کد خبر: 42115
تاریخ انتشار: یکشنبه, 19 مرداد 1399 - 17:50

داخلی

»

سخن هفته

بحرانی خطرناکتر و ویرانگرتر از کرونا

منبع : لیزنا
رحمت الله فتاحی
بحرانی خطرناکتر و ویرانگرتر از کرونا

رحمت الله فتاحی، معلم دانشگاه فردوسی مشهد: این روزها و در پی مرگ هزاران انسان در کشورهای مختلف از جمله ایران، جامعه جهانی تلاش می کند به عمق فاجعه بیماری ویرانگر کرونا پی برد. عمق این فاجعه آنست که چندین میلیون نفر درگیر این ویروس هولناک شده و چند صد هزار نفر نیز گرفتار مرگ شده اند، مناسبات و تعاملات اجتماعی و اقتصادی در سطوح گوناگون (از روابط خانوادگی تا تعاملات بین المللی) به تعطیلی کشیده شده، و میلیونها نفر کار خود را از دست داده و گرفتار فقر شده اند، می توان به عمق فاجعه پی برد. فعالیت نظام آموزشی نیز، از مهد کودکها گرفته تا دانشگاهها) دچار وقفه شده و آینده میلیونها نفر در هاله ای از ابهام قرار گرفته است. اکنون بسیاری از افراد جامعه آگاه شده اند که این بحران پیامدهای گسترده، درازمدت و در برخی موارد، غیرقابل پیش بینی و غیرقابل جبران دارد. این بحران پیر و جوان، فقیر و غنی، بیسواد و تحصیلکرده نمی شناسد و پیامدهایش گریبانگیر همه قشرهای جامعه شده است. ویژگی عمده بحران شیوع کرونا، عینی بودن پیامدهای آن، از جمله تعطیلی ادارات، شرکتها، کارخانه ها، مؤسسه های آموزشی، و در نتیجه، گسترش بیکاری و فقر است. این را بخش عمده ای از مردم درک کرده اند.

              اما در مقایسه با بحران کرونا، بحرانهای دیگری نیز وجود دارد که دامنگیر جامعه شده و بسیار ویرانگرتر و هولناک تر هستند. پیامدهای این بحرانها بس ناگوارتر است به شکلی که تاکنون توانسته بنیاد جامعه و خانواده را درهم بکوبد و نابود کند. با این حال، به دلیل آنکه اینگونه بحرانها را، در مقایسه با گسترش بیماری کرونا، نمی توان عینا مشاهده کرد، مورد غفلت جامعه و دولت قرار گرفته و می گیرد.

مهمترین این بحرانها، "بحران ناآگاهی فردی و اجتماعی" است. ناآگاهی ریشه و عامل بسیاری از بحرانهای دیگر است و تا زمانی که با آن مبارزه نکنیم، مانند مبارزه با ویروس کرونا، همچنان شیوع می یابد و قربانی می گیرد. ناآگاهی به این معناست که فرد و جامعه توان شناخت و تشخیص درست مسائل را ندارند و در نتیجه، دچار انواع اشتباهها و انحرافها، و سرانجام گرفتار آسیب حتی جدی می شوند. به بیان دیگر، پیامدهای ناآگاهی بسیار گسترده تر و ویرانگرتر از بیماری کروناست. هنگامی که فرد، به هر دلیل، در ناآگاهی بماند، اندیشه ها و رفتارهایش می تواند پیامدهای ناگواری نه تنها برای خود وی، بلکه برای جامعه داشته باشد.

  • اگر می بینیم که بحرانهایی چون فقر، اعتیاد، طلاق، انحرافهای اخلاقی، فحشا، دزدی، اختلاس، تخریب محیط زیست، و مانند آنها در جامعه افزایش یافته،
  • اگر می بینیم که حجم پرونده های قضایی در دادگاهها و تعداد زندانیان در زندانها افزایش یافته،
  • و اگر می بینیم که اعتماد اجتماعی کاهش یافته است،

آنگاه باید به این نتیجه برسیم که همه آنها از گسترش ناآگاهی در بخشی از جامعه سرچشمه می گیرد. آشکار است که هر بحرانی مانند موج دریا و یا دومینو، حرکت دارد، متوقف نمی شود و این حکایت ادامه دارد. بحران ناآگاهی، همچون کرونا می تواند مسری باشد و شیوع پیدا کند، مثلا از پدر یا مادر به فرزندان، از همسر به همسر، از دوستی به دوستان دیگر، از کارمندی به کارمندان دیگر، از مدیر به کارکنان و ...

اما در این راستا، چند پرسش بنیادی وجود دارد:

  • چرا ناآگاهی در افراد شکل می گیرد و پیامدهایش جامعه را در بحرانهایی گسترده گرفتار می کند؟
  • چه نهادهایی مسئول ایجاد آگاهی در افراد جامعه هستند؟
  • با چه ابزارها و رویکردهایی می توان از گسترش ناآگاهی جلوگیری کرد؟
  • تجربه جوامع موفق در این زمینه چه بوده است؟
  • چگونه می توان با کمترین هزینه به ایجاد و توسعه آگاهی ها همت گماشت؟

 

اینها بخشی از پرسشهایی است که ذهن افراد دغدغه مند را به خود مشغول می سازد.

به طور طبیعی، و در طول تاریخ، جامعه بشری نهادهایی را برای بالابردن آگاهی های افراد تاسیس کرده یا می کند. برخی از این نهادها عبارتند از نهادهای آموزشی (مهد کودک، دبستان، دبیرستان و دانشگاه)، مراکز فرهنگی (موزه ها، فرهنگسراها، کتابخانه ها، ناشران و کتابفروشی ها)، و رسانه ها (روزنامه ها، رادیو و تلویزیون، شبکه های اجتماعی). این نهادها با برنامه ها و فعالیتهای خود تلاش می کنند شرایط و امکانات افزایش آگاهی های جامعه را برای همگان فراهم کنند. ارزش وجودی آنها و نیز تاثیرگذاری آنها بر سطح آگاهی های جامعه به اثبات رسیده است. به بیان دیگر، هرچه بر کمّیت و کیفیت این گونه نهادها افزوده شود و وجود آنها ارزشمند تلقی گردد، به همان نسبت بر میزان آگاهی های افراد افزوده می شود. نتیجه آنکه، افراد جامعه کمتر دچار ناآگاهی و گرفتار شدن در اشتباهها و انحرافها می گردند و جامعه روند معقول تری را به سوی رفاه و سعادت طی می کند. شاخص های فرهنگی سازمانهای بین المللی از جمله یونسکو تاکید زیادی بر حمایت دولتها از تاسیس و پشتیبانی نهادهای فرهنگی و آموزشی، بویژه کتابخانه ها، ناشران و رسانه ها دارد. در همین زمینه، هرچه افراد جامعه اهل کتابخانه و اهل مطالعه باشند، میزان انحرافها و بحرانها کمتر خواهد بود. یافته های پژوهشهای ملی و بین المللی گوناگون هم نشان داده که رابطه مستقیم و معناداری میان فعالیتهای نهادهای فرهنگی و آموزشی با توسعه اجتماعی وجود دارد. پس باید به سرمایه گذاری در این زمینه ها ادامه داد. عکس آن نیز واقعیت دارد: هرچه به چنین نهادها توجه کمتری شود، جامعه دچار چالشها و بحرانهای گسترده تری خواهد شد. آمارهای موجود در جوامع مختلف حاکی از این واقعیت است.

بر این مبنا، برای توسعه آگاهی ها در جامعه و جلوگیری از بحرانهای ویرانگر اجتماعی، فرهنگی، اخلاقی، و اقتصادی، بناچار باید توجه جدی تری به نهادهای فرهنگی کرد. این نهادها، در مقایسه با نهادهای درگیر در بهداشت و درمان، مانند درمانگاهها و بیمارستانها، به هزینه و نیروی انسانی بسیار کمتری نیاز دارند. اما افسوس که برخی دولتها و برخی مدیران اهمیت این مسئله را درک نمی کنند و بودجه لازم را در اختیار قرار نمی دهند. در واقع، آنها قادر به تشخیص و درک پیامدهای عدم توجه به نهادهای فرهنگی و آموزشی نیستند. هر زمان که دولتی و یا مدیری دچار کمبود منابع مالی شود، در درجه نخست بودجه اینگونه نهادها را کاهش می دهد. نتیجه آنکه، با افزایش چالشهای اجتماعی و بحرانهای ملی، دولتها ناچارند بودجه های بسیار بیشتری برای مدیریت بحرانها (فقر، اعتیاد، طلاق، انحرافهای اخلاقی، فحشا، دزدی، اختلاس، تخریب محیط زیست، و مانند آنها) هزینه کنند. این داستانِ همیشگی و تکراری در کشورهای جهان سوم است، جهانی که هزینه های بسیاری را در طول تاریخ و به دلیل دوری از آگاهی پرداخت نموده و در برخی موارد، تمدن خود را نابود کرده است.

در این شرایط، وظیفه اندیشمندان و انسانهای دغدغه مند، از جمله کتابداران تلاش برای توجیه ارزشمندی نهادهای فرهنگی و آموزشی در راستای آگاهی بخشی فردی و اجتماعی است. برقراری تعامل کتابداران با دولتمردان و توجیه آنها با ارائه طرح های ملی یکی از راههاست. در این راستا، باید تلاش کنیم رویکرد حرفه را از درون گرایی به برون گرایی تغییر دهیم، به جای روزمرگی و مانور در درون حرفه و برگزاری انواع همایشها و کارگاههای آموزشی ویژه حرفه مندان، باید با سایر نهادهای دولتی و اجتماعی تعامل کرده و برنامه هایی را برای آنها ارائه دهیم. اگر بقای معنادار حرفه خود را می خواهیم و اگر می خواهیم نقشی در توسعه فرهنگی و اجتماعی جامعه داشته باشیم، وقت آنست که سیاستها و رویکردهای حرفه خود را مطابق با شرایط و نیازهای روز جامعه تغییر دهیم. کتابخانه ها بهترین و مناسبترین نهادهای اجتماعی برای تعامل افراد جامعه و تبادل آگاهی هاست. نه تنها مجموعه منابع آنها بهترین وسیله برای کسب آگاهی هاست بلکه خدمات کتابداران نیز در راستای آگاهی بخشی افراد جامعه است. از این رو، هرچه تعداد اعضای کتابخانه ها را افزایش دهیم و هرچه منابع و خدمات مناسبتری را در دسترس افراد قرار دهیم، میزان آگاهی های اجتماعی بالاتر خواهد رفت.[1]

در پایان، توجه داشته باشیم که بخشی از افراد جامعه دچار ناآگاهی خطرناکی شده اند و رفتارهایشان نه تنها به خود آنها بلکه به کل جامعه آسیب می زند. ما اکنون درگیر بحرانهایی گسترده تر، ویرانگرتر و عمیق تر از بحران کرونا هستیم. در این شرایط، همه در خطر هستیم و هیچکس در امان نیست. پس همه مسئولیم. رسالت عمده نهاد کتابخانه، توسعه آگاهی های فردی و اجتماعی و توانمندساختن افراد در راستای تفکر عقلانی وتحقق رفاه و سعادت جامعه است. من و شما که دغدغه جامعه را داریم باید پا پیش گذاریم. نباید فرصت را بیش از این از دست بدهیم. رسالت اجتماعی حرفه ما ایجاب می کند که در صحنه باشیم. این گوی و این میدان!

 

[1]  در این زمینه می توانید به نوشته های زیر مراجعه کنید:

فتاحی، رحمت الله. «پویاسازی کتابخانه‎های عمومی در راستای آگاهی بخشی همگانی، اصلاحات اجتماعی و کاهش آسیب‌ها». سخن هفته لیزنا، شماره ۳۶7. 20 آذر ۱۳۹۶.

SOCIAL AWARENESS AND COMMUNITY INVOLVEMENT THROUGH LIBRARY SERVICES

 

فتاحی، رحمت الله. «بحرانی خطرناکتر و ویرانگرتر از کرونا». سخن هفته لیزنا، شماره 508. 20 مرداد 1399.