بود و در آخر گفته بود «فقط یه آدم فلج و معلوله جسمی و ذهنیه که میتونه اینقدر ناامید باشه و این حرف رو بزنه ».

سال گذشته این شاگرد بعد از فارغ التحصیلی و گذراندن دوره سربازی با استادش مکاتبه و درخواست راهنمایی برای ورود به بازار کار می کند. در نهایت این فرد با اینکه هزار کیلومتر از محل زندگی فاصله می گیرد، با دست خالی و با امید و روحیه و همکاری استادش به شیراز سفر می کند. ابتدا به عنوان دستیار استاد، بیماران را ویزیت میکند و بعد از تقریبا شش ماه کسب مهارت (کارآموزی و کارورزی) الان نیز، به گفته خودش، به طور مستقل در یک اتاق مجزا در کلینیک تخصصی گفته شده در حال درمان بیماران است و با وجود افت و خیزهای عمدتا مالی، روز به روز در حال پیشرفت علمی و مهارتی خود است.



امیدوارم این چنین حرکات موفق و دلسوزانه ای در جامعه به نظر محافظه کار و خاموش ما نیز روشن شود.
کتابدار 2
|
Iran
|
1398/03/28 - 16:07
0
9
سلام
اساتید این رشته بسیار بسیار در رخداد این وضعیت مقصرند. قصور این عزیزان واقعا در بروز این شرایط پیچیده ،کنار سیاست های کلان این آب و خاک تاثیرگذار بوده. همش گفتید مدیریت داده و دانش، اما چه مهارت هایی رو در سرفصل ها برای این ها گنجاندید؟ هیچی. انقدر فقط حرف زدید و سر خودتون رو با چهارتا کلاس درس و مسئولیت های اجرایی پر کردید، که متخصصان حوزه «علم داده» تو این ده سال که شما هیچ کار نکردید، اومدند و با مهارت های برنامه نویسی همه چیز رو تو دست خودشون گرفتند. و ما باز خط خوردیم. چطور میشه دوران دکتری رو بدون یاد دادن برنامه نویسی هایی مثل «آر» و «پایتون» برگزار کنید؟ شما سرچ کنید کجای دنیا تو همین رشته ما پوزیشن دکتری اش بدون این مهارت ها توصیف شدند.؟ هر سال 20 تا دانشجو بگیرید و ادعا کنید که ذخیره و بازیابی دانش یاد میدید، بدون اینکه واسه سطوح پایین تر این هرم (یعنی داده) کاری کرده باشید. چطور داده کاوی (متن کاوی) در دوره دکتری دارید بدون اینکه سر یک کلاس یک نرم افزار یاد بدید. درس وب معنایی میذارید بدون اینکه یک مثال برای مفاهیم ابتدایی این حوزه بزنید. اخه این جامعه اکادمیک واسه ما چکار کرد؟ بخدا هیچی. بخدا که خیلی مقصرید. از ترس اینکه بلد نیستید این چیزا رو درس بدید، از ترس اینکه صندلی هاتون رو ازدست بدید، تو اون جلسه های کمیته برنامه ریزی وزارت علوم اصلا این مباحث رو مطرح نکردید. بخدا خیلی مقصرید.
کتابدار
|
Iran
|
1398/03/28 - 10:05
0
13
با سلام
استاد گرامی بنظرم این شیوه دیدن و نگاه کردن به مسائل مهمترین مشکل حوزه کتابداری است... کتابداری به واسطه اساتیدی محافظه کار، به یک رشته بی اثر و خنثی تبئیل شده است.
بنظر میرسد بیش و پیش از همه، اساتید این رشته باید در معرض انتقاد قرار گیرند
پریسا پاسیار
|
Iran
|
1398/03/27 - 17:13
6
0
ضمن تشکر از دغدغه مندی همیشگی دکتر فتاحی گرامی، در راستای این یادداشت لازم می دانم به اطلاع برسانم که سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران با همکاری شتابدهنده خصوصی اقدام به برگزاری رویداد کارآفرینی ویتا کرده است.
طبق خبر مندرج در وب سایت، این سازمان به عنوان حافظه ملی ایرانیان تصمیم گرفته است منابع خود را در اختیار علاقه مندان به کارآفرینی و تکنولوژی بخصوص متخصصین داده و هوش مصنوعی قرار دهد تا این منابع بتواند موقعیتی برای ایجاد کسب و کارهای نوین و همچنین خلق تکنولوژی های جدید در خصوص رفع نیازهای این مجموعه و مجموعه های مشابه باشد.
حضور جوانان خلاق رشته ما در این رویداد می تواند نوید بخش روزهای تازه باشد.
به امید دیدار
کتابدار لرستان
|
Iran
|
1398/03/27 - 11:42
0
13
با سلام
بنظر بنده طرح مساله درست است! یعنی ما با یک بحران یا یک زوال روبه رویم... اما به نظر بنده پاسخ و شیوه مواجهه ای که استاد فتاحی برای این مواجهه ارایه می کنند، با عرض پوزش غلط است!
استاد عزیز
من خیلی از مسائل رو اینجا میگذرم و برای جلوگیری از تصدیع وقت شما و دیگر دوستان اینگونه عرضم را جمع بندی میکنم:
آیا رشته یا علم کتابداری و بالتبع اساتید این رشته چه شخص فتاحی و چه دیگر عزیزان، تعهد انسانی خویش را به این علم و حوزه به نحو احسن انجام داده اند؟ بنظر بنده مهمترین مشکل علم کتابداری وکتابداران ما، اساتید بی تعهد و منحصرا تکنیک گراست...
بله کارآفرینی مهم است و الان همه علوم به سمت کارآفرینی می روند! ولی بنظر من مهمترین چالش اینه که علم کتابداری اخته شده، زبان انتقادی و تئوریک نداره، علم کتابداری یه علم محافظه کار بله قربانگو شده است...
کدام بیانیه کدام نامه سرگشاده رو شما از انجمن های علمی یا اساتید یا هر گروه دیگری در حوزه کتابداری سراغ دارید، که یک بار فقط یکبار از حقوق مردم و نظامند کردن فعالیت های سازمانی دفاع کرده باشند!!!
علم کتابداری و اساتید کتابداری به شدت وابسته و محافظه کار است... رشته ای تهی از دغدغه های جمعی... رشته ای برای عده ای خسته
دکتری
|
iran
|
1398/03/27 - 10:41
0
18
استاد گرامی
ممنون بابت مطلب خوب شما
آیا واقعا مطالبی که فرمودید به ما آموزش داده می شود؟ پس چرا من که دانشجوی دکتری هستم نمی توانم یک متخصص داده و یا دانش باشم؟
راستش را بخواهید درس های ما به گونه ای است که چیزی به ما یاد داده نمی شود اینها فقط در حرف قشنگ است در عمل واقعا ما چیزی بلد نیستیم حتی در یک کتابخانه عمومی کوچک هم شاید نتوانیم خیلی موثر باشیم
به نظر با این اوضاع می توانیم کارافرینی هم کنیم؟؟؟/
خواهشمند است جهت تسهیل ارتباط خود با لیزنا، در هنگام ارسال پیام نکات ذیل را در نظر داشته باشید:
۱. از توهین به افراد، قومیت‌ها و نژاد‌ها خودداری کرده و از تمسخر دیگران بپرهیزید و از اتهام‌زنی به دیگران خودداری نمائید.
۲.از آنجا که پیام‌ها با نام شما منتشر خواهد شد، بهتر است با ارسال نام واقعی و ایمیل خود لیزنا را در شکل دهی بهتر بحث یاری نمایید.
۳. از به کار بردن نام افراد (حقیقی یا حقوقی)، سازمان‌ها، نهادهای عمومی و خصوصی خودداری فرمائید.
۴. از ارسال پیام های تکراری که دیگر مخاطبان آن را ارسال کرده اند خودداری نمائید.
۵. حتی الامکان از ارسال مطالب با زبانی غیر از فارسی خودداری نمائید.
نام:
ایمیل:
* نظر: