کد خبر: 50096
تاریخ انتشار: شنبه, 08 شهریور 1404 - 12:36

داخلی

»

گاهی دور، گاهی نزدیک

ادامه‌ای بر نقدِ معادل‌های فارسی برای دو اصطلاح disinformation و misinformation

منبع : لیزنا
محمدرضا شکاری
ادامه‌ای بر نقدِ معادل‌های فارسی برای دو اصطلاح disinformation و misinformation

(لیزنا، گاهی دور/گاهی نزدیک 389 ): محمدرضا شکاری، عضو هیئت علمی گروه علم اطلاعات و دانش­‌شناسی دانشگاه شهید چمران اهواز: چندی پیش متنی از جناب آقای دکتر خسروی با عنوان «نبرد پنهان و متخصصان علم اطلاعات» خواندم؛ گذشته از محتوای ارزشمندش، متوجه شدم که فرهنگستان زبان و ادب فارسی برای واژه‌ی disinformation  «دژاطلاعات» و برای واژه­ی misinformation  «کژاطلاعات» را ارائه داده است. یعنی به جای پیشوند «dis» از «دژ» و به جای پیشوند «mis» از «کژ» استفاده شده بود. هرچه با خود کلنجار رفتم تا این معادل‌ها را بپذیرم و با آنها کنار بیایم، نتوانستم؛ نه زبانم به گفتن آن می‌چرخید، نه دستم به نوشتنش می‌رفت، و نه اصلاً ذهنم آن را می‌پذیرفت. چند روز پس از آن، نقدی دقیق و کارشناسانه از دکتر جعفر مهراد بر همین دو اصطلاح خواندم که نشان داد مشکل از من نیست، بلکه مشکل اصلی در نارسایی‌های معادل‌های ارائه شده است!

به جستجویی در اینترنت پرداختم و به سراغ فرهنگ‌های لغت آنلاین موجود در وب رفتم تا دقیقاً بدانم معنای «دُژ» و «کژ» چیست. جستجوهایم نشان داد که فرهنگ‌های معتبر فارسی، «دژ» (که به جای dis در disinformation به کار رفته) را چنین معنا می‌کنند: نخست، اسم به معنای دز، حصار و قلعه؛ دوم، پیشوندی به معنای «بد»، «زشت» یا «ناپسند»؛ همچون دژخیم، دژآلود، دژآگاه. پیشوند «کژ» (که به جای mis در misinformation  به کار رفته) نیز به معنای «کج»، «منحرف»، «نادرست» یا «اشتباه» آمده است و در ترکیب‌هایی چون کژراهه و کژفهمی، میتوان گفت هنوز هم تا حدی زنده و مأنوس و به چشم و گوش آشنا است.

اما پرسش اصلی این است که در فرایند واژه گزینی، آیا زنده بودنِ یک پیشوند در متون کهن یا در ذهنِ اهل ادب، به معنای زنده بودنِ آن در زبان معیار و ارتباط روزمره است؟ آیا مأموریت فرهنگستان، صِرفاً احیای واژگان کهن است یا انتخاب معادل‌هایی که در فضای رسانه، آموزش و ارتباطات عمومی کارکرد واقعی داشته باشند؟ به نظر میرسد که در به‌کارگیری و گزینش «دژاطلاعات» برای disinformation  و «کژاطلاعات» برای misinformation ، صرفاً به فارسی بودن آن توجه شده و توجهی به اقبال برای پذیرش و کاربرد آن در فضای امروزی جامعه توجهی نشده. از سوی دیگر به نظر می­رسد که در جمعی که اقدام به واژه ­گزینی کرده اند، فرد متخصص موضوعی ای وجود نداشته است، که اگر وجود داشت، این معادل ها انتخاب نمی­ شد.

«دژ» به‌عنوان پیشوند، سال‌هاست از زبان معیار خارج شده و برای گوش مخاطب امروزی یا هیچ معنای پیشوندی ندارد یا ناخودآگاه و ناخواسته، فوراً به سمت و سوی «قلعه» و «حصار» ارجاع داده می شود. این یعنی قبل از انتقالِ مفهومِ «عامدانه بودن فریب» (یعنی همان اطلاعات گمراه کننده که همه ی ما برای misinformation بکار می بریم)، ذهن مخاطب باید از یک مانعِ معنایی عبور کند؛ مانعی که در دنیای ارتباطاتِ سریع امروزی، یک امتیاز منفی بزرگ است!

البته می توان گفت که «کژ» در این میان کمی وضعیت بهتری دارد؛ کژ در معنای خطا یا انحراف، هنوز در ذهن یک فارسی‌زبان حضور دارد؛ یا اگر حضور نداشته باشد، می توان آن را جای داد، اما باز هم رسمی و خشک و محدود است و برای متونی که قرار است گستره‌ای وسیع از مخاطبان را دربرگیرد، به نظر نمیتواند مناسب و پذیرفتنی باشد.

برای درک بهتر و روشن شدن این کاستی، کافی است همین الگو را به واژه‌های دیگر تعمیم دهیم:

 

واژه به همراه mis و dis

معنای رایج

تعمیم دژ و کژ به معنای آن­ها

Mismanagement

سوء مدیریت

کژ مدیریت

Misunderstanding

سوء تفاهم

کژ تفاهم

Misuse

سوء استفاده

کژاستفاده

Misalign

نا همترازی، ناهمراستایی

کژراستایی، کژترازی

Misjudgment

قضاوت اشتباه

کژقضاوت

Disconnection

قطع ارتباط

دژ پیوند

Disloyal

بی وفا

دژ وفادار

Disapprove

نپذیرفتن

دژپذیرفتن

Disqualify

رد صلاحیت

دژصلاحیت

Discomfort

ناراحتی/ سختی

دژراحتی

Disengage

جدا شدن

دژدرگیر

 

همان طور که مشاهده می­ نمایید، مرور این برساخته‌ها -البته با تعمیم دژ و کژ به معنای آن­ها - در ذهن ما نامأنوس و حتی مضحک جلوه می‌کنند، به نحوی که حتی تلفط و ادای آن بر زبان هم سخت و دشوار می­شود! پس چگونه می‌توان انتظار داشت «دژاطلاعات» و «کژاطلاعات» در گفتار و نوشتار علمی و رسانه‌ای جاری شوند؟ آن هم در رشته ی ما که از دیربار همواره مشکل نام و نام گزینی داشته ایم و متون متعددی برای آن نوشته­ایم و خوانده­ایم! از آشفتگی واژه­ شناختی در رشته تا انتخاب و تغییر نام رشته و دانشکده، تغییر محتوا، و وجود دیدگاه­های مختلف در این خصوص! (لینک های این مقالات را در انتها ذکر کرده ام که میتوان با هایپرلینک کردن متن، خواننده را به آنها ارجاع داد)

دکتر جعفر مهراد نیز در نقد خود به‌درستی بر این نکته تأکید نموده ­اند که معادل‌ها باید هم دقیق باشند و هم طبیعی و دلنشین. «اطلاعات نادرست» برای misinformation  و «اطلاعات گمراه‌کننده» برای disinformation  دقیقاً این دو شرط را همزمان برآورده می‌کنند: تفاوت معنایی آشکار (یعنی غیرعمدی بودن خطا در اولی، عمدی بودن فریب در دومی) و سازگاری کامل با زبان امروز، چه در دانشگاه، چه در رسانه و چه در گفت‌وگوی عمومی.

در کل، زبان، پدیده ای زنده است. زنده ماندنش هم به تنها به یک چیز وابسته است: به پیوندش با فهم و تجربه ­ی روزمره ­ی مردم! هر چقدر از این پیوند فاصله بگیرد، به مرگ خویش نزدیک­تر می­ شود و بالعکس. پیشوندهای «دژ» و «کژ» هرچند بخشی از میراث ارزشمند زبان فارسی‌ ماست، اما بازگرداندن آن‌ها به متنِ زندگیِ زبانیِ امروزمان، اگر بدون توجه به «درک عمومی» انجام شود (که اتفاقاً به نظر می رسد همینطور هم بوده)، بیش از آن‌که خدمت به زبان باشد، ضربه ای به کارکرد ارتباطی آن است.

در واقع انتخاب یک واژه‌ی فارسیِ موفق برای یک اصطلاح غیرفارسی، به مثابه پلی است میان دو سو، که یک سوی آن «دقت علمی» است و سوی دیگر آن «فهم عمومی». و این دو به یک اندازه ارزش و اعتبار دارند. به این معنا که نمی­توان فقط بر دقت علمی پایبند بود و فهم عمومی را کنار گذاشت؛ یا در عوض، فقط به درک و فهم عموم توجه داشت و دقت را نادیده گرفت؛ به نظر می­رسد که این پل (حداقل برای این دو واژه­ ی پرکاربرد در رشته ­ی علم اطلاعات و دانش ­شناسی) توسط فرهنگستان ساخته نشده و شکاف میان زبان رسمی و زبان زنده، عمیق‌تر شده است.

نمیدانم، آیا امکان اصلاح وجود دارد؟ اگر بله، می­توان دست به کار شد؛ قبل از آنکه دیر شود. انجمن کتابداری و اطلاع ­رسانی ایران می­ تواند پیشگام باشد.

 

آشفتگی واژه شناختی:

https://slis.scu.ac.ir/article_11066_c2363fa6179191bc2e96023cf6f4e9c3.pdf

تغییر نام رشته:

https://profdoc.um.ac.ir/articles/a/1018419.pdf

تغییر نام دانشکده:

https://jlib.ut.ac.ir/article_28759_69c7bf1eb4ab369e440b0118bfb4f81f.pdf

تغییر محتوا:

https://B2n.ir/ry1159

دیدگاه های مختلف درخصوص تغییر عنوان رشته:

https://B2n.ir/mw1464