کد خبر: 50625
تاریخ انتشار: پنج‌شنبه, 18 دی 1404 - 10:42

داخلی

»

برگ سپید

معرفی کتاب آبلوموف

منبع : لیزنا
فاطمه رهایی
معرفی کتاب آبلوموف

درباره نویسنده

ایوان الکساندرویچ گنچاروف در ماه ژوئن (ششم تا هجدهم) سال 1812 یعنی پیش از ورود ناپلئون به مسکو در سیمبیرسک به دنیا آمد. گنچاروف در 1831 به دانشگاه مسکو وارد شد و به تحصیل زبان‌های خارجی و ادبیات پرداخت. پس از اتمام تحصیل ابتدا در فرمانداری سیمبیرسک استخدام شد اما بعد به امید پرداختن به کارهای ادبی به سن‌پترزبورگ رفت و معروف‌ترین رمان خود را در سال 1859 نخست در مجله یادداشت‌های وطن و سپس در همان سال به صورت کتاب منتشر کرد (وبسایت ویکی پدیا، بی‌تا).

معرفی کتاب

آبلوموف که مهم‌ترین رمان گنچاروف است مفهومی جدید به فرهنگ ادب جهانی اضافه کرده است. واژه آبلومویسم در این کتاب برای بیان ویژگی‌های روانی، شخصیتی مبتلا به بی‌دردی درمان‌ناپذیر و بی‌ارادگی و ضعف نفس.

این کتاب در 895 صفحه و در چهار بخش نوشته شده، اولین چاپ این کتاب در سال 1355 توسط انتشارات امیرکبیر با ترجمه سروش حبیبی انجام شده است. (وب سایت کتابلازم، بی‌تا)

داستان این کتاب در مورد ارباب زاده‌ای به نام ایلیا ایلیچ آبلوموف است که در دوران کودکی به قول ما ایرانی‌ها روی پر قو بزرگ شده است منظورم این است که ایلیا در کودکی خود اجازه نداشت هیچ کاری را به تنهایی انجام دهد حتی جوراب‌هایش را یکی از نوکران پایش می‌کرد اگر پدر و مادر ایلیا ایلیچ می‌دیدند که ایلیا خود جوراب‌هایش را پا می‌کند به شدت عصبانی می‌شدند و نوکران خود را تنبیه می‌کردند. ایلیا ایلیچ به همین روش بزرگ می‌شود و دچار بیماری آبلومویسم می‌شود.

ایلیا بعد از مرگ پدر و مادرش عمارت و املاک خود را از روی تنبلی به دست این و آن می‌سپارد و برای زندگی به شهر پترزبورگ می‌رود.

زندگی ایلیا در پترزبورگ اینگونه بود که صبح‌ها وقتی از خواب بلند می‌شد تا ظهر در رختخوابش غلت می‌زد و به فکر فرو می‌رفت او حتی برای خوردن وعده‌های غذاییش هم از رختخواب بیرون نمی‌آمد.

ایلیا می‌گفت: او از همان آغاز کودکی عادت کرده است به لمیدن و کار نکردن و تنبلی. زیرا کسانی را داشته است که همه کار را برایش بکنند. بخاطر همین ناخواسته به زندگی تن پرورانه و سراسر اهمال مجبور شده بود.

حال خود قضاوت کنید از شخصی که با این وضع بزرگ شده چه انتظار می‌توان داشت؟

قسمتی از کتاب

ایلیا ایلیچ آبلوموف، غم زده در خانه زندانی می‌ماند و همچون گلی از مرزی دور در گلخانه نگهداری می‌شود و لای پنبه به آهستگی و در عین تنبلی رشد می‌کند و بی دست و پا بار می‌آید و نیروهایش که می‌خواستند نمایان شوند سرکوفته و پژمرده می‌شود.

اثری که این وضع محیط کودک بر تحول آینده فکری او دارد پیدا است که نیروی درونی و شور جوانی او سستی می‌گیرد و خاموش می‌شود. حتی اگر طفل گاهی نیروی‌های خود را بیازماید از سر هوس است و در عین تکبر و خودستایی انتظار دارد که دیگران دستوراتش را اجرا کنند.

می‌دانیم که ارضای بی‌حساب هوس‌های طفل موجب ضعف نفس و نااستواری شخصیت می‌شود و خود پسندی به راستی با توانایی حفظ عزت نفس و متانت ناسازگار است.

سخن آخر

 محیطی که کودک در آن رشد می‌کند چقدر می‌تواند در شخصیت و آینده او تاثیر بگذارد. مقصود نویسنده از  افرادی مثل آبلوموف این بود که پدر و مادرهایی که فرزندان خود را این گونه تربیت می‌کنند، در آینده او را تبدیل به فردی بی‌انگیزه و بی‌هدف می‌کنند. فرزندانی مثل آبلوموف افرادی در جامعه می‌شوند که هیچ گونه اختیار و اراده‌ای ندارند و مانند خمیری توسط دیگران شکل داده می‌شوند.

  منابع

وبسایت ویکی پدیا، آدرس به لینک

وب سایت مجله کتابلازم، آدرس به لینک

مشخصات کتاب

ایوان، گنچاروف. آبلوموف. ترجمه سروش حبیبی. تهران: فرهنگ معاصر، 1385.

نویسنده متن

فاطمه رهایی دانشجوی کارشناسی رشته علم اطلاعات و دانش شناسی از دانشگاه سمنان.