کد خبر: 41915
تاریخ انتشار: دوشنبه, 09 تیر 1399 - 15:54

داخلی

»

سخن هفته

به مناسبت زاد روز مام کودکان ایران زمین (توران میرهادی)؛

«افسانه پیروز» یا «حقیقت پیروز»

منبع : لیزنا
 مهدی محمدی
«افسانه پیروز» یا «حقیقت پیروز»

لیزنا؛ مهدی محمدی[1]، عضو هیات علمی گروه علم اطلاعات و دانش‌شناسی دانشگاه قم: در یادداشت دوست بسیار ارجمندم جناب آقای کاظم حافظیان در لیزنا در رسای استاد نوش آفرین انصاری[2] و زنده‌یاد ثریا قزل ایاغ[3] باخبر شدم که بخش تاریخ شفاهی سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران،  در بخش تاریخ شفاهی کتابی را در ارتباط با خانم توران میرهادی منتشر کرده است. مشتاق شدم که هم این اثر و هم «دل سپرده به کودکان: مصاحبه تاریخ شفاهی با ثریا قزل ایاغ» را مطالعه کنم. در تهیه اثر خیلی تلاش کردم اما با توجه به شرایط کرونا، کتابخانه ملی و کتابفروشی‌ها بسته بودند تا این که چند هفته پیش به لطف خانم الهه حاجی زاده دانشجوی خوب رشته علم اطلاعات و دانش‌شناسی دانشگاه قم و کارمند کتابخانه ملی و مرکز اسناد جمهوری اسلامی ایران، کتاب‌ها به دستم رسیدند و به خواندن آنها نشستم.

همان ابتدا عنوان کتاب خواننده را به تعجب وادار می‌کند که چرا «افسانه پیروز»؟ یک کم جلوتر که می‌روم در همان ابتدای مصاحبه، تهیه کننده مصاحبه خانم ندا رسولی از خانم میرهادی می‌خواهند که نام و نام خانوادگی و یا احیانا اگر نام مستعار دارند معرفی کنند. استاد در جواب می‌گویند: توران میرادی هستم و نام خاص دیگری ندارم. فقط چون شما اینجا از نام مستعار صحبت کردید، به خاطر آوردم که زمانی در مجله «سپیده فردا»، یک کار تحقیقی را بر روی زنان برجسته ایران انجام دادم. از نام مستعار « افسانه پیروز» زیر آن مقاله استفاده کردم. این تنها زمانی بود که از نام مستعار استفاده شد و گرنه هیچ وقت احتیاجی به نام مستعار نداشتم»

مصاحبه کننده می‌پرسد چرا افسانه پیروز؟ استاد این گونه جواب می‌دهند: زندگی و تلاش‌های زنان کشور ما ناشناخته بوده و حالت افسانه‌ای داشت. ولی احساس من این بود که زنان کشور ما در همه دوره‌های تاریخ ایران، با همت بسیار والا کار کردند و نهایتا هم همیشه پیروزی از آنِ آنها بوده و با یک چنین نگرشی گفتم این زن ایرانی است و افسانه است و پیروز هم هست (ص ۲۱).

به اینجا که میرسم یادم می‌افتد که در دهه ۱۳۶۰ همزمان با دوران دانشجویی خودم در دانشگاه تبریز؛ از رضا براهنی نویسنده شهیر کشورمان کتابی با عنوان «تاریخ مذکر » را مطالعه کرده بودم. ویرایش اول این اثر با عنوان «تاریخ مذکر: علل تشتت فرهنگی در ایران »  در سال ۱۳۴۹ منتشر شده بود که بازنگری آن در سال ۱۳۶۳ با عنوان «تاریخ مذکر: فرهنگ حاکم و فرهنگ محکوم» منتشر شده است. گذشته از مطالب ارزشمندی که در آن بحث شده و خوانندگان به خواندن این اثر توصیه می‌کنم؛ نویسنده در باب عنوان این اثر معتقد است که تاریخ کشورمان تاریخ مذکر هست و هیچ زنی در این تاریخ به چشم نمی‌خورد. چرا فرانسه ژاندارک را داشته اما در تاریخ ایران هیچ زنی دیده نمی‌شود.

وقتی این دو جمله را کنار هم می‌گذارم می‌بینم در انعکاس رشادت‌ها و تلاش‌های زنان کوتاهی صورت گرفته اگر درست و به موقع معرفی صورت می‌گرفت توران میرهادی چیزی کمتر از «یلا لپمن » بنیانگذار دفتر IBBY کم نداشته و شاید بیشتر از آن هم تاثیر گذار بوده است. و این مقایسه چقدر زیبا در مقاله خانم دکتر مکتبی ارائه شده به همایش دوسالانه ادبیات کودک دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان به تصویر کشیده است.

آری ما در معرفی زنان خود بویژه توران میرهادی کوتاهی کردیم چرا که توران میرهادی پرورش یافته در دامن مادری است که به فرزندان خود یاد داده است که « از غم بزرگ کار بزرگ بسازید» (ص ۴۷).

توران میرهادی شخصیت صاحب‌نظر بویژه در حوزه کودک و ادبیات کودک بوده است و به خوبی از سوی سازمان‌های بین‌المللی برای بیان آراء و اندیشه‌های خود دعوت می‌شد که نمونه آن دعوت به عنوان سخنران کلیدی کنگره بین‌المللی IBBy در سال ۱۹۸۶ ژاپن بوده است. میرهادی در این همایش دیدگاه خود را در خصوص کودک این گونه بیان می‌کند: نگرشی که نسبت به کودک بطور کلی هست، این است که ] کودک[  انسان کوچکی است که باید شکلش داد، نه انسانی که باید شکل پیدا کند، بلکه باید شکلش داد. من با این نظر مخالفم و معتقدم که هر انسانی یک معجزه است و باید راه تحول و تکامل خودش را پیدا کند و در آن مسیر حرکت کند. شکل دادن یعنی چه؟ تحمیل کردن یعنی چه؟ باید این کار را بکنی، باید این شکل شوی! این نظریه به نظر من همان نظریه‌ای است که انسان را اسیر و سرباز می‌کند یعنی تابع دستور، نه انسانی که وجدانش کار می‌کند، فکرش کار می‌کند، خلاقیتش کار می‌کند. کودک در واقع انسانی است از همان بدو تولد و حتی قبل از تولد، تحول خاص خودش را دارد و باید در مسیر تحول خاص خودش حرکت کند (ص ۱۱۶).

اگر ما در معرفی خوب و درست توران میرهادی و توران‌های میرهادی کوتاهی نکرده بودیم امروز یاس و ناامیدی در جوانان و دانشجویان خود شاهد نبودیم. چرا که مکتب توران میرهادی معتقد است که: نسل جوان بایستی از نشیب و فراز هر کار مثبتی در ایران مطلع باشد و بداند که هیچ کاری و هیچ موفقیتی یا هیچ خدمتی بدون جمع و بدون این فرصت‌ها عملی نمی‌شود. بنابراین، نه توقع زیاد داشته باشد  نه مایوس شود که اگر فوری به نتیجه نرسد زحمت می‌برد. کار خیلی خیلی زحمت می‌برد تا آدم بتواند نظرها را یا خدماتی را ارائه دهد و این برای همه جای دنیاست و نه فقط برای مردم ما (ص ۱۳۱).

توران میرهادی به پیروان خود این درس بزرگ را یاد می‌دهد که « زندگی یک فرصت فوق‌العاده است» اگر هدف را والا بگیری از هر لحظه‌اش لذت ببری هر سختی برایت آموزنده است. پرواز را بلند بگیر یعنی همان چیزی که مادرم به ما بچه‌ها گفت: پروازتان را بلند بگیرید (ص ۱۳۷).

با این دیدگاه‌های والا و اندیشه‌های نابی که مطالعه کتاب «افسانه پیروز» در اختیار من قرار می‌دهد با خودم واگویه می‌کنم که استاد کلاس‌های شما همیشه پربار و گرانسنگ هست.  چه در کلاس درس نشسته باشی، چه در دفتر فرهنگنامه نشسته باشی و یا چه از آن بالا به کارکردها و فعالیت‌های ما نظاره گر باشید. اما افسوس و صد افسوس می‌خورم که تنها آرزویتان  که گفته‌بودید «بیش از مرگ یک ارزو دارم، تکمیل فرهنگنامه» به وقوع نپوست. اما یقین دارم که شاگردان شما در مکتب شورای کتاب کودک این آرزوی دیرینه شما روزی تحقق خواهند بخشید.

استاد با این آرزو اجازه بدهید که در تخته سیاه این مکتب با رنگ سفید درشت به یادگار بنویسم که شما «حقیقت پیروز» هستید نه «افسانه پیروز» و شما را همنوا با پروین اعتصامی به زمانه می‌سپارم که فرمود: « من این ودیعه را به دست زمانه می‌سپارم»

محمدی، مهدی.« به مناسبت زاد روز مام کودکان ایران زمین (توران میرهادی):«افسانه پیروز» یا «حقیقت پیروز». سخن هفته لیزنا، شماره 502، 9 تیر 1399

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

[1] . عضو هیات علمی گروه علم اطلاعات و دانش‌شناسی دانشگاه قم این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید  

[2]https://www.lisna.ir/white-leaf/item/563-%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B2%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D9%BE%D9%87%D8%B1-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%B5%D8%B1

[3] . https://www.lisna.ir/white-leaf/item/418-%D8%AF%D9%84-%D8%B3%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D9%87-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86%D8%8C-%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AD%D8%A8%D9%87-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-%D8%B4%D9%81%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%AB%D8%B1%DB%8C%D8%A7-%D9%82%D8%B2%D9%84-%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D8%BA