کد خبر: 42964
تاریخ انتشار: پنج شنبه, 11 دی 1399 - 14:41

داخلی

»

گزارش

نشست نقد و بررسی کتاب «فیلسوفی در تعمیرگاه» برگزار شد

منبع : روابط عمومی اداره کل کتابخانه های عمومی استان تهران
کمیل سوهانی مترجم کتاب «فیلسوفی در تعمیرگاه» معتقد است جامعه که هدف آن تمدن سازی است، نباید در حوزه فکر و اندیشه و تولید، مصرف کننده باشد.
نشست نقد و بررسی کتاب «فیلسوفی در تعمیرگاه» برگزار شد

به گزارش لیزنا، نشست «اسم اعظم شیطانی مصرف» مبتنی بر کتاب «فیلسوفی در تعمیرگاه»  اثر میتو کرافورد با حضور کمیل سوهانی، مترجم اثر و هما یزدانی دکتری علم و فلسفه فناوری از طریق فضای مجازی به صورت زنده پخش شد.

«تجربه زیسته» ژانر متداول نویسندگان امریکایی

کمیل سوهانی مترجم کتاب با اشاره به بهره گیری از تجربه زیسته نویسنده در این اثر، این رویه را روش متداول درمیان نویسندگان امریکایی عنوان کرد و گفت: استفاده از تجربه زیسته نویسندگان تبدیل به یک رویه شده و سعی می کنند در لابه لای این تجربیات، نکات خودشان را مطرح کنند. معتقدم این اثر، مهمترین کتاب در این ژانر است.

وی افزود: موضوع مهمی که برای من به جهت ترجمه این کتاب اهمیت داشت -  فارغ از اینکه آیا حرفهای کرافورد درست است یا غلط؟ -  نوع نگاه اندیشمندانه وی به مسائل جامعه خود بوده؛ این درحالی است که کرافور نگفته من چون فیلسوف هستم باید در دانشگاه بنشینم و فقط در مورد هستی و وجود حرف بزنم بلکه درگیر جزئی ترین مسائل جامعه خودش می شود و می گوید چرا در جامعه امروز امریکا، انسانها از کار کردن شاد نیستند؟ چرا کار و لذت با همدیگر ممزوج نشده است؟ یکی دیگر از انگیزه های من برای ترجمه این کتاب، نوع نگاه یک اهل فلسفه به مسائل جزئی جامعه خودش است که با زبان نظری وعملی، به تبلیغ فلسفی یک موضوع مثل «کار» می پردازد.

مترجم کتاب «فیلسوفی در تعمیرگاه» یاد آور شد: کرافورد کتابش را با یادآوری ۵۰ سال گذشته نظام آموزشی امریکا شروع می کند و با اشاره به مباحث مربوط به اقتصاد دانش و خلق ثروت، می گوید آن چیزی که موجب ثروت می شود، دانش است و دانش هم از ذهن بدست می آید نه از کارهای دستی. این مباحث در امریکا بسیار مورد توجه قرار می گیرد به صورتی که از یک مقطع زمانی به بعد در مدارس امریکا بخشنامه می شود که ابزارهایی که مربوط به کار دستی است باید جمع آوری شوند و به جای آن، کامپیوتر برای مدارس خریداری شود و این اتفاق به این دلیل می افتد که ما دیگر وارد عصر دانش شدیم و قرار است که انسان از کارهای یدی خلاص شود. این کتاب می خواهد بگوید که اینگونه تفکر چقدر برای انسان خطرناک است و اگر این روند ادامه یابد انسان دچار مشکل خواهد شد.​

ارتباط با واقعیت؛ تربیت انسان آزادی طلب و حساس به امور جامعه

کمیل سوهانی اضافه کرد: انسانی که ارتباط با واقعیت و محیط اطراف خودش را تمرین نمی کند با محیط زیست و انسانهای دیگر هم دچار مشکل می شود چرا که توجه به دیگری را تمرین نکرده است. چیزی که در این کتاب تاکید شده و من هم در مقدمه کتاب به آن تاکید کردم بحث «تربیت» است. کرافورد می گوید در ارتباط با واقعیت، انسان به جنسی از تربیت دست پیدا می کند  که به آن «تربیت اخلاقی» می گویند.

وی ادامه می دهد: در فصل چهار این کتاب نیز، راجع به «آزادی» صحبت می کند و می گوید در دنیای مدرن همواره به انسان وعده آزادی داده می شود و این آزادی در بسته ای ارائه می شود که او را متوجه آن می کند که تو هرچقدر از اطراف خودت فارغ بشوی وقت بیشتری برای تصمیم گیری هایی که دوست داری خواهی یافت؛ درحالی که این وعده آزادی که با ما داده می شود یک وعده دروغین است و برای ما یک انفعال هم درحوزه فکری و هم در حوزه عملی ایجاد می کند.

مترجم کتاب در ادامه به بیان دیدگاه نویسنده در خصوص واقعیت های ارتباطی و اثرات آن پرداخت و گفت: کرافورد دارای دکترای فلسفه سیاسی از دانشگاه ویرجینیا است. او معتقد است ارتباط با اشیاء پیرامونی، انسان را بگونه ای تربیت می کند که به موجود حساسی بدل شود. به طوری که در سطح کلان هم اگر یکسری اتفاقات رخ بدهد، انسان نسبت به آن واکنش نشان می دهد و حتی اعتراض و شورش  می کند. این موضوع به امر سیاسی هم ارتباط دارد. کسی که با اشیای اطراف خودش ارتباط بیشتری دارد از لحاظ سیاسی انسان آزادی طلبی خواهد بود که سلطه را کمتر می پذیرد و عادت می کند که نسبت به تغییرات کوچک اطراف خودش، حساس باشد و  برای تغییر اعتماد بنفس پیدا می کند.​

کمیل سوهانی در عین حال تاکید کرد: به گفته کرافورد، ما در دنیایی زندگی می کنیم که اطراف ما را شبکه ای از ایدئولوژی ها احاطه کرده که ما را به سمت بی معنایی  کار و جدایی از خودمان سوق می دهد. یا در جای دیگری، کرافور می گوید ما در دنیایی زندگی می کنیم که نظام آموزشی و تربیتی ما را به درون فردی خودمان فرو می برد تا به اطراف توجه نکنیم و این برای نظام منفعت دارد چرا که نظام ها دوست ندارند جنبش ۹۹ درصدی و جنبش جلیقه های زرد شکل بگیرد و وقتی شما به محیط اطراف حساس نباشید اعتماد به  نفس تغییر در جهان را هم از دست میدهید کما اینکه این اتفاق در دنیا روی داده است.

مترجم کتاب «فیلسوفی در تعمیرگاه»  در بخش دیگری از این نشست گفت: کرافور در فصل جدایی فکر از عمل، به طور مفصل به این مورد می پردازد  که چه اتفاقی افتاده تا کارهای فکری از کارهای عملی جدا و منجر به دو پاره شدن زندگی آدم ها شده است. وی یکی از نقاط عطف این اتفاق را انقلاب صنعتی می داند. بعد از انقلاب صنعتی و ضرورت تولید انبوه، تقسم کار آغاز می شود و هنگامی که کار قطعه قطعه و ساده می شود، از معنا خالی شده وانسانها جای دیگری به غیر از کار دنبال «آرامش» می گردند.

قرون وسطی  و ترویج بهره گیری از کارهای دستی برای پاک شدن گناهان!

هما یزدانی در ادامه این نشست گفت: در قرون وسطی این فکر رایج می شود که کارهای یدی و دستی راهی برای پاک شدن گناهان انسانهاست اما درعصر روشنفکری، یکسری روشنفکران ارزش کار یدی را بازیابی می کنند و چرایی  تفکیک فراغت و کار را مطرح می نمایند. حتی در جایی ارسطو می گوید: رضایت مندی شخصی فقط در آن فعالیت هایی وجود دارد که در زمان فراغت شکل می گیرد و زمانی که بحث پول و دستمزد مطرح می شود بحث رضایت و کار متعالی، شکل نمی گیرد اما کرافورد این بازی را بهم می زند.

وی درعین حال اضافه کرد: یکی از اهداف کرافورد از نگارش این کتاب «احیای کارهای دستی» است که موجب ارتباط بیشتر انسان با محیط و واقعیات پیرامونش می شود و تکامل  انسان را به همراه خواهد داشت. فردی که کارهای فنی ودستی انجام می دهد یکنوع «از خودگذشتگی» را یادآوری می کند و در نتیجه، انسان اخلاقی تر و نسبت به واقعیات، جدی تر می شود.

این پژوهشگر فلسفه علم و فناوری گفت: کرافور می گوید فضای کارهای دستی و فنی باعث می شود که آدم های این فضا صادق تر باشند و این نوع آدم ها در عین حالی که رک تر هستند،   مسئولیت پذیری را هم تمرین می کنند و معیارهای قضاوت آن عینی و مشخص تر می شود که همین امر سبب گشوده شدن زبان گفتاری آنان خواهد شد.

گام نهادن در مسیر تمدن سازی، مستلزم استقلال در حوزه تولید

در پایان نشست کمیل سوهانی با اشاره به «اسم اعظم شیطانی مصرف» گفت: ما می خواهیم الگوی ایرانی ـ اسلامی پیشرفت را در کشور تبیین کنیم اما در عمل مصرف کننده هستیم، هم مصرف کننده حوزه مادی و هم مصرف کننده فکر و اندیشه.   و تا زمانی که وارد عرصه تولید نشویم، نمی توانیم به تولید فکر و اندیشه دست پیدا کنیم. لذا برای گام نهادن در مسیر تمدن سازی، باید به استقلال در حوزه تولید برسیم. ما اگر بتوانیم تولید را در کشور رونق ببخشیم دست آخر به تولید فکر خواهیم رسید و حتی عکس آن نیز صادق است.

گفتنی است این نشست بهصورت زنده از طریق فضاهای مجازی اداره کل کتابخانه های عمومی استان پخش شد.