کد خبر: 41685
تاریخ انتشار: دوشنبه, 29 ارديبهشت 1399 - 06:16

داخلی

»

سخن هفته

به بهانه چهلمین روز درگذشت استاد ثریا قزل ایاغ؛

"وقتی از استاد صحبت می‌کنیم از چه صحبت می‌کنیم"

منبع : لیزنا
سید ابراهیم عمرانی
"وقتی از استاد صحبت می‌کنیم از چه صحبت می‌کنیم"

لیزنا؛ سید ابراهیم عمرانی، سردبیر:  چهل روز از درگذشت گرامی استادِ رشته ما ثریا قزل ایاغ گذشت، ‌و چه به سرعت. هنوز باور نمی کنم. و هنوز او را با لبخندی مطمئن نشسته دراتاقش می‌بینم که با صمیمیت فراوان به ما درس زندگی می‌داد. پیشنهاد تحریریه لیزنا این بود که حتما باید یادآوری کنیم و حتما باید سرمقاله این شماره به ایشان اختصاص یابد و در نهایت تصمیم این شد که مصاحبه پریسا پاسیار گرامی با استاد ثریا قزل ایاغ که بعد از کنگره 1398 انجمن تدارک یافت و ویرایش آن در بیمارستان به پایان رسید را در مجله الکترونیکی شناسه منتشر شد را یادآوری کنیم.  به این جهت با نگاهی مجدد به مصاحبه تصمیم این شد که با مقدمه‌ای شما را به سراغ مصاحبه بفرستیم که از خلال مطالب متنوع آن (که شاید در آینده نیز روی آنها مطالب بیشتر را به بحث بگذاریم)، به صحبتهای ایشان درباره برنامه ریزی آموزشی نگاه خواهیم کرد.

در زیر ابتدا، جملاتی از مصاحبه ایشان با پریسا پاسیار درباره برنامه ریزی آموزشی را می آوریم، ‌و در ادامه بحث کوتاهی خواهیم داشت و پس از آن شما را رها می‌کنیم تا سر فرصت مصاحبه را بخوانید و بیاموزید که "وقتی از استاد صحبت می‌کنیم از چه صحبت می‌کنیم".

قزل ایاغ: وقتی درباره برنامه آموزشی صحبت می کنید، باید یک نگاه فراگیر مملکتی را در نظر بگیرید. زمانی که برنامه درسی نوشته می شود باید فکر کنیم و ببینم درباره هر درس چه محتوایی داریم. همین طور باید در نظر داشت که چه کسی قرار است این محتوا را درس بدهد. نمی توانیم درس های شیک و ایده آلی را در برنامه درسی قرار دهیم که دل آدم را می برد، اما وقتی پایمان را روی زمین می گذاریم و صحبت از تدریس آنها می شود ندانیم قرار است چه کسی از عهده تدریس آن برآید. ... در برنامه ریزی رویکرد باید آینده نگر باشد. به هیچ وجه معتقد نیستم که باید به گذشته برگشت اما می توان از مرور آنچه تجربه شده است، نکته هایی را به کار گرفت. .... برنامه درسی مثل نقشه راه می ماند و قرار است نیروی انسانی تربیت کند. آرمان گرایی به جای خود، اما برای تربیت نیروی انسانی باید پایمان روی زمین باشد و برمبنای واقعیت ها تصمیم بگیریم.

قزل ایاغ: .... در واقع به جامعه نگاه می کنند و می بینند که از باب مثال در کتابخانه های عمومی نیاز به چه آموزش هایی است و برای آنها دوره آموزشی برگزار می کنند. اعلام می کنند که در این دوره آموزشی کتابدارهای کتابخانه های عمومی که  شرایط لازم را دارند، می توانند شرکت کنند و اولویت با آنهاست. برنامه را کاملا منطبق با نیازهای جامعه تنظیم می کنند و کسی که در این دوره تربیت می شود می داند که فردا قرار است که به کدام کتابخانه برود و مشغول به کار شود.

قزل ایاغ: ما در ایران  ..... باید  ...... برنامه ریزی واقع بینانه، انتخاب مدرسان کارآزموده و روش نظارت بر برنامه ها و اعضای هیئت علمی را در دستور کار قرار دهیم.  ...   وقتی صحبت از انتخاب مدرس کارآزموده و توانمند است. منظورم به ویژه در درس ادبیات کودک این است که مدرس بتواند همان موقع سر کلاس آنقدر حضور ذهن داشته باشد که بتواند از نمونه های کتاب کودک در رابطه با درس های کلاسی شاهد مثال بیاورد.

خدایا، چقدر ساده و قابل لمس. این کلمات گرانقدر را باید به گفته قدما به آب زر نوشت و بر دیوار شوراهای برنامه ریزی زد که به مرور ملکه ذهن بزرگانمان شود. بارها نوشته ام و نوشته ایم، که برنامه ریزی کاری همه جانبه است و نمی توانیم دورهمی جمع شویم و رئوس دروس را تغییر دهیم. این کار هم لازم است ولی کافی نیست. بارها گفته شده و سخنرانی شده مهمتر از درسها، استاد یا مدرس با صلاحیت است که قرار است درس را ارائه دهد. مدلهای مختلف نوشته شده ولی یک برنامه درسی برای سراسر ایران همه پیشنهادات را به باد داده است. بهترین برنامه با بهترین منابع را که تدوین کنید، باید بهترین مدرس هم درس بدهد.

بنده مطلبی را با عنوان منزلت اجتماعی حرفه کتابداری ، در انجمن ارائه دادم که ده دوازده سال پیش بود و در مجموعه سخنرانیهای همایشها انجمن در دسترس است. در تالار کتابخانه ملی ایران که مطلبم را ارائه می‌دادم، به مشکلات پایین بودن منزلت اجتماعی حرفه کتابداری که رسیدم، از مشکلات آموزشی به عنوان یکی از مشکلات نام بردم و نمونه هایی را گفتم که در فلان دانشگاه در فلان کشور یک استاد یک ترم در یک دانشگاه و ترم بعد در دانشگاه دیگری مستقر می شود و درس را ارائه می کند و چون متخصصص در یک حوزه  کم دارند به این ترتیب استاد متخصص جابجا می شود و اصرار داشتم که برای دروس متخصص از استادان گروههای تخصصی استفاده کنید. نمی‌شود در یک دانشگاه که اجازه بدهید نام نبرم درس مبانی برنامه نویسی و ادبیات کودک را یک استاد درس بدهد. اگر غیر از این باشد، فازغ  التحصیل ما فقط نمره گرفته و درس را در ظاهر گذرانده و فارغ التحصیل هم می شود ولی چون چیزی بلد نشده، به هر محیطی برود نمی تواند کارش را به درستی انجام دهد، و همین بر پایین آمدن منزلت حرفه کتابداری تاثیر دارد. چون وقتی وارد محیط حرفه ای شود می بینید که چیزی از کتابداری یا علوم اطلاعات جز چند اصطلاح تخصصی در حوزه سازماندهی (و نه سازماندهی اصل) چیزی نمی داند و به مدیر غیر کتابدار این اجازه را می دهد که از فارغ التحصیلان دلخواه از رشته دیگر استفاده کند، و جامعه به این مستخدم جدید هم که در این پست نشسته به چشم حرفه مند کتابداری نگاه می‌کند، و باز هم منزلت حرفه‌ای ما پائیتر می‌آید و تلاش می کردم، بگویم که باید آموزشهای ما درست اجام شود و با استاد متخصص.

نیک به یاد دارم، استاد محترم و دلسوز رشته ما جناب آقای دکتر مهدی محمدی که خداوند سلامتشان بدارد فرمودند ما همین کار را کردیم و از گروه کامپیوتر برای بچه ها استاد آوردیم ، بعد از سه جلسه جمع شدند جلوی اتاق مدیرگروه که این استاد را عوض کنید که ما اصلا نمی فهمیم چه می گوید.

به یاد بیلی وایلدر می افتم که در پایان بندی یکی از فیلمهایش می‌گفت: "خوب، این یک داستان دیگر است که باید براتون بگم". البته من نمی خواهم این کار را بکنم، که قبلا در مورد ورودیها بسیار نوشته ایم و می دانیم سبب چیست.

من قصد ندارم با کلام ناقص خودم بیش از این وقتتان را بگیرم و تقاضا می کنم مصاحبه استاد ثریا قزل ایاغ را با حوصله و تا پایان بخوانید تا بدانید وقتی کلمه استاد را به کار می بریم، منظورمان مدرس یک درس نیست، منظور تسلط همه جانبه بر محتوای آن حوزه، و همه جانبه‌نگری او در همه مسایل پیرامون درسی است که دارد می‌دهد. این تسلط بر موضوع کار، و همه مسایل پیرامونی آن یک نفر را استاد می کند و نه عمل کردن به آئین نامه مشکل آفرین ارتقاء که اجازه کار از استادان واقعی را هم می گیرد، چه برسد به نو استادان کم تجربه یا به قول من انسانی که دیگر  انسان خردمند نیست و از آن عبور کرده و می توانیم او را " انسان استناد باز " یا HomoISIous  بنامیم.  حالا مصاحبه را بخوانید تا بدانید "وقتی از استاد صحبت می‌کنیم از چه صحبت می‌کنیم".

 

عمرانی، سید ابراهیم. « "وقتی از استاد صحبت می‌کنیم از چه صحبت می‌کنیم"». سخن هفته لیزنا، شماره 496، 29 اردیبهشت 1399